
[1]آفريقا الماس، طلا و نفت دارد، اما چرا مردم آن فقيرند
21/08/1385
در آيندهاي كه چندان دور نيست، كشورهاي فقير از منابع خود قطعاً بهره خواهند برد.
در يك نشست غير معمول كه در ماه اكتبر در كليساي سنت ماتيو برگزار شد، يكي از كشيشان كهنسال مدعو، دست خود را بالا برد و گفت : من ميدانم آفريقا خيلي ثروتمند است، الماس، طلا و نفت دارد اما چرا مردم آن اين اندازه فقير هستند؟
وقتي دربارهي هدر دادن ثروت و مشكلاتي كه كشورهاي فقير كه از لحاظ منابع نفتي به ويژه نفت، ثروتمند هستند، صحبت ميشود، حتماً تقصير و كوتاهي زيادي وجود دارد. اقتصاددانان پس از مطالعه و بررسي فراوان معتقدند اين كشورها تمايل دارند كه بد عمل كنند. جفري ساچز در يك تحقيق در سال 1995 نشان داد كه منافع رشد منابع كشورهاي ثروتمند بسيار كمتر از كشورهاي فقير است حتي پس از اين كه متغيرهايي مانند درآمد سرانه و سياستهاي تجاري هم در نظر گرفته شده است. اصطلاح رايج براي آن بيماري هلندي است كه اشاره به وضعيت اسفبار هلند پس از اين كه منابع گازي شمال را كشف كرد. وقتي يك كشور به نفت دست پيدا ميكند، جريان ناگهاني از دلار به درآمد كشور افزوده ميشود. اين درآمد ناگهاني و فراواني بخشهاي غير نفتي مانند كشاورزي و صنعت را كمتر رقابتي ميسازد و بنابراين نفت را بر اقتصاد مسلط ميكند. كارشناسان راهحلهايي براي ابعاد اقتصادي «نفرين نفت» براي مدتي پيشنهاد ميكردند. برخي از دولتها از سياستهاي ثبتسازي استفاده ميكردند. وقتي قيمت نفت زياد است، درآمدها كنار گذاشته شوند؛ وقتي قيمت نفت كاهش پيدا ميكند، از اين پول استفاده كنند. يك عقيدهي ديگر در اين زمينه نگه داشتن بخشي از درآمد حاصل از اين منابع را در خارج از كشور «ذخيره براي آينده» در تئوري چنين پولهايي نه فقط به گسترش ثروت در ميان چند نسل كمكي نميكند، بلكه همچنين از بالا رفتن ارزش پول داخلي هم جلوگيري ميكند. برخي از كشورها پول حاصل از نفت را مستقيماً ميان خانوادهها تقسيم ميكنند تا تودهي مردم فوايد محسوس آن را بينند.
اينها در اصل ايدههاي خيلي خوبي هستند و در كشورهاي توسعهيافته تا حدي اين سيستم كار ميكند و جواب داده است. مقامات آلبرتا و آلاسكا در حال بررسي اين موضوع هستند كه پول حاصل از نفت را به خانوادهها بپردازند. اما اتهامات و تقصيرات دولتهاي ولخرج به قوت خود باقي است. گفته ميشود كه دولت جديد عراق ميتواند پول نفت را ميان شهروندان خود توزيع كند اما انجام چنين كاري در كشوري كه مردم فقير حساب بانكي ندارند، كار بسيار دشواري است. نروژ يك درآمد ذخيره دارد كه غالباً به عنوان الگويي در كشورهاي در حال توسعه از آن استفاده ميشود.
البته نروژيهاي متعهد و سالم هم گاه از اين پول براي اهداف سياسي – مردمي استفاده ميكند.
در كشورهاي در حال توسعه چنين برداشتي قانون است تا استثنا؛ زامبيا سعي كرده است تا ثباتي را در صادرات مواد معدني خود حفظ كند. به همين دليل، در دههي 70 قيمتها افزايش پيدا كرد، زامبيا قيمتها را پايين آورد و پس از اين نيز در سالهاي آينده قيمتها تنزل پيدا كرد و آسيب فراواني بر اقتصاد اين كشور وارد آورد. ونزوئلا هم حساب ذخيرهي ارزي در سال 1974 تدارك ديده است اما خيلي زود پول آن حساب برداشته شد. يكي از اقتصاددانان دانشگاه كاليفرنيا معتقد است كشورهاي ثروتمند داراي نفت براي از بين بردن فقر به اندازهي كشورهاي فقير بدون هيچ منابعي تلاش نميكنند. شاهد اين ادعا هم وضعيت بد بهداشت و آموزش كودكان، نرخ بالاي بيسوادي و غيره است كه هر ساله سازمان ملل دربارهي آن گزارشي تهيه ميكند.
چرا؟ اقتصاددانان براي اين سؤال، پاسخهايي دارند. برعكس بخش كشاورزي، در بخش نفت كارگران غير ماه بيشتري، مشغول به كار هستند. افزايش شديد قيمتهاي كالاها، به فقرا و اقشار كم درآمد كه صنعت ريسك زيادي ندارند، آسيب ميرساند و به دليل تمركز منابع، ثروت در دست عدهي معدودي از مردم است و به همين دليل دچار سوء مديريت است. برخي معتقدند كشورهاي داراي نفت در خليج فارس از نفرين نفت رهيدهاند. اين حقيقت دارد، دستيابي به امكانات بهداشتي و نيز آموزشي در خليج فارس بهبود پيدا كرده است (با اين كه برخي كشورها مانند عربستان سعودي با افزايش رشد جمعيت مواجه بودند) و كشورهايي مثل قطر و امارات متحده عربي نيز سعي كردهاند به اقتصاد خود اشكال تازهاي ببخشند و آن را از تسلط درآمد نفت برهانند. اما برخي ديگر از كارشناسان معتقدند درآمد نفت، نهادهاي دموكراتيك را در كشورهاي خليج فارس ضعيف كرده است. وقتي خانوادهي سعودي به ماليات بر درآمدها نياز داشت بنابراين همواره با بازرگانان و تجار جده مشورت ميكرد و اندكي دموكراتيك بود. اما وقتي ثروت خداداد و نفت به آنها رسيد، قدرت بازرگانان و تجار رو به افول گذاشت و براي آل سعود اين كه دموكراسي را ناديده بگيرند خيلي راحتتر شد.
يكي ديگر از تحليلهاي سياسي اخير اين است كه منابع، موجد و محرك جنگ داخلي هستند. پل كاليه يكي از استادان دانشگاه اكسفورد به اين نتيجه رسيده است كه هر پنج سال شانس وقوع جنگ داخلي در كشورهاي آفريقايي كه داراي منابع طبيعي هستند 25 درصد و آن كشورهاي آفريقايي كه منابع طبيعي ندارند كمتر از يك درصد است. كارشناسان معتقدند كه عوامل اقتصادي مانند «بيماري هلندي» و فساد به تنهايي نميتواند نفرين نفت را توضيح دهد. آنها تأكيد ميكنند مسألهي مهم در اين كشورها نهادهاي ضعيف است.
شفافسازي درآمد نفت
از جمله خبرهاي خوب دربارهي نفت اين است كه به تازگي ابداعاتي كه منجر به شفافسازي درآمد نفت شده است، تشويق ميشود. فعالان اين طرح كمپانيهاي بزرگ نفتي را متهم ساختهاند كه به ديكتاتورها كمك ميكند با رشوه پرداختن مهمترين كمپانيهاي مخالف طرح شفافسازي يكي بريتيش پتروليوم است و ديگري اگزان موبيل. وقتي از آنها دربارهي مخالفت با طرح شفافسازي پرسيده ميشود آنها ميگويند نفرين نفت و پاسخ به اين مشكل را به گونهاي ديگر تفسير ميكنند.
آندره مارك از اگزان موبيل معتقد است ما درآمد نفت را «نفرين نفت» ميناميم و اين وظيفهي ما نيست كه به دولتها بگوييم چگونه پول خود را خرج كنند اما گراهام باكستر از بريتيش پتروليوم معتقد است كه آنها ميدانند نفرين نفت چيست و در اين باره به كشورهاي طرف قرارداد خود هم اندكي كمك ميكنند تا بتوانند سيل دلاري كه به اقتصادهاي شكننده آنها وارد ميشود، مديريت و استفاده كنند.
اما اين شفافسازي تا كجا ميتواند ادامه پيدا كند. عدهاي معتقدند هيچ دليلي وجود ندارد كه قرارداد نفتي مخفي و در پردهاي از ابهام باقي بماند. كمپانيها و دولتهايي كه قراردادهاي نفتي خود را مخفي نگه ميدارند، و دربارهي آن سكوت ميكنند بر وجود سوء استفاده صحه ميگذارند. كمپانيهاي بزرگ غربي، شفافسازي قراردادهاي خود را اجتنابناپذير ميدانند. «مارك» از كمپاني اگزان موبيل ميگويد : ما علاقهمنديم پول نفت دست مردم برسد به جاي اينكه سر از بانكهاي سوئيس درآورد و در عين حال اين امر منجر ميشود تا ما هم مجوز عمل پيدا كنيم.
بهترين خبرها از ناحيهي كشورهاي فقير به گوش ميرسد كه به اين نتيجه رسيدند كه شفافسازي بهترين كار است. شركت نيجريه در EITI (موسسه شفافسازي صنعت) ديگر كشورهاي آفريقايي غربي را تشويق به پذيرش شفافسازي كرده است. سوروس كه مبتكر اين پروژه است از قزاقستان و كشور همسايهي آن دربارهي شفافسازي اقدامات نفتيشان انتقاد كرد.
نهادهاي اقتصادهاي جهاني به اين موضوع حساس هستند و اخيراً بانك جهاني اعلام كرده است كه مخفيسازي هيچ دليل و توجيهي ندارد. بنابراين همهي توافقات و قراردادها در آينده عمومي ميشوند كالداني از بانك جهاني معتقد است اين موضوع از نفت به ديگر بخشهاي اقتصاد كشورها سرايت خواهد كرد.
اكونوميست
منبع : كارآفرين