
[1]درسهايي از كارآفرينان موفق
85/9/19
كارآفرينان افراد بلند همتي هستند. آنها دست به خلق و ايجاد چيزهاي جديد ميزنند. از جمله: كسب و كار، كلوپ، اماكن مذهبي و انجمنهاي مختلف. انگيزه كارآفرينان متفاوت است. همه آنها به ثروتمند شدن نميانديشند. همه آنها به دنبال تاسيس 500 شركت سودآفرين نيستند. برخي از آنها براي لذت خود، عرق شهري يا كسب شهرت كارآفريني ميكنند. در نظر كارآفرينان دنيا كامل نيست و هنوز از وجود چيزي كه آنها در پي ايجادش هستند خالي است. كارآفرينان تفاوتهاي قابل ملاحظهاي با يكديگر دارند. اما وجوه مشتركي در همه آنها ديده ميشود. يكي از اصليترين مشتركات آنها قدرت روشننگري اين افراد است. برخورداري از قدرت روشننگري براي هر فرد بلند همتي لازم است، اما براي كارآفرين ضروريست. آنچه كارآفرين به وضوح ميبيند و درك ميكند موارد زير را شامل ميشود: خلاها.«فردريك و الاك اسميت» دانشجويي بود. كه به ايجاد سيستمي براي انتقال نامه ها و بستههاي كوچك پستي انديشيد. براي اين منظور شبكهاي از هواپيماها، كاميونها، نيروي انساني و وسايل الكترونيكي مورد نياز بود كه هيچ يك در آن زمان موجود نبود. اما انديشه اين دانشجو در نهايت موجب ايجاد پست اكسپرس فدرال شد. نقايص. روزي به ذهن كاريكاتوريستي خطور كرد كه اكثر شهربازيها فرسوده و خستهكننده شدهاند. او به فكر ايجاد محيط شادتر و هيجانانگيزتر افتاد. اين فكر به احداث پارك ديزنيلند منجر شد. موقعيت مناسب.«تدترنر» يك روز تشخيص داد كه ميتواند ايستگاه خبري كوچكش را روي ماهواره بفرستد. اين كار بعدها به شكلگيري شبكه خبري CNN انجاميد. تلفيق. «پاركر ايچ. پتيت» ميگويد موفقيت او به عنوان يك كارآفرين به توانايي او در تلفيق اطلاعت برميگردد. به گفته «پتيت» او مجموعه عواملي مانند مقتضيات، بازار، محصول يا هر چيز ديگر را در نظر ميگيرد و آنها را طبق شرايط و اولويتي كه براي مردم مطرح است به صورت يك كل به هم پيوسته مدنظر قرار ميدهد. نه به صورت متغيرهاي جدا از هم. فراگيري مستمر. زمانيكه شركت «برتن گلداشتاين» كارش را آغاز كرد يكي از اعضاي هيئت مديره به «گلداشتاين» گفت: سه سال بعد كسب و كار شركت بسيار متفاوت از امروز خواهد بود. به گفته «گلداشتاين» اين پيشبيني حقيقت يافت. او معتقد است كارآفرين بايد خود را در حال پيمودن يك راه فرض كند، يك منحني يادگيري كه قرار است حتي چيزهاي غيرضروري را بياموزد و تغيير كند. فراگيري مستمر مخاطرات كارآفريني را برجسته ميسازد. «هراس فريلند جادسن» معتقد است تصويري كه كارآفرين در ابتدا از كار خود دارد ممكن است 20 درصد به حقيقت امر نزديك باشد و تنها يك تخمين خام و سايه اي از جواب اصلي است. فراگيري مستمر به دليل تغييرات هر روزه فناوري امري ضروري است. اخيرا جمعي از مسئولان دانشگاهها اعلام داشتهاند دانش فارغالتحصيلان متوسط دانشگاهها در زمينه فناوري در عرض سه سال يا كمتر كامل ميشود. به دليل تاثير فراگير انقلاب اطلاعات، اين پيشبيني در اكثر زمينهها درست بود. بنابراين اگر فرد كارآفرين اطلاعات خود را بالا نبرد، فرد ديگري اين كار را ميكند و او را از صحنه تجارت حذف ميكند.
دليل ديگر ضرورت فراگيري مستمر در اين واقعيت نهفته است كه مخاطبان پيوسته در حال تغيير هستند. هيچ فعاليت خلاقانهاي به اندازه كارآفريني متكي به مخاطب نيست. چرا كه اگر مردم از محصول جديد استقبال نكنند يا از شركت جديد حمايت نكنند و يا به سازمان جديد نپيوندند، فعاليت كارآفريني ناكام ميماند. همچنين ممكن است مخاطبان تغيير كنند، سلايقشان عوض شود يا همكاري خود را قطع كنند. بنابراين كارآفرين بايد همواره در مورد جامعه مخاطب خود آگاهي داشته باشد. و اما شباهت ديگر كارآفرينان موفق: به نحو احسن انجام دادن امور معمولي و پيش پاافتاده. آنچه كارآفريني را از فعاليتهاي خلاقانه ديگر متمايز ميسازد تاكيد آن بر اجرايي بودن است. كارآفريني فعاليتي خلاقانه، در نتيجه فكري و مستلزم تدبر و انديشه است. اين كار ممكن است صرفا برخاسته از نتايج يك تحقيق باشد، اما كارآفرين بايد هزار و يك كار انجام دهد تا آن را ملموس و قابل اجرا سازد.«اكسوير رابرتز» يكي از كارآفرينان موفق از تجربهاش در اين خصوص چنين ميگويد: دائما افرادي پيش من ميآمدند و اظهار ميكردند ايدههايي دارند كه بينظير و سودآفرين است. من در پاسخ به اين افراد ميگفتم: ديگر نيازي به ايده ندارم. من به كساني نياز دارم كه بتوانند ايدهها را عملي كنند. كارآفرين ديگري به نام «فرد پي. بورك» ميگويد: بايد كوچك فكر كرد. كساني كه افق ديدشان بسيار وسيع است هرگز نمي توانند روياهاي دور و دراز خود را در قالب كارهاي انجامپذيري كه بايد همين حالا و در همين مكان انجام شوند عملي سازند.
نويسنده:Gene Griessman
مترجم: فرناز صفدري