* دکتر میر موسی انیران
امروزه جهان در آستانه تحولی بنیادین قرار گرفته است؛ تحولی که دیگر نه یک انتخاب، که یک ضرورت بقاست. تغییرات اقلیمی، تخریب محیطزیست و مصرف بیرویه منابع، سیاره را به سمتی سوق داده که نیازمند بازتعریف رادیکال مفاهیمی چون توسعه، پیشرفت و سودآوری است. در این میان، رشته معماری که همواره به دلیل سهم بزرگش در مصرف انرژی، تولید پسماند و تغییر چهره زمین مورد نقد بوده، این فرصت تاریخی را دارد که از بخشی از مشکل، به کلید راهحل تبدیل شود. کارآفرینی اکولوژیک، یا همان خلق کسبوکارهایی که در هسته خود مفاهیم پایداری و احترام به اکوسیستم را دارند، دیگر یک گرایش لوکس یا حاشیهای نیست، بلکه تنها مدل منطقی برای آیندهای قابل سکونت است. اینجاست که فلسفه معماری پایدار، با تکیه بر اصولی که برای دههها در آتلیهها و دانشگاهها پرورانده شده، میتواند فراتر از حوزه ساختمانسازی، به عنوان نقشه راهی برای بنیانگذاری کسبوکارهای آینده عمل کند.
معماری پایدار تنها به معنی نصب چند پنل خورشیدی یا استفاده از رنگ سبز در نما نیست؛ این یک جهانبینی یکپارچه است که بر سه اصل استوار است. حداقل آسیب به محیط زیست، حداکثر انطباق با شرایط بومی و اقلیمی، و ایجاد ارزش بلندمدت برای جامعه. این سه اصل، درست مانند سه ضلع یک مثلث پایدار، میتوانند شالوده کسبوکاری را تشکیل دهند که هم سودآور است، هم مسئولیتپذیر و هم آیندهنگر.
درک این موضوع نیازمند عبور از نگاه سنتی به پایداری به عنوان یک هزینه است. در اقتصاد جدید، پایداری یک سرمایهگذاری هوشمندانه و یک مزیت رقابتی تعیینکننده است. یک معمار که با مفاهیمی مانند «طراحی سازگار با اقلیم»، «بهرهوری انرژی» و «چرخه عمر مصالح» آشناست، میتواند این دانش را به مدلهای کسبوکاری ترجمه کند که در قلب شان، بهرهوری منابع و کاهش اتلاف قرار دارد.
این نگاه، هزینه اولیه را از دغدغه اصلی به یک سرمایهگذاری استراتژیک تبدیل میکند. یکی از جذابترین حوزههای کارآفرینی که از دل معماری پایدار زاییده میشود، مفهوم «اقتصاد دایرهای» در صنعت ساختوساز و فراتر از آن است. در اقتصاد خطی سنتی، الگوی «برداشت، تولید، مصرف، دورریز» حاکم است. اما معماری پایدار سالهاست که بر بازیافت، استفاده مجدد و کاهش پسماند تأکید دارد. یک کارآفرین با پیشینه معماری میتواند کسبوکاری راه بیندازد که مأموریتش، تبدیل پسماندهای ساختمانی (از آجر و بتن شکسته تا فلز و شیشه) به مصالح باکیفیت و حتی دارای ارزش زیباییشناختی بالا است. استارتاپهایی در دنیا ظهور کردهاند که پلاستیکهای اقیانوسها را به آجرهای ساختمانی تبدیل میکنند یا ضایعات کشاورزی را به عایقهای حرارتی و آکوستیک تبدیل مینمایند.
این مدلها، یک مشکل زیست محیطی را به یک فرصت اقتصادی تبدیل کرده و یک زنجیره تأمین کاملاً جدید و پایدار ایجاد میکنند.
