فرار به سوی پیروزی

(6361 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(822 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

حرکت به سوی پیروزی

85/9/18
دکتر نصرا... ابراهیمی
دکترای حقوق بین الملل
چشم‏انداز نه تنها نوعى انسجام و يكپارچگى‏ در عزم و اراده ملى وجود مي آورد و آثار و پيامدهاى‏ مثبتى چون الهام‏بخشى و پاسخگويى به نيازهاى اساسى جامعه به دنبال خواهد داشت از تكرار تجربه جلوگيرى نموده، به پيشرفت همه جانبه و رو به جلوى كشور شتاب‏ ‏بخشيده و به بهينه‏سازى فرصت‏ها پرداخته، چالش‏هاى احتمالى را به فرصت‏ تبديل مى‏كند.براساس سند چشم انداز در افق 1404، ایران‏ بايستى الهام بخش، فعال و موثر در منطقه باشد.این سند را نصرا..ابراهيمي داراي دكتراى حقوق بين الملل از دانشگاه شفيلد انگلستان و استاديار این دانشگاه در مقاله اي با نام "جايگاه ايران در تعامل منطقه اى و بين ‏المللى در چشم‏ انداز 20 ساله كشور" به بررسی نشسته است.
مقدمه:
اصولاً تهيه چشم‏اندازهاى بلندمدت در كشورها موضوعى است كه در سالهاى اخير توجه دولتمردان اكثر كشورها را به خود جلب كرده است. خوشبختانه مراجع ذيصلاح‏ ایران با توجه به عواملى همچون: ضرورت‏ها و الزام‏هاى ناشى از آرمان‏هاى قانون اساسى، تحوّلات بين‏المللى و حاكميت فضاى نوين اقتصادى در جهان، تحولات علمى و فناورى‏هاى نو، نظريات علمى، شناخت امكانات و محدوديت‏هاى‏ محيطی، بهره گيرى از تجارب خود و ديگران، و همچنين واقعيت‏هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى موجود كشور، سند چشم انداز در افق 1404(2025 ميلادى) را برگزيده‏اند تا كشور ايران در 20 سال به كشورى‏ توسعه‏يافته و داراى جايگاه اول اقتصادى، علمى و فناورى در سطح منطقه دست یابد.به اعتقاد نويسنده، اگر چه تدوين سند چشم‏انداز 20 ساله كشور، گامى بسيار مهم‏ وارزنده در شفاف سازى مسير طولانى مدت پيشرفت همه جانبه و جهت دار كشور است، اما دغدغه‏هاى جدّى سند چشم‏انداز، تعيين الزامات و مقدمات اجرايى آن; برنامه‏ريزى‏ صحيح براى تحقّق اهداف آن، رفع شكاف موجود ميان امكانات اجرايى و اهداف دراز مدت‏ آن; يافتن روش‏هاى مشاركت فعال همه بخش‏هاى كشور در راستاى تحقق اهداف آن، و بالأخره چگونگى استفاده از فرصت‏ها و مواجهه با چالش هايى است كه در برنامه‏ريزى و اجراى آن به وجود مى‏آيد.
جايگاه ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران در منطقه‏
الف - جايگاه ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران در منطقه آسياى جنوب غربى
‏ ایران، به لحاظ جغرافيايى در آسياى جنوب غربى، كه منطقه و محدوده توسعه ايران در سند چشم‏انداز افق 1404 هجرى شمسى ايران 20 ساله مى‏باشد قرار گرفته است كه شامل آسياى ميانه، قفقاز، خاورميانه كوچك، خليج فارس و شبه قاره‏ (افغانستان و پاكستان)است. قرار گرفتن ايران در اين منطقه ژئوپولوتيك وژئواستراتژيك از جهان، كه محل تلاقى و راه ارتباطی در اروپا به جنوب و جنوب شرق آسيا(محل زندگى بيش از يك سوم جمعيت جهان)، و پل ارتبادر ميان سه قاره اروپا، آسيا وآفريقا مى‏باشد و امكان‏ دسترسى كشورهاى تازه استقلال يافته به آبهاى آزاد از طريق ايران‏را فراهم مى‏سازد، كشور عزيز ما را خواسته يا ناخواسته در متن تحولات مهم جهانى‏قرار مى‏دهد. در ذيل به برخى‏ از جنبه‏هاى ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك، و ژئواكونوميك ايران در منطقه مى‏پردازيم:
* به دليل ضعف ساختار اقتصادى كشورهاى منطقه، به خصوص كشورهاى‏ آسياى مركزى و قفقاز و عدم توانايى لازم براى همراهى با فرايند جهانى‏شدن، سرمايه‏گذارى ايران در اين منطقه موجب تأمين منافع ملى اين كشور خواهد شد. به نظر نمى‏رسد كه توسعه يافتگى در 5 حوزه پيش گفته بدون حضور ايران به‏ آسانى ممكن باشد. بنابراين، ايران بايد آن قدر پيشرفت داشته باشد كه امنيت ، صلح و توسعه را در درون خود و منطقه پياده كند.
در هر حال، بديهى است دستيابى به جايگاه هژمونيك و ايفاى نقش مؤثرتر در منطقه‏ خليج فارس و خاورميانه، همواره يكى از اهداف سياست خارجى ايران بوده است. امريكا به‏عنوان ابرقدرت جهان در تلاش است تا از طريق به كارگيرى ديپلماسى قهرآميز، ايران در چارچوب ساختارها و نهادهاى بين‏المللى مجبور به پذيرش هنجارهاى هژمونيك كند و اين كشور را از دستيابى به جايگاه هژمونيك در منطقه بازدارد. به دليل ماهيت نظام ايران، جهت‏گيرى سياست خارجى، موقعيت جغرافيايى حساس و اهميت استراتژيك و ژئواستراتژيك منطقه خاورميانه، نظام بين‏الملل محافظه‏كار - اعم از هژمونيك و چندقطبى - محدوديت‏هاى ساختارى شديدى را براى دستيابى اين كشور به موقعيت هژمونيك‏ منطقه‏اى تحميل خواهد كرد و اين امر يكى از چالش‏هاى عمده‏اى است كه ایران در تحقّق اهداف چشم‏انداز در افق 1404 با آن روبه‏رو است.
ب - جايگاه ويژه انرژى ايران در منطقه خاورميانه و درياى خزر
وابستگى پايه‏هاى اصلى اقتصاد كشورهاى توسعه يافته به انرژى نفت و گاز و نيازهاى‏جهانى به ذخاير معدنى و هيدروكربورى موجود از يك طرف و قرارگرفتن‏ ایران در مركز بيضى استراتژيك هيدروكربورى جهان در خاور ميانه‏ وآسياى ميانه، كه منبع اصلى تغذيه انرژى جهان به شمار مى‏رود و بخش قابل توجه‏ منابع‏نفت و گاز جهان را در خود جاى داده است، از طرف ديگر، موقعيت ‏ايران را از لحاظ دسترسى و تسلّط بر منابع نفت و گاز و راه‏هاى انتقال آن، منحصر به‏فرد مى‏كند.
كشور ايران با دارا بودن بيش از 130 ميليارد بشكه نفت قابل استحصال و 27 تريليون‏ مترمكعب گاز و با محاسبه ارزش ذخاير هيدروكربورى كشور در حدود 3 هزار ميليارد دلار و برخوردار بودن بركات الهى براى بيش از يكصد سال آينده، آن هم در حالى كه هنوز درپهنه گسترده‏اى از ايران زمين (يعنى 80%) عمليات اكتشافى صورت نگرفته است، داراى‏نعمت‏هاى سرشار الهى در منطقه، بلكه جهان است و در صورتى كه منابع‏ هيدروكربورى كشور به درستى هدايت و مديريت شوند مى‏تواند توسعه همه جانبه كشور را به دنبال داشته و تمدن بزرگ ايران، اين آرزوى ديرينه ملت اين سرزمين، را دردنياشكل دهد.
ايران تنها كشورى است كه به هر دو حوزه نفت و گاز خليج فارس و درياى خزر دسترسى مستقيم دارد. ایران طولانى ترين ساحل را در خليج فارس; يعنى‏بزرگترين منبع انرژى جهانى را به خود اختصاص داده است و در شمال نيز به حوزه‏نفت‏و گاز درياى خزر مجاورت بلاواسطه دارد. اين مجاورت و تسلط، حتى اگر درحال حاضر فوايد عملى چندانى بر آن مترتب نباشد، همچنان تعيين كننده و تأثيرگذاراست.
دو سوم ذخاير ثابت شده نفت و يك سوم ذخاير ثابت شده گاز در خاورميانه نهفته است.
وجود منافع عمده انرژى و نفت در خاورميانه موقعيت ايران را به حدّى ارتقا بخشيده است‏ كه با اكثر كشورهاى همسايه، داراى علايق مشترك ژئوپلتيك مى‏باشد. منطقه خاورميانه‏ جزو حساس‏ترين مناطق جهان است، به طورى كه قدرت‏هاى جهانى در هرسطحى كه‏ باشند، منافع خود را در اين منطقه تعريف كرده‏اند. امروزه اقتصاد جهانى با نفت و گاز منطقه‏ خاورميانه گره خورده است و مصرف كنندگان انرژى در جهان به خصوص ايالات متحده‏ آمريكا به انرژى اين منطقه وابستگى دارند و همين وابستگى سبب شده كه منطقه خاورميانه‏ را به عنوان علايق ژئوپلتيك خود تعريف كنند.
بررسى ذخاير درياى خزر، خطوط لوله مطرح، ويژگى‏ها و ضعف‏هاى آن‏ها از لحاظ اقتصادى - امنيتى، مسافت و مسائل زيست‏محيطی مربوط به درياى خزر، مديترانه، تنگه‏ بسفر، درياى سياه و آبراه ولگا - دن حايز اهميت است. خطوط لوله انتقالى از مسير ايران‏ به‏غرب به مقصد اروپا و جنوب خليج‏فارس به عنوان كوتاه‏ترين، امن‏ترين و اقتصادى‏ترين‏ مسيرهاى مطرح، اگر چه با ممانعت‏هاى ايالات متحد مواجه شد، اما هيچ‏گاه از موقعيت‏ حساس و ژئوپلتيك ايران نكاسته است. در هر حال، ايران براى منطقه محصور در خشكى آسياى‏ مركزى، يك كشور ترانزيتى مطلوب است كه مى‏تواند توليدات نفت و گاز قزاقستان‏و تركمنستان را به بهترين شكل به درياى آزاد برساند و با وجود تلاش دولت امريكا براى ناديده‏ گرفتن اين ويژگى و سياسى كردن راه انتقال نفت و گاز، هنوز ايران به عنوان امن‏ترين، اقتصادى‏ترين و كوتاه‏ترين مسير براى انتقال منابع انرژى به آب‏هاى آزادمطرح است.
ج - چالش‏هاى ايران در منطقه خاورميانه
‏ متأسفانه ایران على‏رغم شعارهاى متمدّنانه خود، تاكنون‏ قادر نبوده است كه منافع سياسى - اقتصادى ناشى از اين شعارها را كاملاً به دست آورد و ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ در خاورميانه نمايد. انفعال ايران در سطح منطقه‏ خاورميانه پس از انقلاب و عليرغم شعارهاى مربوط به تنش‏زدايى در دولت‏هاى‏ گذشته، سؤال جدى را در برابر مسؤولان نظام قرار مى‏دهد كه ايران چگونه مى‏تواند با تبديل‏ به قدرت هژمون منطقه‏اى، به اين وضعيت پايان بخشد؟ موارد زير به درستى بيانگر چالش‏هاى ايران در منطقه است:
* وجود تعداد زياد كشورهاى همسايه‏ و منابع تنش و تهديد قومى، مرزى، فرهنگى، نژادى و فرقه‏اى از يك طرف، و توسعه نفوذ روزافزون امريكا در اين‏ كشورها و ايجاد و تقويت حكومت‏هاى حامى سياست‏هاى امريكا از طرف ديگر، محدوديت‏هايى براى توسعه منطقه‏اى ایران ايجاد كرده است.
* به دليل تبليغات گسترده و مسموم بر ضدّ انقلاب ايران در سطح‏منطقه و بين‏الملل و ارائه تصوير مخدوش، ابهام آميز، غلط و ناشايست‏ ازانقلاب ايران و اهداف آن در خارج از مرزهاى كشور، ايران تاكنون نتوانسته است آرمان‏هاى واقعى و پيام عدالت خواهانه و بشردوستانه‏ خود را به درستى به توجه مردم كشورهاى همسايه برساند. لذا متأسفانه‏ ديده‏مى‏شود كه در سال‏هاى طالبان بر افغانستان، تأثير ایران در تحوّلات افغانستان حتى از كشورهاى كوچكى‏ مثل امارات متحده عربى و يا جمهورى آذربايجان كمتر بوده است
* كاهش اقتدار كشورهاى حوزه خليج فارس در مديريت عرصه انرژى جهان; افزايش قدرت امريكا در تأثير گذارى بر تصميم‏گيرى‏هاى اوپك; اتحاد مصرف‏ كنندگان نفت در غرب و تحت مديريت شركت‏هاى چند مليتى و عدم واكنش مناسب‏ خريداران نفت در سراسر جهان از ديگر چالش‏هايى است كه ايران در منطقه با آن مواجه است.
بدين ترتيب ملاحظه مى‏شود اگر چه شايد هيچ يك از كشورهاى مربوط به زيرسيستم‏هاى‏ خليج فارس، خاورميانه، آسياى شمال غربى و شبه قاره، امتيازهاى ويژه ايران در منطقه را ندارند اما حقيقت تلخ آن است كه توانايى تأثير گذارى ايران در منطقه، حتى به اندازه‏ كشورهايى چون مصر، عربستان، تركيه، اسرائيل و پاكستان نبوده است!
د - تحقّق اهداف سند چشم‏انداز در حفظ و ارتقاى جايگاه ايران در منطقه‏ آسياى جنوب غربى
‏ بنابر سند چشم‏انداز در افق 1404، دست يافتن ایران به جايگاه اول‏ اقتصادى، علمى و فناورى در سطح منطقه‏اى آسياى جنوب غربى (شامل آسياى ميانه و قفقاز، خاورميانه و كشورهاى همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم‏افزارى و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادى، ارتقاى نسبى سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل از اهداف اين برنامه است. بر اين اساس:
* مفهوم منطقه بلكه منطقه‏گرايى; پديده‏اى كه در طول يك دهه گذشته روندهاى‏ حاكم بر وضعيت جهانى را تحت تأثير قرارداده و حتى به الگويى براى‏ تحليل‏مسائل جهانى و بين‏المللى تبديل گرديده، امروزه، مورد توجه قرار گرفته‏است.
* ایران قادر است از طريق فرايند منطقه گرايى، ورود به‏ جهانى بزرگتر را به محك تجربه و آزمايش بگذارد. توضيح آن كه اجراى‏ طرح‏هاى اقتصادى كلان منطقه‏اى، گسترش تجارت درون منطقه‏اى، تقويت‏ بنيادهاى فنى، ارتباطی و اقتصادى منطقه‏اى وسياستهاى يكسان در قبال مسائل‏ بين‏المللى از ويژگى‏هاى منطقه‏گرايى است.
* بنابراين تفكر منطقه‏گرايى شيوه‏اى براى ساختار جهانى شدن از طرف‏ كشورهاى در حال توسعه بوده و مى‏تواند فرصت مناسبى براى ایران در اين دوره باشد. در اين راستا كشور ايران، منطقه وسيع آسياى‏ جنوب غربى را در چشم‏انداز خود در افق 1404 مطرح مى‏كند، منطقه‏اى به عنوان‏ منطقه ژئواستراتژيك، ژئوپلتيك، ژئواكونوميك (نفت، گاز و بطور كلى انرژى، بازار و تجارت، خطوط مواصلات بين‏المللى و احياى جاده ابريشم) و ژئوكالچرال (منطقه فرهنگى) مطرح است. اين حوزه شايد تنها منطقه‏اى است كه‏ تمام شاخص‏هاى مربوط به تبديل شدن ايران به يك قدرت منطقه‏اى را در يك‏ سبد دارد. ایران به عنوان كشور قدرتمند اقتصادى و نظامى در منطقه‏ خليج فارس و اقيانوس هند و به لحاظ ظرفيت‏هاى منطقه‏اى و گستره ارتباطات‏ پيرامونى مى‏تواند به تحكيم و تقويت روابط منطقه‏اى شوراى همكارى خليج‏ فارس و سادك بپردازد.
در هر حال چنانچه ایران بخواهد اهداف سياست منطقه‏اى و سياست‏ خارجى خود را محقق سازد و تبديل به هژمون منطقه شود بايستى ملاحظات زير را در نظر داشته و براى تحقق آن برنامه‏ريزى مستمر، هماهنگ و منسجم داشته باشد:
* با توجه به تغييرات موجود در نظام بين‏الملل و امنيتى شدن فضاى نظام‏ بين‏الملل پس از يازده سپتامبر 2001 ميلادى، ايران بايد با بازتعريف سياسى، نقش و جايگاه منطقه‏اى و بين‏المللى خود در سطح منطقه را تعريف كرده، ارتقاببخشد. بدون شك حفظ و ارتقاى چنين جايگاهى، تنها با ارائه هدفى‏ جديدو واگذارى به پارادايم جديد، يعنى دسترسى به يك قدرت منطقه‏اى‏ امكان‏پذير است.
- تبديل شدن ايران به يك هژمون منطقه‏اى البته نه به صورت مكانيكى و فيزيكى‏ و يا صرفاً ايدئولوژيكى، بلكه به صورتى كه بتوان از قدرت‏هاى رقيب در منطقه; چون مصر، اسرائيل، تركيه، عربستان و پاكستان جلوتر رود و تبديل به لنگر منطقه شود، نياز به برنامه‏ريزى جامع و كامل دارد. بر اين اساس، ایران به عنوان بزرگ‏ترين كشور منطقه خليج فارس‏ بايستى مسؤوليت‏ بيشترى در قبال ثبات و امنيت منطقه داشته باشد. از اين رو، لازم‏ است‏سياست‏هاى تعاملى ايران با كشورهاى منطقه، برقرارى روابط دوجانبه‏ وچندجانبه متناسب با چالش‏هاى جديد بين‏المللى; از جمله تروريسم، جهانى‏شدن، نفت، موافقت‏نامه گات و غيره در راستاى منافع ملى‏ ومنطقه‏اى‏باشد.
- براى تحقق تدريجى سند چشم‏انداز در افق 1404، ایران‏ بايستى تمامى زير سيستم‏هاى موجود در منطقه را بدرستى شناسايى كند و آنگاه‏ تصميم بگيرد كه در فضاى پس از يازده سپتامبر 2001 با كداميك از زير منطقه‏هايى چون تركيه، قفقاز، عربستان، سوريه، عراق، لبنان، افغانستان، پاكستان و ... حسب اولويت بندى مشخص، ائتلاف امنيتى، سياسى يا اقتصادى‏ برقرار سازد. البته نظر به اين كه ایران شايد نتواند به‏ صورت‏موضوعى چون سياسى - اقتصادى و... با همه اين كشورها، در آن واحد ائتلاف نمايد، بلكه طبعاً بايستى بلوك بندى‏هاى موجود در سطح منطقه‏اى را مدنظر قرار دهد، لذا شناخت شناسى و تعيين منافع گرايى، براى انتخاب‏ اولويت‏ها مهم جلوه خواهد كرد. اين شناخت شناسى و تعيين منافع بايد بامحاسبه دقيق چگونگى مواجهه با حضور كشورهاى قدرتمند و برتر در منطقه، صورت گيرد.
- ایران بايد علاوه بر پيشرفت اقتصادى، استقرار همه جانبه‏ مردم سالارى دينى و ثبات سياسى، افزايش توان علمى
- فن‏آورى دستيابى به‏ ثروت و مازاد ملى، دارا بودن برنامه جامع نظام سخت افزارى و نرم‏افزارى و منابع كمى و كيفى انسانى، به افزايش توان نظامى و بازدارندگى خود مبادرت‏ ورزد و نقش پاسدارى از صلح، امنيت و عدالت در داخل كشور و منطقه را به‏ درستى ايفا كند.
- ایران در مقابل تعهدات و مسؤوليت‏هايى كه براى حفظ امنيت و توسعه همه جانبه منطقه دارد، مى‏كوشد و هزينه‏هاى آن را نيز مى‏پردازد; نظير تعهدات و ريسك‏هايى كه امروزه ايالات متحده امريكا در منطقه متقبل‏ مى‏شود، بايستى همواره امكانات و منابع داخلى و همچنين منافع ملى خود را در نظر داشته باشد.بر اين اساس، ایران بايد در معادلات سياسى‏ منطقه‏اى ودر سياست خارجى خود به گونه‏اى حضور فعال داشته باشد كه اجازه‏ ندهد رفتارى در همسايگى اين كشور شكل گيرد كه منافع ملى
ارزش‏هاى‏ حياتى آن را هدف قرار دهد.
جايگاه ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران در جامعه بين‏المللى
‏ الف - شناخت محيط جامعه بين‏المللى
لازمه موفقيت هر بازيگرى در سطح بين‏الملل، شناسايى موقعيت و جايگاه خود و آنگاه‏ برنامه‏ريزى مناسب براى حفظ و تأثيرگذارى صحيح آن در روابط بين‏المللى است. ایران نيز هنگامى مى‏تواند شكل و نوع بازى خود را در چار چوب تعامل‏ سياسى، اقتصادى و فرهنگى به صورت بهينه تبيين و اعمال نمايد، كه از حوزه توانايى‏ها و ظرفيت‏هاى موجود خود آگاهى كامل داشته، واقعيت‏هاى حاكم بر سياست خارجى را در راستاى حفظ آرمان‏ها و ارزش‏هاى اسلامى و فرهنگى و همچنين منافع ملى در نظر بگيرد و براى تحقّق اهداف كوتاه و بلند مدت خود حسب سند چشم‏انداز در افق 1404 برنامه‏ريزى‏ مناسب و صحيح داشته باشد.
ب - جهانى شدن و فضاى حاكم بر آن‏
جهانى شدن را مى‏توان گسترش تشابهات، پيوندها و ارتباطات اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى ميان مردم جهان و كمرنگ شدن تأثير قلمروهاى سياسى و قيد و بندهاى ممنوعه‏ در آنها تعريف كرد. جهانى شدن برايندى غير ارادى از يك رشته طرح‏هاى ارادى و از پيش‏ تعيين شده براى يكپارچگى جهان در زمينه‏هاى مختلف فرهنگ، محيط زيست، اقتصاد و سياست است. جهانى شدن به عنوان يك پديده ريشه دار در جوامع انسانى از گذشته‏هاى دور، كه به‏ شكل گيرى فضاى واحد و همگون جهانى در همه پديده‏ها و متغيّرهاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى - فرهنگى رخ مى‏دهد يك فرايند واقعى رو به تكامل است كه امروزه تمامى جوامع‏ بشرى و حكومت‏ها را هدف قرار داده است. جهانى شدن از اواسط سده بيستم در ابعاد زير، شتابى ناگهانى پيداكرده است كه موجب تحوّلات و تغييرات گسترده گرديده و هر روز شتاب‏ بيش از پيش به خود مى‏گيرد:
- جهانى شدن در ابعاد سياسى، با فروپاشى كمونيسم و ابرقدرت شرق و تكميل‏ پيوستگى آن به اردوگاه سرمايه دارى و تغيير نظام دو قطبى قديم به نظم نوين‏ جهانى به رهبرى غرب و امريكا و حضور بازيگران غير دولتى در صحنه روابط بين‏الملل، كه تعهدات دولت ملى را بر دوش ندارند و در عين حال با رفتار خود قادر به تأثيرگذارى بر كل نظام و تعاملات جهانى هستند، در حال تكامل تدريجى‏ است.
- جهانى شدن در ابعاد اقتصادى با ظهور فن‏آورى‏هاى نوين در عرصه ارتباطات‏ و انتقال اطلاعات، وقوع تحوّلات در فرايندهاى اجتماعى ديگرى مانند فراصنعتى شدن و فرانوگرايى، ظهور شركت‏هاى چند مليتى و جهانى شدن توليد كالاها و خدمات، افزايش روند سرمايه‏گذارى‏هاى خارجى و تداوم روندهاى‏ كلان خارج از حيطه دولت‏ها، و در نهايت پيوندهاى غير قابل انفكاك در بازارهاى مالى جهانى و شبكه‏هاى گردش كالا و سرمايه، درصدد يكسان سازى‏ اقتصاد جهانى بوده و تجارت جهانى واحد را ايجاد مى‏كند.
، جهانى شدن اقتصادى، سياسى و فرهنگى، به همراه گسترش اطلاعات‏ وارتباطات وسيع ماهواره‏اى و شبكه‏هاى رايانه‏اى و كاهش چشمگير در بسيارى از هزينه‏هاى حمل و نقل و ارتباطاتى; افزايش سرعت توليد و انتقال فن آورى‏هاى اطلاعاتى‏ وارتبادر، تمايل برخى از كشورها به تهيه استراتژى و تاكتيك‏هاى لازم استفاده از دانش‏ ومهارت‏هاى فنى در زمينه‏هاى توليدى و خدماتى با همكارى منطقه‏اى و بين‏المللى ممكن‏ است براى كشورهاى در حال توسعه ايجاد امتياز کند.
ج - تعامل ايران با جامعه بين‏المللى
‏ جامعه بين‏المللى يا نظام جهانى (به‏ويژه پس از تعميق فرايند جهانى شدن)، وابستگى متقابل پيچيده‏اى را تجربه مى‏كند. بر اين‏ اساس هر كشورى متناسب با جايگاه و موقعيتى كه از آن برخوردار است، بايد ميزانى از سود و منفعت متقابل را در تعامل دو يا چند جانبه‏ تجربه كند. بديهى است در اين فرايند، بر اساس اصل حقوق‏ بين‏المللى همزيستى مسالمت آميز، سود نسبى به جاى سود مطلق‏ معيار يك تعامل منطقى بين‏المللى قرار گرفته و اصول كلى حقوقى‏ بين‏المللى از تحكيم منافع يك جانبه يك طرف بر طرف ديگر در يك‏ تعامل بين‏المللى جلوگيرى كند.
د - تحقّق اهداف سند چشم‏انداز در حفظ و ارتقاى‏ جايگاه ايران در جامعه بين‏المللى
بر اساس سند چشم‏انداز در افق 1404، ايران داراى تعامل سازنده‏ و مؤثر با جهان براساس اصول قانون اساسى و رعايت مبانى عزت، حكمت، مصلحت‏ واقتدار در روابط خارجى مى‏باشد. نظر به اين كه فرايند جهانى شدن از يك سو و مسأله‏ تغيير و تحوّل در نظم جهانى و يا به عبارت بهتر، فرايند دگرگونى در الگوهاى تعامل ميان‏ كشورها از سوى ديگر، مسأله محيط و چهارچوب را بيش از گذشته شايان توجه و تأمل قرار داده و همچنين نظر به اين كه جهانى شدن به مفهوم نظم نوين جهانى در عرصه‏ روابط بين‏الملل، تغيير تعاملات دولتى از شكل كنونى آن، كمرنگ شدن مفهوم دولت ملى‏ وحاكميت سرزمينى و ظهور نهادهاى قدرتمند غير دولتى يا فراملى در عرصه بين‏المللى، پديده‏اى است كه دير يا زود همه كشورها; از جمله ايران را در بر خواهد گرفت، لذا لازم‏ است بر اساس موارد زير، به طور مناسب و صحيحى كنترل و هدايت گردد:
- هر كوششى براى برنامه‏ريزى و توسعه اقتصادى در سطح داخلى كشور، به‏ گونه‏اى اجتناب ناپذير تنها در تعامل با محيطهاى بزرگتر (نظام بين‏المللى‏ ومنطقه‏اى) معنا ومفهوم پيدا مى‏كند. بنابراين، برنامه‏هاى كوتاه مدت و طولانى‏مدت كشور بايستى از جامعيتى برخوردار باشد كه دو سطح داخلى و بين‏المللى را در بر بگيرد و مقتضيات و نيازهاى كشور را در هر دو سطح‏ پاسخگوباشد.
- توجه به اتحادهاى منطقه‏اى و گسترش سطح همكارى‏ها، مى‏تواند گذشته از تأمين امنيت مرزى، ایران را در حد قابل قبولى از تبعات منفى‏ جهانى شدن مصون دارد.
- از آنجا كه از يك طرف حاكميت و امنيت ملى يكى از مؤلفه‏هاى مهمى است كه‏ تحت تأثير جهانى شدن دچار چالش اساسى مى‏شود و از طرف ديگر در دنياى امروز و آينده، امنيت ملى بر حسب قدرت و پويايى اقتصادى سنجيده مى‏شود. در واقع‏ دنياى رو به جهانى شدن به عنوان جهانى توصيف مى‏شود كه در آن چالش‏هاى‏ اقتصادى جايگزين چالش‏هاى نظامى مى‏شوند و ملت‏ها براى ارتقاى امنيت ملى‏ عمدتا روى ابزارهاى اقتصادى تكيه مى‏كنند تا نظامى. لذا براى كشورهاى در حال توسعه، به‏ويژه ايران، بسيار حياتى است كه در اين رابطه سياست‏هاى‏ مشخصى در راستاى حفظ حاكميت و امنيت ملى در پيش گيرند.
- نظر به اينكه درك جامع ازسياست خارجى ایران، در گرو تجزيه و تحليل متغيّرهاى درون سيستمى و برون سيستمى تأثيرگذار درجهت‏گيرى سياست خارجى اين كشور است، و از مهم‏ترين متغيّرهاى درون‏ سيستمى مى‏توان به شاخص‏هاى ژئوپلتيكى و ژئواستراتژيك، ساختارهاى‏ اجتماعى و ويژگى‏هاى سيستم سياسى و همچنين جهانى شدن مى‏باشد، تمركز وحساسيت بر موضوعاتى نظير منافع ملى، استراتژى، طراحى خطمشى، پياده‏سازى و بازبينى و ارزيابى اهداف در ايجاد پيوند ميان متغيرهاى درون‏ سيستمى و برون سيستمى از اهميت ويژه‏اى برخوردار است.
- نهادهاى بين‏المللى‏ در ساختار نظام بين‏المللى موجود، وظيفه تنظيم، تسهيل، تعديل و تحديد روابط ميان دولت‏ها را بر عهده دارند. نهادهاى بين‏المللى‏ ساختارهايى خنثى نيستند و قدرت‏هاى بزرگ متناسب با سهمى كه از قدرت‏ دارند، از نفوذ بيشترى در اين نهاد برخوردار هستند. با اين حال، اين مسأله به‏ معناى آن نيست كه نهادهاى بين‏المللى يكسره در اختيار قدرت‏هاى بزرگ قرار داشته باشند. اين نهادها در موارد متعددى خط و مشى متفاوتى را دنبال مى‏كنند و فرصت‏هايى را نيز براى دولت‏هاى ضعيف تر فراهم ساخته‏اند. بحران‏هاى اخير در نظام بين‏المللى، نقش نهادها و سازمان‏هاى بين‏المللى; نظير سازمان ملل را در تعاملات جهانى افزايش داده و تصميمات اين سازمان‏ها را به معيار و ملاك‏ تعيين‏كننده‏اى در جهت گيرى افكار عمومى جهانى تبديل كرده است.
اكنون لازم است موارد زير جهت حفظ و ارتقاى جايگاه شايسته ایران‏ در جامعه بين‏المللى، حسب سند چشم‏انداز در افق 1404 مورد ملاحظه و توجه ويژه‏ قرارگيرد:
- گسترش همكارى‏هاى دو جانبه، منطقه‏اى و بين‏المللى و همزيستى فعاليت‏ باجهان خارج و مقابله با انزوا با سرلوحه قرار دادن اصول عزت، حكمت‏ ومصلحت.
- تعامل با دنياى خارج براساس احترام به قواعد و هنجارهاى بين‏المللى و اصل‏ عدم مداخله در امور ديگران و ادامه پرهيز از تشنج در روابط با كشورها و گفتگو با كانون‏هاى قدرت منطقه‏اى و بين‏المللى.
- تقويت روابط سازنده با كشورهاى غير متخاصم و بهره گيرى از آن براى‏ افزايش توان ملّى.
مقابله با تك قطبى شدن جهان و تلاش براى رهايى منطقه از حضور نظامى‏ بيگانگان.
- تقويت هويت ايرانى ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج‏ زبان‏فارسى در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان و تسهيل مشاركت آنان‏ درتوسعه ملى.
- تقويت و تسهيل حضور مؤثر و همه جانبه ایران در مجامع‏ جهانى و سازمان‏هاى منطقه‏اى و بين‏المللى و تلاش براى اصلاح ساختارى آنها; نظير سازمان ملل متحد.
- تأكيد بر چند جانبه‏گرايى و تقويت سطح همكارى با سازمان‏هاى منطقه‏اى و بين‏المللى; مانند سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا، كنفرانس تجارت و توسعه‏ سازمان ملل متحد (انكتاد)، نظام جهانى ترجيحات تجارى بين كشورهاى درحال توسعه‏(GSTP) ;سازمان جهانى تجارت (WTO)، سازمان همكارى اقتصادى (اكو)، سازمان كنفرانس اسلامى، كميسيون اقتصادى و اجتماعى‏ سازمان ملل متحد; و غيره.
- بازنگرى و ساماندهى ساختار دستگاه‏ها و نهادهاى فعال در تجارت خارجى و فعال شدن دستگاه ديپلماسى در شناسايى فرصت‏ها و محدوديت‏هاى خارج از كشور توسط دستگاه ديپلماسى كشور و معرفى آن‏ها به بنگاه‏هاى اقتصادى‏ داخلى و تشويق آنها براى فعاليت در عرصه منطقه‏اى و بين‏المللى جهت بسط روابط اقتصادى بين‏المللى با كشورهايى كه موجب سرعت بخشيدن توسعه‏ اقتصادى كشور مى‏شوند.
جايگاه ژئواكونوميك ايران در منطقه و جامعه بين‏المللى‏
الف - جهانى شدن اقتصاد
همچنانكه پيشتر گفته شد، در فرايندهاى جهانى شدن، يكى از عوامل مهم و مؤثر در جهانى شدن اقتصاد بين‏الملل مى‏باشد. در دو دهه گذشته، گسترش پيوسته تجارت و مبادلات و رشد فزاينده جريان‏هاى سرمايه گذارى بين‏المللى در وابستگى متقابل جهانى‏ تأثير اساسى گذاشته است. از يك سو آزادسازيهاى بازارهاى مالى به همراه فناورى‏ اطلاعات، موجبات جهانى شدن بازارهاى مالى را فراهم آورده است، و از سوى ديگر در هم‏ آميزى اقتصادى بين‏المللى فرصتهايى براى تخصصى شدن فعاليتها فراهم كرده كه سبب‏ افزايش وابستگى‏هاى جهانى براى گسترش تجارت و سرمايه گذارى مى‏شود.
جهانى شدن اقتصاد يا درهم آميزى بين‏المللى و منطقه‏اى حاصل عواملى نظير گسترش‏ تجارت، سرمايه گذارى و توسعه بازارهاى مالى، شكل گيرى تراست‏ها، كارتل‏ها و شركت‏هاى فرامليتى در تجارت بين‏الملل،شكل گيرى نظام‏هاى نوين سازماندهى صنعتى‏ چون جهانى شدن بازارهاى مالى، كنترل زدايى، آزادسازى تجارى و ايجاد فضاى رقابتى‏ مناسب براى مبادلات تجارى; مبادله و انتقال آزاد و سريع سرمايه، دانش فنى و فن آورى و پيشرفت‏هاى فنى به‏ويژه انقلاب در فن آورى اطلاعات و انفورماتيك مى‏باشد.بنابراين، فضاى جديد شكل گيرى اقتصاد جهانى، موجب مى‏گردد كه موانع تعرفه‏اى و غير تعرفه‏اى كاهش يابد، نظامهاى ارزى اصلاح شود، نظام‏هاى سرمايه گذارى خارجى آزاد گردد، اتحاديه‏هاى تجارى بين‏المللى شكل گرفته و همكاريهاى منطقه‏اى تجارى در جهان‏ توسعه پيدا كند، بخش خصوصى رشد يابد، پيشرفت‏هاى فنى قابل توجهى رخ دهد و بالاخره آن‏كه انقلاب عظيمى در فناورى و اطلاعات و ارتباطات بوجود آيد. البته در راستاى جهانى شدن اقتصاد، بايد توجه داشت كه سياست دولت‏ها در قبال جذب‏ كه در هموارسازى‏CSID و MIGA) با سازمانهاى بين‏المللى FDIسرمايه‏گذارى خارجى ( راه انتقال سرمايه‏گذارى خارجى به كشورهاى در حال توسعه كوشا هستند، بايستى به‏ گونه‏اى هماهنگ باشد كه سرمايه گذارى مستقيم خارجى به عنوان ابزارى مؤثر در ارتقاى‏ توان توليد كشورهاى در حال توسعه نقش داشته باشد.
ب - تعامل ايران با اقتصاد منطقه‏اى و بين‏المللى‏
جهان در قرن بيست و يكم، دنيايى آكنده از رقابت، توسعه بازارها، ظهور و رواج‏ فناورى‏هاى برتر و گسترش تجارت است و رهيافت‏هاى موفقيت آميز ايران در تعامل‏ بااقتصاد جهانى، بايد متكى بر مثلث "پيشرفت اقتصادى"، "حاكميت ملى" و "هويت‏ اسلامى"باشد. فرآيند توسعه اقتصادى - اجتماعى، و با رويكردى راهبردى نسبت به تشخيص شرايط جديد بين‏المللى با شناخت و دگرگونى‏ها در تركيب و روند مناسبات سياسى - اقتصادى‏ جهانى و منطقه‏اى، و همچنين با نگرش به مهمترين مسائل و تنگناهاى اقتصاد ملى، بايد مسير انجام تحوّلات ساختارى - فناورى و پاسخگويى به الزامات رشد و توسعه پايدار و باثبات اقتصاد كشور را هموار سازد. روابط و مؤلفه‏هاى اقتصادى بر ثبات و همگرايى در يك منطقه مؤثر است. اين روابط دريك منطقه هر چه بيشتر مبتنى بر توسعه پايدار باشد، همگرايى افزايش و تنش‏ كاهش‏خواهد يافت; هرچه ميزان دخالت عناصر خارجى و رسوخ جاه‏طلبى قدرت‏هاى‏ بزرگ در اهداف و سياست‏هاى دولت‏هاى يك منطقه بيشتر باشد، درجه واگرايى و تنش‏ افزايش خواهد يافت. اگر چه اقتصاددانان كشور درخصوص عضويت و يا عدم عضويت ايران در سازمان‏ تجارت جهانى نظريات مختلفى ارائه كرده‏اند، ولى به نظر مى‏رسد عدم عضويت ايران در سازمان تجارت جهانى‏ مسير تعامل بين‏المللى اقتصاد ايران با كشورهاى منطقه و در سطح‏ بين‏الملل را با چالش مواجه خواهد كرد. بى‏شك عدم عضويت ايران در سازمان مزبور و اتحاديه‏هاى اقتصادى و پيمان‏هاى منطقه‏اى و بين‏المللى، تحقق اين هدف چشم‏انداز ايران‏ در افق 1404 را، كه تبديل به قدرت نخست اقتصاد منطقه است، با ابهام روبه رو خواهد كرد.بديهى است براى اينكه اجراى پروژه‏هاى عظيم سرمايه‏گذارى 130 ميليارد دلارى در‏ 10 سال آينده در صنايع نفت، گاز و پتروشيمى، 25 ميليارد دلارى در بخش كالا و صنايع‏ مخابراتى و ارتباطات و حدود 30 ميليارد دلارى در حوزه وزارت نيرو تحقق يابد، بايستى‏ بسترسازى و زمينه‏سازى لازم در بخش‏هاى انرژى، نيرو و صنايع و معادن صورت پذيرد. در اين راستا، لزوم تعامل اقتصادى ایران با سازمان‏هاى تجارى بين‏المللى‏ و شركتهاى بين‏المللى خارجى به عنوان بخشى از تلاش‏هاى خارجى مورد نياز براى جذب‏ سرمايه‏هاى خارجى اجتناب‏ناپذير خواهد بود. البته تعامل اقتصادى و يا حتى عضويت ايران در سازمان‏هاى تجارى منطقه‏اى و بين‏المللى زمانى با موفقيت همراه خواهد بود و مزايايى براى كشور ايران خواهد داشت كه‏ پيش از آن، اصلاحاتى در ساختار اقتصادى، تجارى، كشاورزى و صنعتى كشور صورت‏ گيرد.در غير اين صورت، با توجه به چگونگى موازنه بازرگانى كشور، انتظار برخوردارى‏ از مزاياى عضويت در سازمان، نامعقول مى‏نمايد، عضويت در سازمان‏هاى اقتصادى‏ بين‏المللى; به‏ويژه سازمان تجارت جهانى ممكن است راه را براى افزايش واردات هموار سازد و از اين رو به نظر مى‏رسد مصرف كنندگان از كالاهاى خارجى بسيار استقبال نمايند واين روى آورى سبب كمبود تقاضاى مؤثر براى بسيارى از كالاهاى داخلى مى‏شود. در نتيجه نيروى انسانى شاغل در برخى از صنايع داخلى با تهديد يا تعديل مواجه خواهد شد.
خاطر نشان مى‏سازد كه تعامل با اقتصاد بين‏الملل و وارد شدن به جامعه جهانى، همواره‏ داراى نكات مثبت و منفى مى‏باشد كه لازم است حسب مورد، بررسى كارشناسى شود وتصميم مقتضى، بر اساس منافع و مصالح ملى كشور اتخاذ گردد.
ج - چالش‏هاى اقتصادى ايران در منطقه و جامعه بين‏الملل
‏ ايران در حالى كه با 14 كشور منطقه به صورت آبى و خاكى همسايه است و از منابع‏ وظرفيت‏هاى مناسب اقتصادى برخوردار مى‏باشد اما تاكنون نتوانسته متناسب با امكانات‏ وتوانايى‏هاى خود در بازارهاى نوظهور عراق و افغانستان نفوذ كند، به حدّى كه كالاهاى‏ كشورهايى مانند كره، چين و تركيه در حدّ بالايى، بازارهاى مزبور را پر كرده‏اند. سندچشم‏انداز ایران در افق 1404 در وضعيتى تدوين شد كه چالش‏هاى‏ زير اقتصاد ايران به اندازه‏اى است كه از نظر توانايى تأثير گذارى اقتصادى; خواه در سطح‏ منطقه‏اى يا بين‏المللى، داراى تنگناهاى زير مى‏باشد، مانند:
- اقتصاد ايران جزو كوچك و پاره سيستمى از اقتصاد جهان به شمار مى‏رود، به‏ حدّى كه سهم تجارت خارجى ايران از نظر حجم، كمتر از 1 درصد جامعه جهانى بوده‏ و اقتصاد آن از نيم درصد تأثير گذارى هم كمتر است.
- نظر به اتكاى اقتصاد ايران به صادرات منابع طبيعى; مانند نفت خام، اقتصادى‏ برون زا محسوب مى‏شود و اين بدين معنى است كه تأثيرپذيرى اقتصاد ايران از اقتصاد جهانى به شدت زياد است.
- اقتصاد ايران اقتصادى متمركز، بسته و دولتى است كه حضور بوروكراسى عظيم‏ دولتى، به عنوان مهمترين اهرم كنترل اقتصاد كشور به حساب مى‏آيد.
- اگر چه بالا بودن قيمت نفت در بازارهاى جهانى‏ در چند سال اخير ممكن است‏ يكى از عوامل افزايش سرانه ملى كشور تلقى گردد، ولى بايد توجه داشت كه‏ صرف افزايش توليد ناخالص داخلى، بدون توجه به چگونگى اين افزايش و تأثيرى كه بر ساختار اقتصادى ايران به طور بلند مدت دارد، نمى‏تواند توسعه‏ اقتصادى و يا حتى رشد پايدار و موزون و درون زايى را تضمين كند.
- نظام مديريت سنتى حاكم بر اقتصاد ايران، كه از نظام‏هاى مديريت پيشرفته فاصله دارد و همچنين عدم حاكميت شايسته سالارى در انتصاب مديران و كارشناسان حاذق از يكسو و نهادينه نشدن مؤسسات نظريه پردازى اقتصادى و فن‏آورى در كشور از سوى ديگر، موجبات اتلاف منابع و عدم بهينه‏سازى‏ فرصت‏هاى اقتصادى مى‏گردد.
د - تحقق اهداف سند چشم‏انداز در حفظ و ارتقاى جايگاه ايران در جامعه بين‏الملل‏
ایران براى آن كه به اهداف مندرج در سند چشم‏انداز ایران در افق 1404 نايل گردد لازم است متوسط رشد ساليانه اقتصاد كشور در 20 سال آينده به 8/6 درصد و متوسط نرخ تورم نيز به 5 درصد برسد. بر اين اساس، لازم است در صورت‏ انتخاب گزينه مطلوب نرخ بيكارى در سال 1394 هجرى شمسى (پايان دوره 10 ساله) به 7 درصد كاهش يابد.با توجه به منابع كافى در كشور، براى آن كه ايران در 20 سال آينده به سوى ايران اسلامىِ‏ توسعه يافته‏اى كه اثر بخش، نقش آفرين و پيشگام باشد و براى آن كه اهداف سند چشم‏انداز در ابعاد اقتصادى همه جانبه به خصوص منطقه‏اى و بين‏المللى تحقّق‏ يابد، بايستى اقدامات زير حسب برنامه‏ريزى صحيح و مناسب كوتاه‏ مدت و طولانى مدت اتخاذ گردد:
- توسعه تجارت خارجى ایران به محوريت توسعه صادرات غيرنفتى، بهبود تراز بازرگانى، افزايش درآمدهاى صادراتى و نيز بالارفتن سهم كشور در تجارت جهانى.
- نهادينه كردن روابط اقتصادى با كشورهاى منطقه و جامعه بين‏المللى وبهره‏گيرى از روابط سياسى با كشوره براى نهادينه كردن روابط اقتصادى.
- جذب سرمايه گذارى خارجى به عنوان راهى براى‏ تسريع حركت اقتصاد به سوى توسعه و ايجاد اشتغال و اهرمى براى رشد اقتصادى و نظام مديريتى وتبادل‏ تجربيات اقتصادى و به‏كارگيرى فناورى‏هاى نوين.
- رعايت استانداردهاى بين‏المللى توليد كالا و خدمات‏ جهت امكان سازى حضور در بازار جهانى در بخش‏هايى‏ كه توليدات ايران داراى مزيت نسبى وبهره‏ورى مى‏باشد و گسترش بازارهاى صادراتى ايران و افزايش سهم ايران‏ از تجارت جهانى و رشد پرشتاب اقتصادى مورد نظر در چشم‏انداز.
- پاى گذاردن به عرصه رقابت در عرصه توليد كيفى و قابل‏ رقابت كالاهاى‏تجارى در سطح منطقه‏اى و بين‏المللى و فراهم نمودن زمينه‏هاى لازم‏براى تحقّق رقابت پذيرى‏ كالاها و خدمات كشور در سطح بازارهاى داخلى‏و خارجى و ايجاد ساز و كارهاى مناسب براى رفع موانع‏ توسعه صادرات‏غير نفتى.
- حركت در جهت تبديل درآمد نفت و گاز به دارايى‏هاى‏ مولّد به منظور پايدارسازى فرايند توسعه و تخصيص و بهره‏بردارى بهينه از منابع خاطر نشان مى‏سازد كه براى‏ تحقّق چشم‏انداز آينده صنعت نفت و گاز ايران در افق 20 ساله كشور، تحقّق چهار هدف كمى تا ده سال آينده مورد توجه برنامه‏ريزان در اين صنعت قرار گرفته است كه‏ ايجاد ظرفيت براى توليد روزانه 7 ميليون بشكه نفت‏ خام، ميعانات ومايعات گازى با ميانگين توليد 5 ميليون و 800 هزار بشكه در روز نفت خام يكى از اين‏ هدف‏هاست. براى تحقق اين هدف مهم، ميزان‏ سرمايه‏گذارى مورد نياز در صنعت نفت كشور، در برنامه‏ پنج ساله چهارم توسعه فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى‏ كشور، 15 ميليارد دلار در سال است كه حداقل 4 تا 5 ميليارد دلار آن از منابع داخلى تأمين و بقيه بايد از منابع‏ خارجى و استفاده از روش‏هاى مختلف; از جمله بيع‏ متقابل يا فاينانس تأمين شود.
- هم افزايى و گسترش فعاليت‏هاى اقتصادى در زمينه‏هايى كه داراى مزيت نسبى هستند; از جمله صنعت، معدن، تجارت، مخابرات، حمل ونقل و گردشگرى، به‏ويژه صنايع نفت، گاز و پتروشيمى و خدمات مهندسى پشتيبان آن، صنايع‏ انرژى بر و زنجيره پايين دستى آن‏ها.
- سرمايه گذارى در زير ساخت‏ها با اولويت سرمايه گذارى در ايجاد زير بنا وزير ساخت‏هاى مورد نياز.
- سامان دهى سواحل و جزاير ايران و سازمان دهى سواحل و جزاير ايرانى خليج‏ فارس در چهارچوب سياست‏هاى آمايش زمين.
- اصلاح و تغيير قوانين و مقررات، استانداردها و رويه‏ها در بنگاه‏ها و سازمان‏ و مؤسسات عمومى و خصوصى براى سازگارى آن‏ها با ضوابط و قواعد و هنجارهاى پذيرفته شده بين‏المللى، جهت كارآمد كردن امور و همچنين وضع‏ قوانين حمايتى جهت حمايت از مالكيت و كليه حقوق ناشى از آن.
- توجه ويژه به بخش صنعت و معدن; بگونه‏اى كه در آن سهم اطلاعات، دانش‏ وخدمات افزايش مى‏يابد; مواد پيشرفته و جديد جايگزين مواد سنتى مى‏شوند، تنوّع محصول، طراحى، مديريت فرايند، بازاريابى، فروش و تبليغات اهميت‏ روزافزون مى‏يابد.
- ارتقاى بازار سرمايه از طريق اصلاح ساختار بانكى و بيمه‏اى كشور، تأكيد بر كارايى، شفافيت و سلامت بازار سرمايه در كشور، بهره‏مندى از فن‏آورى‏هاى‏ نوين، استقرار نظام مالى، ارزيابى كيفيت متناسب با استانداردهاى بين‏المللى‏ وهمچنين اصلاح و تنظيم سياست‏هاى پولى، مالى و ارزى براى رسيدن به ثبات‏ اقتصادى و مهار نوسانات.
- ارزيابى جدى در مسائل مرتبط با گمركات، قوانين و تعرفه‏ها و مقررات كسب و كار و فراهم آوردن بسترهاى حقوقى و قضايى مناسب جهت توسعه تجارت‏ الكترونيكى در كشور.
- حذف محدوديت‏هاى زمانى و مكانى در تجارت الكترونيك، و به كارگيرى‏ فناورى اطلاعات و تجارت الكترونيك به منظور دسترسى كم هزينه‏تر و سريعتر مشتريان به كالا و خدمات، شفاف‏سازى تجارى و اقتصادى، ساده و مؤثرتر كردن‏ عمليات تجارى از طريق تغييرات فرايندى، فراهم كردن موجبات ارتقاى‏ سريعتر بهره‏ورى حاصل از فعاليت‏هاى اقتصادى و شفاف‏سازى اطلاعات و همچنين امكان افزايش كنترل بر عملكرد مالى شركت‏ها و مؤسسات مختلف در حوزه اقتصاد بخش عمومى.
- توجه به دانش فنى، تا آنجا كه برترى‏هاى ناشى از فراهم بودن منابع خام طبيعى‏ جاى خود را به امتيازها و برترى‏هاى ناشى از دانش و فناورى بدهد.
- بهبود وضعيت استفاده از نيروى انسانىِ كارآمد و دانش‏آموخته با استقرار نظام‏ شايسته سالارى در امر اداره امور اقتصادى كشور به خصوص در تعاملات‏ اقتصادى منطقه‏اى و بين‏المللى و همچنين توسعه آموزش در كليه سطوح، به ويژه در مقطع دانشگاهى در رشته‏هاى علوم و مهندسى و همچنين ارتقاى‏ مهارت‏ها از طريق توسعه نظام آموزشى نيروى كار.
- تنظيم برنامه منظم ساليانه يا چند سال يكبار جهت پاكسازى و سالم سازى‏ اقتصاد ايران از عدم تعادل‏ها و ناهنجارى‏هاى متراكم شده و سالم سازى اقتصاد وجامعه قبل از آغاز برنامه‏ريزى توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى واقعى‏ آن‏است.
- اتخاذ سياست‏هاى مربوط به برقرارى كارآمد شرايط آزادى تجارت خارجى‏ وگسترش سرمايه گذارى خارجى از طريق پى‏ريزى ساختار مناسب براى تعامل‏ خلاق و مشاركت خردمندانه و مؤثر در فرايندهاى جهانى‏شدن.
- دگرگونى در ساختار حمايت‏هاى دولتى و معطوف كردن آن به ايجاد نهادهاى‏ پشتيبان در راستاى ارتقاى بهره‏ورى و رقابت‏پذيرى در سطح اقتصاد ملى و بنگاه‏ها و همچنين ايجاد تسهيلات ادارى، گمركى و قضايى براى روان‏سازى‏ جريان تجارت و توسعه صادرات غير نفتى. توضيح آن كه چنانچه ايران بخواهد در منطقه و آسياى جنوب غربى از نظر علمى، فنى، تخصصى و صنعتى اول باشد، بايستى دولت به جاى مداخله‏گرى، نقش هدايت كنندگى را بپذيرد و با تصويرى‏ درست از اقتصاد آزاد، تمامى تلاش‏هاى ملى به سوى تصوير نمودن افقى روشن‏ در آينده معطوف داشته و از تعارض نيروها جلوگيرى كند.
- توسعه سكوهاى صادراتى و مناطق آزاد ويژه اقتصادى از طريق تعريف جديد منابع درآمدى سازمان‏هاى مناطق آزاد و تمركز كاركردهاى اين مناطق بر حوزه‏هاى هم‏پيوندى اقتصاد ايران با اقتصاد جهانى و احتراز از رويكردهاى توسعه‏ منطقه‏اى و منظومه‏اى كردن توسعه اين مناطق به توسعه‏ملى.
- بسط و گسترش همكارى‏هاى منطقه‏اى و بين‏المللى به پى‏ريزى مناسبات سياسى نوين و كارآمد با خارج، متكى‏ بر اصل تنش‏زدايى در روابط بين‏المللى و همچنين‏ گسترش و تجهيز دالان‏هاى ارتباطی با عملكرد فراملى‏ ومراكز جمعيت مستقر در آن براى استفاده از مزيت‏هاى‏موقعيت جغرافيايى، ژئوپلتيكى و قابليت‏هاى‏ ترانزيتى كشور.
- ايجاد ساز و كارها و زمينه‏هاى مناسب براى برقرارى‏ وهمگرايى عوامل مؤثر در ارتقاى بهره‏ورى و نوآورى‏ در منظومه دانشگاه، صنعت و دولت در سطح ملى‏ وبين‏المللى.
- سياست گذارى، حمايت و پشتيبانى، برقرارى‏ تسهيلات، بستر سازى و ايجاد زير ساخت‏هاى ضرورى‏ در توسعه تجارت خارجى كشور بر اساس محورهايى‏ مانند ظرفيت سازى، روان سازى، صادرات و تسهيل‏ تجارت خارجى، بازاريابى كالاو خدمات، ارائه‏ خدمات‏مشاوره‏اى، آموزش واطلاع‏رسانى تجارى‏ وبالأخره تنظيم همكارى‏هاى اقتصادى و توسعه‏ روابط تجارى.
- تعامل فعال و هدفمند با اتاق‏هاى بازرگانى و صنايع و معادن، اتاق تعاون وتشكّل‏هاى توليدى، تجارى و صادراتى‏ كشور در جهت دستيابى به اهداف توسعه تجارت.
- تسهيل تبادل دانش فنى ميان بنگاه‏هاى اقتصادى‏ ایران و ديگر كشورها در راستاى‏ رقابتى شدن فعاليت‏هاى تجارى.
- نظارت بر فرايند تجارت خارجى كشور در جهت‏ دستيابى به اهداف سند چشم‏انداز 20 ساله.
در نهايت آن كه استفاده از شيوه‏هاى پيشرفته فن‏آورى اطلاعات و ارتباطات(‏ICT ) به‏منظور همسازى و فراهم كردن زمينه‏هاى تبادل‏ اطلاعات و تجربيات با ديگر كشورها وحضور مؤثر در مجامع‏ منطقه‏اى و بين‏المللى و استفاده از امكانات و ظرفيت‏هاى

  
[ بازگشت به مقالات آزاد [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=768&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=8
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections