بازنشستگي آغاز مرارت يا زندگي با افتخار؟(1)(1047 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (893 بار خوانده شده است)  بازنشستگي آغاز مرارت يا زندگي با افتخار؟ (1)
85/1019 دكتر منوچهر جفره چكيده با وجود آنكه، در اكثر كشورهاي جهان افراد بازنشسته، دوران بازنشستگي خود را به دور از نگراني براي تأمين معاش سپري كرده و به عنوان «شهروندان ممتاز جامعه» از منزلت اجتماعي خاصي برخوردارند، در ايران دوران بازنشستگي به گونهاي است كه به دليل مشكلات معيشتي و هزينههاي بالا، به دشوارترين دوران زندگي اغلب مردم تبديل شده است. زيرا عمدهترين دغدغه افراد بازنشسته در كشور اين است كه به جاي استراحت يا مسافرت، در انديشه يافتن كار جديدي باشند تا بتوانند با ايجاد درآمد جديد از عهدة تأمين هزينه سنگين مخارج زندگي برآيند.علاوه بر مشكلات مالي و اقتصادي كه بازنشستگي براي افرادي ايجاد مي كند كه به دليل كبر سن يا طول خدمت، خانهنشين ميشوند، به لحاظ بروز تغييرات عمده در شيوه زندگي آنان، اين افراد دچار پريشاني و ترس ميشوند. ضمن آنكه، جدا شدن ناگهاني فرد از سازمان، اولاً سازمان را با جاي خالي فردي كه عمري تجربه اندوخته مواجه مي سازد و ثانياً در خود فرد عوارض نامطلوبي به وجود مي آورد. با تغيير نگرش در سازمانها، بازنشستگي ديگر به عنوان نقطه پايان يك همكاري اداري فرض نمي شود، بلكه آغازي بر مرحلة تكميلي زندگي سازماني فرد، به حساب مي آيد.بر همين اساس، اين نوشتار علاوه بر توجه به نيازهاي مادي، ضرورت برنامهريزي و اجراي سيستم ”بازنشستگي گام به گام“ در سازمانهاي دولتي ايران را به عنوان يك شيوه مناسب به منظور مواجهه با مرحله بازنشستگي تعيين و تبيين ميكند. مقدمه بدون شك، توجه دولتها و سازمانهاي بزرگ به رفاه و يا تأمين حداقل زندگي و معاش دوران پيري و از كار افتادگي كاركنان خود كه با وضع قوانين و مقررات بيمه و بازنشستگي محقق شده است، ميتواند و ميبايست زمينه ذهني مساعدي در افراد شاغل به نحوي ايجاد كند كه بدون كمترين دغدغه و نگراني ناشي از عدم امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي خود و خانوادهشان در زمان پيري و از كار افتادگي به كار و زندگي خود ادامه دهند.با اين حال، به دلايل مختلف از جمله مشكلات معيشتي در ايران شاغلان، خصوصاً كاركنان دولتي، با تمايل به بازنشسته شدن ندارند. در صورتي كه قاعدتاً ميبايست شروع دوران بازنشستگي، به عنوان يك دورة كامل آرامش، به دليل فراهم ساختن فرصت كافي براي تفريح، استراحت و مسافرت براي افرادي كه بيش از 30 سال فعاليت مستمر داشتهاند مطلوب باشد. هر چند كه در هر صورت خلاء ناشي از بازنشستگي، موجب بروز عوارض روحي و جسمي شديدي براي فردي مي شود كه مدتها به طور مدام كار كرده و يك باره از سازمان خود فاصله مي گيرد. بازنشستگي گام به گام پيامد نامطلوبي كه ميتوان اثرات آن را در قالب برنامهاي منظم و تدريجي تحت عنوان «بازنشستگي گام به گام» از طريق كاهش تدريجي ساعات كار افرادي كه به سن بازنشستگي نزديك ميشوند، تعديل و كنترل كرد. 1ـ در گذشته، اكثر كارفرمايان افراد را فقط تا زماني كه كاري از آنان ساخته بود در خدمت نگاه ميداشتند و وقتي توانايي از آنان سلب ميشد، بدون آنكه نسبت به زندگي و معاش كاركنان از كار افتاده انديشهاي به خود راه دهند آنان را اخراج و اشخاص جوان را به جايشان به خدمت ميگماردند. اكثريت طبقه مزد بگير نيز به علت پايين بودن سطح دستمزدها نميتوانستند براي روز پيري و از كار افتادگي پساندازي داشته باشند و اغلب سربار خانواده شده يا اينكه از طريق تكدي، امرار معاش ميكردند. ولي امروزه، شرايط بالا تا حدي تغيير يافته و دولتها و مؤسسات بزرگ به رفاه زمان كهولت كاركنان بيشتر توجه كرده و با وضع قوانين و مقررات بيمه و بازنشستگي، زندگي و معاش دوران پيري و از كارافتادگي كاركنان خود را در حد امكان تأمين ميكنند. بدين ترتيب، سازمانها موظف شدهاند زماني كه به خدمت فردي، به علت كبر سن و يا طول خدمت، خاتمه ميدهند، نه تنها مستمري ثابت و منظمي براي آنها مقرر دارند؛ بلكه تا زماني كه زنده هستند، از امكانات رفاهي سازمان استفاده كنند. به عبارت ديگر، برنامه بيمه و بازنشستگي، به منظور ايجاد امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي مستخدم و خانوادهاش در زمان بيكاري، بيماري، پيري و از كار افتادگي و بالاخره مرگ، تهيه و اجراء ميشود. 2ـ برخلاف ساير كشورهاي جهان، كه افراد بازنشسته دوران بازنشستگي خود را با آسودگي خيال و بدور از دغدغة تأمين معاش سپري ميكنند، در ايران ادامه زندگي براي اغلب كساني كه بازنشسته ميشوند، به دليل مشكلات معيشتي و هزينههاي بالا، بسيار دشوار است. زيرا، بازنشستگان كشورمان كه با درآمد ناچيز، ناگزير به گذراندن زندگي با حداقل تسهيلات هستند، همه ساله تحت تأثير نرخ تورم فزاينده و در شرايطي كه درآمدهاي آنها تغيير چنداني نميكند، با مشكلات بيشتري مواجه ميشوند كه چارهاي جز تطبيق خود با شرايط تحميلي ندارند.از همين رو، در ايران وضع به گونهاي است كه دوران بازنشستگي تبديل به دشوارترين دوران زندگي اغلب مردم شده است. چون بازنشستگان در اين دوران، به جاي استراحت و يا مسافرت، به فكر كاريابي هستند تا بتوانند با ايجاد درآمد جديد از عهدة تأمين هزينه سنگين مخارج زندگي برآيند.
اثرات منفي دوران بازنشستگي را مي توان با اجراي برنامه تدريجي «بازنشستگي گام به گام» تعديل كرد. 3ـ ورود به دوران بازنشستگي، مرحله فوقالعاده حساسي از زندگي خدمتي است. زيرا علاوه بر بروز مشكلات مالي و اقتصادي ناشي از كاهش درآمد، به دليل ايجاد تغييرات چشمگير در نحوة زندگي كاركنان، آنها دچار استرس و ترس ميشوند. و اما نكته فوقالعاده مهم ديگر، عوارض جانبي بازنشستگي است كه در جنبههاي مختلف سازمان، تأثيرات منفي به جا ميگذارد: فرد دفعتاً از شغل خود جدا ميشود و سازمان نيز به طور ناگهاني خود را با جاي خالي يك فرد كه عمري تجربه اندوخته مواجه مي بيند و اين امر براي سازمان و فرد بازنشسته، هر دو نامطلوب است. خلاء ناشي از بازنشستگي، روح كسي را كه مدتها به طور مداوم كار كرده و يكباره از سازمان خود جدا شده آزرده ميسازد. كه همين امر موجب بروز عوارض جسمي و روحي شديدي براي او ميشود. اين نكتهاي است كه باعث شده تا با تغيير نگرش در سازمانها، بازنشستگي نه يك نقطه پايان يك استخدام، بلكه آغازي از يك مرحلة زندگي سازماني تلقي شود. 4ـ در سازمانهاي پيشرفته امروزي، بازنشستگي به عنوان مرحله جدايي دايم فرد از سازمان تلقي نميشود، چرا كه اين امر مشكلاتي را براي فرد و سازمان به دنبال دارد كه نميتوان به سادگي آن را ناديده گرفت.
|