* دکتر وحید نوبهار، عضو رسمی انجمن
بین المللی اکچوئری (SOA)
بیمههای عمر متصل به دارایی بهویژه محصولاتی که بازده آنها تابع مستقیم عملکرد بازارهای مالی و داراییهای واقعی است، بهتدریج به یکی از سازوکارهای پیچیده و چندلایه در همنشینی مدیریت ریسک و انباشت سرمایه تبدیل شدهاند. این محصولات با فاصله گرفتن از الگوی کلاسیک نرخهای تضمینی امکان مشارکت بیمهگذار در منافع بازار را فراهم کرده و همزمان ساختار بیمهای قرارداد را حفظ مینمایند. طلا به واسطه سابقه تاریخی خود در نظامهای پولی و نقش آن در حفظ قدرت خرید و جایگاهی که در ذهنیت عمومی بهعنوان ذخیره ارزش دارد، به یکی از گزینههای پرکاربرد در طراحی بیمههای عمر تبدیل شده است. علیهذا اتصال یک تعهد بلندمدت بیمهای به دارایی که رفتار قیمتی آن با نوسانهای محسوس همراه است، بیمه گران را با مجموعهای از ملاحظات فنی، رفتاری و نظارتی روبهرو ساخته که بررسی آنها بدون اتکا به تحلیل ساختاری و تجربه عملی بازار امکانپذیر نیست. منطق طراحی بیمههای عمر متصل به دارایی بر این پایه استوار است که بخشی از ریسک سرمایهگذاری از ترازنامه شرکت بیمه گر به سطح قرارداد و اندوخته بیمهگذار منتقل شده و همزمان رابطه میان عملکرد داراییهای پایه و ارزش انباشتهشده بهصورت شفاف قابل ردیابی باشد. اگرچه این شفافیت به افزایش آگاهی بیمهگذار از ماهیت سرمایهگذاری کمک میکند، لکن حساسیت او را نسبت به نوسانات کوتاهمدت بازار نیز افزایش میدهد. لذا طلا میتواند در قالب یک مؤلفه مکمل درچیدمان دارایی ها ( asset allocation) ایفای نقش کرده و از طریق همبستگی متفاوت با سایر طبقات دارایی به تعادل ریسک سبد کمک رساند. لکن ماهیت رفتاری بازار طلا بهگونهای است که در دورههای نااطمینانی اقتصادی یا تنشهای ژئوپلیتیک دامنه تغییرات قیمتی آن تشدید شده و این امر بهطور مستقیم در ارزش واحدهای سرمایهگذاری بیمه عمر بازتاب مییابد. هنگامی که تغییرات قیمتی بدون چارچوب تحلیلی روشن و تبیین دقیق برای بیمهگذار رخ دهد، میتواند برداشت نادرستی از کارکرد واقعی بیمه عمر ایجاد کند. افت یا جهش ارزش اندوخته ممکن است بهعنوان نشانهای از ناکارآمدی محصول تعبیر شود، در حالی که چنین نوسانی بخشی از ذات دارایی پایه و نه ساختار بیمهای قرارداد است. لذا چالش اصلی در نحوه مدیریت آن در سطح طراحی محصول، اطلاعرسانی و همراستاسازی انتظارات بیمهگذار با افق زمانی بلندمدت بیمه عمر نهفته است. بیتوجهی به این ملاحظات میتواند اعتماد به قرارداد را تضعیف کرده و کارکرد بیمه عمر بهعنوان ابزار برنامهریزی مالی پایدار را تحت فشار قرار دهد.
تجارب بینالمللی حاکی از آن است که بازارهای توسعهیافته با رویکردی محتاطانه و مبتنی بر کنترل ریسک به اتصال بیمههای عمر با طلا نگریستهاند. در بخش قابلتوجهی از کشورهای اروپایی ساختار محصولات وابسته به دارایی بهگونهای طراحی شده است که وابستگی آنها به یک دارایی مشخص به حداقل برسد و بهجای آن سبد چندلایه از طبقات مختلف دارایی مبنای محاسبه ارزش اندوخته قرار گیرد.
ادامه در صفحه 2