نگاهی به جایگاه صنایع دستی در فرهنگ واقتصاد
(669 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(791 بار خوانده شده است)
[1]نگاهی به جایگاه صنایع دستی در فرهنگ واقتصاد
85/9/22
قسمت پای
ايجاد هماهنگي در برنامهها و سياستها و فعاليتهاي دستگاهها و ارگانهاي مختلف كشور در راستاي استراتژي توسعه صادرات غيرنفتي نيز در اين زمينه كارساز است.
با اينكه در طول برنامههاي اقتصادي و عمراني بهبود نسبي در هماهنگي مقررات، قوانين، تسهيلات گمركي و تشويقهاي مربوط به صادرات بهعمل آمد ولي همچنان ناهماهنگيهاي بنيادي در عملكرد برنامهها و سياستهاي دستگاهها و ارگانهاي مختلف كشور با اهداف صادراتي وجود دارد. ارائه طريق و راهبردهاي صادراتي هرچه باشد بايد "هماهنگي" بهعنوان اسكلت اصلي آن قرار گيرد. حركت در راستاي توسعه صادرات آن قرار گيرد. حركت در راستاي توسعه صادرات اگر شعارگونه صورت گيرد، حاصلي جز توسعه واردات در برنخواهد داشت.
گاهي در نظر گرفتن تشويق ريالي، گاهي تشويق ارزي زماني حق واگذاري استفاده از ارز صادرات جهت واردات و زماني ديگر تخفيف در مالياتهاي ارزي و نهايتا معافيت از دريافت پيمان ارزي و غيره همه در حكم آرامكننده موقت هستند.
ايجاد هماهنگي بهمنزله قبول و ايمان به استراتژي توسعه صادرات بهعنوان يك ارزش و ضرورت ملي است و در راستاي آن بايستي كليه امكانات بالقوه و بالفعل را در راستاي اهداف تعيين شده در بخشهايي كه داراي مزيت نسبي هستند بسيج و تجهيز كرد و همزمان پشتيبانيهاي لازم آموزشي، تحقيقاتي، خدماتي، قانوني، اعتباري، بيمهاي، بانكي و تبليغاتي و غيره را به بخش صادرات ارائه كرد.
خروجي اشتغال، كارآفريني است كه از طريق ايجاد نوآوري و خلاقيت و تغيير در روشهاي تفكر سنتي حادث ميشود. ديگر شايد زمان صدور بخشنامه و دستورالعملهاي اداري صرف از مركز به اقصي نقاط كشور سپري شده باشد كه براي هر موضوع يك نسخه كلي كشوري صادر ميشود تا از طريق كارگزاران حكومتي به منصه ظهور برسد.
از آنجا كه اشتغال و رفع بيكاري اولويت اصلي كشور است بايد آن را در بخشهاي روستايي و شهري و استاني با توجه به مزيتهاي نسبي هر استان و بخش، اقليم و فرهنگ بومي هر منطقه جغرافيايي را جستجو كرد.
بهعنوان مثال در عرصه صنايعدستي اگر سوزندوزي بلوچ در استان سيستانوبلوچستان جذابيت و اشتغال ايجاد ميكند در استانهاي شمالي بافتهها حصيري و سبدي و كارهاي چوب و معرق ميتواند كارآفريني لازم را از طريق علاقهمندان بومي بهوجود آورد.
اگر خاتم و نقرهسازي در اصفهان و شيراز جايگاه عرفي پيدا كرده مليلهدوزي و چاقوسازي را در زنجان بايد جستجو كرد و به همين ترتيب علايق بومي و فرهنگ هر منطقه درصورت اعمال سياستهاي حمايتي و هدايتي حكومتي در همان منطقه و استان ميتواند به شكوفايي و رشد در توليد دست يابد. تفويض اختيارات بههمراه برنامهريزيهاي جامع و اصولي در آنجا به اضافه حمايت و پشتيبانيهاي بخش دولتي و حكومتي از تصديگريهاي منجر به توليد و سودآوري در بخش خصوصي ميتواند زمينههاي ارتقا در اين حوزه را فراهم آورد.
در اقتصاد بيمارگونه ايران بايد دو جهت حركت در نظر گرفت. يك جهت كوشش براي حل و فصل برخي معضلات فوري است و جهت ديگر كوشش براي ايجاد سازمانها و بسترهايي كه مشكلات اساسي را در زمان طولانيتر حل كند، پس بايد دو نوع راهكار آني و بلندمدت درنظر گرفت.
براي ساماندهي نابسامانيهاي آني، در شرايط ركود فعلي، ايجاد موجهايي ضروري بهنظر ميرسد، اين موجها بايد اميد در جامعه ايجاد كند و امكان مشاركت بيشتر در چند زمينه را فراهم كند. تمركز از طريق توان محدود و محور ضروري است، چون مهمترين مشكل ايجاد اشتغال جوانان است، پس بايد در اين عرصه موج لازم را ايجاد كرد. براي اين منظور بايد چند طرح بزرگ ملي ايجاد كرد. اكنون درآمدهاي ارزي كشور ازمحل فروش نفت اين اجازه را ميدهد و از طرفي طرحهاي بزرگ ملي نيز معمولاً اشتغالزا هستند و هم در ميانمدت و بلندمدت به نفع اقتصاد ملي عمل ميكند. درحال حاضر ميزان اشتغال در همه رشتههاي صنايعدستي كشور در حدود 5/2 ميليون نفر برآورد ميشود كه در 313 شهر و 28 هزار روستا و دهها منطقه عشايري پراكنده است. از اين تعداد حدود يك ميليون و 700 هزار نفر در حوزه فرش و نزديك به 800 هزار نفر در ساير رشتههاي صنايعدستي به فعاليت اشتغال دارند.
نویسنده: فرهاد عابدي
منبع:میراث فرهنگی
[ بازگشت به ایران شناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]