جمعه 5 خرداد 1391 - 16:10   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

خودآگاهي در فرايند تكاملي انتخاب شغل

(2290 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(2498 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

خودآگاهي در فرايند تكاملي انتخاب شغل

17/08/1385
اكرم خسروي يگانه
در يك بررسي انجام گرفته توسط سازمان «گالوپ» 1994، دو سوم گروه تحت بررسي اظهار داشتند كه اگر زماني مي‌توانستند از اول شروع كنند، اين بار سعي مي‌كردند شغل ديگري انتخاب كنند. به راستي چه چيز باعث شده هم‌اكنون در شغلي باشيم كه هستيم يا چه چيز باعث مي‌شود در آينده شغلي را انتخاب كنيم. از عوامل مهم در اين پديده يكي تصور ما از آن شغل است كه در ذهن داريم در حالي كه همين تصور ذهني ما خود بسته به تصوري است كه جامعه از آن شغل دارد. به اين ترتيب نقش هر شغل در اجتماع اهميت فراوان پيدا مي كند. در اين ميان خصوصيات فردي مثل هوش، توانايي، رغبت‌ها و ارزش ها و همين‌طور زمينه‌هاي خانوادگي و وضعيت اقتصادي- اجتماعي ما از جمله عوامل موثر در ورود به شغلي خاص هستند. از طرف ديگر هر شغلي نيز مجموعه‌يي از ويژگي‌ها، توانايي‌هاف علايق و خصوصيات شخصيتي ويژه‌يي را اقتضاد مي‌كند.
وقتي مي‌گوييم شغل Caveer، منظور صرفا كار Job يا همان دسته وظايف و فعاليت هايي كه در ازاي آن دستمزد مي گيريم نيست هر چند وظايف با شغل در ارتباطند ولي شغل در واقع مجموعه‌يي از كارها علاوه توالي از نگرش‌ها و رفتارها است كه با كار پيوند دارند و به كل تجربه زندگي ما مربوط مي‌شوند. يك شغل تلفيقي از شخصيت مابا فعاليت‌‌هاي كاري ما است. پس بسيار حايز اهميت است كه انسان درباره شغل آينده خود خوب بينديشد و مهارت‌هايي را بر اساس خصوصيات خود و نياز بازرا كار شناسايي كند كه بيش از هر مهارت ديگري برايش اقناع كننده بوده، با آن بتواند از استعدادهاي خود بهترين استفاده را ببرد و شخصيت خود را به نمايش بگذارد.
آگر ندانيم چه كسي هستيم، هر نوع اطلاعاتي از هر شغلي كه كمي مطلوب باشد ما را بر مي‌انگيزد و هيجاني كاذب براي دستيابي به آن در ما ايجاد مي‌نمايد كه البته ديري نمي‌پايد و ما ملول و خسته و ناراضي به دنبال شغلي مناسب‌تر و ارضا كننده‌تر خواهيم بود. باز اطلاعات متفاوت و متنوع و ما سردرگم و هيجان زده. تنها در صورت شناخت شخصيت، ارزش‌ها و علايق خود مي‌توانيم از ميان سيلي از اطلاعات شغلي به آن‌هايي جواب دهيم و در برابر آنهايي برانگيخته و هيجان زده شويم كه به ما يعني به شخصيت، ارزش‌ها، علايق و استعدادهاي ما مربوط مي‌شوند و بقيه را دور بريزيم هر چند اغول‌كننده باشند. در آن صورت است كه مي‌توانيم از ميان صدها كلاس آموزشي به دنبال آنهايي برويم كه سايه‌يي از روياها، علايق، ارزش‌ها و خود واقعي ما در آن افتاده باشد. چه بسا كساني كه ساعت ها وقت صرف تمرين فعاليتي مي‌كنند كه چون با شخصيت و علايق آنها جور نيست موجب انزجار، دل‌زدگي، نفرت از خود و در نهايت كنار گذاشتن آن به هر بهانه‌يي مي‌گردد. هر اندازه درباره خودمان، استعدادها و علايقمان بيشتر بدانيم، بهتر مي‌تواينم به مشاغل و فعاليت هايي روي آوريم كا با تيپ شخصيتي ما سازگارترند.
