جمعه 5 خرداد 1391 - 15:48   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

چشم اندازى به سيره حكومتى پيامبر اعظم (ص) (1)

(1563 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(651 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

چشم اندازى به سيره حكومتى پيامبر اعظم (ص)
نويسنده:اسماعيل نسّاجى زواره
قسمت اول
85/9/25
تشكيل حكومت و به عهده گرفتن زمام اداره امور جامعه از مواردى است كه علاوه بر هدايت و نجات انسان‏ها، نقش قابل تأمّلى را در جهت حفظ آيات الهى و آرمان‏هاى جامعه مسلمين ايفا مى‏كند.از اين رو نبىّ مكرم اسلام (ص) بلافاصله پس از هجرت براى تشكيل حكومت و دولت اسلامى اقدام نمود.
اشاره
تشكيل حكومت و به عهده گرفتن زمام اداره امور جامعه از مواردى است كه علاوه بر هدايت و نجات انسان‏ها، نقش قابل تأمّلى را در جهت حفظ آيات الهى و آرمان‏هاى جامعه مسلمين ايفا مى‏كند.از اين رو نبىّ مكرم اسلام (ص) بلافاصله پس از هجرت براى تشكيل حكومت و دولت اسلامى اقدام نمود.اين حكومت اسلامى هر چند بعد از ارتحال آن حضرت (ص) عمرش كوتاه بود، امّانمونه كامل حكومت دينى با ويژگى‏هاى خاص خود بود كه در اين نوشتار بر جسته آن به عنوان شاخصه‏هاى آموزنده و سازنده اشاره مى‏شود:
عدالت خواهى
مطالعه تاريخ زندگى پيامبر (ص) بيان‏گر اين است كه آن حضرت (ص) در روزگارى كه در مدينه قدرت بزرگى پديد آورد، تمام سعى و تلاشش برقرارى عدالت و احياى ارزش‏هاى الهى و انسانى بود. ايشان در يك منشور جهانى، عدالت خواهى و تساوى حقوق انسان‏ها را در جوامع اعلام كرده‏و ملاك احترام به حقوق بشر رامعين نمود.
آن منادى راستين عدالت و آزادى هنگامى كه مشاهده كرد يكى از اصحاب عرب وى «سلمان فارسى» را به خاطر غير عرب بودن تحقير مى‏كند، در كلمات حكيمانه و معروفى مى‏فرمود: همه مردم از زمان حضرت آدم(ع) تا به امروز همانند دانه‏هاى شانه مساوى و برابر هستند. عرب بر عجم و سرخ برترى ندارد مگر با تقوى».
آن حضرت در اجراى قانون عادلانه الهى اهتمام خاصّى داشت و اگر كسى از ايشان تقاضاى غير قانونى مى‏كرد، شديداً ناراحت مى‏شد.
بعد از جنگ احزاب در مورد تقسيم غنايم بعضى از همسران پيامبر(ص) تقاضاى غير معمول كردند، لذا آن‏بزرگوار ناراحت شد و حدود يك ماه از آنان فاصله گرفت. خداوند متعال نيزبه اين مناسبت آياتى را بر آن حضرت نازل كرد وفرمود: «يا ايهّاالنبى قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا؛اى پيامبر به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد، بياييد با هديه‏اى شمارا بهره‏مند سازم و شما را به طرز نيكويى رها سازم». و به اين ترتيب پيامبر اكرم (ص) حتى به نزيك‏ترين افراد خانواده‏اش اجازه نداد از قانون الهى تخطّى كرده و عدالت اجتماعى را در حكومت اسلامى آن حضرت خدشه دار سازند.
قاطعيّت و شهامت‏
در سيره حكومتى رسول گرامى اسلام قاطعيّت و شهامت در مورد اجراى قانون و حدود الهى به بهترين وجه انعكاس يافته است. در فتح مكه زنى از قبيله «بنى مخزوم» مرتكب سرقت شد و از نظر قضايى جرمش محرز گرديد . خويشاوندان آن زن كه هنوز رسوبات نظام طبقاتى دوران جاهليت در مغزشان ماند ه بود، اجراى مجازات (حد سرقت) را نسبت به آن زن، ننگ خانواده اشرافى خود مى‏دانستند؛به همين دليل براى متوقف ساختن اجراى حد سرقت به تلاش افتادند و به همين منظور «اسامة بن زيد» را- كه مانند پدرش نزد پيامبر (ص) محبوبيت داشت - وادار به شفاعت نمودند. اما همين كه اسامه زبان به شفاعت گشود، آن حضرت (ص) خشمگين شد و فرمود: چه جاى شفاعت است ؟مگر مى‏توان حدود و قانون را بلااجراگذاشت و فوراً دستور مجازات صادر نمود.اسامه متوجه لغزش خود شد و عذرخواهى نمود. پيامبر (ص) براى اين كه فكر تبعيض در اجراى قانون را از ذهن مردم بيرون نمايد، عصر همان روز به ايراد خطبه‏اى پرداخت و به مسأله اجراى قانون الهى اشاره نمود وفرمود: «اقوام و ملل پيشين دچار سقوط وانقراض شدند؛ زيرا در اجراى قانون تبعيض روا مى‏داشتند. هرگاه يكى از طبقات بالا مرتكب جرم مى‏شد، او را از مجازات معاف مى‏كردند و اگر كسى از زير دستان به جرم مشابه آن مبادرت مى‏ورزيد، او را مجازات مى‏كردند. قسم به خدايى كه جانم در دست اوست در اجراى قانون در باره هيچ كس كوتاهى و سستى نمى‏كنم. اگر چه مجرم از نزديكان من باشد» چنان كه ملاحظه مى‏شود رسول گرامى(ص) در اجراى قوانين هيچ گونه تبعيضى روا نمى‏داشتند؛ شفاعت احدى را نمى‏پذيرفت و تحت تأثير نظرات ديگران قرار نمى‏گرفت. آن حضرت به شدّت مسلمانان را از تعطيل شدن حدود الهى نهى مى‏كرد و مى‏فرمود: بنى اسرائيل نابود شدند از آن جهت كه حدود الهى را براى زير دستان اجرا مى‏كردند نه براى اشراف!»
وفاق اجتماعى
با آغاز دولت رسول خدا(ص) در مدينه، وفاق اجتماعى به عنوان يك ساز وكار مهم از سوى پيامبر(ص) مطرح گرديد.
با درنگ در حيات سياسى آن حضرت پس از تشكيل حكومت اسلامى و هم پاى سامان دهى به ساختار دولت، نمونه‏هاى فراوانى از وفاق اجتماعى را مى‏توان يافت كه در جهت يك دلى و سازگارى مسلمانان شكل گرفت ؛ همچون ساختن مسجد، پيمان عمومى ميان مسلمانان، يهوديان و مشركان يثرب، هم دلى با قبايل عرب و قرار داد برادرى.
وفاق اجتماعى در دولت كريمه پيامبر اعظم (ص) بر چند اصل راهبردى و بدون تغيير استوار بود كه عبارت است از:
1- ايمان به خداى يكتا و اعتقاد به آموزه‏هاى دينى و قوّت بخشيدن به گرايش توحيدى كه پيامبر(ص) آن را مهم‏ترين ركن وفاق و اتحاد مى‏دانست.(5)
2- پيامبر(ص) بهترين و استوارترين راستى را تنها در گروه مؤمنان مى‏دانست و با چنين ديدگاهى وفاق را در محدوده آنان تلقى مى‏نمود. اين اصل در سال نهم هجرى و در اوج اقتدار دولت اسلامى و با الهام از آيه: «انّما المؤمنون اخوةٌ...»(6) نهادينه گرديد؛ آيه‏اى كه تمامى مؤمنان را بايكديگر برادر مى‏داند.
3- سازگارى با غير مسلمانان به عنوان يك تاكتيك و در جهت پيش برد منافع اسلام وجود داشته است و چنين وفاقى عارى از امتياز دهى يك سويه بوده و برترى اسلام و مسلمانان در آن لحاظ شده است.(7)
شايستگى معنوى
معيار مورد نظر پيامبر(ص) در انتخاب مديران و مسؤولان، تقوا، سابقه خوب و پاى بندى به ارزش‏هاى دينى و ساير ملاك‏هاى شايسته بود.آن چه براى آن بزرگوار در انتخاب مديران اهميت نداشت، ملاك خويشاوندى و قوم گرايى بود؛ چنان كه اصحاب خاص آن حضرت يعنى ؛ سلمان فارسى، بلال حبشى، ابوذر غفارى و عمّار عربى هر يك از يك منطقه و نژاد بودند و وقتى آيه زكات(توبه - آيه 160)نازل شد چون سهمى براى كسانى كه زكات جمع آورى مى‏كردند، داده شد، عده‏اى از بنى هاشم نزد پيامبر(ص) آمدند و از ايشان تقاضا كردند كه به سبب خويشاوندى جمع آورى زكات را به آنان واگذار نمايد. رسول خدا(ص) به آنان فرمود: صدقه و زكات بر من و بنى هاشم حرام است، يعنى نه تنها به سراغ زكات نياييد، بلكه انتظار آن را هم نداشته باشيدكه از كارمندان جمع آورى آن شويد. سپس فرمود: آيا گمان مى‏كنيد من ديگران را برشما ترجيح مى‏دهم؟ خير بلكه من خوبى و صلاح شما را مى‏خواهم.(8)
خدمت رسانى‏
يكى از برنامه‏هاى زندگى رسول خدا(ص) رسيدگى به كارها و گرفتارى‏هاى مسلمانان بود. آن حضرت در بر آوردن حاجات مردم كوشش بسيار داشت و در اين مورد اهل فضل و تقوا را بر ديگران ترجيح مى‏داد و نيازهاى آنان را برآورده مى‏ساخت .
روزى بايكى از ياران خود درصحراى مدينه قدم مى‏زد كه پيرزنى رابر سر چاهى مشاهده كرد؛ او مى‏خواست از چاه آب بكشد و به خيمه‏اش ببرد، امّادر كار خود ناتوان بود. پيامبر (ص) نزديك رفت و فرمود: اى مادر آيا مى‏خواهى برايت از چاه آب بكشم ؟آن بانوى سالخورده از پيشنهاد رسول خدا (ص) خوشحال شد.
حضرت رسول (ص) بر سر چاه آمد و مشك را پر از آب كرد و تا خيمه آن پيرزن حمل نمود. شخصى كه همراه پيامبر (ص) بود، هر چه اصرار كرد كه مشك را از پيامبر(ص) بگيرد، آن حضرت قبول نكرد و فرمود: من به تحمّل مشقت و زحمات امت خود سزاوارترم!
بعد از اين كه پيامبر (ص) خداحافظى كرد و به راه افتاد، پيرزن به فرزندانش گفت، مشك را از بيرون خيمه به داخل بياوريد
آن‏ها با تعجب پرسيدند: اى مادر! اين مشك سنگين را چگونه به خيمه آوردى؟ او پاسخ داد: جوانمردى زيبا روى و خوش سخن با كمال مهربانى آن را به اين جا آورد.
آن‏ها وقتى پيامبر را شناختند، به دنبالش دويدند و به دست وپاى آن حضرت افتادند و عذرخواهى نمودند. پيامبر (ص) آنان را دعا كرد و با لطف ومهربانى خويش نوازش داد.(9)
آرى! روش زندگى پيامبر اكرم (ص) گره‏گشايى و نيكى و احسان بود، سيره حكومتى آن حضرت نشان مى‏دهد كه ايشان پيروان خود را به كارگشايى و برآوردن حاجات برادر مؤمن تشويق و ترغيب مى‏كرد.
آن حضرت مى‏فرمايد هر كس يك حاجت برادر خود را برآورد، چنان است كه در همه روزگار خدا را عبادت كرده است».
تفقد واحوال‏پرسى
بزرگوارى و عنايت نبى اكرم (ص) به افراد را نبايد فقط به خدمت رسانى جهت پيش برد امور جامعه دانست، بلكه تمام اقشار جامعه به نوعى از لطف و بزرگوارى آن حضرت برخوردار بودند و دراين ميان تكريم آن رهبر بزرگوار نسبت به اصحاب از همه چشم گيرتر است. سيره كريمانه ايشان با اصحاب باعث ايجاد ارتباط عاشقانه و وحدت فكرى و اجتماعى مى‏شد كه همه، خود را وابسته به اين كانون عشق و ايثار و كرامت مى‏ديدند.و هيچ‏گاه پيامبررااز خود جدا نمى‏دانستند.
«انس بن مالك» نقل مى‏كند: هرگاه پيامبر(ص) يكى از اصحاب را سه روز نمى‏ديد، در باره او سؤال مى‏كرد ؛ اگر آن فرد در شهر نبود برايش دعا مى‏كرد؛ اگر حضور داشت به ديدن او مى‏رفت و اگر مريض بود از او عيادت مى‏نمود.(11)


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.