(1122 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (1040 بار خوانده شده است)
نقش پيامبران در تمدن جهان(2) محمدرضا ابراهيم نژاد 85/9/29 «هو الّذى بعث فى الأمّييّن رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكّيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين.»(15) خداوند كسى است كه درميان مردم درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنان بخواند و آنان را پاكيزه كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد، هرچند پيش از آنان در گمراهى آشكارى بودند. با توجه به جايگاه اخلاق و دانش در تمدن از آيات فوق اين نكته استفاده مىشود كه پيامبران خاصه پيامبر اسلام آيات خدا را بر انسانها خوانده، اخلاق آنان را تصفيه و تهذيب مىنمودند و به آنان كتاب و حكمت تعليم مىدادند. در فرازى از نهج البلاغه، حضور پيامبران در ميان اقوام پيشين و تأثيرگذارى آنان در جنبههاى معنوى و مادى زندگى انسانها چنين ذكر شده است: خداوند پيامبرانش را در ميان مردم برانگيخت و پياپى انبياء خود را به سوى آنان فرستاد تا مردم را به اداى پيمان فطرى كه با خداوند بسته بودند وادار نمايند و نعمت فراموش شده او را بيادشان آورند و با تبليغ دلايل روشن وظيفه رسالت را بجاى آورند و عقلهاى پنهان شده مردم را برانگيزانند آيات مقدر الهى را به آنان بنمايانند، آسمانهايى برافراشته بالاى سرشان و گهواره گسترده زمين زير پايشان، معيشتهايى كه حياتشان را تأمين نمايد و اجل هايى كه آنان را به نيستى كشاند. سختيهايى كه پير و فرسوده شان سازد و رويدادهايى كه آنان را تعقيب مىكند.... قرنها اين گونه گذشت و روزگاران سپرى شد. نياكان در گذشتند و فرزندان به جاى آنان قرار گرفتند. تا اينكه خداوند سبحان «محمد پيامبر خدا(ص)» را برانگيخت تا وعدهاش را وفا كند و نبوبش را كامل گرداند، او كه ميثاق پذيرش نبوتش از همه پيامبران گرفته شده بود. پيامبرى با علامات مشهور و ولادت شريف. و در آن روزگاران مردم روى زمين ملّتهايى پراكنده با گرايشهايى متفرق و روشهايى درهم و برهم و سرگردان بودند. گروهى از مردم خداوند را به مخلوقاتش تشبيه مىكردند و گروه ديگر در اسماء مقدّسش الحاد مىورزيدند. جمع ديگرى با نامهاى الهى به موجودات ديگر اشاره مىنمودند. خداوند سبحان آنان را به وسيله پيامبر اكرم از گمراهى نجات داد و با مكانت وى آنان را از (سيه چال) جهالت برگرفت. در فراز نخست اهتمام پيامبران به ايجاد تنبه و آگاهى در انسانها و توجه دادن آنان به موهبتهاى فراوان و موجود در جهان و اسباب قابل استفاده در زندگى و نيز عوامل زيان بار و نابودگر افراد ذكر شده است. در فراز دوم نقش برجسته پيامبر اسلام در بناء جامعهاى مطلوب از ميان اقوام و انسانهاى پراكنده، سرگردان و نادان را مىنگريم . منابع علمى و تاريخى در بيان اركان تمدن گذشت كه در ساختمان تمدن چهار عنصر اقتصاد، سياست، اخلاق و علم قابل تشخيص است، لذا كارنامه پيامبران در اين چهار بخش را با استناد به منابع علمى و تاريخى به اختصار بررسى مىكنيم: پيامبران و امور اقتصادى در تعاليم پيامبران توجه به عامل اقتصاد و اهميت آن به خوبى مشهود است. نمونه آن را در مديريت و برنامه حكومت يوسف(ع) مىتوان ملاك قرار داد.(17)زمانى كه يوسف (ع) به اقتدار سياسى دست يافت تصدى امور اقتصادى كشور را خواستار شد و در نخستين اقدام به سازماندهى وضعيت اقتصادى پرداخت.(18) همچنين قرآن كريم زندگى مرفه و توأم با آسايش را پسنديده شمرده و از آن به عنوان نعمت الهى(19) و رزق و روزى پروردگار براى مردم ياد نموده كه در خور شكر و سپاس الهى است.(20) پيامبران براى ايجاد رفاه و رونق اقتصادى در دو مرحله نظرى و عملى اهتمام ورزيدهاند. به لحاظ نظرى و تئورى پيامبران مديريت اقتصاد و مراحل مهم آن از جمله توليد، توزيع و مصرف را مورد توجه قرار داده و فكر و انديشه انسانها را در راستاى اقتصاد سالم و مطلوب هدايت نمودهاند. اين عنايت و هدايت در منابع اسلامى مكرر بازگو شده است. الف - مديريت اقتصادى: قرآن كريم اموال و ثروتها را عامل قوام و استوارى زندگى مردم شمرده و از سپردن آن به كسانى كه اهليت سرپرستى ندارند نهى نموده است: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم الّتى جعل الله لكم قياماً...»(21) و اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده به دست سفيهان ندهيد. ب - توليد: پيامبر اسلام از پاداش و اجر معنوى فراوان براى كوشش و تلاش توليدى خبر داده(22) و كوتاهى در امر توليد و بهرهگيرى از منابع طبيعت را نكوهش نموده است: «عن الباقر(ع) قال كان امير المؤمنين (ع) يقول: من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فابعده الله.»(23) امام باقر (ع) از امير مؤمنان (ع) روايت نموده است كه مىفرمود: هر كس آب و زمين داشته باشد و با داشتن آن در فقر زندگى كند خداوند او را (از رحمت خود) دور نموده است. علاوه بر آن به صورت قانونى و رسمى براى كار توليدى نتايج و پاداش مثبت و مادى مقرر نموده است: «عن ابى عبدالله (ع) قال رسول الله (ص): من غرس شجراً او حفر وادياً بديّاً لم يسبقه اليه احد و أحيى أرضاً ميتة فهى له قضاء من الله و رسوله (ص)»(24) امام صادق (ع) از پيامبر خدا (ص) روايت نموده كه فرمود: هر كسى درختى غرس كند يا وادى (و رودخانهاى) را پيش از ديگران حفر سازد يا زمين بايرى را آباد كند به حكم خدا و پيامبرش (اين) از آن اوست. ج - توزيع: در اينجا مراد از توزيع (فراتر از توزيع كالا است بلكه مراد) توزيع اموال و ثروت ميان اقشار و افراد جامعه است. بر اساس تعاليم انبياء توزيع ثروت در صورتى مطلوب اوست كه در اختيار افراد «حق شناس و نيكوكار» قرار گيرد. زيرا بقاء جامعه اسلامى و آيين اسلام در گرو توزيع مطلوب است و توزيع نامطلوب مىتواند جامعه اسلامى و مكتب اسلام را نابود سازد. «قال ابو عبدالله (ع) انّ من بقاء المسلمين و بقاء الاسلام أن تصير الأموال عند من يعرف فيها الحقّ و يصنع المعروف و انّ من فناء الاسلام و فناء المسلمين أن تصير الأموال فى أيدى من لا يعرف فيها الحق و لا يصنع فيها المعروف.»(25) امام صادق (ع) فرمود: از امورى كه بقاء و ماندگارى مسلمانان و بقاء اسلام به آن وابسته است، قرار گرفتن اموال نزد كسى است كه نسبت به آن حق شناس باشد و آن را در راه صحيح هزينه كند و از عوامل نابود كننده اسلام و مسلمانان آن است كه اموال در دست كسى قرار گيرد كه راه و روش حق را نسبت به آن نداند و در راه صحيح مصرف ننمايد. د - مصرف: در نظام اقتصادى انبياء، مصرف توليدات و كالا نيز داراى ضابطه است. مالكيت فرد مجوز آن نيست كه هرگونه اقدامى نسبت به كالاى توليد شده انجام دهد. بلكه در مرحله مصرف، موظف است از امورى از جمله اسراف، اتلاف، مصرف غير مفيد و نابخردانه اجتناب كند.