«دونالد سوپر» روانشناس، معتقد است شغل فرصتي براي هر كس فراهم مي‌كند تا تصويري را كه از خود در ذهن دارد به اجرا درآورد و آن را ابراز نمايد. پس مي‌توان گفت:‌اولين عامل موثر در تعيين مسير تكاملي انتخاب شغل، عقيده و تصوير ما از خودمان است همان چيزي كه مي‌توان «خويشتن‌‌پنداري» ناميد. خويشتن‌پنداري مجموعه‌يي از تصورات ما درباره خودمان در موقعيت‌ها و زمينه‌هاي مختلف از جمله موقعيت شغلي ما است. تصور ما از خودمان و شناخت اولويت‌هاي شخصيتي ما بسيار حايز اهميتند. يك نمونه از اولويت هاي شخصيتي مثل درون ‌گرايي يا برون‌گرايي است.
شما چگونه فردي هستيد؟ آيا دوست داريد از كار مردم سردرآوريد كه چگونه كار مي‌كنند و به نتيجه مي‌رسند؟ آيا نظرات و توقعات مردم از شما برايتان مهم است؟ يا اينكه تمايل داريد مطابق نظرات شخصي خود فعاليت كنيد؟ آيا از آن دسته افرادي هستيد كه خيلي سريع براي انجام كاري دست به اقدام مي‌زنند يا اينكه تا موضوعي را خوب درك نكنيد دست به به عمل نمي‌زنيد؟ آيا عمل كردن و تنوع را دوستداريد يا براي هر كاري به سكوت و زمان نياز داريد؟ آيا دوست داريد درباره ايده‌ها و كارهايتان صحبت كنيد ياقبل از حرف زدن به كار ذهني مي‌پردازيد؟ شايد جواب شما «گاهي اين گاهي آن» باشد. البته هيچ كس مطلقا درون‌گرا يا مطلقا برون ‌گرا نيست. اما برون گراها معمولا كارهايي را كه به عمل در دنياي خارج و مردم مربوط است راحت‌تر و به دفعات بيشتر انجام مي‌دهند و درون‌گراها كارهايي را كه به دنياي درون، ايده‌ها و ذهنيات آنها مربوط است راحت‌تر و بيشتر انجام مي‌دهند.
بطور مثال دو مشاور امور كامپيوتري را در نظر آوريد. يكي كه برون‌گرا است، در گردهمايي شركت مي‌كند، به مشتريان آموزش مي‌دهد و ... اما آنكه درون گرا است در قسمت طراحي كامپيوتر به مطالعه و كشف راههاي يادگيري اينترنتي، برنامه‌‌هاي آموزش از راه دور و ... مي‌پردازد.
نوع ديگري از تيپ هاي شخصيتي تيپ‌هاي نوعا حسي يا نوعا الهامي هستند.اگر شما بيشتر به واقعيت‌هاي زندگي توجه مي كنيد و براي حل مشكلات كمتر ريسك كرده از بكارگيري راههاي تازه، خودداري مي‌كنيد.
