
[1]تجربه در مقابل تحصيلات
85/10/2
سالها قبل، دوستي داشتم كه بسيار باهوش بود، حافظه تصويري و كلامي فوقالعادهاي داشت و توانسته بود تحصيلات دانشگاهيش را با نمرات ممتاز به اتمام برساند. همه فكر ميكردند كه او ميتواند در آينده شغل موفقي داشته باشد و به چهره مطرحي در جامعه تبديل شود.
تمامي ويژگيهاي فوق بسيار مهمند و در موفقيت يك كسب و كار نقش دارند. اما سرانجام تمامي فرايندها و تكميل آنها به دست اين عوامل رقم نميخورد. شايد شما هم در ابتدا فكر كنيد كه آن مرد جوان كه آينده درخشاني پيش رو دارد ميتواند براي دخترتان هم شوهر مناسبي باشد! كمي بعد از اين كه او دانشگاه را به پايان رساند، براي يك شركت بزرگ و معروف كه سالانه ميليونها دلار درآمد داشت، شروع به كار كرد. صاحب اين شركت به روشي سنتي كار ميكرد و تحصيلات آكادميك اندكي داشت. در ضمن بسيار خسيس بود و به قول معروف آب از دستش نميچكيد! اما بسيار با تجربه بود و همه فوت و فنهاي كار را از بر ميدانست. پس از اينكه دوست من مدتي در آنجا كار كرد به اين نتيجه رسيد كه ميتواند روند كار اين مرد را تغيير دهد. او به واقع اين كارها را انجام داد: او از رئيس اين شركت بزرگ وقت ملاقات خواست و سپس به ديدار او رفت. دوست تحصيلكرده من به رئيسش گفت كه روش كار او درست نيست و راه خطايي را در پيش گرفته است. او پاراگرافهايي از كتاب هايي كه در دانشگاه خوانده بود به اين مرد سنتي نشان داد و با استناد به آن مطالب گفت كه چطور بايد يك كسب وكار را راهبري كرد.
رئيس با تجربه شركت به او گفت: «مشخص است كه تو جواني درس خوانده هستي كه تمامي مطالبي كه آموزش ديدهاي را به خوبي ميداني. اما من از تو سوالي ميپرسم: اگر روش كار من اشتباه است، چطور توانسته ام اين شركت را 30 سال سرپا نگه دارم، ميليون ها دلار درآمد داشته باشم، خانوادهام را اداره كنم و فرزندانم را به دانشگاه بفرستم؟ و اين در حاليست كه من دبيرستان را هم تمام نكردهام. من خودم پاسخ اين سوال را ميدهم. تفاوت بين من و تودر اين است كه تو به چيزهاييكه خواندهاي ايمان نداري و باور نميكني كه اينها بتوانند تا نيل به موفقيت، تو را هدايت كنند. گاهي اوقات لازم است كه خطر كني، به نيروي درونت تكيه كني تا بفهمي كه چه چيز درست و كدام غلط است.از اين كه نكات آكادميك را يادآور شدي متشكرم، اما اگر تو فقط به اين نوشتهها معتقد باشي، ترجيح مي دهم به روش خودم ادامه دهم.»
من خودم قويا به ارزش و سودمندي تحصيلات واقفم و آن را تاييد ميكنم و به نظر من وقتي كه كسي قرار است پزشك، وكيل يا حتي صاحب كسب و كار شود، تحصيلات رسمي و در سطوح بالا نقش مهمي دارند. وقتي كه دانشجويي قرار است پزشك شود، بايد مدتي نه چندان كوتاه در بيمارستانهاي
گوناگون و در بخشهاي درماني مختلف به صورت كارآموز و كارورز كار كند تا تجربيات لازم را كسب كند. در كسب و كار قضايا كمي فرق ميكند.
روش اداره يك كسب و كار را نميتوان به تمامي از لابهلاي كتابها و متون دانشگاهي استخراج نمود. اگر من ميخواستم تازه، كار مستقلي را شروع كنم به اصطلاح يك كارآفرين تازه كار بودم، از همان اول كار به تنهايي دست به كار نمي شدم. ابتدا مدتي نزد يك كارآفرين پيشرو و با سابقه شاگردي ميكردم تا او مرا زير بال و پرش بگيرد و بتوانم تجربيات لازم را كسب كرده و به عبارتي «فوت كوزهگري» را ياد بگيرم. اين كارآموزي باعث ميشود كه ما با دنياي حقيقي كسب و كار و جريانات آن رو به رو شويم و از دنياي شسته رفته بازارهاي موجود در متون و كتابهاي مرجع رشتههاي مديريت و بازرگاني خارج شويم. يا به قول معروف: «شنيدن كي بود مانند ديدن».
BY:Aronold Nadler
درباره نويسنده:
«آرنولدندلر» يكي از كارآفرينان موفق و با سابقه است كه شركت «The Starup Business Doctor» را تاسيس كرده است. او و همكارانش به كارآفرينان تازهكار كه كسب وكاري جديد به راه انداختهاند، خدمات مشاورهاي ارائه ميكنند تا آنها بتوانند به كارشان رونق بخشند.
مترجم: آذين صحابي