اندونزی (5931 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (835 بار خوانده شده است)  اندونزی
19/.07/1385 چکيده: شرح: اندونزي؛پرجمعيت ترين عضو اوپك اندونزي تنها کشور جنوب شرقي آسيايي عضو اوپک است. سهم کنوني توليد نفت اين کشوردر اوپک حدود يک ميليون و بيست و دو هزار بشکه در روز است. اندونزي در قرن پنجم ميلادي زير نفوذ هندوها بود و سرانجام در قرن هفتم ميلادي امپراتوري بزرگي از آيين هاي بودايي و هندو در آن شکل گرفت. از قرن هفتم تا سيزدهم، سوماترا مرکزفرمانروايي پادشاه بودايي هند، سري ويجايا، بود. اواخر قرن سيزدهم اين مرکز به جزيره معروف جاوه تغيير يافت. بازرگانان هندي از قرن سيزدهم ميلادي(در برخي منابع قرن چهاردهم) دين اسلام را ابتدا در سوماترا و به تدريج در جاوه و سلبس ترويج دادند. به اين ترتيب در پايان قرن شانزدهم، اسلام بر مذاهب بودايي و هندو در اندونزي چيره شد. نفوذ بيگانگان از قرن پانزدهم و شانزدهم در اين کشور، سلطه پرتغال را به همراه آورد. پرتغالي ها براي آسان تر شدن حکومت خود در اندونزي، آن را به چند بخش تقسيم کردند. با اين حال، حکومت آنها چندان به طول نينجاميد. هلندي ها در سال هاي اوليه قرن هفدهم، اندونزي را به تصرف درآوردند و حدود سه قرن و نيم بر آن حکومت کردند. يک قرن و نيم پيش هم انگليسي ها اين کشور را تصرف و بار ديگر هلندي ها در سال 1816 نفوذ خود را احيا کردند. در آغاز جنگ جهاني دوم، اندونزي مستعمره هلندي ها و از اواسط تا اواخر جنگ جهاني دوم، اين کشور در اشغال ارتش ژاپن بود. جنبش هاي استقلال طلبانه اندونزي از اوايل قرن بيستم آغاز شد. حزب کمونيست اندونزي در سال 1920 تأسيس شد. در سال 1927 حزب ناسيوناليست اندونزي(پي ان آي) با رهبري سوکارنو اعلام موجوديت کرد. در سال 1945، سوکارنو به همراه محمد هاتا، رهبر ديگر اين حزب، اعلام استقلال کردند و با وجود مخالفت هلندي ها، حکومتي را به نام «اتحاديه اندونزي و هلند» بنا نهادند. در سال 1956 جمهوري اندونزي با رد اين اتحاديه، خود را مستقل خواند. به اين ترتيب «سوکارنو» اولين رئيس جمهوري اندونزي نام گرفت. در سال 1965 با يک کودتاي نظامي، قدرت اجرايي از دست رئيس جمهوري مردمي خارج و خود وي نيز دو سال بعد در سال 1967 بر کنار شد و ژنرال «سوهارتو» با حمايت قدرت هاي غربي و يک کودتاي خونين و ويرانگرحکومت را به چنگ آورد. در اين کودتا 750 هزار نفر از جمله تعداد زيادي از مهاجران چيني کشته شدند و روستاهاي بالي به کلي نابود شد. از اقدام هاي مهم صورت گرفته در زمان سوهارتو، پايان يافتن دشمني با مالزي(1966)، برقراري مجدد روابط با آمريکا و پيوستن مجدد به سازمان ملل متحد(1966) است. اندونزي يکي از کشورهاي مؤسس «سازمان کشورهاي آسياي جنوب شرقي» (آ سه آن) در سال 1967 بود. در مارس 1967 مجلس ملي به اجماع سوکارنو را از قدرت برکنار کرده و ژنرال سوهارتو را به رياست جمهوري اين کشور انتخاب کرد. سوهارتو در انتخابات رياست جمهوري سال 1968، رئيس جمهوري اندونزي شد. وي در انتخابات سال هاي 1973، 1978، 1983، 1988، 1993، 1998 نيز اين موفقيت را به دست آورد. سرعت رشد اقتصاد اندونزي در دهه 1970 به علت افزايش صادرات نفت و گاز طبيعي بالا گرفت. در دهه 1980 و 1990 هنرهاي دستي جايگاه مهمي را درصادرات اين کشور پيدا کرد. در سال هاي 76- 1975 «تيمور شرقي» (مستعمره سابق پرتغال) به اندونزي پيوست و يکي از استان هاي اين کشور معرفي شد. سازمان ملل، پيوستن اين جزيره را به رسميت نشناخت و جدايي طلبان تيمور شرقي که به طور عمده کاتوليک روم بودند، در مقابل نيروهاي اندونزي به مقاومت برخاستند. در زمان زمام داري سوهارتو، خانواده وي به ثروت هاي کلاني دست يافتند و فساد دولتي افزايش يافت. در اکتبر 1997 به دنبال بروز مشکلات اقتصادي، صندوق بين المللي پول با اعطاي وام 40 ميليارد دلاري به اين کشور براي انجام اصلاحات اقتصادي موافقت کرد. بدهي هاي بالا و برآورده نشدن خواسته صندوق بين المللي پول براي انجام اصلاحات اقتصادي، اوضاع اقتصادي اين کشور را در سال 1998 وخيم تر کرد. سرانجام در مي 1998، سوهارتو از حکومت برکنار و معاون وي «بي.جي.هابيباي» (B. J.Habibie) جانشين وي شد. در 32 سال زمامداري سوهارتو، اندونزي شاهد خشونت هاي قومي، مذهبي و سياسي فراواني بود كه بدترين شکل آن را مي توان در بررسي دقيق تر تاريخ تيمور شرقي يافت. از عوامل مهم ديگري که وي را به استعفا وادار کرد، وقوع بحران مالي آسيا در سال 1997 و به دنبال آن رکود اقتصادي اندونزي بود. در اوايل سال 1999 و با موافقت اندونزي و پرتغال، مردم تيمور شرقي به انتخاب دو راه مجاز شدند: قبول حکومت محدود اندونزي بر اين جزيره، يا کسب استقلال از طريق برگزاري رفراندوم. اما راه دوم که مردم تيمور شرقي به آن توجه كردند و با رأي 5/78 درصد آنها به تأييد رسيد، راه به جايي نبرد. سرانجام نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل به خواست اين سازمان در ماه اکتبر وارد اين استان جنگ زده شدند و کنترل آن را تا زمان استقلال آن (2002) به دست گرفتند.
با برگزاري انتخابات پارلماني هفتم ژوئن 1999، نماينده حزب دموکرات اندونزي و دختر سوکارنو، «مگاواتي سوکارنوپوتري» با کسب 34 درصد آرا از «هابيباي» با 22 درصد آرا (حزب گلکار) پيشي گرفت. اين انتخابات، نخستين انتخابات آزاد پارلماني از سال 1995 در اندونزي معرفي شد. در اکتبر 1999، پس از انصراف مگاواتي براي تشكيل ائتلاف، «عبدالرحمان وحيد» نخستين رئيس جمهوري اين كشور شد و مجلس، مگاواتي را معاون او كرد. عبدالرحمان وحيد رهبري مسلمان، ميانه رو با انديشه هاي مذهبي و يک مدافع حقوق بشر بود. در زمان رياست وي (2000) اقتصاد اندونزي از نو احيا شد؛ هرچند ارزش پول رايج کشور به شدت کاهش يافت. در فوريه 2001، انتقادها واتهام هايي نظير بي کفايتي در کنترل ناآرامي ها در جزاير «آکه»، «ايريان جايا» و «مولاکاس» و فساد مالي به عبدالرحمان وحيد وارد شد. هرچند پس ازمدتي از اتهام مبرا شد، در جولاي 2001 مجلس او را به استعفا وادار کرد. پس از وحيد، مگاواتي رئيس جمهوري شد. مگاواتي در ميان طبقه محروم جامعه محبوبيت زيادي داشت، اما از تجربه فعاليت در امور سياسي بي بهره بود. از اين رو، در زمينه توانايي در مهاركردن خشونت هاي قومي و جنبش هاي جدايي طلبان اين کشور زير سؤال رفت. در پي انتخاب مگاواتي، مجلس اندونزي قانوني را تصويب کرد که در آن به دو شهر «آکه» و «پاپوا» اجازه برقراري حکومتي با شرايط محدود داده شده بود تا از ناآرامي هاي اين دو شهر کاسته شود، اما اين کار هم راه به جايي نبرد و خشونت ها همچنان ادامه يافت. در مي 2003 با دستور مگاواتي براي حمله نظامي به جدايي طلبان «آکه»، معاهده آتش بس دسامبر 2002 ميان دو گروه مخالف شکسته شد. از سال 1976 حدود 12 هزار نفر در درگيري هاي اين جزيره کشته شدند. در سال 2002، بند اصلاحي قانون اساسي براي برگزاري انتخابات مستقيم رياست جمهوري از تأييد مجلس گذشت و در سال 2004 اين قانون به اجرا درآمد. با وجود بهبود وضع اقتصادي اندونزي در دوران زمامداري مگاواتي، فساد اقتصادي همچنان يک معضل باقي ماند؛ به گونه اي که شايد بتوان گفت از هنگام سقوط سوهارتو اين وضعيت وخيم تر شد. در سال 2003 با ارائه پيشنهاد تقسيم جزيره «پاپوا» به سه استان، ناآرامي هاي جديدي در آن شکل گرفت. در 20 اکتبر2004، سوسيلو بامبانگ يودهويونو، به عنوان نخستين رئيس جمهوري اندونزي از طريق برگزاري انتخابات مستقيم به قدرت رسيد. اين ژنرال بازنشسته توانست رقيب اصلي خود مگاواتي سوکارنوپوتري را پشت سر بگذارد. گفته مي شود پنج ائتلاف حزبي ( داراي 55 درصد کرسي نمايندگان مجلس) از مگاواتي حمايت مي كردند. يودهويونو قول داد با جنبش هاي جدايي طلبان در جزاير «آکه» و «پاپوا» و جرم و فساد در جامعه مبارزه کند در صورت برطرف شدن ناآرامي هاي سياسي و رشد سرمايه گذاري ها، رشد توليد ناخالص داخلي در سال 2005 به 7/5 درصد خواهد رسيد. قدرت اصلي در اندونزي در اختيار رئيس جمهوري است؛ به بيان ديگر، رئيس جمهوري بالاترين مقام اجرايي کشور است. تمام نمايندگان سياسي کشور و رئيس جمهوري از سال 2004 (براي نخستين بار در اين سال) به طور مستقيم از طريق انتخابات برگزيده مي شوند. انتخابات آينده پارلمان اين کشور در سال 2009 برگزار مي شود.
موقعيت جغرافيايي اندونزي، مجمع الجزايري است كه 13 هزار(در برخي منابع 17 هزار) جزيره دارد. بزرگ ترين جزاير آن «جاوه» و «سوماترا» نام دارند. در تمام جزاير بزرگ اندونزي بيش از صد کوه آتشفشان فعال هستند و حوادث طبيعي مانند زلزله هر چند به ندرت تخريب کننده اما به تناوب درآنها روي مي دهد. اين کشور از راه دريا با کشورهاي فيليپين، مالزي، تايلند، سنگاپور، کامبوج، ويتنام و استراليا ارتباط دارد و مرز خشکي با همسايگان خود ندارد. اين کشور ميان دو اقيانوس آرام در شمال و اقيانوس هند درجنوب واقع شده است. گونه هاي حيواني اندونزي ترکيبي از گونه هاي حيواني آسيا و استراليا است.
مجموعه جزاير اصلي و تشکيل دهنده اندونزي عبارتند از: «جزاير سونداي بزرگ» شامل جاوه و سوماترا، «سونداي مرکزي» شامل بورنئو و سولاوسي، «سونداي کوچک» شامل بالي، فلورس، سومبا، لمبوک و بخش غربي تيمور، «مولاکاس» شامل آمبون، سرام، هالماهرا و مجمع الجزاير «ريائو».
نژاد اندونزي جمعيت اندونزي به طورعمده از دو نژاد «مالايي و پاپوايي» تشکيل شده است. هر يک از اين دو گروه نژادي داراي زير مجموعه هاي نژادي متنوعي هستند. مهاجرت هاي فراوان به ويژه از آسيا به اين کشور، سبب پيچيدگي ساختار قومي آن شده است. مهاجران چيني حدود دو تا سه ميليون جمعيت اين کشور را تشکيل مي دهند. اعراب و هندوها، كمترين جمعيت ساکن در اندونزي به شمار مي روند.
در اندونزي بيش از 580 زبان و گويش رواج دارد، اما استفاده از زبان رسمي باهاسايي(زبان مالاييايي اصل) در اولويت و به سرعت رواج يافته است. زبان انگليسي نيز، دومين زبان اين کشور است. بيش از 90 درصد مردم اندونزي مسلمان هستند، به همين دليل بزرگ ترين کشور مسلمان به شمار مي رود. هندوها اغلب در شهر «بالي» زندگي مي کنند که به لحاظ فرهنگي شهري منحصر به فرد است.
نفت و انرژي در اندونزي اندونزي از اعضاي مهم اوپک و توليد کننده نفت در جهان است و جايگاه مهمي در بازار انرژي جهان دارد. اين کشور بزرگ ترين صادرکننده گاز طبيعي در جهان است. ميزان ذخاير نفتي اندونزي در سال 2004 ، حدود 7/4 ميليارد بشکه برآورد شده است كه در مقايسه با سال 1994، 13 درصد كاهش يافته است. بيشتر ذخاير نفتي کشف شده اندونزي در مناطق خشکي قرار دارند. بزرگ ترين استان نفت خيز اين کشور، سوماتراي مرکزي با ميدان هاي «ميناس» و «دوري» است. ساير ميدان هاي مهم و توسعه يافته آن در مناطق خشکي شمال غرب «جاوه»، «کاليمانتان شرقي» و درياي «ناتونا» قرار دارند. دو نوع اصلي نفت خام صادراتي اندونزي عبارتند از: نفت سبک سوماترا به نام «ميناس» و نفت خام سنگين تر به نام «دوري». در تحقيقاتي که «اداره کل نفت و گاز اندونزي» در سال 2002 منتشر کرد، ميزان کل ذخاير بلوک «سپو»، واقع در جاوه مرکزي و شرقي، نزديک به 600 ميليون بشکه برآورد شده است. نيمي از اين ميزان ذخاير قابل بازيافت است. در سال 2003 ميانگين توليد نفت خام اين کشور 02/1 ميليون بشکه در روز بوده است. اين ميزان نسبت به ميانگين توليد در سال 2002 که حدود 10/1 ميليون بشکه در روز بود، همچنان روبه كاهش است. از عوامل مهم اين مسئله، بالا رفتن عمر ميدان هاي نفتي، سرمايه گذاري هاي اندک در بخش اکتشاف و محدوديت هاي قانوني هستند که شايد در سال هاي بعد، به آنها بيشتر توجه شود. ميزان توليد گاز طبيعي و ميعانات گازي اين کشور نزديك به 133 ميليارد و 800 ميليون بشکه در روز است. اين کشور با هدف افزايش توليد قراردادهاي گوناگوني را در طول تاريخ خود منعقد کرده است. از جمله آنها انعقاد هفت قرارداد مشارکت در توليد در مي 2000 و سه قرارداد ديگر در سال 1999 هستند. بيشتر ميدان هاي نفتي اندونزي در بخش هاي مرکزي و غربي واقع شده اند، اما فعاليت هاي اکتشافي آن در مناطق مرزي به ويژه در شرق تمرکز يافته است. البته اين نواحي دور از دسترس و اکتشاف نفت در آنها بسيار دشوارتر از مناطق غربي و مرکزي اين کشور است. از بزرگ ترين شرکت هاي چندمليتي فعال در اندونزي «کالتکس»، «سي ان اُ اُ سي» و «اکسون موبيل» هستند. در ژانويه2002، شرکت ملي نفت فراساحلي چين(سي ان اُ اُ سي)، بزرگ ترين شرکت توليد کننده نفت فراساحلي اندونزي شناخته شد. شرکت «پرتامينا» شريک شرکت چيني در انعقاد قراردادهاي مشارکت در توليد است. هر چند ميزان توليد شرکت چيني در سال 2003 نزديك به 20 ميليارد و 500 ميليون بشکه در روز (5/17 درصد) نسبت به سال 2002 کاهش نشان مي دهد. با ورود ميدان نفتي «سپو» در جاوه، روند کاهش توليد نفت در اين کشور دگرگون خواهد شد. توسعه اين ميدان نفتي را با مجموع ذخاير دست كم 600 ميليون بشکه، دو شرکت «پرتامينا» و «سي ان اُ اُ سي» عهده دار شده اند. اين دو شرکت بزرگ نفت بر سر سهم بندي سود خود به توافق نرسيده اند. خواست شرکت پرتامينا به دست آوردن نيمي از توليد ميدان و خواست شرکت چيني پذيرش نيمي از هزينه هاي توليد ميدان از سوي پرتامينا است. علاوه بر اين، شرکت چيني خواستار تمديد قرارداد همکاري هاي فني تا سال 2030 از سوي پرتامينا است. مدت اين قرارداد تا سال 2010 تعيين شده است. به گفته قامات رسمي اکسون موبيل، بهره برداري از اين ميدان تا سال 2006 به پايان مي رسد. براساس آخرين گزارش ها ظرفيت توليد اين ميدان نفتي، نزديك به 180 ميليارد بشکه در روز است. در صورت تکميل ساير ميدان هاي کوچکتر در سال 2004 و 2005، ظرفيت توليد آنها مي تواند موجب افزايش ميزان توليد نفت اندونزي شود. ميدان نفتي فراساحلي و در دست توسعه «وست سنو اونوکال»، با گستره اي از کاليمانتان شرقي، 40 ميليارد بشکه در روز نفت توليد کرده و با اتمام توسعه فاز دوم آن در اوايل سال 2005 ، انتظار مي رود ظرفيت توليد آن به 60 ميليارد بشکه در روز برسد. ميدان نفتي «باني اوريپ» اکسون موبيل در جاوه نيز طبق برآوردها تا سال 2006 راه اندازي خواهد شد. اوج توليد نفت اين ميدان، 100 ميليارد بشکه در روز برآورد شده است. هر چند با آغاز به کار اين ميدان هاي جديد نيزاحتمال افزايش توليد نفت اندونزي در بازارهاي جهاني وجود ندارد، چون روند کاهش توليد ميدان هاي نفت قديمي همچنان ادامه دارد. اوپک با اختصاص سهمي به اندونزي، توليد نفت اين كشور را به كنترل خود درآورد. در اجلاس وزيران اوپک در مارس 1991، سهم اندونزي توليد 445/1 ميليون بشکه در روز بود که در حقيقت زير ظرفيت توليد برآورد شده کشور، يعني 7/1 ميليون بشکه در روز بود. سهم اندونزي در حدود 6درصد کل ظرفيت توليد اوپک بود. در حدود 70 درصد توليد نفت سالانه اندونزي به طور متوسط در اواخر دهه 1980 صادر شد، اما مصرف داخلي به شدت افزايش يافت و تا پايان سال 1990 به نصف توليد سالانه نفت رسيد. صنعت نفت اندونزي يکي از قديمي ترين صنايع نفت جهان به شمار مي رود. نفت درمقياس تجاري آن (نفت تجاري براي عرضه به بازار) در سال 1883 و در سوماتراي شمالي کشف شد. اين اکتشاف به تاسيس شرکت انگليسي رويال داچ در سال 1890 براي اکتشاف منابع نفتي در Netherlands Indie منجر شد. اين شرکت در سال 1907 با شرکت حمل و نقل بازرگاني شل ادغام شد و در کاليمانتان از سال 1891 به حفاري پرداخت. مهم ترين ميدان هاي نفتي اندونزي به نام هاي دوري و ميناس در حوزه سوماترا پيش از جنگ جهاني دوم را شرکت کالتکس ، گروه کاري ميان شرکت هاي آمريکايي شورون و تگزاکو، کشف شد. تا پايان سال 1963 ، ميدان هاي نفتي دوري و ميناس در استان ريائو در نزديکي شهر دوماي قرار داشت و 50 درصد نفت توليد مي کرد. در سال 1968، شرکت هاي دولتي به نام هاي «شرکت اويل ماينينگ اندونزي»(Pertamin)، «شرکت ملي اويل ماينينگ»(Permina)، «شرکت ملي نفت و گاز» (Permigan) در قالب يک شرکت به نام «شرکت ملي ماينينگ نفت و گاز طبيعي» درآمدند. در اين زمان نوع جديدي از قرارداد مشارکت در توليد معرفي شد. مفاد قراردادهاي مشارکت در توليد اندونزي از جمله دشوارترين قراردادها است که در آن دولت اندونزي در بيشتر موارد 85 درصد نفت توليد شده ميدان نفتي را هنگام بازگشت سرمايه شرکت خارجي دريافت مي کند. توليد سالانه نفت در اندونزي در سال 1977 به اوج خود يعني بيش از 600 ميليون بشکه در روز رسيد. از آن هنگام به بعد، بهاي رسمي نفت خام ميناس حدود بشکه اي 14 دلار آمريکا شد. در سال 1981 قيمت نفت به بشکه اي 35 دلار و ميزان نفت صادراتي به بالاترين ميزان خود يعني 15 ميليارد دلار آمريکا يا حدود 70 درصد کل درآمدهاي حاصل از صادرات رسيده بود. در سال 1982 توليد نفت به کمتر از 460 ميليون بشکه رسيد و توليد بازار نفت كاهش يافت. درست هنگامي که بهاي نفت خام ميدان ميناس به کمتر از بشکه اي 10 دلار آمريکا رسيد، بهاي نفت کم کم روبه بهبود نهاد و تا سال 1989 بهاي نفت ميدان ميناس نزديك به 18 دلار در هر بشکه رسيد. کل ظرفيت توليد نفت در سال 1989 تقريباً 500 ميليون بشکه و ميزان صادرات آن 6 ميليارد دلار بود. ذخاير اثبات شده نفت اندونزي در سال 1990، 14/5 ميليارد بشکه و ذخاير احتمالي افزوده 79/5 ميليارد بشکه بود. دراين سال 60 حوزه شناخته شده با ذخاير نفتي وجود داشت که از اين ميان نفت در 36 حوزه استخراج و تنها از 14 حوزه آن نفت توليد مي شد. بيشتر مناطق اکتشاف نشده بيش از 200 متر زير دريا بودند. ذخاير نفت اندونزي معمولاً در ميدان هاي متوسط و کوچک وجود داشتند؛ بنابراين اکتشاف مداوم براي حفظ توليد و شناسايي ذخاير حياتي بودند. در سال 1989 و 1990 دولت نظارت خود را براي انجام قراردادهاي جديد اکتشاف کاهش داد. شرايط بهتر بازار نفت در اواخر دهه 1980 نيز به افزايش رقم قراردادهاي مشارکت در توليد افزود. از 100 قرارداد جاري 57 قرارداد در سال هاي 1987 تا 1991 منعقد شد. در دهه 1990، قراردادهاي جديدتر سبب شد كه 8/2 ميليارد دلار آمريکا براي عمليات اکتشاف هزينه شد. عمليات توليد نفت ميدان هاي نفت آن زمان را هنوز شرکت کالتکس انجام مي داد که 47 درصد توليد نفت اندونزي در سال 1990 را شامل مي شد. در آن هنگام 20 شرکت نفت خارجي در سال 1990 از توليدکنندگان فعال نفت به شمار مي آمدند.
درآمدهاي نفتي اندونزي براساس پيش بيني ها، درآمدهاي حاصل از صادرات نفت در سال 2004، 2/0 ميليارد دلار برآورد شده است. اين ميزان 82 درصد نسبت به درآمد 4/1 ميليارد دلاري در سال 2003 و 95 درصد نسبت به درآمدهاي سال 2000 كاهش نشان مي دهد. كاهش توليد نفت در اندونزي همراه با افزايش مصرف آن، كاهش مداوم صادرات نفت اندونزي از سال 1998 را به همراه داشته است. پيش بيني ها نشان مي دهد در سال 2008، اندونزي يك واردكننده صرف نفت خواهد شد. در سال 1997 صادرات نفت خام اندونزي تقريباً 4/1 ميليون بشكه در روز و در اوج خود بود. با وجود بهاي بالاي نفت، پيامد كاهش صادرات نفت، در كاهش سريع و مداوم درآمدهاي حاصل از محل صادرات اين محصول نمود يافته است؛ هرچند هم زمان صادرات گازطبيعي مايع و درآمدهاي حاصل از آن روبه افزايش است. از آنجاكه اندونزي به شدت به درآمدهاي حاصل از صادرات نفت و گازطبيعي وابسته است و حدود 29 درصد درآمدهاي دولت را شامل مي شود، مسئله يادشده براي اين كشور حايز اهميت فراواني است. تاكنون درآمدهاي سرانه حاصل از صادرات نفت اين كشور در اوپك در پايين ترين ميزان خود و براي هر فرد 6 دلار، در سال 2003 برآورد شده است. اين ميزان نسبت به درآمدهاي سال 1981، هر نفر 204 دلار، حدود 97 درصد كاهش نشان مي دهد. بهاي نفت اندونزي در سال 2005، 22 تا 25 دلار در هر بشكه پيش بيني شده است. نوسان بهاي نفت تاثيرهاي گوناگوني را بر اندونزي خواهد داشت. براي نمونه، بهاي پايين تر نفت، كاهش درآمدهاي حاصل از محل صادرات نفت را در پي داشته است، اما موجب كاهش بيشتر هزينه هاي سوخت براي مصرف كنندگان خواهد شد.
بخش پالايش در اندونزي اندونزي در مجموع 8 پالايشگاه با ظرفيت توليد 992 هزار 745 بشکه در روز دارد. بزرگ ترين اين پالايشگاه ها عبارتند از: «سيلاکاپ» در جاوه مرکزي با ظرفيت 384 هزار بشکه در روز، «باليکپاپان» در کاليمانتان با ظرفيت 241 هزار بشکه در روز و «بالونگان» در جاوه با ظرفيت 125 هزار بشکه در روز. توسعه بخش هاي اصلي و مهم پالايشگاه «کالياکاپ» در سال 1999 به پايان رسيد. يک گروه کاري مشترک به نام «PT Kilang Minyak Intan Nusantara» شامل گروه بين المللي «البندر» عربستان( با 40 درصد سهم)، شرکت ملي تجهيزات صنعت برق چين ( با 40 درصد سهم) و PT Intanjaya Agromegah Abadi ( با 20 درصد سهم)، در مجموع 6 ميليارد دلار براي ساخت دو پالايشگاه يکي در «Pare-Pare» در سولاوسي جنوبي و ديگري در «جزيره باتام» رايو سرمايه گذاري کرده اند. پيش بيني مي شود كه تا پايان سال 2005، اين دو پروژه با ظرفيت توليد 300 هزار بشکه در روز به بهره برداري برسند. محور فعاليت اين پالايشگاه ها، دريافت نفت خام از عربستان و آماده سازي آن براي صادرات به چين، پس از پالايش آن است. در ژانويه 2004، «شرکت ملي نفت ايران» و «پرتامينا» اعلام کردند كه با همکاري يکديگر و با سرمايه گذاري يک ميليارد دلار، پالايشگاه نفتي در «جاوه شرقي» خواهند ساخت. در بلوک «سپو» تاسيسات اين پالايشگاه، تا 150 هزار ميليارد دلار نفت خام توليد مي شود. پرتامينا تصميم دارد ساخت تأسيسات پتروشيمي «توبان» در جاوه شرقي را بررسي كند. طبق مفاد قرارداد، پرتامينا مبلغ 400 ميليون دلار وام از بانک هاي خارجي دريافت و مواد داخلي پالايشگاه را تأمين خواهد کرد. در ميان سرمايه گذاران داخلي پروژه، چند نفر از افرادي که ارتباط نزديکي با سوهارتو دارند نيز، به چشم مي خورند. مشارکت پرتامينا با گروه بين المللي «هاي تک» عربستان در سال 2002 و در پي رد تأمين مالي سهم مشارکت خود در ساخت اين نيروگاه برهم خورد. تلاش ديگر براي آغاز مجدد پروژه، با رد همکاري بانک جهاني و صندوق بين المللي پول براي اعطاي وام به تاخير افتاد. با پايان يافته پروژه ساخت نيروگاه پيش بيني مي شود سالانه يک ميليون تن آروماتيک، يک ميليون تن نفتاي سبک و 6/1 ميليون تن نفت سفيد و ديزل توليد شود.
نفت و اصلاحات در اندونزي آزاد سازي و رفع محدوديت در بخش پايين دستي نفت و گاز اندونزي چندين سال موضوع بحث محافل اين کشور بوده است. در اکتبر 2001، مجلس قانون گذاري اندونزي، «قانون بيست و دوم نفت و گاز- مصوب 2001» را به تصويب رساند. در اين قانون انحصار قدرت شرکت پرتامينا در توسعه بخش بالادستي نفت(فروش و توزيع) تا پايان سال 2003 شکسته شد. نقش هاي اجرايي و قانوني پرتامينا نيز به ساير شرکت ها واگذار شد. تقريباً سه سال پس از تصويب اين قانون، قوانين مربوط به آن تا جولاي 2004 نهايي نشد. دولت اندونزي در تلاش است تا پايان سال 2005، فضاي آزاد را براي رقابت کامل در اين بخش ايجاد کند. قدرت پرتامينا به حکم رياست جمهوري در سال 2003 محدود شد و به ناچار بايد تا پايان سال 2006 کاملاً خصوصي شود. يکي از دغدغه هاي شرکت هاي نفت خارجي، قانون جديدي است که در آن قدرت محدودي به دولت هاي منطقه اي براي وضع ماليات بر سود شرکت هاي نفت خارجي اعطا شده است.
گاز طبيعي در اندونزي منابع تأييد شده گاز طبيعي اندونزي، 5/92 تريليون فوت مکعب است. بيشتر مخازن اين کشور در نزديکي ميدان «آرون» در سوماتراي شمالي، اطراف ميدان «بدک» در کاليمانتان شرقي و ميدان هاي کوچک تر در فلات قاره جاوه، فلات قاره شرقي جاوه و تعدادي ازقطعات در «ايريان» جاوه و ميدان «ناتوآنا دو آلفا»، بزرگ ترين ميدان در شرق آسيا، واقع شده اند. با وجود بهره مندي از مخازن عظيم گاز و موقعيت اين کشور به عنوان بزرگ ترين صادرکننده گاز طبيعي مايع(ال ان جي)، اين کشور همچنان براي تأمين 50 درصد انرژي خود به نفت متکي است. حدود 70 درصد گاز اندونزي به ژاپن، 20 درصد به کره جنوبي و بقيه به تايوان صادر مي شود. چون سطح توليد نفت اندونزي در سال هاي اخير کاهش يافته، اين کشور درصدد استفاده از گاز طبيعي براي توليد انرژي برق است. هرچند ساختار شبکه توزيع گاز طبيعي کشور به قدر کفايت نيست. مصرف کنندگان مهم گاز طبيعي داخل کشور، نيروگاه هاي توليد مواد و ترکيبات شيميايي و نيروگاه هاي توليد محصولات پتروشيمي هستند. اندونزي در حال از دست دادن جايگاه خود به عنوان بزرگ ترين صادرکننده ال ان جي و گاز خشک در جهان است. اين مسئله سبب کاهش ميزان سرمايه گذاري در بخش انرژي اين کشور و كاهش اطمينان به عرضه مطمئن گاز طبيعي مايع در سطح جهان خواهد شد. از اين رو، اکنون شاهد جانشيني صادرات گاز ال ان جي اندونزي با صادرات اين محصول از کشورهايي نظير عمان، قطر، روسيه و استراليا به بازارهاي جهاني هستيم. با وجود کاهش قدرت پرتامينا، نقش کليدي اين شرکت در بخش گاز در اوايل ژوئن دوباره نمايان شد و آن هنگامي بود که شرکت بي پي ميگاس، پرتامينا را به عنوان تنها نماينده اندونزي براي فروش گاز ال ان جي به کره جنوبي و تايوان انتخاب و اعلام كرد. اين شرکت فروش گاز شرکت هاي توتال، اونوکال، ويکو و بي پي اندونزي را برعهده خواهد داشت. قراردادهاي کنوني با کره جنوبي و تايوان به ترتيب در سال 2007 و 2009 لغو خواهند شد.
يکي از پروژه هايي که آينده اندونزي را در بازار ال ان جي جهان در دست دارد، پروژه «تانگو» بي پي در ايالت پاپوا «ايريان جايا» است. مجموع اين ذخاير گاز طبيعي در ميدان هاي ساحلي و فراساحلي بلوک هاي «ويرياگار» و «براو»، حدود 14 تريليون فوت مکعب برآورد شده است. بي پي پايان اين پروژه را تاسال 2007 پيش بيني کرده است. برنامه ريزي نخست اين پروژه، هنگامي كه بي پي مزايده عرضه ال ان جي به استان گواندونگ چين و تايوان را در سال 2003 از دست داد، با شکست روبه رو شد. هرچند اواخر سال 2003 و اوايل سال 2004، بي پي توانست موافقت نامه هايي را به منظور ايجاد زمينه عرضه مطمئن گاز با فوجيان چين، براي تأمين سالانه 6/2 ميليون تن گاز اين استان، توليدکننده فولاد کره جنوبي به نام «پي اُ اس سي اُ» براي تأمين 5/1 ميليون تن گاز اين شرکت و عرضه 7/3 ميليون تن گاز شرکت «سمپرا انرژي» در 15 سال آينده و از سال 2007 به امضا برساند. با امضاي اين موافقت نامه ها، امکان سرمايه گذاري 2/2 ميليارد دلاري توسعه ميدان ها براي بي پي فراهم شد. مذاکره بي پي با چين درباره عرضه ساليانه 5 ميليون تن گاز ال ان جي ميدان «تانگو» به استان «جيانگسو» از ابتداي سال 2007 ادامه دارد.
ساخت هشتمين خط ال ان جي در واحد ال ان جي «بوتانگ» در شرق «کاليمانتان» نيز در دسامبر 1999 به بهره برداري رسيد. با احداث اين خط، 3 ميليون تن در سال به ظرفيت کنوني «بونتانگ» افزوده شد.
از ميدان هاي پراهميت گاز اندونزي «ناتونا» در درياي شمال چين است. اين ميدان گازي را شرکت ايتاليايي «اجيپ» در سال 1970 کشف كرد كه ميزان ذخاير قابل برداشت آن حدود 46 تريليون فوت مکعب برآورد شده است. توسعه ميدان يادشده در ژانويه 1999 با انصراف اجيپ از حق امتياز خود در اين ميدان به پايان رسيد.
شرکت گاز «سمب» سنگاپور براي خريد روزانه 325 ميليون فوت مکعب گاز طبيعي از کنسرسيوم گاز «ناتونا» غربي متشکل از «پرتامينا»، «کونوکو» و «پرميد اويل» و منابع اندونزي در خليج، قراردادي را امضا کرد. براي احداث خط لوله در همين سال قراردادي با شركت بين المللي «مك درموت» امضا شد. در نوامبر 1999، شرکت کونوکو از اکتشاف گاز در «ناتونا» غربي خبر داد که ظرفيت کل مخازن گاز اين کشور را حدود يک تريليون فوت مکعب افزايش داد.
خط لوله 400 مايلي ناتونا، يکي از طولاني ترين خطوط انتقال گاز زير دريايي جهان به شمار مي رود. گاز رساني اين خطوط از بلوک هاي متعلق به شرکت هاي «پرميد اويل»، «کونوکوفيليپس» و «استارانرژي» به سنگاپور آغاز شده است. سنگاپور از مهم ترين مصرف کنندگان گاز ال ان جي اندونزي است. پيشنهاد ديگرايجاد خط لوله جديد انتقال گاز از ناتوناي شرقي به فيليپين در مرحله مذاکره است، اما به نظر مي رسد هزينه بالاي سرمايه گذاري و مشکلات امنيتي مانع از انجام اين پروژه شود.
شرکت شل نيز به امکان سنجي ساخت نيروگاه جي تي ال(تبديل گاز به ميعانات گازي) در اندونزي مي پردازد تا امکان استفاده از ذخاير گاز اندونزي را فراهم سازد. در صورت اجرايي شدن پروژه و با به کارگيري فرآيند فيشر تروپس جي تي ال، روزانه حدود 70 هزارميليارد بشکه ديزل و ساير فرآورده هاي ميان تقطير در اين نيروگاه توليد خواهد شد.
صنعت برق اندونزي با بحران در زمينه تأمين برق خود روبه روست و پيش بيني ها نشان مي دهد تا پايان سال 2005 اين روند ادامه داشته باشد. اما برآورد رشد تقاضاي برق در ده سال آينده در اين کشور، سالانه حدود 10 درصد است. سوخت بيشتر نيروگاه هاي برق اين کشور، نفت است، اما تلاش هايي براي جانشيني آن با زغال سنگ و گاز طبيعي در حال انجام است.
در ژانويه 2003، بانک جهاني اعلام کرد درصدد ساخت سه نيروگاه برق آبي کوچک در استان پاپوا (ايريان جايا) اندونزي است. بانك جهاني مطالعات امکان سنجي منابع آب در تمام منطقه را به انجام رسانده و نتايج آن در حال بررسي است.
در اکتبر 2003، بانک جهاني با اعطاي وام 141 ميليون دلاري به اندونزي به منظور صنعت برق ناحيه جاوه- بالي موافقت کرد. 80 درصد از ظرفيت توليد برق اندونزي در اين منطقه به مصرف مي رسد. اين پروژه شامل برنامه بازسازي مالي شرکت برق پي ال ان و فراهم كردن امکانات فني برنامه بازسازي شرکت گاز دولتي «پروساهان گاز نگارا» (پي جي ان) است. با اجراي اين پروژه، گاز مورد نياز براي توسعه نيروگاه هاي گازي تأمين خواهد شد.
در سال 2003، دولت اندونزي با سازمان «توليدکنندگان غيروابسته نفت» درباره ساخت 26 نيروگاه برق مذاکراتي انجام داد. پنج پروژه از مجموع پروژه هاي يادشده را دولت با همکاري پي ال ان و پرتامينا ارزيابي خواهند كرد.
فضاي رقابت براي توليد برق در استان هاي باتام، جاوه و بالي تا پايان سال 2007 ايجاد خواهد شد. رقابت براي فروش نيز از سال 2008 بر مبناي قانون جديد مصوب سپتامبر 2002 آغاز خواهد شد. در اين قانون، انحصار توزيع برق شرکت پي ال ان در 5 سال آينده پايان مي يابد و پس از آن شرکت هاي دولتي و خصوصي (داخلي و خارجي) اجازه فروش مستقيم برق به مشترکان را خواهند داشت. با وجود اين، همه شرکت ها ناچار به استفاده از شبکه کنوني انتقال برق شرکت پي ال ان خواهند بود.
انرژي هاي تجديدپذير(نو) منابع انرژي هاي تجديدپذير هنوز در اندونزي به طور کامل کشف نشده اند. اما انرژي هاي برق آبي، خورشيدي، باد، زمين گرمايي، توده زيست ها، توده زيست هاي مايع و گاز از جمله انرژي هاي تجديدپذير مورد استفاده در اين کشور هستند.
معرفي كوتاه اندونزي
نام رسمي کشور: اندونزي
نوع حکومت: جمهوري
پايتخت: جاکارتا (26718900 نفر – برآورد سال 2003)
تاريخ استقلال: 17 آگوست 1945 (از هلند)
نام رئيس جمهوري: سوسيلو بامبانگ يودهويونو(2004)
جمعيت: 238452952 نفر(2004)
ميزان رشد جمعيت: 5/1 درصد(2004)
متوسط طول عمر: 3/69(2004)
مساحت: 1919440 کيلومتر مربع
موقعيت جغرافيايي: جنوب شرقي قاره آسيا
واحد پول رسمي: روپيه اندونزي (RP )
زبان رسمي: باهاساي اندونزي
زبان هاي رايج: انگليسي، هلندي، جاوه اي و بيش از 580 زبان و گويش ديگر
نژاد و قوميت: 45 درصد جاوه اي، 14 درصد سوندايي، 5/7 درصد مادوري، 5/7 درصد مالايي و 26 درصد ساير نژادها
شهرهاي مهم: جاکارتا، سوبارايا، باندونگ، مدان و سمارانگ
مذهب: اسلام(88 درصد)، پروتستان(5 درصد)، کاتوليک روم(3 درصد)، هندو(2 درصد)، بودايي(يك درصد) و ساير مذاهب(يك درصد)
وضعيت آب و هوا: حاره اي
سال مالي: اول ژانويه تا 31 دسامبر
نرخ رسمي تبديل ارز: 9399 روپيه معادل يک دلار
ميزان توليد ناخالص داخلي: 225 ميليارد دلار(2004)
ميزان توليد ناخالص داخلي(سرانه): 3200 دلار(2003)
ميزان رشد واقعي توليد ناخالص داخلي: 7/4 درصد(2004)
ميزان تورم: 8/5 درصد(2004)
ميزان بيکاري: 70/8 و دربرخي منابع 5/10 درصد (2003)
ميزان صادرات: 2/63 ميليارد دلار
کالاهاي عمده صادراتي: نفت و گاز، لوازم برقي، پارچه و منسوجات و کائوچو
ميزان واردات: 38 ميليارد دلار(2003)
کالاهاي عمده وارداتي: ماشين آلات، تجهيزات حمل و نقل، محصولات شيميايي، سوخت و مواد غذايي
شريک هاي عمده تجاري: ژاپن، آمريکا، سنگاپور، کره جنوبي، چين، تايوان و استراليا
منابع طبيعي: نفت، گاز طبيعي، نيکل، بوکسيد، مس، کودهاي شيميايي، زغال سنگ، طلا و نقره
محصولات کشاورزي: برنج، بادام زميني، کائوچو، قهوه و کاکائو
صنايع: نفت و گاز طبيعي، منسوجات، معدن، کفش، معدن، سيمان، کودهاي شيميايي، کائوچو، مواد غذايي و توريسم
توليد برق: 4/21 گيگاوات(2002)
مصرف برق: 4/92 ميليارد کيلووات در ساعت (2002)
منابع توليد برق: 87 درصد منابع حرارتي نظير نفت، گاز و زغال سنگ، 5/10 درصد از منابع آب پشت سدها، 5/2 درصد از منابع نيروي زمين گرمايي (در اعماق زمين)
ظرفيت توليد برق: 6/25 گيگاوات (2002)
شرکت برق دولتي: پي تي. پي ال ان (پرسرو) با مجموع 19 شعبه
طرح ها: تکميل طرح «پيتون يک» توسط کنسرسيومي متشکل از «اديسو ميژن انرژي»، «جنرال الکتريک»، «ميتسويي»
صنعت نفت و گاز
وزير نفت: پورنومو يوسگيانتورو
ذخاير اثبات شده: 7/4 ميليارد بشکه(2004)
توليد نفت: 26/1 ميليون بشکه در روز(02/1 آن ميليون بشکه نفت خام) (2004)
سهميه توليد در اوپک: 218/1 ميليون بشکه در روز(2004)
مصرف: 13/1 ميليون بشکه در روز (2003)
صادرات خالص: 130 هزار بشکه در روز (2003)
مشتريان عمده: ژاپن، آمريکا، کره جنوبي، چين، استراليا، تايوان، سنگاپور و تايلند
ميدان هاي نفتي: سيلاکاپ، جاوه مرکزي، پرتامينا- باليکپاپان، کاليمانتان، موسي(سوماتراي جنوبي)، EXOP-1، بالونگان، جاوه، دوماي (سوماتراي مرکزي)، سونگاي پاکنينگ(سوماتراي مرکزي)، پانگاکالان براندان( سوماتراي شمالي) و سپو( جاوه مرکزي)
ظرفيت پالايش نفت خام: 992745 بشکه در روز(2004)
خطوط توليد و انتقال نفت: ترانس- جاوه (براي تأمين بازار سورابايا)
صنعت گاز طبيعي ذخاير: 3/90 تريليون فوت مکعب (2004)
توليد: 48/2 تريليون فوت مکعب (2002)
مصرف: 20/1 تريليون فوت مکعب (2002)
صادرات خالص: 28/1 ترليون فوت مکعب (2002)
مشتريان عمده: ژاپن- کره جنوبي- تايوان(2003)
ميدان هاي مهم گازي:
- آرون، آلور سيوا، کوآلا لانگسا، موسي، وامپو
- کاليمانتان شرقي: آتاکا، بدک، بکاپاي، هانديل، موتيارا، نيلام، سمبرا، تونا
- درياي ناتونا: ناتونا
- جاوه: پاگرونگان، ترانگ/سيراسون
- ايريان جايا: تانگو
خطوط انتقال گاز: سوماترا(پانگکالان براندون- دوماي)
شرکت مهم گاز: پروم گس نگارا( پي جي ان)
زمينه فعاليت شرکت مهم گاز: توزيع و انتقال
نيروگاه هاي ال ان جي: بوتانگ، آرون
محيط زيست اندونزي مهم ترين معضل زيست محيطي اندونزي، افزايش رشد جمعيت آن است.
کل مصرف انرژي: 45/4 بي تي يو (يک درصد کل مصرف جهاني) (2002)
مصرف سرانه انرژي: 5/20 ميليون بي تي يو (2002)
شدت انرژي: 5870 بي تي يو (2002)
انتشار کربن ناشي از مصرف انرژي: 8/299 ميليون تن (2/1 کل انتشار تي اکسيد کربن جهان)(2002)
انتشار سرانه کربن: 38/0 تن (2002)
سهم سوخت ها از مصرف انرژي: نفت، 5/48 درصد؛ زغال سنگ: 1/16 درصد؛ گاز طبيعي: 2/29 درصد
سهم سوخت ها از انتشار کربن: نفت، 8/52 درصد؛ زغال سنگ، 22 درصد؛ گاز طبيعي، 8/25 درصد
|