(7427 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (828 بار خوانده شده است)
عراق 05/07/1385 چکيده: شرح: عراق عراق يکي از مؤسسان «سازمان کشورهاي صادرکننده نفت» ( اوپک) است، اما از هنگام اجراي برنامه «نفت در برابر غذا»ي سازمان ملل در اين کشور، از نظام سهميه بندي توليد نفت اوپک کنار گذاشته شده است. موقعيت حساس و ذخاير غني نفتي، جايگاه اين کشور را به عنوان کشوري تأثيرگذار بر اوپک همچنان حفظ کرده است.
توليد نفت عراق در ژانويه 2005 با 90 هزار بشکه کاهش به يک ميليون و 82 هزار بشکه در روز رسيد. اين کشور، تنها عضو بدون سهميه توليد در اوپك است. آخرين خبرها نشان مي دهد که ثامر الغضبان، وزير نفت عراق، از اختصاص بودجه سه ميليارد دلاري براي بازسازي صنعت نفت اين کشور و افزايش مجموع توليد آن به روزانه 9/2 ميليون بشکه خبر داده است. به گفته الغضبان، ظرفيت توليد نفت اين کشور درپنج تا شش سال آينده به 6 ميليون بشکه در روز خواهد رسيد.
يکي از مهم ترين مشکلات کنوني عراق، نبود امنيت براي سرمايه گذاري در صنعت نفت اين کشور است؛ از اين رو ، حملات خرابکارانه به خطوط انتقال نفت آن در چند ماه اخير روزمره و معمول شده است.
جديدترين اخبار مبادلات انرژي عراق، افتتاح شبکه انتقال برق ايران در عراق در بهمن 1383 است که به طور آزمايشي از تابستان اين سال با ظرفيت 80 مگاوات ساعت آغاز شده بود.
مقامات نفت عراق، متوسط صادرات نفت اين کشور را در سال 2004، نزديک به يک ميليون و 55 هزار بشکه اعلام کردند. از اين ميزان صادرات يک ميليون و 43 هزار بشکه از ميدان هاي جنوب و 120 هزار بشکه از ميدان هاي نفت شمال بوده است. متوسط صادرات سالانه نفت عراق به دليل حملات خرابکارانه و ناامني در اين کشور، پايين تر از 85/1 ميليون بشکه مد نظر اين کشور است.
پيشينه تاريخي
عراق در عصر باستان، «مزوپوتاميا» (بين النهرين) نام داشت. در اين سرزمين اقوام سومري، بابلي و ايراني ساکن بودند. رومي ها قسمت غرب و ايراني ها قسمت شرق اين سرزمين را در اختيار داشتند. شهر بغداد در سال 762 پس از ميلاد مسيح، تأسيس و مرکز فرمانروايي خليفه عباسي شناخته شد. اين شهر در زمان خود يکي از بزرگ ترين مراکز آموزش ادبيات و علوم مختلف در جهان بود.
پس از حمله ويرانگر مغول ها در سال 1258، سرزمين عراق به دست ترک هاي عثماني افتاد، اما حضور عثماني ها در اين سرزمين تا پيش از پايان جنگ جهاني اول محقق نشد و تا اين زمان، عثماني ها از طريق پايتخت خود عراق را اداره مي کردند. با تضعيف و نابودي امپراتوري عثماني، سه ايالت زير کنترل آنها به قلمرو حکومتي انگلستان در عراق پيوست. پس از سپري شدن مدت کوتاهي، عراق در سال 1932 زير سلطه کامل انگلستان درآمد.
در اوت 1921، انگليسي ها «ملک فيصل» را به پادشاهي عراق برگزيدند. در سال 1930، پيمان اتحاد 25 ساله ميان انگليس و عراق به امضا رسيد و از سال 1931 تا 1932 نيز اين کشور زير قيمومت جامعه ملل- به رهبري انگليس- قرار داشت. قيمومت جامعه ملل در اکتبر 1932 پايان يافت و از اين تاريخ کشور عراق استقلال رسمي يافت.
در سال 1933 پس از مرگ ملک فيصل، پسرش – پادشاه قاضي- جانشين او شد و در سال 1936 مجمع اتحاد با کشورهاي عربي را تشکيل داد. سه سال بعد، قاضي در يک سانحه کشته شد و پسر سه ساله اش
« فيصل» عنوان نايب السلطنه عراق را يافت. او در مي 1953 ( هجدهمين سال تولدش) به طور رسمي بر تخت پادشاهي اين کشور نشست. در سال 1958 و در دوران شورش و طغيان کشور، پادشاه جوان و نخست وزيرش «نوري سعد» هر دو کشته شدند.
حاکمان عراق چندين بار با کودتاي نظاميان از کار برکنار شدند که آخرين آن در جولاي 1968 روي داد و در آن، رژيم بعث عراق با حمايت « ژنرال حسن البکر» حکومت را در دست گرفت. ژنرال البکر موفق شد به هرج و مرج کشور پايان دهد و حکومت نسبتاً با ثباتي را ايجاد کند. پسر خواهرش، صدام حسين، در پيشبرد اين اصلاحات و برقراري امنيت نقش مؤثري ايفا کرد. در جولاي 1979، صدام حسين جانشين البکر شد. وي که درسال 1937 در يک خانواده اهل سنت متولد شده است، نقش مؤثري در تثبيت استبداد و رژيم بعثي داشته است. يک سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، عراق با حمله ناجوانمردانه، استان هاي جنوبي ايران را به تصرف درآورد و آغازگر جنگي شد که 8 سال به طول انجاميد و خسارت هاي سنگيني را به بار آورد.
در دوران جنگ تحميلي عراق با ايران، صدام حسين از حمايت بي دريغ کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس برخوردار بود. پس از پايان جنگ، ديري نگذشت که زياده طلبي هاي صدام حسين دامان اعراب منطقه را گرفت و عراق در يک حمله وسيع، در اندک زماني کويت را به تصرف خود درآورد و آتش جنگ بزرگ ديگري را در منطقه شعله ور کرد که آثار شوم آن هنوز گريبانگير مردم عراق و اوضاع امنيتي منطقه را نيز دگرگون کرده است. اين جنگ بهانه اي شد تا حضور زورگويانه آمريکا را در منطقه خليج فارس توجيه کند.
پس از پايان حکومت صدام در بهار 2003، اين کشور را ائتلافي به رهبري آمريکا و انگليس اداره مي کردند. در 8 مارس 2004، شوراي حکام، قانون اساسي موقت را به امضا رساند. در 28 ژوئن 2004، گروه ائتلاف قدرت را به دولت منتقل کرد و خود منحل شد. تا زمان برگزاري انتخابات عمومي در 30 ژانويه، حکومت در دست دولت موقت بود. نتيجه اين انتخابات در 13 فوريه 2005 اعلام شد. ائتلاف شيعيان و حزب مؤتلفه عراق با 48 درصد آرا پيروز اين انتخابات شد. اين ائتلاف به رهبري آيت الله سيستاني اداره
مي شود. سهم کردها، کسب 25 درصد آرا بود. در نهايت « ابراهيم جعفري» به عنوان رئيس اجرايي عراق انتخاب شد. قرار است به زودي نخست وزير اين کشور نيز انتخاب شود. بازنويسي قانون اساسي اين کشور از امور ديگري است که با روي کار آمدن دولت جديد انجام خواهد شد، اما آنچه در تاريخ اين کشور همواره در اذهان جهانيان باقي مي ماند، وقوع دو دهه جنگ بزرگ و خانمان سوز است که رژيم بعث به رهبري صدام آن را به راه انداخت. در نتيجه اين جنگ ها، وضع اقتصادي آنها اسفبار شد و زيرساخت هاي اقتصادي و هنجارهاي اجتماعي آن به شدت آسيب ديد.
توليد نفت
ذخاير نفتي اثبات شده عراق در سال 2004، نزديک به 115 ميليارد بشکه برآورد شده است. در آگوست 2004، الغضبان، وزير نفت عراق، ذخاير احتمالي نفت اين کشور را 214 ميليارد بشکه اعلام کرد. بر مبناي اين برآوردها، عراق سومين منبع بزرگ نفت جهان شناخته شده است.
برخي از کارشناسان معتقدند با انجام عمليات اکتشافي و به کارگيري فناوري حفاري افقي، ذخاير واقعي نفت عراق بيشتر نيز خواهد شد. برآوردها نشان مي دهد که تنها 10 درصد از ذخاير و منابع طبيعي نفت اين کشور استخراج شده است. عراق 6 ميدان بسيار عظيم و نزديک به 17 ميدان بزرگ نفتي دارد.
ذخاير نفت خام اين کشور بسيار متنوع است. در اين کشور از نفت سنگين با درجه گرانروي 22 تا نفت نسبتاً سبک با درجه گرانروي 35 توليد مي شود. دو ميدان عظيم و فعال «روميله» و «کرکوک»، به طور عمده به صادرات نفت اختصاص دارند. از ميدان «روميله جنوبي» سه نوع نفت به نام هاي سبک، متوسط و سنگين بصره توليد مي شود. انواع نفت اين ميدان در معاملات بين المللي به نام هاي «بصره معمولي» با درجه گرانروي 34 و 4/3 درصد گوگرد، «بصره متوسط» با درجه گرانروي 30 و 6/2 درصد گوگرد و «بصره سنگين» با درجه گرانروي 24-22 و 4/3 درصد گوگرد، شناخته مي شود. از ميدان «کرکوک» نفت خام نسبتاً سبک با درجه گرانروي 35 و نسبتاً ترش با 97/1 درصد گوگرد برداشت مي شود. باقي مانده ذخاير اين ميدان 7/8 ميليارد بشکه است. يک نوع نفت سنگين تر و شورتر با درجه گرانروي 27 و 2/1درصد گوگرد نيز صادر مي شود. البته ميزان گرانروي و سولفور نفت اين ميدان چند ماه پيش از آغاز جنگ در اين کشور تغيير کرده است ؛ به گونه اي که درجه گرانروي آن از 33-32 کاهش و ميزان سولفور آن بيش از 2درصد افزايش يافته است. کاهش کيفيت نفت خام، يکي از علل انجام عمليات بيشتر پمپاژ نفت تا 680 ميليارد بشکه در روز اعلام شده است. برخي از تحليل گران بر اين باورند که مديريت ضعيف منابع نفتي در دوران حکومت صدام ، ازجمله تزريق دوباره نفت سوختي، پسماندهاي پالايشي و نفت بدون گاز توليد شده، مي تواند تأثير جدي و حتي آسيب رساني دائمي بر اين ميدان داشته باشد. از اين عوامل تزريق دوباره نفت سوختي سبب افزايش درجه گرانروي نفت در ميدان کرکوک شده و عمليات اکتشاف نفت را گران تر و دشوارتر کرده است.
علاوه بر ميدان نفتي کرکوک، در شمال عراق، ميدان هاي ديگري نظير «باي حسن»، «الجمبور»، «الخباز»، «اجيل» (صدام سابق) نيز وجود دارند. برآوردها نشان مي دهند كه 60 درصد تأسيسات نفتي «شرکت نفت شمال» (NOC) در شمال و مرکز عراق در جنگ خليج فارس آسيب ديده اند.
يکي ديگر از ميدان هاي مهم نفتي عراق، ميدان «بغداد شرقي» با ذخاير 11 ميليارد بشکه است که در آوريل 1989 به خط توليد نفت عراق پيوست. پيش از آغاز جنگ، اين ميدان که در مرکز کشور واقع شده نزديک به 50 هزار بشکه نفت سنگين با درجه گرانروي 23 و روزانه 30 ميليون فوت مکعب گاز طبيعي همراه توليد مي کرد.
