خطاهائي كه به ديگران نسبت مي‌دهيم!

(589 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(594 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

خطاهائي كه به ديگران نسبت مي‌دهيم!

85/9/18
تصورش هم تن آدم را مي‌لرزاند چه رسد به آنكه به سراغ پرونده‌هاي تخلفات برويم و يكايك اين پرونده‌ها را كه سر به فلك مي‌زند و روي هم انباشته شده است، به دقت بخوانيم كه به يقين همه آنها و محتوياتش حاكي از آنست كه يا تعرضي صورت گرفته و حق و حقوقي پايمال شده يا جرم و جنايتي صورت گرفته و مملو از تخلفات و بزهكاري‌ها ييست كه همين انسان‌ها مرتكب شده‌اند كه مسلما هر يك از مجرمان به سزاي اعمالشان خواهند رسيد و اين تازه يك طرف ماجرا و روي ديگر سكه است كه كيفر مكافات اخروي‌اش مي‌ماند براي بعد كه اصل آنست. و اما دليل اشاره به اين تخلفات و جرائم مبحث ديگريست كه مورد نظراست و ما را بر آن مي‌ دارد تا دريابيم چگونه گرفتاري‌هاي اجتماعي را ريشه‌يابي كنيم و جواب قانع‌كننده‌اي به كساني بدهيم كه عوامل ديگري را از قبيل (قسمت) و بي‌مهري (تقدير) يا دخالت ديگران،‌ نظام اجتماعي، قوانين و مقررات و به خصوص در وهله اول هميشه گناه را به گردن ديگران مي‌اندازيم، كه اگر هم تقصيري دارند قابل بررسي و تحقيق است.
اكثر دانش‌آموزان داستان عقاب بلندپرواز را خوانده و شنيده‌اند كه در اوج غرور و تصور اينكه با چشمان تيزبينش جمبيدن پشه را بر سر خاشاك مي‌بيند، ناگاه از (سخت كماني) تيري يا پيكاني رها مي‌شود و بر بدنش مي‌نشيند واز اوج به زيرش مي‌آورد، و چون ( تير و پيكان) را مي بيند كه با (پر) عقابي مزين شده،‌ مي‌نالدو مي‌گويد: (از چه كسي بنالم كه از خود من است كه بر من است) بيانگر اين واقعيت است، كه بيشتر گرفتاريهايمان برمي‌گردد به اعمال و رفتار خودمان، و مسعود سعدي شاعر هم به اين مهم اشاره مي‌كند و مي‌سرايد (تا كي دل خسته برگمان بندم جرمي كه كنم به اين و آن بندم) (بدها كه به من رسد همي بر من – برگردش چرخ و بر زمان بندم) و بسيار متفكران و ادبا و فضلاء و علما كه بر اين واقعيت پاي فشرده‌اند، و مهمترينش آيات آسماني قرآن است، و اينكه هر عملي‌،عكس‌العملي دارد. حال مروري مي‌كنيم بر اينكه چرا و به چه دليل زندگي‌ها سخت و ناهنجار مي‌شود و غير قابل تحمل. هر انسان بي‌غرض و واقع‌بين، به جاي آنكه گناهانش را به گردن ديگران بياندازد، با اندكي تامل و انديشه ابتدا نقش خودش را در آئينه زمان و جامعه مي‌بيند و در باطن خودش‌. فكرش را بكنيد، منهاي اين بزهكاري‌ها و تخلفاتي كه در ابتدا به آن اشاره شد كه تبديل به پرونده‌هاي كيفري و حقوقي مي‌شود، و عيان مي‌گردد، هر يك از ما، در طي شبانه روز و سنوات عمرمان چقدر و چه تعداد تخلف مي‌كنيم، و پنهاني مرتكب مي‌شويم كه قواعد و قوانين اخلاقي واجتماعي و طبيعي را زير پا مي‌گذاريم و بعد هم انتظار داريم كه دنيا و روزگار بر وفق مراد و به كام ما بگذرد! و اين اعمال و رفتار خلاف‌گونه، در كليه‌ي جوامع بشري و در كشورهاي موجود، يكسان ادامه دارد، و براي همين جهان كنوني و ساكنانش ناآرام و بي‌قرار شده‌اند و تصور مي‌كنند كه(ظلم و تعدي) در ذات زندگي و توام با گردش ايام است در حاليكه اگر به مجموعه‌ي اعمال و كردارشان كه دائم در جهت بر هم زدن نظام زندگيست و برخلاف قوانين حاكم بر آن عمل مي‌كنند بنگرد، تازه بايد شاكر باشند كه هنوز هم زندگي و جهان برقرار است و به آنان فرصت مي‌دهد كه ادامه حيات بدهند به هنر و طبيعت و قواعد و قوانين خطاهاي دائم آنان را جبران مي‌كند و گرنه بايد جهنم را در همينجا آزمايش كنند!
كاظم جمشيديان

  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=764&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections