همه چيز متعاليست!(614 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (553 بار خوانده شده است)  همه چيز متعاليست!
16/9/85
همه ما فكر ميكنيم كه هر اتفاقي كه رخ ميدهد، در پي دليلي است و سعي ميكنيم تمامي رويدادهاي دور و برمان و در زندگي شخصيمان را تجزيه و تحليل كرده دليلي برايش پيدا كنيم. دليلي كه مطابق باورها، انتقادات و جريان زندگي روزمرهمان باشند. اين تا حدي درست است اما عموميت ندارد. آيا به نظر شما اين امكان وجود ندارد كه تمامي اين وقايع فقط بخشي از واقعيت زندگي ما باشند؟ آيا اگر نگرش خود را تغيير دهيم، رنگ و بوي اتفاقات زندگي عوض نخواهد شد. اشكال اين «علتجويي» اينست كه ما پس از آنها، در زندگي آينده هم در جستجوي اين دلايل هستيم تا به هر طريق كه شده حوادث گذشته را توجيه كنيم. اما عقيده من اينست كه كمال و تعالي در ذره ذره اين دنيا و تمامي رويدادهاي آن ديده ميشود يا به عبارت ديگر اگر شما بخواهيد «تمامي كائنات در اوج تعالي هستند.» يادم ميآيد كه در كتابي از «ريچارد باخ» آهنگساز شهير آلماني، به كان «پندار باطل» ميخواندم كه شخصي به نام «دونالد شيمرو» در كنار رفيقش «ريچارد» در چمنزاري دراز كشيده بود و هر دو به آسمان نگاه ميكردند. دونالد از دوستش پرسيد : «به نظر تو اين آسمان در كمال زيبائيست يا اين كه ابرها بايد قدري تغيير كنند تا قشنگتر شود؟» ريچارد ميگويد كه بله البته اين بيكران آبي حقيقتاً در منتهاي كمال است و اصلاً چرا نبايد اين طور باشد و او چرا ميپرسد. «شيمودو» جواب ميدهد : «خب با اين وجود پس چرا فكر ميكني كه زندگيت نميتواند تا حد كمال اين آسمان متعالي و كامل باشد؟» پس از اينها بود كه من پي بردم كه در جايي زندگي ميكنم كه تمامي موجودات آن آسماني و كاملند سپس به خودم گفتم كه پس با اين اوصاف چرا من كامل نباشم؟ يكي از «پندارهاي باطل» ما مردمان اينست كه كائنات و كل جهان هستي يك كل است و ما از آن جدائيم در حالي كه تمامي پيامبران الهي عكس اين را به ما گفتهاند. زماني كه پي بردم من هم با اين جهان متعالي پيوسته هستم، خوب به اطرافم نگاه كردم تا نشانههاي اين زيباييهاي كامل را پيدا كنم. سعي كردم در تمامي وجوه اين دنياي اطرافم، نشانههاي كمال را ببينم : در كساني كه از آنها بدم ميآمد، از افراد سياستمدار معروف جامعه كه با افتخار انتخاب شده بودند اما من قبولشان نداشتم، در زندگي كودكانم كه به آرامي راهشان را پيدا ميكردند و بزرگ ميشدند و در وجود همسرم. البته منكر نميشوم كه پيدا كردن اين صفت در تمامي افراد و رخدادهاي اطرافم، كار دشواريست. نه قطعاً سخت است و من هم در بسياري از موارد شكست خورده خسته شدهام اما باز هم مصمم هستم كه ادامه دهم. بعضي وقتها هم نااميد ميشوم چون فكر ميكنم كه اين ماهيت در زندگي شخصِيام وجود ندارد اما ميدانيد، در همان حال هم باز مشتاقم چرا كه مايل هستم تكههاي پازلي بزرگ را كه از مدتها قبل پيش رويم بوده، كنار هم قرار دهم. شايد شما بخواهيد تعالي را در همه وجوه محيط اطراف بيابيد. اما من پيشنهاد ديگري دارم. بهتر است به جاي آن كه در زندگي خود در حال حاضر به دنبال كمال باشيد، سعي كنيد خودتان را با توجه به توانايي و امكانات موجود، كامل ببينيد. چرا فكر ميكنيد بايد كاملاً با بقيه متمايز باشيد؟ آيا همه بايد جايزه نوبل را بربايند يا «بيل گيتس» باشند؟! با اين فكر جديد، ميتوانيد از پيشرفت خود در زندگي تصور بهتري داشته باشيد چرا كه خيال نميكنيد با وجود رشد هنوز هم نقصهاي زيادي داريد بلكه فكر ميكنيد داريد از وضعيت بهتر به حالت بهتري سير ميكنيد. By : Don MCAvinchy مترجم : آذين صحابي
|