معجون‌هاي مرگبار و نسخه‌هاي شفابخش

(1452 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(567 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

معجون‌هاي مرگبار و نسخه‌هاي شفابخش

85/10/13
«موفقيت» و «هدفمندي» لغاتي هستند كه امروزه به وفور به گوش‌ها مي‌خورند. برنامه‌ها، كتاب‌ها، مجلات و سي‌دي‌هاي گوناگوني درباره اين دو مفهوم كه باهم گره خورده‌اند را در بازار مي‌بينيم و صد البته كه اينترنت هم به عنوان رسانه‌اي فراگير و پرطرفدار از اين كاروان جاي نمانده است. وقتي كه شما تعدادي از اين سايت‌ها و برنامه‌ها را بررسي كنيد به كلمات «شكست» و «ناكامي» به دفعات مواجه مي‌شويد. اين اصلاً‌ جاي تعجب ندارد ولي نكته اينست كه همه اين نسخه‌ها هم علاج اين درد نيستند و به درد پيشگيري هم نمي‌خورند. بعضي‌ها به واقع شخص را سرگردان مي‌كنند و از همه بدتر اين كه تعدادي هم درست و حسابي مسيري عكس را نشان مي دهند! اشخاصي كه از دست ناكامي‌هايشان كلافه‌اند و به هر دري مي‌زنند تا از يك چرخه معيوب شكست، افسردگي خلاصي يابند، به سراغ توصيه‌هاي اين مشاوران مي‌روند ولي اگر دقت نكنند و خودشان اطلاعاتي نداشته باشند، ممكن است يكي از اين راهكارهاي نادرست به تورشان بخورد. عباراتي كه اين گونه «خطرناك» هستند، معمولاً با عباراتي اين چنين آغاز مي‌شوند: «آيا مي‌خواهيد دست از شكست خوردن برداريد؟» يا «آيا مي‌خواهيد هميشه بازنده بمانيد؟» يا اين كه «اين كار و آن كار و فلان كار را انجام دهيد تا شكست نخوريد» شايد اين عبارات در نگاه اول مهيج، كاربردي و اميدبخش به نظر بيايند اما رويه‌اي كه در پس آنها جاريست، نادرست بوده نتيجه عكس دارد. وقتي كه شما مي‌خواهيد به شخصي ناكام شده‌اي ياري كنيد، تمركز بر خطاها و ناتواني‌هاي او در گذشته و حال سودي ندارد بلكه اگر بر توانايي‌هاي بالقوه او در حال حاضر تمركز كرده به آنها بپردازيد، كاري مفيد برايش انجام داده‌ايد. علاوه بر اين، اين آقا يا خانم كه شما را براي مشاوره برگزيده را تشويق كنيد تا براي اعمال تغييرات و تحولات سازنده دست به كار شود. نكته مهم ديگر اينست كه پس از ايجاد انگيزه تغيير، به او كمك كنيد تا دگرگوني‌هاي ثمربخش را پيدا كند و روش‌هاي به جريان انداختن آنها را كشف كند.
حقيقت ناراحت كننده‌اي كه در اين ميانه وجود دارد نه تنها زيانباري اين ‌گونه محصولات بلكه هوچي‌گويي تبليغاتي رنگارنگي است كه براي فروش آنها شكل مي‌گيرد. اين «تاجران» غيرمسئول تنها جوري كار مي‌كنند كه انگيزه «خريد» را خلق كنند نه انگيزه «موفقيت» را!
حالا از وجهي ديگر به اين مسئله نگاه مي‌كنيم. اگر شخصي كه خود از درون احساس شكست مي‌كند مدام بشنود كه ديگران هم او را شكست خورده خطاب مي‌كنند، نه تنها انگيزه سعي و تلاش دوباره پيدا نمي‌كند بلكه سرخورده‌تر و نااميدتر از گذشته خواهد شد. بذرگياه اين احساس نيرومند و مضر از ابتدا در او وجود داشته و اين كلمات چون كودي پرورش‌يافته رشد مخربش را تسريع مي‌كنند. شايد در اينجا به قدرت تخريبي اين سلاح مرگبار پي نبريد اما بدانيد كه نبايد دست كمش بگيريد.
براي اين كه اين نكته روشن‌تر شود، مثالي مي‌آوريم:
زمين يخ زده است و شما سعي مي‌كنيد كوچه‌اي با اين حالت را طي كنيد از ابتداي مسير به خود گفته‌ايد كه احتياط مي‌كنيد و تا آخر مسير را بدون زمين خوردن طي خواهيد كرد. مشغول رفتن هستيد، به اواسط راه رسيده‌ايد كه يك رهگذر مي‌گويد: «مواظب باش زمين نخوري!» حدس بزنيد كه چه خواهد شد؟ بله لحظه‌اي بعد پاهايتان مي‌لغزد و با دست و پايي دردناك از خود مي‌پرسيد كه چه شد حقيقت اينست كه پس از شنيدن اين جمله ساده، تمركز شما از يك هدف از پيش تعيين شده به مفهومي ديگر جلب مي‌شود كه «شكست» نام دارد. چراكه بذر علف‌هرزي به وجود مي‌آيد كه درخت توانايي و اعتماد به نفس شما را سست مي‌كند. اين همان قدرت مخرب تفكر منفي است.
همان‌طور كه ديديد، حتماً لازم نيست كه افكار، ايده‌ها و تلقيات منفي و نادرست تنها از درون ما سرچشمه بگيرند تا موفقيت را از ما دور كنند. بلكه منابع خارجي هم موثر هستند. وقتي كه احساس مي‌كنيد آسيب پذير شده‌ايد، شكست خورده‌ايد و اعتماد به نفستان را از دست رفته مي‌بينيد، تنها يك جمله براي درهم ريختن شبكه احساسي و عاطفي شما بس است: «تو شكست خوردي چون...» به همين خاطر وقتي كه سخني را مي‌شنويد يا مي‌خوانيد، بلافاصله قبولش نكيند چون ممكن است آن را دروني كنيد و اگر مفهوم زيان باري باشد، به دردسر خواهيد افتاد. اما با تمامي اين حرفها بايد گفت كه اگر تمامي عوامل بيروني را كنار بگذاريم، موفقيت شما تنها و تنها به خودتان بستگي دارد. موفقيتهاي گذشته و پيروزيهايي كه در آينده مي‌توانند از آن شما باشند، در درون خودتان است. هرقدر هم كه يك مدرس و مشاور موفق، ماهر و كاردان باشد، فقط يك «راهنما» است، يك «راهوار نيست» او آموزگار خطوط راهنماست ولي انتخاب راه درست و گام برداشتن در آن ديگر برعهده او قرار ندارد. به عبارت ساده‌تر، شما مسئول شادي و پيروزي خود هستيد. اين درست همان چيزيست كه وقتي شكست مي‌خوريد، مي‌شنويد: «كسي مقصر نيست؛‌ خودت مسئول اين شكست هستي.»
حال سوال اينجاست كه اين خطوط راهنماواقعاً‌ چيستند؟ در ابتدا بايد بگوييم كه پرسش خوبيست چراكه اين خطوط به يك هدف‌گذاري دقيق و كارا منتهي مي‌شوند كه در حقيقت پاسپورت گذر از سرزمين شكست به كشور پيروزيست. اصل اساسي‌ اين مسيرها افزايش دانش و دانايي هرچه بيشتر است كه مهمترين و عمده‌ترين جزء‌ آن كسب معلوماتي درباره خودتان است.
مي‌توانيم دوازده تا از اصلي‌ترين اين نشانگرها را ذكر كنيم:
1- ارزش‌هاي شخصي خود رامشخص كنيد تا بدانيد كه به واقع چه مي‌خواهيد.
2- به خود بفهمانيد كه خواسته‌هاي شما فقط و فقط مال خودتان است و كسي مسئول آنها نيست.
3- خواسته‌هايتان را براساس اولويت بنويسيد.
4- اهدافتان را يادداشت كنيد.
5- به منابع دروني خود بپردازيد مانند توانايي‌هاي شخصي و موفقيت‌هاي گذشته.
6- سعي كنيد تمامي موانعي كه بر سر راه موفقيت هستند راه شناسايي كنيد.