اگر با مسائل جزيي كنار مي‌آييد ولي از اوضاع پيچيده عصبي مي‌شويد تيپ شخصيتي شما بيشتر از نوع حسي است و اگر برعكس بيشتر به حقايق مي‌پردازيد تا واقعيات و به دنبال راههاي جديد و ريسك كردن بوده، قوه تخيل خوبي براي حل مسائل داريد، از كارهاي تكراري و استفاده از راه‌حل‌هاي قبلي و قديمي مي‌پرهيزيد و از موقعيت‌هاي پيچيده باكي نداريد داراي تيپ شخصيتي از نوع الهامي هستيد. هر كدام از اين دو نوع تيپ شخصيتي نگاه متفاوت به رويدادها، تجارب زندگي دارند. البته باز ممكن است بگوييد اينكه جزو كدام دسته باشيد بستگي به رويدادها و مشكلاتي دارد كه با آنها مواجه هستيد. جواب صحيح است اما بايد گفت اگرچه ما همواره هم از حواس و هم از الهامات و تخيل خود استفاده مي‌كنيم اما معمولا يكي را بيشتر از ديگري بكار مي‌بريم و به يكي متكي تريم. فروشنده جزيي را در نظر بگيريد كه با دنبال كردن خط فروش كالاها متوجه مي‌شود چه كالايي بيشترين يا كمتري فروش را دارد و از اين راه به تجارت بهتري در شغل دست مي‌يابد. او از افراد تيپ نوع حسي Sending است و نويسنده‌يي كه همواره تخيل كرده و با دنبال كردن خط ايده‌هاي خود، آثار جديدي خلق مي‌كند از نوع تيپ الهامي Intuiton است.
انواع و اقسامي از تيپ‌هاي شخصيتي در ارتباط با مشاغل وجود دارند كه براي درك آنها مي‌توان به مراكز مشاوره مراجعه كرد.
با وجود اهميت در نظر گرفتن تيپ شخصيتي در انتخاب شغل بايد گفت در همه حوزه‌ها، همه نوع تيپ شخصيتي ديده مي‌شود. براي انتخاب برتر، توجه صرف به ضرورت‌هاي شغلي كار صحيحي نيست، بايد آگاه بود شغلي كه با اولويت‌هاي شخصيتي ما انطباق نداشته باشد، ما را وادار به صرفه انرژي و تمركز بيشتري مي‌كند. در حالي كه مطالب مربوط به مشاغل سازگار با شخصيت به سهولت بيشتري ياد گرفته شده و خودبخود كشش بيشتري در ما بر مي‌انگيزند.
در ارتباط خويشتن‌پنداري با انتخاب شغل بايد بگوييم خويشتن‌پنداري شغلي شامل عقايد و تصورات ما از هر شغل و حرفه است كه در نهايت هم به انتخاب شغل و حرفه‌يي منجر خواهد شد. آيا بهتر نيست با تعمق شغلي را برگزينين تا بر اساس توصيه‌هاي اطرافيان و يا پيشداوري هاي جامعه؟ در اولويت قرار دادن علايق ويژه و اولويت‌هاي شخصي مي‌تواند ما را در انتخاب شغلي بدون احساس پشيماني و فشار رواني ياري رساند. از اصول كلي براي انتخاب صحيح، يكي نداشتن تضاد است. شكسپير مي‌گويد: «ترديدهايمان خائنيني هستند كه با نصايح خود ما را از اهدافمان باز مي‌دارند، در حالي كه تصميم راسخ و شروعي به موقع فتح و پيروزي را نصيب‌مان مي‌سازد». هميشه داشتن چند هدف همزمان انتخاب را دشوار كرده و باعث دور شدن ما از همه آنها مي‌شود. براي از ميان برداشتن تضاد، مهمتر از هر چيز اين است كه با خودشان صادق باشيم.
توانايي‌ها، علايق و امكانات خود را در نظر آورده و بيش از آنها از خود انتظار نداشته باشيم. رسيدن به صدها آرزو در آن واحد امكان‌پذير نيست. قدم گذاشتن در راههاي متفاوت ما را از موفقيت در يك مسير مشخص دور مي‌سازد. كسي موفق خواهد شد كه در رشته‌يي خودر ا به مرحله استادي برساند و در آن غرق شود. با تمركز بر يك موضوع و تفكيك آن در ذهن نه تنها به راه‌حل‌هاي بهتر دست مي‌يابيم بلكه قدرت پرداختن به موقع به موضوعات ديگر را در خود تقويت مي‌كنيم.
فرآيند آمادكي شغلي بر اي روبرو شدن با چالش‌هاي شغلي و حرفه‌يي مستلزم طرح‌ريزي يك برنامه آمادگي است و آنچه در اين برنامه آمادگي حايز اهميت است كسب مهارت هاي لارم، تقويت آنها و از همه مهمتر به دست آوردن يك نگرش ذهني مربوط به موفقيت در خود است. در اين فرآيند نخستين، مرحله البته خودآگاهي است. خودآگاهي از يك طرف نخستين و مهمترين گام در فرايند آمادگي انتخاب شغل است و از طرفي شغل، يكي از بهترين راههاي به فعل درآوردن تصوير هر كسي از خود است.
شغل وسيله‌يي در برقراري روابط اجتماعي با ديگران نيز هست. آدلر معتقد است: «انسان از طريق كار كردن به ايجاد روباط اجتماعي موفق مي‌شود و مي‌تواند مورد تاييد ديگران قرار گيرد» و به عقيده گلاسور: «كار كردن نياز انسان را به دوست داشتن و دوست داشته شدن برآورده مي‌كند». اگرچه هنوز موضوع آگاهي و ناآگاهي انتخاب شغل بطور علمي حل نشده است. ولي مي‌توان گفت با افزايش سن آگاهي انسان در انتخاب شغل فزوني يافته و انسان مي‌تواند انگيزه و توقعاتش را در زندگي و نيز در مسير انتخاب شغل بهتر درك نمايد. همچنان كه فرد به بلوغ فكري بيشتر مي‌رسد، بلوغ شغلي و حرفه‌يي نيز در او پديدار مي‌گردد بطوري كه دست به انتخاب‌هاي صحيح‌تر و مناسب‌تري مي‌زند. از ويژگي‌هاي بلوغ شغلي و حرفه‌يي مي‌توان به قبول مسووليت، رغبت به انتخاب، جمع‌آوري اطلاعات و طرح ريزي براي عمل و فعاليت و استفاده از كليه منابع موجود نام برد. فرد بالغ كسي است كه مي‌تواند به بهترين وجه از امكانات خود براي رسيدن به هدف‌هايش استفاده نمايد. او ديگر كسي نيست كه با روهايش به دنبال شغل مي‌رود. واقع‌بيني در او شكل گرفته، رغبت‌ها و تمايلاتش را محدود ساخته و حتي گاه خود را به صورت تصوري يا واقعي در برخي مشاغل آزموده است.
با ديگران درباره مشاغل به بحث نشسته برخي دوره‌هاي كارآموزي را گذرانده و شايد بطور آزمايشي يا موقتي كارهايي انجام داده است تا اينكه بر اساس واقعيات وجودي خود و محيط پيرامون به تعيين شغلي خاص مي‌پردازد. تلاش‌ها و فعاليت‌هاي چنين شخصيتي تثبيت شده‌اند و اكنون بايد ديد احساس رضايت شغلي خواهد داشت. فرد با خود به قضاوت مي‌نشيند كه آيا شغل مناسبي دارد يا نه وتمام سعي وتلاش او در جهت تثبيت يا برعكس تغيير شغل است. براي تثبيت شغل، شخص وادار به خلاقيت و ابتكار عمل مي‌شود زيرا اين كار لازمه تداوم فعاليت‌رضايت‌بخش است.
اين امور معمولا در بزرگسالي رخ مي‌دهند و گاه با بحران ميانسالي همراه مي‌شود و فرد را به اين تفكر وا مي‌دارد كه روياهاي اوليه قابل دستيابي نيستند.
اين احساس در آنها برانگيخته مي‌شود كه در زندگي چيزي كم است افكاري درباره شروع يا تعويض شغل شكل مي‌گيرند و گاهي بدون هيچ برنامه‌قبلي تغييراتي در شيوه زندگي ايجاد مي‌شود. در اواخر بزرگسالي كمتر كسي به تغيير شغل خود مي‌پردازد. اين مرحله با احساسي از آرامش نسبي گاه خستگي، برنامه‌ريزي دوران بازنشستگي، كاهش انرژي و قدرت جسماني كاهش ريسك‌كردن و آزاد شدن از قيد مفهومي به اسم «كار» همراه است. هرچند برخي افراد به شغل جديد مي‌پردازند.
