نقش پيامبران در تمدن جهان(پایانی)
(930 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(901 بار خوانده شده است)
[1]نقش پيامبران در تمدن جهان(پایانی)
محمدرضا ابراهيم نژاد
85/10/2
پيامبران و ارزشهاى اخلاقى
اگر اخلاق يكى از اجزا و ابعاد تمدن است پيامبران بالاترين نقش و بيشترين سهم را در تهذيب اخلاق و ترويج ارزشهاى اخلاقى ميان انسانها داشتهاند. تأثيرگذارى پيامبران در تحكيم زيربنا، ضمات التزام، توسعه كمّى و ارتقاء كيفى اخلاق قابل ارزيابى است، توضيح آنكه:
1- در مكتب انبياء اساس و زيربناى اخلاق، ايمان به غيب و اعتقاد به مبدأ و معاد است.در نتيجه ارزشهاى اخلاقى از ضمانت اجرائى قوى و حرمت و قداست بالايى بهرهمند است.
2- پيامبران فضايل و رذايل اخلاقى را محدود به عرصه روابط اجتماعى و متقابل افراد يك جامعه با يكديگر ندانستهاند. بلكه افزون بر روابط اجتماعى، حالات و رفتار شخصى، و نيز روابط فرد با خالق و آفريدگار را عرصه و حيطه فضايل و رذايل اخلاقى شمردهاند.
3- پيامبران بر اهميت و شناسايى محاسن اخلاقى تأكيد ورزيده، اما به آن بسنده ننمودهاند. بلكه علاوه بر آن مكارم اخلاق را در گفتار و در عمل ميان انسانها ترويج نمودهاند كه اين امر از امتيازات مكتب اخلاقى پيامبران است. مصداقهاى مكارم اخلاق همچون عفو، ايثار، غيرت و عزّت نفس توسط پيامبران به ويژه پيامبر اسلام رايج گرديد.
شايسته است سخن نويسنده شهير آمريكايى را در برترى ارزشهاى اخلاقى پيامبران ملاحظه كنيم:
«اگر قرار مىبود مجموعهاى از اصول اخلاقى مطاع و متّبع باشد كه مردم رعايت آن را سخت با تمايلات و غرايز خويش ببينند بيشتر ضرورى بود كه همگان اين قوانين را صادر از يك منبع فوق الطبيعه بدانند و معتقد شوند كه اين اصول اخلاقى از بارگاه الهى نازل شده است.»
پيامبران و علوم و فنون
وجود بى شمار دانشمندان، مخترعان و مكتشفان الهى خاصه مسلمان در تاريخ علوم و فنون بر كسى پوشيده نيست. افرادى چون جابربن حيان، ابوريحان، رازى و ابن سينا ستارگانى هستند كه از وجود پيامبران روشن شده و پيوسته در سپهر تمدن مىدرخشند. در اين زمينه به لحاظ اختصار تنها به گزارشى از نويسنده شهير فرانسوى اكتفا مىكنيم:
«در قرون وسطى علوم و فنون يونان و روم فقط به وسيله اعراب در اروپا انتشار يافته تا مدت پانصد سال مدارس اروپا روى كتب و مصنفات آنان دائر بود و همانها بودند كه اروپا را علماً و عملاً و نيز در اخلاق تربيت كرده داخل در طريق تمدن نمودند.»
3- اعترافات و داوريها
صاحب نظران و انديشمندان زيادى نسبت به حضور و تأثيرگذارى پيامبران در تمدن گذشته توجه داشته و پيرامون آن نظر داده و به گونهاى داورى كردهاند. در اينجا چند نمونه از آن را ارائه مىنماييم:
«ممالكى را كه اعراب فتح نموده بودند اقوام مختلفه فاتحى آن ممالك را از دست آنها خارج ساختند اما تمدنى كه آنها سنگ بنياد آن را گذاشته بودند هيچ قوم فاتحى نتوانست آن را از ميان برداشته تمدن ديگرى به جاى آن برقرار سازد. بلكه تمام آن اقوام، مذهب،
قانون، فنون، صنعت و حرفت و بسيارى از آن اقوام هم مخصوصاً زبان آنها را اختيار نمودند و شريعت محمدى كه در اين ممالك انتشار يافته بود غير قابل تغيير گرديد و مىنمايد كه براى هميشه باقى خواهد ماند.»
«اسلام با يك طريق ساده و سهلى پيش مىرود كه واقعاً حيرتانگيز است و بايد آن را از اختصاصات اسلام شمرد. در هر جايى كه مسلمين قدم گذاردهاند اسلام در آنجا ريشه دوانيده و براى هميشه باقى مانده است. در چين و آفريقاى مركزى و روسيه نه به طور حمله و طرز كشورگيرى بلكه با لباس تجارت وارد شده حاليه كرورها مسلمان موجود مىباشند و در واقع سكنه اين بلاد نه به طور تهديد يا تطميع بلكه به اختيار و از روى رضا و رغبت داخل در دين اسلام شدهاند و تاكنون شنيده نشده است كه نيرويى هم به كمك اين تجّار اعزام شده باشد. عجبتر اينكه در هرجا همين كه تخم اين مذهب ريخته شده بعد خودبه خود بناى رشد و نموّ را گذارده است.»
«نفوذ اخلاقى همين عراب - زائيده اسلام - آن اقوام وحشى اروپا را كه سلطنت روم را زير و زير نمودند داخل در طريقت آدميت نموده و نيز نفوذ دماغى و عقلانى آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را كه از آن به كلّى بىخبر بودند به روى آنها باز كرده و تا ششصد سال استاد ما - اروپائيان - بودند.»
مورخ و نويسنده معروف انگليسى نيز تأثير اسلام بر تمدن غرب را چنين ابراز داشته است:
«...نتايج اقتصادى و فرهنگى جنگهاى صليبى به مراتب مهمتر از فتوحات ارضى بود. بر خلاف شكستهاى سياسى و نظامى، از نظر اقتصادى و فرهنگى جهان اسلام بر فاتحان نيمه وحشى خود غالب شد و تمدن و هنر پيشرفته خود را بر زندگى ساده و دهقانى اروپاى لاتين تحميل نمود. در بعضى از رشتهها از جمله معمارى، جهان اسلام تمام ممالك اروپاى غربى را در دوران قرون وسطى تحت تأثير خود درآورد...»(42)
خلاصه و نتيجه بحث
- بر اساس منابع اسلامى پيامبران در پرتو آيات الهى و آموزش كتاب خدا و تعليم حكمت، مردم را به زندگى بر پايه عدالت فراخواندند.(قرآن كريم)
- همچنين مردم را به خردورزى و بهرهبردن صحيح از موهبتهاى طبيعى دعوت نموده و نسبت به عوامل تباهى و نابود كننده انسانها پيوسته هشدار دادهاند.(نهج البلاغه)
- وجود نظم اجتماعى و حاكميت قانون جهت پيدايش و تعالى تمدن ضرورى است و بر اساس منابع علمى وتاريخى پيامبران در تكوين نظم اجتماعى و وضع قوانين به لحاظ كميت، كيفيت و تقدم داراى اولويت و پيشگام بودهاند.
- صاحب نظران و انديشمندان منصف، تأثيرگذارى پيامبران به ويژه پيامبر اسلام در عرصههاى مختلف تمدن بشرى را اعجاب آور و شگفتانگيز مىدانند.
:ماهنامه پاسدار اسلام
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]