7- فكر كنيد و ببينيد كه در چه زمينه‌هايي نيازمند دانش بيشتري هستيد و چه مهارت‌هايي را فراگيريد.
8- طرح و برنامه‌ رسيدن به اهداف خود را روي كاغذ بياوريد.
9- برنامه‌ها را به عمل دربياوريد و تمام وظايفي كه بايد براي نيل به هدف انجام شوند را انجام دهيد.
10- پيشرفت‌هايتان را با اهداف كوچك و بزرگتان مقايسه كنيد.
11- براي كسب موفقيت‌هاي كوچك به خودتان پاداش دهيد.
12- پس از دستيابي به اهداف اوليه، آنها را توسعه دهيد.
حالا در اينجا نكته شماره يك را شرح مي‌دهيم:
خواسته‌هايتان را مشخص كنيد ولي بدانيد كه اين كار هميشه هم ساده نيست. اما اگر نتوانيد اين كار مهم را انجام دهيد، به دردسر خواهيد افتاد. بايد تمرين كنيد و شايد تمرين زير بتواند به شما كمك كند:
هنگامي كه مي‌خواهيد اهداف خود را در زندگي مرور كنيد تا به يك نقشه هدف‌گذاري شده برسيد، معمولاً ارزش‌هاي شخصي خود را در نظر مي‌آوريد. مطالبي كه به آنها اهميت مي‌دهيد كه يكي از آنها اينست كه دوست داريد خودتان با خودتان چگونه رفتار كرده و چطور از شخص خودتان و زندگيتان لذت ببريد تمامي مفاهيم زير مي‌توانند در چگونگي شكل‌گيري اين احساس موثر باشند:
احترام، انصاف، حقيقت، ازدواج، خانواده، شغل و سلامتي مهترين حوزه‌اي كه در هرحال موردتوجه شماست را معين كنيد. مثلاً فرض كنيد كه سلامتي با اهميت‌ترين است. احتمالاً مسائل ظريف‌تري چون سلامت روان، سلامت و شادابي جسم، كاهش استرس، كاهش وزن يا تغذيه مناسب را در نظر مي‌گيريد. به سارغ «كاهش وزن» مي‌رويم، با خودتان روراست باشيد و درست فكر كنيد. اين خواسته لاغربودن، ميل «شخصي» خود شماست. اين خواسته نمي‌تواند به دليل ميل و نظر ديگران شكل گرفته باشد و مثلاً چون دوست يا همسرتان دوست دارند كه لاغر باشيد، شما هم اين هدف را برگزيده‌ايد. بدانيد كه ارزش‌ها به اهداف مبدل مي‌شوند و بايد كه صددرصد مال خودتان باشند. حالا با همين مثال «سلامتي» ادامه مي‌دهيم.
اين مفهوم اكنون هدف شماست، فهرست كوتاهي از وجوه مطلوبتان را يادداشت كيند. ما يك مثال از اين دست را در زير مي‌نويسيم:
1- سلامت جسمي خوب
2- وضعيت مناسب روحي و رواني
3- ورزش
4- زيبايي درون
5- تغذيه مناسب
6- تصوير ذهني حقيقي از بدن
7- آرامش فكر
8- سلامت و مراقبت از پوست
9- خواب و استراحت كافي
10- شادي و نشاظ
اين ليست را به دقت بنويسيد و چندبار آن را بازنويسي كنيد. وقتي كه از اين موارد راضي شديد، براساس اولويت مرتبشان كنيد. چهار مورد اول اهداف اصلي و اوليه شما را نشان مي‌دهند. و.... تبريك! پله اوله نردبان موفقيت طي شد! دايره هدف شكل گرفته و حالا اين شما هستيد كه بايد كماني مناسب برداريد، تيرهايي خوش تراش و خوش دست را در چله آن بگذاريد، دقيق نشانه‌گيري كنيدو پرتاب. اما دقت كنيد كه وقتي تيري از چله كمان رها شد، ديگر هيچ كاري نمي‌توانيد بكنيد. همه‌چيز به قبل از رهاشدن پيكان بستگي دارد.
By: Olga Graham
مترجم: آذين صحابي




  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=941&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections