جمعه 5 خرداد 1391 - 17:16   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

بازارهاي پوياي دانش؛ راهي در تحقق مديريت دانايي (1)

(1580 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(727 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

بازارهاي پوياي دانش؛ راهي در تحقق مديريت دانايي (1)

85/10/05

همانند هر بازار ديگر، بازار دانش نيز به بازاري اطلاق مي‌شود كه در آن نوعي معامله صورت گيرد، با اين تفاوت كه جنس مورد معامله در اين بازار، از جنس دانش است. به عبارت ديگر بازار دانش، بازاري است كه در آن خريد و فروش دانش صورت مي‌پذيرد. بازار دانش مي تواند درون سازمان يا خارج از سازمان شكل گرفته و در آن مبادلات دانش تسهيل شود. مديران هوشمند سازمانها دريافته‌اند كه هر قدر بازارهاي دانش (و بخصوص بازارهاي دانش درون سازماني) گرمتر شوند، مديريت دانش در سازمان نيز تسهيل شده وتوليدات دانش در سازمان فزوني خواهد يافت. به عبارت بهتر تلقي كردن مديريت دانش به عنوان تلاشي براي ارتقاي كارآمدي بازار دانش، تفكري راهگشا خواهد بود. در اين مقاله با رويكردي جامع بازارهاي دانش مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در انتها يك مدل مفهومي براي بازارهاي دانش ارائه خواهد شد.

مصطفي جعفري
پيمان اخوان

مقدمه
در سازمانها، بازاري واقعي و اصيل براي دانش وجود دارد و مشابه بازارهاي كالا و خدمات، در بازار دانش نيز خريداران و فروشندگاني فعاليت‌ دارند كه در حال كشمكش دائمي براي رسيدن به توافق هستند. بازار دانش، دلالاني نيز دارد تا خريداران و عرضه كنندگان را به هم برساند و حتي كارآفريناني كه از اين بازار براي ايجاد نوعي قدرت داخلي استفاده مي‌كنند. درك وجود بازارهايي فعال در زمينه دانش امري بسيار مهم براي موفقيت مديريت دانش در سازمانهاست.
علت رونق بازار دانش اين است كه حاضران در آن معتقدند از اين معاملات و مبادلات در هر صورت سودي عايدشان خواهد شد. به زبان اقتصادي، آنها انتظار دارند كه اين معاملات برايشان «نفع» آور باشد. هيچ‌كسي به معاملات يكطرفه در بازار اعتقادي ندارد، حتي در طول زندگي، براساس نظريه مبادلات در دروس جامعه شناسي، نوعي تبادل در معاملات جامعه وجود دارد. اين مسئله كه كالاي مورد داد و ستد غيرملموس است، از شدت تاثير نيروهاي بازار دانش نمي‌كاهد. طرحهاي دانشي كه پوياييهاي بازار (و صد البته طبيعت انسان) را مد نظر قرار نمي‌دهند، محكوم به شكست هستند. لازم به ذكر است «انسانها هيچگاه حاضر به از دست دادن داراييهاي ارزشمند خود (از جمله دانش) نيستند، مگر آنكه "ما به ازايي" در براي آنها دريافت كنند». اين موضوع مهمي است كه در بازارهاي دانش مي‌بايست مورد توجه جدي قرار گيرد. براي كاركرد مطلوب اين بازارها توجه به سه نكته لازم است. اول اينكه بازار نيروهايي ‌دارد. در درجه دوم مي‌بايستي بفهميم كه اين نيروها چگونه عمل مي‌كنند و در مرحله سوم نيز افزايش كارآيي بازار مي‌بايستي مورد توجه قرار گيرد.
نظام هر بازاري را نهفته در متن و تحت تاثير واقعيتهاي سياسي و اجتماعي به شمار آورند. ارزش كالاي مورد معامله، بستگي شديدي به محيط و شرايط معامله دارد. از اين رو است كه مي‌گويند. بازار «خالص» يا در واقع بازاري كه تنها برحسب تعاريف اقتصادي بتوان آن را درك كرد، وجود خارجي ندارد.
اعتقاد بر اين است كه براي درك كامل بازارهاي دانش مي‌بايستي واقعيتهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي را مد نظر قرار داد. اگر واقعيات سياسي سازمان به ترقي محتكران دانش منجر شود، خريداران بالقوه دانش منابع كافي نخواهند داشت تا به واسطه آن وسوسه تسهيم يا اشتراك دانش را در خود بيابند و مبادلات دانش به كمترين ميزان خود خواهد رسيد. اگر در فرهنگ سازماني شما اعتراف به اينكه نمي‌توانيد مشكلي را به تنهايي حل كنيد نشانه ضعف و بي‌كفايتي تلقي شود، هزينه اجتماعي «خريداري» دانش در سازمان شما بسيار بالا خواهد بود. در اين حالت هم بازار دانش به طور مطلوب عمل نخواهد كرد.

نقش آفرينان بازارهاي دانش
در اين بخش به شناسايي بازيگران اصلي بازارهاي دانش مي‌پردازيم ، خريداران، عرضه كنندگان و دلالاني كه نقش فعالي در تحقق معاملات و تبادلات دانش ايفا مي‌كنند. مي‌توان طي يك روز هر سه نقش و حتي در يك زمان بيش از يكي از آنها را بازي كرد. معمولاً طي يك گفت و گو نيز مي‌توان هم عرضه كننده، هم خريدار و هم دلال دانش بود. خريداران يا جستجوگران دانش، معمولاً بايد مشكلات پيچيده‌اي را حل كنند كه پاسخهايي ساده ندارند. در واقع جويندگان دانش به دنبال بصيرتها، داوريها و درك مفاهيم مي‌گردند. خريداران، دانش را به دليل ارزش خاصي كه براي آنان دارد، دنبال مي‌كنند. خلاصه آنكه به وسيله دانش موفقيتي را به دست مي‌آورند كه بدون دانش برايشان دست نيافتني است.
جستجوگري دانش، بخش مهم و اعظم فعاليتهاي بسياري از مديران را تشكيل مي‌دهد. براساس تحقيقي غير رسمي كه به تازگي به وسيله «آرين وارد» در شركت هوافضايي هيوز انجام شد، 15 تا 20 درصد از كار مديران، صرف جستجو براي كسب دانش و پاسخ به درخواست آن مي‌شود.
فروشندگان دانش در سازمانها، افرادي با سابقه در بازار داخلي هستند كه حداقل در يك زمينه كاري از تخصصي ويژه برخوردارند. آنان ممكن است دانش خود را به ازاي مبلغي تحت عنوان حقوق يا موارد غير مادي ديگر كه شرح آن خواهد آمد، به صورت جزئي و يا كلي بفروشند . اگر چه در بسياري مواقع همه متقاضي يا خريدار دانش هستند، ولي همه آنها لزوماً فروشنده دانش نيستند. بعضي‌ها داراي تخصص و مهارتند، ولي نمي‌توانند دانش نهفته خود را در چارچوبي مشخص ساماندهي كنند. دانش عده‌اي نيز آنقدر تخصصي، شخصي و يا از نظر ارزشي محدود است كه نمي‌توان آن را در بازار دانش عرضه كرد.
عده‌اي از دانشگران نيز خود را وارد بازار دانش نمي‌كنند. از نظر آنان، احتكار دانش سودآورتر از تسهيم آن است. متاسفانه اين اعتقاد در بسياري از سازمانها منطقي به نظر مي‌رسد. اگر دانش را قدرت بدانيم، طبعاً صاحبان دانش را قدرتمند خواهيم دانست و اگر ديگران نيز به آن دانش دست پيدا كنند، قدرت بي‌گمان تحليل خواهد رفت. اين امر، واقعيتي در سياست شناسي دانش است و مديران طراح برنامه‌هاي دانش بايد اين امر را در نظر بگيرند. يكي از دشواريهاي مديريت دانش، القاي اين طرز تفكر است كه عرضه دانش بيش از احتكار آن ارزش دارد.
دلالان دانش كه «دربانها»، «مرزبانها» يا «واسطه‌ها» نيز ناميده مي‌شوند، بين خريداران و عرضه كنندگان دانش ارتباط برقرار مي‌كنند، با توجه به تحقيقات انجام شده، حدود 10 درصد از مديران صنايع به «مرزباني» اشتغال داشته‌اند و در واقع «واسطه‌هاي بالقوه دانش» بوده‌اند. آنان علاقه مندند كه بدانند در سازمانشان چه كسي، چه كاري را انجام مي‌دهد. و مي‌خواهند بدانند براي كسب دانش، به ويژه در خارج از حوزه اداري يا اختيارات خود، به چه كسي بايد مراجعه كنند.
كتابداران نيز غالباً نقش دلالان پنهان دانش را بازي مي‌كنند. آنها به لحاظ ويژگي شخصي و يا مسئوليت كاري خود به عنوان راهنمايان اطلاعات، به برقراري ارتباط رو در رو ميان افراد و متون مي‌پردازند. مثلاً وقتي شخصي با فناوري بالا از كتابداران يك سازمان بخواهد كه در مورد تحقيق در زمينه نسل جديد پردازنده هاي سريع به وي كمك كند، كتابدار ممكن است از او بپرسد:«آيا مي‌داني شخص ديگري نيز در اين مورد از من سوالاتي كرده است؟»
شركتها غالباً اهميت كتابداران را به عنوان «واسطه‌هاي دانش» درك نمي‌كنند. حتي جايگاه و دريافتي آنان معمولاً نشانگر ارزش واقعي آنها براي مديران شركت نيستند. در واقع، دلالان دانش در اكثر مواقع دست كم گرفته مي‌شوند. هر چند كه در بازار دانش نقش مهمي بر عهده دارند. برخي واسطه‌هاي غير رسمي دانش، در واقع كارآفرينان دانش بوده و به ويژه به متخصصاني در امر شناخت افراد دانشگر و چگونگي استفاده از دانش تبديل مي‌شوند. آنها مهارتهاي ياد شده را نه با پول كه به ازاي كسب توجه و شهرت آينده، مبادله مي‌كنند و در نهايت كسب و كار داخلي دانش را راه‌اندازي مي‌كنند.

سيستم قيمت‌گذاري در بازارهاي دانش
همه بازارها، سامانه‌اي براي قيمتها دارند تا به وسيله آن، مبادلات جاري با كارايي انجام شده و ضبط شوند. سامانه قيمت در بازار دانش چيست؟ افراد و سازمانهاي ديگر از چه نوع پولي براي مبادله دانش استفاده مي‌كنند؟ شرايط لازم براي بازار چيست؟ در اين بخش به پاسخ اين پرسشها مي‌پردازيم.
شركتها، وجه دانشي را كه از بيرون سازمان خريداري مي‌كنند، معمولاً به طور نقدي پرداخت مي كنند. ولي در سازمانها معمولاً از پول به عنوان وسيله مبادلات استفاده نمي‌شود، ولي به اصطلاح نظريه مبادلات، «وسايلي» قراردادي براي تحرك بخشيدن به بازار دانش وجود دارد. همان‌گونه كه ذكر شد عرضه كنندگان نيز مانند خريداران با اين اعتقاد كه انجام معامله براي آنان سودمند است، به مبادله دانش مي‌پردازند. به اين ترتيب براي فروش دانش خود انتظار«ما به ازايي» را دارند.
حداقل سه اصل در اين مورد وجود دارد كه به ترتيب اولويت ارزش عبارتند از: ‌مقابله به مثل، شهرت و خيرخواهي. در اينجا هر يك از اين اصول را به اختصار توضيح داده و سپس اهميت حياتي «اعتماد» را كه بدون آن هيچ بازاري رونق نخواهد داشت، بررسي خواهيم كرد.
در خصوص «مقابله به مثل» بايد گفت فروشنده دانش، هنگامي از صرف وقت و تلاش براي فروش دانش خود دريغ نمي‌ورزد كه بداند در صورت نياز به دانش خريداران، آنان نيز فروشندگان خوب و مطلوبي خواهند بود.
زمان، انرژي و دانش همه افراد محدود است. حتي امروزه اين منابع براي بسياري از مردم بسيار كميابند. ما معمولاً اين منابع را خرج نمي‌كنيم مگر آنكه مطمئن باشيم به ازاي آنها چيزي ارزشمند به دست مي‌آوريم. از اين رو، مقابله به مثل، فاكتور مهمي در سيستم قيمت‌گذاري بازارهاي دانش به شمار مي‌رود.
عامل دوم در بحث قيمت‌گذاري «شهرت» است فروشنده يا عرضه كننده دانش كسي است كه مي‌خواهد ديگران او را به عنوان دانشگري بشناسند كه داراي مهارتهايي ارزشمند است و دانش خود را در اختيار ديگران قرار مي‌دهد. شهرت شايد غيرملموس به نظر برسد ولي نتايج ملموسي به بار مي‌آورد. داشتن سابقه در امر انتقال دانش، مقابله به مثل فعالي را بين طرفين ايجاد مي‌كند.


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.