جمعه 5 خرداد 1391 - 17:23   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

بازارهاي پوياي دانش؛ راهي در تحقق مديريت دانايي (3)

(1611 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(603 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

بازارهاي پوياي دانش؛ راهي در تحقق مديريت دانايي (3)بازارهاي پوياي دانش؛ راهي در تحقق مديريت دانايي (3)

85/10/07

آسيب‌شناسي بازار دانش
بعضي بازارهاي دانش، داراي اشكالاتي اساسي هستند كه آنها را «آسيب شناسي بازار دانش» مي‌ناميم. اين اشكالات به واقع، تحريفاتي هستند كه به شدت مانع از برقراري جريان دانش مي‌شوند. آسيبهايي كه در اين بخش توضيح خواهيم داد تا حدودي همپوشاني دارند، اما اشاره به تفاوتهاي بازار دانش داخلي با ديگر بازارهاي خارج از سازمان، كمك مي‌كند تا مشكلات اصلي بازار دانش در داخل سازمان به صورتي مشخص جلوه كند.
-1 انحصارها: اگر شخص يا گروهي، دانش مورد نياز ديگران را در اختيار داشته باشد، در واقع دانش مورد نظر را در انحصار خود دارد. اين مقوله به انحصار كالا و خدمات در بازار شباهت دارد. در اين وضعيت، دانش قيمت بالايي خواهد داشت چون رقابتي براي تعديل قيمت آن وجود ندارد. تمام كساني كه مدتي در سازماني كار كرده‌اند، اشخاصي را كه كنترل كاملي بر دانش كليدي شركت داشته و از اين موضوع براي تثبيت موقعيت خود استفاده كرده‌اند، به خوبي مي‌شناسند. شخصي كه در چنين موقعيتي قرار مي گيرد، تخصص خود را براي تكميل طرح يا حل مشكلي خاص «ارائه» مي‌دهد، اما دانش خود را هرگز حتي به قيمت بالا نمي‌فروشد، چرا كه وقتي دانش را به اشتراك بگذارد، انحصار آن را از دست خواهد داد (البته از اين نظر، انحصار دانش با انحصار كالا و خدمات متفاوت است). انحصار دانش، از تضارب علمي نيز سودي نمي‌برد و نمي‌تواند مولد دانشي نو باشد. از ديدگاه «نوناكا» و «تاكه اوچي»، «تكرار» يكي از شروط لازم براي توليد دانش است. آنان، تكرار را دانش به اشتراك گذاشته‌اي توصيف مي‌كنند كه اجازه «ورود» به حريمهاي علمي يكديگر، ارائه نظرات اصلاحي و بيان ديدگاههاي جديد را به افراد مي‌دهد.
-2 كميابي ساختگي: معمولاً‌ در شركتي كه فرهنگ آن احتكار دانش را امري طبيعي تلقي مي‌كند، كميابي به وجود مي‌آيد. در اين شركتها، قيمت دانش نه به دليل فقدان كه به دليل دشواري كسب آن افزايش مي‌يابد. گروهها و واحدهاي سازماني، ممكن است به دليل حاكميت فرهنگ احتكار بر سازمان نتوانند از دانش مورد نياز براي ارتقاي عملكردهاي خود استفاده كنند. تعديل نيروي انساني و كوچك‌سازي سازماني نيز مي‌تواند از طريق حذف كساني كه نبودشان بعدها نشانگر بروز خلاء‌هاي دانشي موثري خواهد بود، موجب كمبود دانش شود. هزينه‌اي كه بابت جبران دانش از دست رفته بر سازمان تحميل مي‌شود،‌ بسيار بالاست، چرا كه‌: اولاً از دست دادن منبع دانش مي‌تواند به شكست يا بروز وقفه در برنامه‌اي خاص منجر شود و ثانياً بازگرداندن منبع از دست رفته دانش يا جايگزيني آن با منابع جديد، ممكن است بسيار گران تمام شود.
اين ذهنيت كه «هرچه در اينجا و يا توسط من توليد يا عرضه نشده است،‌ بي‌فايده خواهد بود» تصويري معادل با موانعي است كه به وسيله احتكار در آيينه بازار سازماني نقش مي‌بندد. اين سدها، عمدتاً به جاي جلوگيري از فروش دانش، مانع خريد و دريافت آن مي‌شوند.


-3 موانع طبقاتي: موانع طبقاتي شكل ديگري از احتكار و پديده «هر چه از من نيست بيهوده است» به شمار مي‌آيد. تاكيد بيش از حد بر رعايت سلسله مراتب و يا بي‌ميلي نسبت به انتقال دانش يا كسب آن از كساني كه در سلسله مراتب سازماني پايين‌تري قرار دارند، مانع از انتقال دانش و گرمي بازار دانش مي‌شود.

روشهاي ايجاد بازارهاي دانش كارآمد
شبكه‌هاي ارتباطي و فناوري اطلاعات‌، با فراهم آوري امكان برقراري ارتباط ميان افراد و ذخيره‌سازي و بازخواني مقادير نامحدودي از اطلاعات، مي‌توانند كارايي بازار دانش را به نحو چشمگيري افزايش دهند.
به عنوان مثال ، در شركت نفت انگليس پروژه اي با هدف ايجاد ارتباط الكترونيك ميان اعضاي گروهها تعريف شده است كه درصدد گسترش مفهوم كلمه «محلي» است. دسترسي به يك همكار، اگر چه هزاران كيلومتر از ما دور باشد، مي‌تواند با فشار يك كليد رايانه از طريق صفحه نمايشگر تحقق يابد. شايد آن همكار، محلي‌تر از همكاري باشد كه مثلاً در دفتري واقع در چند طبقه بالاي سر ما نشسته است.
پذيرش مبادلات دانش به عنوان يك بازار، ‌به ظهور راهبردهايي منطقي منجر مي‌شود كه مي‌توانند قدرت بازار را افزايش دهند. گامي موثر در اين زمينه، ايجاد مكانهايي واقعي و يا مجازي براي مبادله دانش است. بسياري از شركتهاي ژاپني، از جمله شركت دارويي «داي ايچي» اتاقهايي به نام اتاق گفت و گو ايجاد كرده‌اند. هدف اين است كه محققان در اين مكانها، ضمن نوشيدن فنجاني چاي 20 تا 30 دقيقه از وقت خود را صرف گفت وگو درباره كارها و ايده‌هاي خود با ديگران كنند. براي اين همايشهاي غيررسمي، هيچ دستور جلسه يا ميز خطابه‌اي در نظر گرفته نشده و اميد است كه بهره‌ گفت‌و گو با همكاران نصيب همگان و شركت شود. اين نوع اتاقهاي گفت و گو، مكانهايي تاييد شده و مخصوص صحبت متقابل هستند، در حالي كه همين نوع گفت وگوها در شركتهاي آمريكايي، كنار آبسردكن‌ها، ماشينهاي قهوه‌جوش يا در كافه ترياها صورت مي‌پذيرد.
بسياري از سازمانها، نمايشگاههاي دانش داير كرده‌اند. در اين بازارها، عرضه كنندگان گوناگون، مهارتها و دانش خود را به نمايش مي‌گذارند. خريداران نيز يا به جستجوي دانش مورد نياز خود مي‌پردازند و يا به طور تصادفي با دانش و اطلاعاتي رو به رو مي‌شوند كه بيش از اين نمي دانستند به آنها نياز دارند. نمايشگاههاي دانش نيز مانند نمايشگاههاي تجاري همايشي موقتي از عرضه كنندگان براي جذب خريداران بالقوه است.
جايزه و پاداشهاي مادي،‌ افزايش حقوق، ارتقاي درجه و امثال آنها نيز مي‌توانند نتايج قابل توجهي را به بار آورند. سرمايه‌گذاري شركت در بخش مبادله دانش، راه ديگري است كه تعهد علمي شركت را نسبت به ارتقاي دانش نشان مي‌دهد. انتساب افراد برجسته به سمتهايي كه امكان توسعه دانش از طريق آنها وجود دارد (به جاي واگذاري آن كارها به كاركنان نيمه وقتي كه اصولاً كار قابل توجهي براي انجام دادن ندارند)، برگزاري همايشها و مجمع‌هايي با اعضاي زياد و دادن فرصت و زمان مناسب به افراد براي مطالعه و مبادله دانش، از جمله اقداماتي هستند كه بيش از صدور بيانيه‌هاي ماموريت، در بهبود جريان كسب و توزيع دانش تاثير مي‌گذارند. «دو صد گفته چون نيم كردار نيست» پندي كارساز است كه ايجاد بازار سالم دانش با نصب العين قرار دادن آن امكان پذير مي‌شود.

مزاياي بازار دانش
هدف اصلي در بازارهاي دانش دسترسي به دانش مورد نياز است. علاوه بر آن نوآوريها از كار برد دانش موجود و خلق نظرات جديد در بازار دانش، ريشه مي‌گيرند.
روحيه بالاي نيروي كار از ديگر مزاياي جنبي بازار دانش به شمار مي‌رود. اگر كاركنان شاهد ارزش قائل شدن ديگران براي دانش خود باشند و بدانند كه آنها نيز به هنگام نيازشان به كمك تخصصي در سازمان همكاري موثر خواهند كرد، از كار خود راضي‌تر بوده و حتي سخت‌تر كار مي‌كنند.
همبستگي بيشتر عناصر شركت نيز از ديگر مزاياي جنبي بازار دانش است. مبادله فعال اطلاعات و عقايد در محيطي قابل اعتماد و باز، اين توانايي را به كارمندان سطوح مختلف مي‌دهد تا وقايع شركت را به درستي درك كنند.
آگاهي مشترك از هدفها و راهبردها، افراد را در هدايت به سوي نتايج مشترك راهنمايي كرده و اين احساس را به آنان القا مي‌كند كه كارشان به عنوان بخشي از هدفي بزرگتر، معني‌دار است. مدير شركت «كائو» بزرگترين توليد كننده مواد شيميايي و لوازم خانگي،‌ آن قدر براي انسجام و هماهنگي شركت ارزش قائل است كه حضور تمامي سطوح سازماني در نشستهاي داخلي، حتي جلسات مديران ارشد، را آزاد گذاشته است. در پرتو اين سياست، تمامي جلسات و مباحثات در «كائو» به صورت بالقوه به عنوان يك بازار كار‌آمد دانش،‌ عمل كرده‌اند.
همچنين در بازارهاي دانش برخلاف بازارهاي كالا، با هر مبادله‌اي كه صورت مي‌گيرد بر سرمايه كلي دانش سازمان ‌افزوده مي‌شود. فروشنده دانش با عرضه كالاي خود، دانش خويش را از دست نمي‌دهد.او با عرضه دانش نه تنها بر اندوخته كلي دانش سازمان مي‌افزايد، بلكه چه بسا برخي از كاستي‌هاي علمي خود را اصلاح كرده و در عين حال باعث دانش آفريني نيز مي‌شود.
از طرفي معامله دانش،‌ مخصوصاً مبادله رودررو،‌ اعتبار دانش عرضه شده را مورد ارزشيابي قرار مي‌دهد. خريداران، ‌دانش را منفعلانه نمي‌پذيرند و از آنجا كه براي رفع نيازي مشخص دست به خريد دانش مي‌زنند، در عمل آن را ارزيابي كرده و مي‌آزمايند. بنابراين،‌ بازار فعال و پوياي دانش،‌ به طور مستمر به ارزيابي و پالايش دانش سازمان مي‌پردازد.
همچنين در يك بازار واقعاً باز دانش، عقايد صاحب منصبان در معرض تحليل عموم قرار مي‌گيرد و به همين دليل، قبل از آنكه اشكالات احتمالي دانش به بروز مسائلي پيچيده براي سازمان منجر شود، امكان رفع آنها پديد مي‌آيد.

ارائه مدل مفهومي بازار دانش
با توجه به توضيحاتي كه شرح آن گذشت در اين بخش به طراحي يك مدل مفهومي براي بازارهاي دانش مي‌پردازيم. همان‌گونه كه ذكر شد بازار دانش بازاري است كه در آن خريداران و فروشندگان به مبادله دانش مي‌پردازند. اين امر در ابتدا با پديداري يك مسئله براي يك فرد يا سازمان به وجود مي‌آيد كه خود قادر به پاسخگويي به آن نيست. نياز به دانش براي حل مسئله، «خريدار دانش» را به‌وجود مي‌آورد، يعني فردي كه در جستجوي دانش مورد نياز خود بوده و حاضر است در قبال آن «ما به ازايي» را بپردازد. معمولاً در بحث جستجوي دانش، دلالان يا واسطه‌هاي دانش حضور دارند. واسطه‌هاي دانش مي‌توانند به خوبي در اين مرحله‌ ايفاي نقش كرده و به خريداران در جهت پيدا كردن منابع تامين دانش كمك كنند.
چنانچه منابع دانشي كه بتوانند نياز خريدار را بر طرف سازند پيدا شود، گفت گو و تبادل نظر با اين افراد آغاز مي شود. اين منابع، فروشندگان دانش نام دارند كه مي‌توانند در داخل يا خارج از سازمان فعاليت داشته باشند. واسطه دانش در اين مرحله نيز مي‌تواند به كمك خريداران و فروشندگان دانش شتافته و نقطه نظرات آنها را به هم نزديك كنند.
در نهايت چنانچه توافق در معامله صورت بگيرد، قيمت دانش مبادله شده پرداخت مي‌شود.


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.