
[1]چرا ديتاسنتر؟
10/08/1385
- فناوران - تاكيد بر مراكز داده اينترنتي، يا همان ديتاسنترها، در دل خود، چند مفهوم متفاوت را به همراه دارد، به عبارت ديگر، ميشود با يك سخن، چند مقصود را طلب كرد، يك تير و چند نشان!
- تاكيد بر راهاندازي ديتاسنتر، همزمان به معني تاكيد بر بهبود در كيفيت و سرعت دسترسي همگان به اينترنت است، در حقيقت زماني كه بر بهبود شرايط ارتباط با شبكه جهاني اينترنت، پافشاري نشده و اقدامي صورت نگرفته باشد، و جايي كه اختلال شبكه و قطع شدن ارتباط با اينترنت به امري عادي تبديل گردد، سخن از عملي كردن مراكز داده اينترنتي، چندان جدي تلقي نخواهد شد، چرا كه اصولا نيل به اين استانداردها، پيششرط اساسي تحقق اين مراكز خواهد بود.
- تجربه دنيا نشان ميدهد كه دستيابي به مراكز داده كارآ، قابل اطمينان، دقيق و پاسخگو، فرايندي سخت و پيچيده، و مستلزم شرايط فني و مقدمات بسياري است، و بدين ترتيب، اين پديده را ميتوان از مثالهاي بارز پيچيدگي در دنياي فناوري اطلاعات دانست. داشتن ديتاسنتر، فقط با اختصاص بودجه نيست كه محقق ميشود، شرايط و پايههاي بسيار دقيق و حساسي لازم است تا بتوان ادعا كرد كه به اين فناوري دست يافتهايم. تاكيد بر حركت به سمت داشتن مراكز داده اينترنتي در كشور، به اين معناست كه به اين شرايط واقفيم و آگاهانه به وادي دشوار و پرمخمصهاي پا ميگذاريم.
- بدون شك، مديريت، نقشي برجسته در طراحي و اداره ديتاسنترها ايفا ميكند. توجه به شرايط ويژه اين مراكز –كه عموما ميتوانند در نقاط خاصي پايهريزي شوند- پيامدهاي ويژهاي به همراه دارد، و نتايج و آثار آن در مناسبات انساني، قابل توجه است. حساسيتهاي گوناگون حاكم بر اين مراكز به همراه پاسخگويي هميشگي و... همه و همه، مجموعه شرايط خاصي را بر اين مراكز تحميل ميكند كه مديريت آنها را با دشوايهاي فراواني روبرو ميكند. كافي است فقط به اين نكته توجه كنيم كه سادهترين مشكلات گاه پيشپا افتاده، ميتواند در دسترسي ميليونها انسان به اطلاعات شبكه، اختلال ايجاد نمايد. توجه به راهاندازي ديتاسنتر در كشور، در حقيقت لزوم توجه به نقش و اهميت فاكتور مديريت در مجموعه اين فرايند را به همراه دارد.
- به نظر ميرسد راهاندازي ديتاسنتر، از آن دست فعاليتهايي است كه عموما در تعريف كار بخش خصوصي است، و همان گونه كه تجربههاي اخير در كشورمان –به همراه اعترافات برخي مديران- نشان ميدهد، از بخش دولتي نميتوان چشم انتظار موفقيت بود. هر چند بخش خصوصي هم تا رسيدن به نقطه مطلوب، مسيري طولاني را پيش رو دارد. تاكيد بر داشتن مراكز داده اينترنتي، ميتواند فصلي از كتاب خصوصي سازي، و عامل گسترش كسب و كار اين بخش در عرصه فاوا باشد.
- شرايط ويژه كشورمان در تعاملات جهاني، همان گونه كه در سالهاي گذشته و براي برخي سايتهاي ايراني ديدهايم، از نگاه ذخيرهسازي اطلاعات اينترنتيمان، وضعيتي آسيبپذير را برايمان به وجود آورده است. چه راه حلي بهتر و منطقيتر از اين كه بر روي راهاندازي مراكز دادهاي اينترنتي در كشور، سرمايهگذاري دقيق، هدفمند و جدي شود؟
محمود اروجزاده