
[1]تشخيص زود هنگام عارضه قلبي - عروقي، مانع از مرگ ناگهاني در ورزش ميشود
18/07/1385
اخيرا به دنبال درج اخبار ناگواري از مرگ ناگهاني عزيزان ورزشكار در ميادين ورزشي از جمله در تشك كشتي، در زمين چمن فوتبال و يا ميادين ورزشي ديگر، در مقابل اين پرسش قرار ميگيريم كه: آيا اين نوع مرگ به ويژه در جوانان ورزشكار به علت فعاليت ورزشي اتفاق افتاده است و يا يك عارضه مخفي بوده كه با فعاليت ورزشي تشديد شده است؟
سوالهاي ديگري از اين قبيل نيز وجود دارد. مرگ ناگهاني به حادثهاي گفته ميشود كه در اثر ضربه و يا سانحه نباشد و بدون هيچگونه انتظار، به صورت آني و در كمتر از چند دقيقه اتفاق بيفتد.
البته گاهي چنين مرگهايي ممكن است چند ساعت پس از ايجاد كلاپس قلبي - عروقي اتفاق بيفتد. يعني در بين ايجاد حالت شديد نارسايي و ظهور مرگ، يك تا چند ساعت طول بكشد.
اصولا مرگ ناگهاني متعاقب فعاليت بدني در افراد جوان به ويژه ورزشكاران، اگرچه پديدهاي نادر است، اما باتوجه به جوان، محبوب و ورزشكار بودن اين قشر، براي جامعه چندان قابل قبول نيست و ناباورانه تلقي ميشود؟ چندان كه تاسف و تاثر بسياري را سبب ميشود.
پديده مرگ ناگهاني موضوعي است كه از مدتها پيش شناخته شده است. حتي اولين اخباري كه از اينگونه مردن در دست است، مربوط به حدود ۵۰۰سال قبل از ميلاد ميشود كه در آن، يك دونده دو ماراتن در آتن با مرگ ناگهاني مواجه شد.
البته بايد توجه داشت كه پديده مرگ ناگهاني منوط به ورزش نيست و بهطور متوسط ميتوان گفت كه اين امر در افراد جوان (زير ۳۰سال) از هريك ميليون نفر، حدود ۵۰نفر را شامل ميشود. در افرادي كه بالاتر از ۳۰سال سن دارند، ده برابر بيشتر است.
حال، باتوجه به جمعيت جوان كشور، احتمال وقوع چنين حوادثي وجود دارد.
اما تقريبا درصد كمي از افراد زير ۳۰سال ، احتمالا بر اثر ورزش و يا فعاليت ورزشي دچار چنين حادثهاي ميشوند (تقريبا ميتوان گفت كه هشت درصد از افرادي كه وقوع احتمالي مرگ ناگهاني دارند، در اثر ورزش به چنين حالتي دچار ميشوند) در صورتي كه در افراد بالاتر از ۳۰سال، درصد بيشتري از مرگ و مير ناگهاني ميتواند به فعاليت ورزشي وابسته شود ( ۲تا ۳درصد).
گاهي حتي مرگ ناگهاني در زمان استراحت و خواب (در جوانها) هم گزارش شده است.
مطالعات انجام گرفته در هر دو دسته فوق نشان ميدهد كه تفاوت در علت مرگ، بين اين دو دسته وجود دارد.
در ورزشكاران جوان زير ۳۰سال، علت مرگ ناگهاني (بدون هيچگونه ضربه) بيشتر به بيماريهاي مادرزادي قلب و عروق بستگي دارد كه به طور غيرمشهود وجود داشته است. در كالبدشكافي اين ورزشكاران مشاهده شده كه بيشتر اوقات، مرگ به علت كارديوميوپاتي هيپرتروفيك بوده است، گاهي در اثر كلاپس عروقي و زماني نيز بر اثر غيرطبيعي بودن عروق تغذيهكننده قلب (عروق كرونري) ديده شده است.
به طور كلي، اختلالات عضلهاي قلب و يا اختلافات عروقي و گاهي نيز اختلالات دريچهاي قلب - كه اكثرا مادرزادي بوده اند- عامل اينگونه مرگها گزارش شده است. اما افرادي كه بالاتر از ۳۰سال سن دارند، علت مرگ ناگهاني تفاوت دارد. در ورزشكاران با سن بالاتر از ۳۰سال اكثرا علت مرگ ناگهاني، بيماري شديد عروق كرونري (تغذيهكننده قلب) آترواسكلروتيك ميباشد.
البته اين افراد معمولا ورزش ميكردهاند (حداقل يك سال قبل از وقوع حادثه مرتبا ورزش ميكرده اند) و نوع ورزش اكثر آنها بيشتر با دوندگي همراه بوده است. علت مرگ را تنگ بودن عروق كرونري ميتوان درنظر گرفت.
گاهي در اين افراد، قبل از مرگ احساس درد در قفسه سينه نيز وجود داشته كه عموما به آن اهميت داده نشده است، گاهي نيز به ندرت وجود فشار خون بالا و حوادث عروق مغز، علت مرگ گزارش شده است.
پس، اختلالات ساختماني قلبي عروقي را كه باعث مرگ ورزشكاران ميشود، ميتوان به اختلالات ميوكارد يا عضله قلب، شريانهاي كرونري و آئورت، اختلالات دريچهاي و اختلالات مربوط به امواج الكتروفيزيولوژيكي مربوط دانست.
در اختلالات عضلهاي قلب، شايعترين شكل موجود، كارديوميوپاتي هيپروتروفيك است كه در واقع در تعدادي از بيماران، اولين علامت خود را با مرگ ناگهاني نشان ميدهد. در تعدادي ديگر نيز ممكن است علائم خفيف نشان داده شود. مرگ ناشي از كارديوميوپاتي هيپرتروفيك، ممكن است بر اثر فعاليت شديد ورزشي پيش آيد. گاهي نيز بيماري ميتواند با سابقه فاميلي در افراد وجود داشته باشد. علت چنين عارضهاي قابل توضيح نيست. به هرحال، هرگاه تشخيص كارديوميوپاتي هيپرتروفيك در فردي داده شود، اگرچه حتي هيچگونه علامت هم نداشته باشد، حتما بايد از فعاليتهاي سنگين و شديد ورزشي اجتناب كرد.
شايعترين اختلال منجر به مرگ ناگهاني در عروق قلبي مربوط به اختلال شريانهاي كرونري يا سرخرگهاي تغذيهكننده قلب است كه ميتواند در همه سنين باعث ايجاد مرگ ناگهاني شود.
در جوانان، اين اختلال ميتواند به صورت عروق كرونري غيرطبيعي و اختلال مادرزادي باشد، اما در سنين بالاتر (بعد از ۳۰سال)، مهمترين عامل مرگ ناگهاني است كه ميتواند با اختلال عروقي و درگير شدن يك رگ و يا هر سه رگ تغذيهكننده قلب باشد. گاهي نيز بيماري اترواسكلروتيك (تصلب شرائين) در جوانان نيز ديده شده است.
گاهي هم اختلالات در سرخرگ آئورت وجود دارد كه منجر به مرگ ناگهاني ميشود. در اينگونه افراد كه مبتلا به سندرم مارفان هستند، فعاليت ورزشي ميتواند موجب مرگ ناگهاني شود. در اين سندرم، پرولاپس دريچه ميترال، همچنين گشاد بودن سينوس والسالوا مهمترين و شايعترين اختلال است. اينگونه افراد معمولا ازنظر تيپ اسكلتي، بلندقد با اندامهاي كشيده هستند. اختلال كلينيكي ميتواند شامل نارسايي ميترال، نارسايي آئورت و يا پارگي آئورت باشد.
گاهي نيز تنگي آئورت به ويژه از نوع شديد آن باعث مرگ ناگهاني ميشود؟ اما تنگي آئورت عارضهاي است كه خيلي سريع تشخيص داده ميشود.
در مورد اختلالات الكتروفيزيولوژيك به عنوان عامل مرگ ناگهاني بايد گفت كه تشخيص اين اختلال مشكلتر از بقيه اختلالات است و در صورت آزمايشها و بررسيهاي بسيار دقيق پالتولوژيكي شناسايي ميشوند. در اينگونه افراد ممكن است هيچ نوع اختلال ساختماني قلب و عروق وجود نداشته باشد. اختلال در باريكي شريان گره سينوسي و يا اختلالات ميكروسكپي گره سينوسي، گره دهليزي بطني و غيره ميتواند عامل ايست قلبي در ورزشكاران باشد. ايست قلبي ميتواند يك آريتمي اوليه و يا يك آريتمي متعاقب بيماري باشد كه درارتباط با موج QT(سندرم طولاني ايديوپاتيك) است. در اين افراد، بررسي دقيق الكتروكارديوگرافي ميتواند به تشخيص كمك نمايد. در اين بيماران، فشارهاي بدني و تحرك شديد و حتي فشارهاي روحي و استرس و هيجان ميتواند باعث ايست قلبي شود. بنابراين، اينگونه بيماران از انجام ورزشهاي شديد، قهرماني و حتي مسابقهاي منع ميشوند.