
[1]در جهل مركب ماندن!
08/08/1385
خلاف واقعيت نيست اگر گفته شود، سرچشمه و منشاء همه گرفتاريها و بدبختيها و سياهروزيها و حتي ناراحتيها و رنجها، جهالت است. ناداني است. بي خبري است و به كلام آخر هدر دادن زندگي و عمر است. به قطع و يقين هر انساني براي دوام و بقاي زندگياش، بالقوه و فطري، همراه با هوش و حواس و غرايزش، بسياري از پديدههاي زندگي را ميشناسد، خوب و بد را تشخيص ميدهد و حتي بدون علم و دانش راي بر (خير و صلاح) بدهد و انسان نميتواند نادان ذاتي باشد و بيخبر از همه جا و همهچيز. غيرممكن است (عقل) هر اندازه هم كه (مختصر) باشد، راهگشاي زندگيها در طول عمر نباشد، مگر آنكه به راستي بنا بر عللي، نقصاني در (هوش و حواس و تعقل) به وجود بيايد كه اين گونه افراد تكليفشان روشن است و جامعه و قوانين هم با آنان كار ندارد و در حقيقت از رده (مسوول)ها و آنانكه ميانديشند خارج ميشوند اما آنانكه هم از لحاظ (عقلاني) سلامتي كامل دارند و هم (چهارستون) بدنشان هيچ عيب و نقصي ندارد و بهخوبي و به بهترين وجهي هم از مواهب خلقت برخوردار مي شوند و كلي لذت ميبرند و تقريبا از هر جهت هم بهترين استفادهها را ميبرند، چگونه است كه ذرهاي به خودشان زحمت نميدهند كه لااقل اين (پرده هاي پندار) و اين (جهالت مزمن) را پاره كند و درمان نمايند؟!. راستش بعضيها دوست دارند كه خودشان را به (ناداني) بزنند. چون از آنان (رفع تكليف) مي شود و در واقع براي آنان به (كوچه علي چپ زدن) سهلتر از صراط مستقيم و اما پردردسر و زحمت آفرين است. بدين طريق نه به خودشان زحمت ميدهند كه (تعقلي) بكنند و دردسر دانايي را تحمل نمايند و در نتيجه براي سعادتمندي خودشان هم كه شده لااقل (بد و خوب) را آنگونه كه هست بشناسند. بعضي از اين افراد، وقتي ميخواهي به آنان درسي بدهي و يا براي (خير و صلاحشان) هم كه شده، بر آگاهي و نادانيشان بيفزايي، به صراحت و با اعتراض ميگويند: «و لمان كن بابا»! ندانيم بهتر زندگي ميكنيم. بيكاريم كه خودمونو را به دردسر بيندازيم و بيشتر بفهميم. مگه اونها كه فهميدهاند كجا رو گرفتهاند. همين جوري بهتر لذت ميبريم!» يعني در واقع تنبلي، فرار از مسووليت و لطمه زدن به خود و جامعه را كه جهلشان را سينه به سينه، تداوم ميبخشند، دليل بر بيشتر لذت بردن و تن آسائي ميدانند و بعد هم در اين (جهل مركب) خود و اطرافيانشان را تباه ميسازند و عدهيي هم اين جهالت پروري را مغتنم ميشمارند!.
كاظم جمشيديان