معمولا تقليل توانايي بدن فرد را ناچار وارد شدن به مشاغلي مي‌كند كه توانايي كمتري مي‌طلبد ديگر مثل گذشته به شغل توجه نمي‌شود و حتي تمايل به كاهش ساعات كار ديده مي‌شود. اين حالت مي‌تواند مدت‌ها قبل از دوره بازنشستگي رخ دهد. اين دوره همين‌طور مي‌تواند سال‌هاي طلايي باشد.
تمامي اين مراحل بر پايه عرف‌هاي اجتماعي قراردارند. امروزه تعاريف و مفاهيم مربوط به شغل و بازنشستگي در حال تغييرند. ديگر نمي‌توان نقطه مشخصي براي خاتمه دادن به يادگيري يا رسيدن به بازنشستگي در نظر گرفت آنچه مهم است برگزيدن يك شيوه زندگي فعال با در نطر گرفتن سال‌هاي بعدي زندگي است و اينكه براي حفظ موجوديت خود به دنبال مفاهيم و تجربه‌هاي جديد باشيم. مثل كارهاي خيرخواهانه، داوطلبانه، امدادرساني، كارهاي تفنني و يا دنبال كردن راههاي افزايش درآمد. با انجام كارهاي جديد، ريسك‌كردن و كارهاي مخاطره آميز در هر سني افق هاي جديد پيش‌روي انسان قرار مي‌گيرد و او را از ركود يا تسليم در برابر وقايع پيش‌بيني نشده مي‌رهاند.
عليرغم تمام فراز و نشيب هاي مربوط به شغل و شخصيت برخي صاحبنظران انتخاب شغل راتعامل ميان عقل و عاطفه دانسته، آ را فعاليتي سازشي محسوب مي كنند به اين معني كه انسان با انتخاب شغل مناسب مي‌خواهد آرزوهاي خود را برآورده ساخته به رضايت دروني برسد و ارزش‌هاي خود را جامه عمل بپوشاند. هر قدر شخصيت انسان كامل‌تر مي‌شود انتخاب خود را نيز بهبود مي‌بخشد. «دونالدوسوپر» مي‌گويد: انسان از هر شغل چيزي مي‌آموزد و آنها را با خصوصيات شخصيتي خود مورد سنجش قرار داده و درباره شغل آتي خود به تصميم‌گيري مي‌پردازد. او مي‌خواهد نتيجه بگيرد كه تغيير شغل در هر سني امكان دارد و لذا انتخاب شغل فعاليتي تكاملي و تركيبي است در واقع همانطور كه خويشتن‌‌پنداري همواره در حال تغيير و دگرگوني است به تبع آن مسير تكاملي انتخاب شغل نيز ثابت نمي‌ماند. ماهيت هر شغل تحت تاثير سطح اقتصادي- اجتماعي فرد، توانايي ذهني، خصوصيات شخصيتي و فرصت‌هاي مناسب پيش آمده قرار دارند و اينها دست به دست هم محدوديت‌ها يا فرصت‌هايي در اختيار فرد قرار مي‌دهند. با اين وجود، به دست آوردن شغل براي هر كس فرايند توسعه و تحقق تصوير شخصي فرد از خود است. بطوري كه رضايت شغلي هر كس تا حدود زيادي بستگي دارد به اينكه تا چه ميزان كار يا زندگي، خروجي‌هاي شخصيتي و ارزش‌هاي فرد فراهم مي‌آورند.
ارزش‌هيا ما كدامند؟‌توانايي‌ها، علايق و ويژگي‌هاي شخصيتي ما كدامند؟‌ماب يك خودآگاهي نياز داريم، يك خود ارزيابي دقيق تا آگاهي و درك شخصي‌مان را افزايش داده و به سمت انتخاب برتر رهنمون سازد.


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.