حوزه دیگر، «طراحی بر مبنای خدمات» به جای مالکیت است. در معماری، این ایده میتواند به مدلهایی مانند «اشتراک فضایی» یا «ساختمان به عنوان یک سرویس» منجر شود. اما کاربرد آن فراتر میرود. یک کارآفرین میتواند سیستمی طراحی کند که در آن، به جای فروش محصولات پرمصرف و کمعمر، «عملکرد» آنها فروخته شود. مثلاً شرکتی که روشنایی ساختمان را به عنوان یک سرویس کامل (شامل طراحی، نصب، نگهداری و بهروزرسانی برای حداکثر بهرهوری انرژی) ارائه میدهد، به جای فروش لامپ بیشتر، انگیزه مالی برای تولید لامپهای بادوام و کممصرف پیدا میکند. این مدل، انقلابی در انگیزههای بازار ایجاد میکند و آن را از «مصرف بیشتر» به «کارایی بیشتر» سوق میدهد. در این بین، نقش معمار کارآفرین فقط در خلق ایدههای جدید نیست، بلکه در «یکپارچهسازی» است. معماری هنر ترکیب سیستمهای مختلف (ساختاری، مکانیکی، الکتریکی، زیباییشناختی) در یک کل هماهنگ است. یک کارآفرین اکولوژیک موفق نیز باید بتواند فناوریهای نوین انرژیهای تجدیدپذیر، سیستمهای مدیریت هوشمند آب و انرژی، مصالح نوین پایدار و نیازهای انسانی و اجتماعی را در یک مدل کسبوکار هماهنگ و مقیاسپذیر ادغام کند. این همان «تفکر سیستمی» است که در آموزش معماران نهادینه شده و تبدیل به یکی از ارزشمندترین داراییهای آنان در عرصه کارآفرینی میشود.
اما این مسیر بدون چالش نیست. بزرگترین مانع، غالباً «اقتصاد کوتاهمدت» و ذهنیت سودآوری سریع است. سرمایهگذاران سنتی ممکن است از بازگشت سرمایه بلندمدتتر پروژههای پایدار هراس داشته باشند. اینجاست که معمار کارآفرین باید نقش یک مبلغ را نیز ایفا کند. او باید بتواند با زبان اعداد و پیشبینیهای مالی، ثابت کند که کاهش هزینههای عملیاتی در طول عمر پروژه، افزایش مقاومت کسبوکار در برابر شوکهای قیمت انرژی، جذب مشتریان و استعدادهای متعهد به مسائل زیستمحیطی و کاهش ریسکهای قانونی آینده (با قوانین سختگیرانهتر محیط زیستی)، در نهایت سودآوری و پایداری بیشتری ایجاد میکند. چالش دیگر، مقیاسپذیری و دسترسی به فناوری و مصالح نوین است. کارآفرین در این حوزه گاهی باید همزمان با توسعه محصول، بر توسعه زنجیره تأمین و حتی آموزش نیروی کار نیز تمرکز کند. با این حال، این چالشها همان فرصتهای کارآفرینانه بعدی هستند. نیاز به تأمین مصالح پایدار، خود میتواند محرک ایجاد استارتاپهای جدید در حوزه تولید مصالح دوستدار محیطزیست شود. نیاز به مانیتورینگ و مدیریت هوشمند انرژی و آب، بازار بزرگی برای راهحلهای نرمافزاری و سختافزاری اینترنت اشیا ایجاد کرده است.
آینده از آن کسبوکارهایی است که پایداری را نه به عنوان یک بخش الحاقی در گزارش سالانه، بلکه به عنوان ساختار اصلی مدل کسبوکار خود تعریف کنند. معماران، با آموزش منحصربهفردشان در تلفیق هنر، علم، فناوری و توجه به بستر و زمینه و با درک ذاتی از چرخه عمر پروژهها از تصور تا اجرا و نگهداری، در موقعیت بینظیری برای رهبری این جنبش کارآفرینانه قرار دارند. آنان میتوانند شرکتهایی تأسیس کنند که هدفشان ساخت ساختمانهای سبز نیست، بلکه طراحی و ارائه «راهحلهای یکپارچه زیست محیطی» برای شهرها و صنایع است. از احیای زمینهای آلوده و تبدیل آنها به پارکهای انرژیهای تجدیدپذیر گرفته تا طراحی جوامع کوچک کاملاً خودکفا و پایدار. کارآفرینی اکولوژیک، عرصهای است که در آن، زیباییشناسی، اخلاق، مسئولیت اجتماعی و سودآوری اقتصادی میتوانند با هم پیوند بخورند. این، والاترین شکل طراحی است: طراحی برای تداوم زندگی. همانطور که یک ساختمان خوب با محیطزیست خود سازگار میشود و برای نسلها پابرجا میماند، یک کسبوکار پایدار نیز باید به گونهای طراحی شود که در اکوسیستم اقتصادی-اجتماعی-محیطی خود ریشه بدواند، رشد کند و برای نسلهای آینده نیز سودآور و مفید باقی بماند. این نگاه، میراث واقعی یک معمار کارآفرین برای سیارهاش خواهد بود.