مديران بينا در نانو

(1639 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(520 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

مديران بينا در نانو

16/07/1385
نويسنده : محمد علي بحريني
خلاصه
در اين مقاله مديران به دو دسته تقسيم مي شوند، مديران بينا و مديران کور. مديران بينا، ديده بان هائي را تربيت کرده اند که هر لحظه تحولات بازار، کسب و کارها و فناوري هاي جديد را به مدير گزارش مي دهند تا مدير براي هر تصميم به تشخيص درستي برسد. اين ديده بان ها محل ظهور و شناخت فرصت هاي کسب و کاري براي شرکت هستند. چه بسا در يک لحظه باعث جهش و توسعه بلندي براي کسب ثروت باشند. در مقابل اين دسته، مديران کور مي باشند. آنها فريب بازارهاي مفت در دسترس را خورده اند و به فکر فرداي خود نيستند. اين مديران شرکت هاي خود را دچار روزمرگي کرده اند. مرگي آرام که خود نيز آن را باور ندارند. فناوري نانو ابزار دست مديران بينا است. ديده باني تحولات صنايع مختلف در حوزه نانو با توجه به تاثيرگذاري همه رشته اي فناوري نانو، امري ضروري براي مديران بينا است. اين ديده باني سرمنشا شناخت فرصت هاي بزرگ و شکارهاي رويائي است. اغلب مديران ايراني بينا هستند اما تلاش مي کنند رفتار مدير بينا را از خود نشان ندهند. مي دانند سيل تحولات در پيش است اما بازارهاي موجود آن ها را به خود مشغول کرده است. آنها مي دانند خطر در پيش است اما نمي دانم چرا نمي خواهند نشان دهند که مي دانند. بايد کاري بکنند. بايد حرکت کنند، ماندن نتيجه اي در بر ندارد.
متن مقاله
در زمان کودکي مادران فهيم داستان هائي را با زبان ساده و شيواي خودشان نقل مي کردند. داستان هائي که هنوز هم در کنج ذهن هاي ما باقي مانده است. بسياري از اوقات ما معنا و مفهوم داستان ها را درست درک نکرديم و در بزرگي نيز با همان سادگي کودکانه مان از کنارش گذشتيم. آن روزها مادران ما تعريف مي کردند که: در زيبايي بهار و تابستان مورچه ها به جمع خوراک و آذوغه مي پرداختند. گنجشکي جيک جيک کنان بر بالاي مورچه ها پرواز مي کرد و مورچه ها را مسخره مي کرد که چقدر کار مي کنيد؟ براي کِي کار مي کنيد؟ اين همه آذوغه همه جا ريخته شما باز هم در حال جمع کردن غذا هستيد؟ ادامه داستان را همه بلديد. داستاني که بارها و بارها به زبان هاي مختلف و توسط شاعران و اديبان متفاوت نقل شده است. زمستان سر رسيد و گنجشک گرسنه در به در به دنبال آذوغه سرگشته و حيران بود. آنگاه مورچه اي زبان به حکمت گشود و به گنجشک گفت: جيک جيک مستونت بود ياد زمستونت نبود. اين داستان ساده، زيبا و قديمي در دنياي امروز کاربردهاي زيادي دارد و راه حل بسياري از مشکلات کشور ما نيز در لابه لاي مفاهيم اين داستان ها قابل بررسي است. چگونه؟
ديدن مديران موفق کسب و کار ايراني، نشست و برخاست با آنها و گفتگو و رايزني در مورد مسائل مختلف کاري بسيار لذت بخش است. فعاليتي است که انسان تشنه را تشنه تر مي کند و رايحه اميد و آرزو را در وجود آدمي به حرکت درمي آورد. مدت هاست که ارتباط خوبي با تعدادي از مديران بزرگ بخش خصوصي پيدا کرده ايم و هر مدت يکبار به بهانه اي سراغشان را مي گيريم تا خرمن خويش را از گوهر تجارب آنها بهره مند سازيم. نقطه نظرات آنها بسيار هوشمندانه، بجا و مبتني بر انديشه و تجربه اي عميق است که هر مدير شرکتي را مي تواند به وجد بياورد و راهکارهاي موفقيت و شکست را پيش رويش ترسيم کند. تجاربي که چون در فضاي کسب و کار ايران شکل گرفته و با اين شرايط وفق يافته است، مي تواند گره گشاي بسياري از مشکلات اقتصادي ما باشد.
از مهمترين نکاتي که هر مدير موفقي به آن اشاره مي کند، نگاه به آينده است. موفقيت يک کسب و کار به عوامل مختلفي بستگي دارد. عده اي از مديران همين که امروز فروش خوبي داشتند، ديگر انگار تمام دنيا را فتح کردند و به فکر فرداي خود نيستند. موفقيت تمام عيار يک شرکت در گرو تخمين ميزان عرضه و تقاضا هر محصول يا خدمات در آينده اي نه چندان دور مي باشد. تشخيص و درک عرضه و تقاضا و تحولاتي که آن را دستخوش تغيير مي کند، اسباب دست هر مدير موفق مي باشد. اگر مديري نتواند تخمين درستي براي چند سال بعد کسب و کار خود داشته باشد، نمي تواند مسير شرکتش را درست ترسيم کند. چنين مديري خواسته يا ناخواسته از مسير موفقيت دور مي شود و چه بسا به دام ورشکستگي بيفتد. چرا که او کور است و نتوانسته فردايش را به خوبي ببيند و بر اساس فردا تصميم درستي در امروز اتخاذ کند. کوري اقتصادي شرکت را از جهش باز مي دارد و آن را سرگرم به روزمرگي مي کند. شاخص هاي بسياري وجود دارد که نشان دهنده حد کوري و بينايي يک مدير شرکت است. مديران بينا در جنگ عقل و هوس بي طرف نيستند بلکه همواره عقل را حمايت مي کنند و او را تشويق مي کنند تا بتازد تا بتواند خوب به پرواز درآيد، اوج گيرد و به آن بالاها رود. مديران ايراني کداميک هستند؟ کورند يا بينا؟ نمي توان در کل راجع به همه مديران نظر داد. اما به هر حال به نظر مي رسد اکثر مديران ما بينا هستند اما تلاش مي کنند رفتاري شبيه نابينايان از خود نشان دهند. اين هم از مشکلات اقتصاد کشور ما است که شبيه هيچ کشور ديگري در عالم نيست.
مهندس، مدير بسيار موفقي است. صنعت آب کشور او را به خوبي مي شناسد. خوش نفس و خوش ذوق است و البته بسيار خوش کلام. وقتي براي نشست هشتم آبان ماه (اولين نشست تعدادي از مديران شرکت هاي بخش خصوصي با مديران ستاد ويژه توسعه فناوري نانو) دعوتش کرديم به گرمي پذيرفت. چند روز بعد از نشست که مباحث را جمع بندي مي کرديم، مي گفت حرف هاي شما منطقي است، عقل مديران با شماست اما هوس آنها نمي گذارد! جنگ بين عقل و هوس جنگ سختي است.
چرا مديران ما در انتخاب بين عقل و هوس دچار مشکل مي شوند؟ چرا مديران ما در حاليکه بينا هستند، خود را به کوري مي زنند؟ چرا شرکت هاي ما دائم در شرايط موجود خود دست و پا مي زنند و از پويائي و به روز بودن دورند؟ چرا آنها نمي خواهند رشد کنند؟ جواب اين سوالات هم سخت است و هم ساده. دلايل مختلف است که نمي توان همه آنها را مورد بررسي قرار داد اما يکي از مهمترين جواب ها و اصلي ترين آنها در بازار نهفته است. اکثر شرکت هاي ايراني بازارهاي بزرگ يا کوچکي در اختيار دارند که گمان مي کنند سير شده اند. شرکت سير شده نمي تواند به خوبي به شکار بپردازد. به قول آلمان ها "گرگ گرسنه خوب شکار مي کند." بازارهاي رايگان و مفتي که در دسترس شرکت هاي ايراني است، آنها را به تباهي کشانده و در آينده نيز مي کشاند. عدم رقابت موثر شرکت هاي ايراني در کسب بازار و وجود رابطه هاي غير اقتصادي و ناسالم، اطمينان کاذب، مضر و سم گونه اي را به شرکتها داده است که باعث شده آنها به روزمرگي کشيده شوند.
مدیران کور فاقد قدرت تشخیص هستند نمی توانند فردای کسب و کار خود را درست تحلیل کنند.
مديران ايراني بايد بينا باشند و بدانند هر لحظه بازارهاي آنها در معرض خطر مي باشد. دير يا زود شرايط فعلي کشور تغيير خواهد کرد و بازارهائي که مفت و رايگان به دست آورده اند، از دست خواهند داد. آنها بايد بتوانند دانش و بينش خود را پيرامون محيط آينده کسب و کار خويش متمرکز کنند. فناوري نانو يکي از اصلي ترين فناوري هاي تغيير دهنده صنعت است. مديران ما بايد تاکيد خود را بر افزايش کارائي و قابليت هاي خود نمايند. فناوري نانو مي تواند جهت دهنده و تغيير دهند صنايع کشور ما باشد. فناوري نانو مي تواند قابليت ها و کارائي صنايع ما را افزايش دهد. هم اکنون در کشور ما سياست هاي روشن و مشخصي در جهت گسترش فناوري نانو تدوين شده است. کشور مزايائي را براي صنايعي که از اين فناوري براي بهينه سازي و بهبود وضعيت خود استفاده کنند، قرار داده است. اين فناوري حوزه هاي مختلف صنعت را تحت تاثير قرار مي دهد و هر کسب و کاري مي تواند بر اساس وضعيت خود بهره مندي مناسبي از اين فناوري داشته باشد.
دیده بانی محصولات، بازارها، نوآوری ها و ... قدم اول شناخت فرصت برای هر کسب و کار ایرانی است.
مدير يک کسب و کار ايراني چه بايد بکند؟ اولا بايد به شدت در فکر پويائي و برافراشتگي کسب و کار خود باشد. نبايد به بازار موجود و شرايط فعلي اتکا بيش از حد داشته باشد. ثانيا بايد استفاده از فناوري هاي جديد را در راس کارهاي خود قرار دهد. بهترين کاري که مي تواند بکند اين است که يک فردي را که حوزه کاري مربوطه را به خوبي مي شناسد، آموزش هاي اوليه اي را در مورد فناوري نانو و پتانسيل هاي آن بياموزد. اين آموزش ها در کوتاه مدت (يک يا دو روز) قابل فراگرفتن است. دبيرخانه ستاد ويژه توسعه فناوري نانو مي تواند در اين جهت کمک شاياني نمايد. بعد از اينکه فرد با ادبيات و قابليت هاي فناوري نانو آشنا شد، بايد تلاش کند مانند يک ديده بان به رصد اخبار و تحولات حوزه کسب و کار و فناوري نانو بپردازد. اطلاعات کسب شده از ديده باني محصولات، شرکت ها و بازار مرتبط به يک کسب و کار، تلاشي براي يافتن آينده و فتح بازارهاي جديد بر اساس عقلانيت و تدبير است. مديري که چنين اطلاعاتي را هر روزه در دست دارد، هر روز بيناتر مي شود و مي تواند فردا و فرداهايش را تشخيص دهد. او هر روز مي تواند درآمد بيشتري هم داشته باشد، مي تواند با شرکت هاي خارجي رقيب، رقابت کند و در عرصه جهاني به توليد ثروت و فتح بازار بپردازد. چنين مديري مايه افتخار کشور و ملت خواهد بود و نام پرآوازه ايران را هر روز پر آوازه تر خواهد کرد.

  
[ بازگشت به تکنولوژی اطلاعات(IT) [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=541&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=4
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections