امروز: 1404 دوشنبه 20 بهمن | Monday 9 Feb 2026 | اِلأِثنين ٢١ شعبان ١٤٤٧
چگونه گران‌فروشی، برندها را به ثروت می‌رساند؟

* مهندس امین رشیدی

در دنیای اقتصاد و بازار، پدیده‌ای به ظاهر متناقض رخ می‌نماید. برخی برندها کالاها یا خدمات خود را با قیمت‌هایی بسیار فراتر از هزینه تولید و حتی فراتر از قیمت رقبای مشابه عرضه می‌کنند و در کمال تعجب، نه تنها با استقبال روبرو می‌شوند، بلکه ثروتمندتر نیز می‌گردند. این گران‌فروشی عمدی و استراتژیک، برخلاف منطق ساده رقابت قیمتی، ریشه در لایه‌های عمیق روانشناسی مصرف‌کننده، اقتصاد رفتاری، و استراتژی‌های پیچیده بازاریابی دارد. درک این مکانیسم، دروازه‌ای به فهم مدرن از ثروت‌آفرینی و مدیریت برند در جهان امروز می‌گشاید. در ابتدا باید مفهوم گران‌فروشی را بازتعریف کرد. در اینجا منظور، افزایش قیمت بدون پشتوانه ارزش واقعی نیست، بلکه ایجاد و ادراک ارزشی است که در نهایت توجیه‌کننده قیمت بالا در ذهن مصرف‌کننده می‌شود. قلب این پدیده، انتقال از اقتصاد مبتنی بر قیمت تمام‌شده به اقتصاد مبتنی بر ادراک ارزش است. مصرف‌کننده مدرن، تنها یک مبلغ پول را با یک کالای فیزیکی مبادله نمی‌کند؛ او در حال خرید مجموعه‌ای از احساسات، هویت، آرزوها و تجربیات است. برندهایی که موفق به ایجاد این ادراک عمیق و چندلایه می‌شوند، اجازه می‌یابند تا از مرزهای قیمت‌گذاری معمول فراتر روند. 

یکی از قدرتمندترین مکانیسم‌های روانی در این زمینه، اثر نشانه‌گذاری قیمت است. ذهن انسان در غیاب معیارهای عینی کامل اغلب از قیمت به عنوان شاخصی برای کیفیت استفاده می‌کند. قیمت بالا، به‌طور ناخودآگاه، پیامی درباره برتری، مواد اولیه نفیس یا استثنایی ارسال می‌کند. این یک حلقه بازخورد ایجاد می‌نماید: قیمت بالا ادراک کیفیت بالا را تقویت می‌کند و ادراک کیفیت بالا، پرداخت قیمت بالا را توجیه می‌نماید. در اینجا، قیمت تنها یک عدد نیست؛ بخشی از هویت محصول و یک ابزار ارتباطی قدرتمند است. بعد دیگر، مفهوم کالای نمایشی است که توسط اقتصاددان معرفی می شود. این کالاها دقیقاً به دلیل گران‌قیمت بودنشان مورد تقاضا قرار می‌گیرند، زیرا نمایش‌دهنده موقعیت اجتماعی، ثروت و قدرت خرید فرد هستند. خرید یک ساعت مچی با قیمتی معادل یک خودرو، یا یک کیف دستی با قیمت یک سفر خارجی، عمیقاً با نمایش جایگاه اجتماعی گره خورده است.
 این کالاها ارزش علامت‌گذاری اجتماعی ایجاد می‌کنند. آنها به خریدار این امکان را می‌دهند که بدون گفتن یک کلمه، به جامعه بگویند: من توانایی پرداخت چنین مبلغی را دارم، بنابراین من موفق، با سلیقه و در رده خاصی هستم. برندهای لوکس به‌طور ماهرانه‌ای این تمایل انسانی به تمایز و ابراز وجود را هدف می‌گیرند. آنها با محدود کردن عرضه، ایجاد لیست انتظار، و کنترل سختگیرانه کانال‌های توزیع، کمیابی مصنوعی خلق می‌کنند که خود بر ارزش ادراکی و تمایل به خرید می‌افزاید. در این اقتصاد، در دسترس نبودن به اندازه کیفیت بالا اهمیت دارد. 
این استراتژی، تقاضا را نه تنها کاهش نمی‌دهد، بلکه آن را مشتاقانه‌تر و بی‌تاب‌تر می‌سازد. عامل عمیق‌تر، ایجاد یک اسطوره‌سازی حول برند است. برندهای موفق گران‌قیمت، فقط محصول نمی‌فروشند؛ آنها داستان، تاریخ، هنر و رویایی خاص را می‌فروشند. آنها روایتی می‌سازند از اصالت که شاید به یک کشور خاص، یک شیوه تولید دست‌ساز قرن‌ها پیش، یا یک شخصیت افسانه‌ای گره خورده باشد. این داستان‌سرایی، کالا را از حالت یک شیء کاربردی صرف خارج کرده و به آن هاله‌ای از منحصربه‌فردی و معنای عاطفی می‌بخشد. 
مصرف‌کننده با خرید این محصول، در حقیقت بلیط ورود به این دنیای معنایی، خرید عضویت در یک کلاب خاص و تصاحب بخشی از آن اسطوره می‌پردازد. هزینه تولید مواد اولیه و ساخت در چنین محصولاتی، اغلب تنها بخش کوچکی از قیمت نهایی است؛ بخش عمده قیمت، بهای این تعلق خاطر خیالی و هویت بخشی است. برندسازی در این سطح، به یک هنر تبدیل می‌شود: هنر تبدیل امری عادی به امری مقدس و متمایز. از منظر اقتصادی خالص، گران‌فروشی استراتژیک می‌تواند سودآوری را از دو مسیر افزایش دهد. نخست، افزایش حاشیه سود به ازای هر واحد محصول. هنگامی که حاشیه سود به دلیل قیمت بالا به شدت افزایش می‌یابد، حتی با فروش حجم کمتری از محصولات می‌توان به سود کل بالایی دست یافت. این امر به برند اجازه می‌دهد بر کیفیت، مواد اولیه نفیس خدمات استثنایی متمرکز بماند، بدون آنکه مجبور به رقابت تنگاتنگ در بازار انبوه شود. دوم، کاهش حساسیت قیمتی مشتریان. وقتی یک برند موفق شود خود را در ذهن مصرف‌کننده به عنوان یک غیرقابل جایگزین تثبیت کند، مشتریان وفادارش برای خرید آن، قیمت را مانع اصلی نخواهند دید. این وفاداری، که ریشه در هویت و احساس تعلق دارد، بسیار قوی‌تر از وفاداری ناشی از قیمت ارزان است. در نتیجه، این برندها از نوسانات بازار و رقابت‌های مخرب قیمتی تا حد زیادی مصون می‌مانند. آنها یک جزیره انحصاری برای خود می‌سازند که در آن قواعد معمول رقابت حاکم نیست. اما در پایان، باید دید که آیا این مدل ثروت‌آفرینی اخلاقی و پایدار است؟ پاسخ پیچیده است. از یک سو، این مدل می‌تواند منجر به اتلاف منابع، ترویج مصرف نمایشی و تعمیق شکاف‌های اجتماعی نماید. از سوی دیگر، می‌تواند مشوق حفظ هنرها و صنایع دستی نادر، تزریق خلاقیت و زیبایی‌شناسی به تولید، و ایجاد اشتغال با کیفیت در زنجیره‌تأمین با استانداردهای بالا باشد. موفقیت نهایی این برندها، در گرو تعادل ظریف میان اصالت و نوآوری، دسترسی انحصاری و رشد سالم، و سودآوری و حفظ اعتبار بلندمدت است. آنها ثابت می‌کنند که در اقتصاد مدرن، قدرتمندترین دارایی یک شرکت، لزوماً کارخانه‌هایش نیست، بلکه تصویری است که در ذهن و قلب مشتریانش حک کرده است. آنها نشان می‌دهند که ثروت مدرن، بیش از آنکه حاصل تولید انبوه کالاهای ارزان باشد، حاصل تولید انبوه معنا، هویت و آرزو است و این شاید یکی از پارادوکس‌های بنیادین جهان مصرفی ما باشد. در نهایت، گران‌فروشی موفق، یک تقلب یا حقه بازاریابی ساده نیست؛ بلکه یک شاهکار پیچیده روانشناختی اقتصادی است که در آن قیمت، به یک نماد، یک روایت و در نهایت، به خودِ ارزش تبدیل می‌شود.

لینک کوتاه:
http://www.tafahomnews.com/fa/Main/Detail/78216
تبلیغات
تفاهم آنلاین
تبلیغات
نقش نیوز
بعدی
قبلی

صف 
تخصیص ارز 
کوتاه می‌شود

اصلاحیه قانون ساماندهی خودرو؛ آیا قیمت خودرو افزایش می‌یابد؟
کیفیت 
آب آشامیدنی 
چگونه حفظ می‌شود؟
چالش نوسان 
طلا و بیمه‌های عمر 
متصل به دارایی بورس 
چشم‌انتظار توافقاستانداردهای جدید آزمون تازه خودروسازان
راه گذر راهبردی شمال–جنوب 
در مسیر تکمیل

هوش مصنوعی به بازار کار 
صنعت داده آسیب زدچگونه گران‌فروشی، برندها را به ثروت می‌رساند؟
  • شماره 5446
  • 1404 دوشنبه 20 بهمن

30 شماره آخر نشریه

ویژه‌نامه شماره 222