در سپتامبر 1999، بيش از 50 شرکت خارجي در نمايشگاه فناوري نفت و گاز در بغداد حضور يافتند. در 10 سال گذشته هيچ گاه شرکت هاي خارجي در اين حد در عراق حضور نداشته اند. بيشتر اين شرکت ها کانادايي، فرانسوي، ايتاليايي و انگليسي بودند. آنچنان که مقامات رسمي عراق براي استقبال از شرکت هاي آمريکايي اعلام آمادگي کرده بودند، هيچ شرکتي از آمريکا در اين نمايشگاه حضور نيافت. ميدان نفتي «کرکوک شمالي» نخستين بار در سال 1927 کشف شد. با کشف اين ميدان، توليد نفت در بخش شمال اين کشور آغاز شد.
توليد و توسعه ميدان هاي نفتي عراق در ميان کشورهاي جهان، کمترين هزينه را دارد؛ به گونه اي که براي توليد هر يک ميليون ظرفيت اضافي در ميدان کرکوک، هزينه اي معادل 750 ميليون دلار، در ميدان هاي کوچک تر واقع در شمال غرب عراق 3 ميليارد دلار و براي ميدان هاي نفتي نزديک به «روميله» نزديک به 6/1 ميليارد دلار لازم است.
براساس برآوردهاي « انجمن هاي تحقيقات انرژي کمبريج»، متوسط هزينه توسعه ميدان هاي نفت عراق براي هر يک ميليون بشکه نفت اضافي ، 5/3 ميليارد دلار است، با اين حال اين ميزان هزينه هنوز هم نسبت به استانداردهاي جهاني در سطح پاييني قرار دارد. در هر صورت تنها 17 ميدان از 80 ميدان کشف شده عراق توسعه يافته اند و چاه هاي حفر شده در آنها در مقايسه با همسايگان آن عمق کمتري دارد؛ از اين رو، از نظر نفتي دورنماي بسيار خوبي را براي جهانيان ترسيم کرده است. در کل تنها نزديک به 2300 چاه در عراق حفاري شده است که در مقايسه با تعداد يک ميليون چاه حفاري شده در تگزاس بسيار ناچيز است.
تقريباً در طول دهه 1990، عراق به جديدترين فناوري هاي صنعت نفت (براي مثال لرزه نگاري سه بعدي، تزريق گاز و حفاري ها)، قطعات يدکي کافي و سرمايه لازم دسترسي نداشته است.
پيشينه صنعت نفت عراق نشان مي دهد که توليد نفت اين کشور در دسامبر 1979 با 7/3 ميليون بشکه در روز به اوج خود رسيد ، سپس در جولاي 1990 و پيش از تجاوز آن به کويت 5/3 ميليون بشکه در روز شد. از سال 1991، توليد نفت عراق با روند کندي افزايش يافت و در سال 1996 به 600 هزار بشکه در روز رسيد. با پذيرش قطعنامه 986 سازمان ملل در اواخر سال 1996 و برنامه «نفت در برابر غذا» از سوي عراق، توليد نفت اين کشور به سرعت افزايش يافت؛ به گونه اي که در سال 1997 به 2/1، در سال 1998 به 2/2 و در سال هاي 2001- 1999 به 5/2 ميليون بشکه در روز رسيد.
توليد ماهيانه نفت عراق در اواخر ژانويه 2002 و اوايل 2003 به اوج خود يعني نزديک به 58/2 ميليون بشکه در روز رسيد. از اوايل نوامبر 2004، توليد نفت اين کشور به 2 ميليون بشکه در روز رسيد که همراه با توليد ناخالص به نزديک به 2/2 ميليون بشکه در روز مي رسيد. ده ماه نخست سال 2004، متوسط توليد نفت عراق 2 ميليون بشکه در روز بود. هرچند عراق يکي از اعضاي اوپک است، از هنگامي که صادرات نفت خود را در دسامبر 1996 بازبيني کرد، توليد نفت آن در زمره سهميه توليد اوپک قرار نمي گيرد.
در مجموع از دسامبر 1996 تا مارس 2003، نزديک به 4/3 ميليارد بشکه نفت خام عراق به ارزش تقريبي 65 ميليارد دلار مطابق با برنامه «نفت در برابر غذا» به خارج از اين کشور صادر شد. در طول جنگ، هفت چاه از مجموع 1500 چاه نفتي عراق در آتش سوخت. آخرين چاه در ميدان «روميله جنوبي» در 14 آوريل 2003 خاموش شد، هرچند ميدان هاي نفت عراق در خلال جنگ آسيب اندکي ديدند. تحريم هاي پس از جنگ اين آسيب ها را به 80 درصد رساند. در 22 آوريل 2003، توليد نفت نخستين بار از زمان آغاز جنگ در ميدان «روميله» و با آغاز به کار مجدد يک نيروگاه مهم جداسازي نفت و گاز رونق گرفت.
از اواسط مي 2003، «يو اس اي سي يي» تلاش خود را براي افزايش توليد نفت عراق آغاز کرد. در مي سال 2004 ، 75 درصد از تاسيسات تزريق آب « Qarmat Ali» اين کشور دوباره راه اندازي شد. به اين ترتيب، ميزان توليد نفت عراق در نوسان بود، اما ميزان متوسط توليد ناخالص آن به 2/2 ميليون بشکه در روز مي رسيد (نزديک به 2 ميليون بشکه در روز توليد خالص). هدف عراق رسيدن به توليد نفت روزانه 3 ميليون بشکه تا پايان سال 2004 بود که به نظر مي رسد تحقق نيافته باشد. در ژوئن 2004، سفير سابق انگلستان در عراق، «جرمي گرين استاک» ميزان سرمايه گذاري خارجي عراق براي افزايش توليد تا 4 ميليون بشکه در روز را 10 تا 20 ميليارد دلار برآورد کرد. در آگوست 2004، الغضبان، وزير نفت عراق، اعلام کرد: رسيدن به اين ميزان توليد نفت به چهار سال زمان نياز دارد. در 31 اکتبر 2004، الغضبان از اختصاص سرمايه 2/1 ميليارد دلاري به بخش بالادستي نفت با هدف افزايش توليد آن تا 2/3 ميليون بشکه در روز خبر داد.
پيش از جنگ اخير در عراق، کارشناسان صنعت نفت ظرفيت توليد نفت اين کشور را روزانه 8/2 تا 3 ميليون بشکه و ظرفيت صادرات خالص آن را روزانه نزديک به 3/2 تا 5/2 ميليون بشکه ارزيابي کردند.
تقريباً 2 ميليون بشکه نفت روزانه عراق پيش از آغاز جنگ از ميدان هاي نفتي جنوب کشور به ويژه «روميله شمالي» (روزانه 8/0 ميليون بشکه)، «روميله جنوبي» (روزانه 5/0 ميليون بشکه)، «القرنه غربي» (روزانه 250 هزار بشکه در پايان سال 2002)، «الزبير» (روزانه 200 تا 240 هزار بشکه)، «ميسان/ بوضرغان» (روزانه 100 هزار بشکه)، «مجنون» (روزانه 50 هزار بشکه)، «جبل الفاکي» (روزانه 50 هزار بشکه)، «ابوغيرب» (روزانه 40 هزار بشکه) و «لوحيس» (روزانه 30 تا 50 هزار بشکه) تأمين مي شد. ظرفيت توليد نفت عراق پيش از آغاز جنگ را ميدان هاي شمالي و مرکزي «کرکوک» (نزديک به 550 تا 700 هزار بشکه)، «باي حسن» (روزانه 100 تا 150 هزار بشکه)، «الجمبور» (روزانه 75 تا 100 هزار بشکه)، «الخباز» (روزانه 30 هزار بشکه)، «اجيل» («صدام سابق» روزانه 25 هزار بشکه)، «بغداد شرقي» (روزانه 20 هزار بشکه) و «اين زاله-الباتمه» تأمين مي کردند.
در گزارش ژوئن 2001 سازمان ملل آمده است : ظرفيت توليد نفت عراق در صورت نپرداختن به حل مسائل فني و زيرساختي صنعت نفت آن، به شدت کاهش مي يابد. به گزارش برخي از کارشناسان نفتي سازمان ملل، تعدادي از مخازن نفتي جنوب عراق به قدري ضعيف مديريت دارند که بهبود وضعيت آنها تنها 15 تا 25 درصد شدني است. اين ميزان نسبت به محدوده معمول 35 تا 60 درصد بهبود وضعيت مخازن پس از انجام عمليات تعمير و بازسازي، بسيار اندک است.
صنعت نفت جنوب عراق در سال هاي 1990 و 1991 ( جنگ خليج فارس) کمترين ميزان ظرفيت توليد را (روزانه 75 هزار بشکه) را داشت. پيامدهاي اين جنگ در تخريب مراکز جمع آوري، فشرده سازي، جايگاه هاي جداسازي گاز در ميدان «روميله»، تأسيسات ذخيره سازي نفت، پايانه صادراتي «مينا البکر- بصره» با ظرفيت اسمي 6/1 ميليون بشکه در روز و ايستگاه هاي پمپاژ و خطوط راهبردي انتقال نفت (شمال- جنوب) با ظرفيت انتقال روزانه 4/1 ميليون بشکه خلاصه شد. هفت ميدان بزرگ ديگر به نام هاي «الزبير»، «لوحيس»، «السبه»، «بوضرغان»، «ابوغيرب» و «الفاکي» آسيب ديده باقي ماندند.
صادرات
مسيرهاي انتقال نفت اين کشور به سوريه و عربستان که در حال حاضر مسدود هستند و يا در امور ديگر به کار مي روند، در بهترين شرايط ظرفيت انتقال روزانه تا 6 ميليون بشکه نفت را دارند. اين مسيرها شامل خليج فارس با ظرفيت 8/2، عربستان با ظرفيت 65/1، ترکيه 6/1 و اردن و سوريه با ظرفيت 300 هزار بشکه در روز هستند. هرچند که تأسيسات صادرات نفت عراق (خطوط لوله، بندرها، ايستگاه هاي پمپاژ و ...) در فاصله جنگ ميان ايران و عراق (1980 تا 1988)، جنگ خليج فارس (1990 تا 1991)، جنگ اخير در مارس و آوريل 2003 و حملات خرابکارانه پس از اين جنگ ها به شدت آسيب ديده اند.
در آوريل 1995، سازمان ملل با تصويب قطعنامه 986 و در قالب طرح «نفت در برابر غذا» مجوز فروش ميزان معيني نفت را در يک دوره شش ماه به عراق داد. درآمد حاصل از فروش نفت براي خريد غذا، دارو، پرداخت خسارت هاي ناشي از تجاوز عراق به کويت، تأمين هزينه خط لوله نفت عراق به ترکيه و تأمين هزينه فعاليت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل در عراق، با نظارت سازمان ملل، اختصاص مي يافت. پس از آن عراق با مجوزهاي 6 ماه به فروش نفت مي پرداخت که آخرين اين مجوزها در 5 دسامبر 2000 صادر شد. در دسامبر 1999، شوراي امنيت سازمان ملل منزديک بهيت هاي اعمال شده بر ميزان صدور نفت را حذف کرد.
در شش ماه اول سال 2000، عراق به طور متوسط روزانه 2 ميليون بشکه نفت صادر کرد. همچنين روزانه 90-70 هزار بشکه نفت به اردن صادر مي شد که سازمان ملل آن را در محاسبات خود لحاظ نمي کرد. بقيه نفت صادراتي،نزديک به 2 ميليون بشکه در روز، يا از طريق خط لوله و از طريق ترکيه صادر و يا از طريق بندر «مينا البکر» به کشورهاي متقاضي فرستاد. شرکت هاي روسي، فرانسوي و چيني خريداران بزرگ نفت عراق بودند، اما نفت خريداري شده دوباره به شرکت هاي ديگر فروخته مي شد.
در مجموع در فاصله زماني آوريل 2003 تا اواخر سپتامبر 2004، 123 حمله به زيرساخت هاي انرژي عراق از جمله به يک خط لوله 4350 مايلي و يک شبکه برق رساني به طول 11 هزار مايل صورت گرفت. اين حملات سبب وارد آمدن ميلياردها دلار زيان به درآمدهاي نفتي عراق و افزايش هزينه هاي بازسازي اين زيرساخت ها شد. در آگوست 2003، يک شرکت امنيتي آفريقاي جنوبي به نام «ارينس اينترنشنال» برنده اجراي پروژه 40 ميليون دلاري محافظت از چاه هاي نفت، خطوط لوله، پالايشگاه ها و نيروگاه هاي برق عراق اعلام شد. از سپتامبر 2004، «ارينس» از سوي وزارت نفت عراق و نيروهاي محافظ ويژه موسوم به «تسک فورس شيلد» با نزديک به 14 هزار محافظ نظامي (بيشتر با مليت عراقي) آغاز به کار کرد. قرارداد مشترک اين همکاري به ارزش 100 ميليون دلار بسته شد. در پشتيباني از «ارينس»، شرکت «اير اسکن» در فلوريدا به عنوان مأمور بررسي و نظارت هوايي بر خطوط لوله نفت عراق انتخاب شد.
دو خط لوله 600 مايلي به موازات هم و به نام «کرکوک- جيهان» (ترکيه) بزرگ ترين خط صادرات نفت عراق به شمار مي رود. قطر يکي از اين خطوط 40 اينچ و کل ظرفيت انتقال آن 1/1 ميليون بشکه در روز است که البته پيش از جنگ روزانه 900 هزار بشکه بود. دومين خط لوله که به موازات قبلي کشيده شده، داراي قطر 46 اينچ و ظرفيت انتقال روزانه 500 هزار بشکه و هدف از تأسيس آن انتقال نفت صادراتي ميدان بصره است. مجموع ظرفيت انتقال نفت اين دو خط لوله به روزانه 6/1 ميليون بشکه مي رسد. متأسفانه از ژوئن 2003، خط لوله «کرکوک- جيهان» هدف اصلي حمله هاي تروريستي و خرابکارانه بوده است. به نظر مي رسد از اواسط اکتبر 2004، اين خطوط لوله دوباره به راه افتاده باشند، اما ظرفيت انتقال نفت در آنها بسيار کمتر از ميزان واقعي (300 تا 500 هزار بشکه در روز) است.
در سال هاي 2001 و مارس 2003، عراق و سوريه از خط لوله «بنيس» به قطر 32 اينچ براي انتقال نفت استفاده مي کردند. طول عمر اين خط لوله 50 سال است و اين دو کشور با نقض تحريم هاي سازمان ملل از آن استفاده مي کردند. خط لوله «بنيس» از ميدان هاي نفتي کرکوک در شمال عراق به بندر مديترانه اي بنيس سوريه کشيده شده است. اين خط براي انتقال روزانه 200 هزار بشکه نفت عراق، به طور عمد از بخش جنوب اين کشور به پالايشگاه هاي «حمس»، «بنيس» سوريه به کار مي رفت. دو کشور عراق و سوريه بر سر ساخت يک خط لوله جديد به موازات خط لوله «بنيس» با هدف جاشيني آن با خط لوله يادشده مذاکره هايي داشته اند. در مارس 2003، انتقال نفت اين خط لوله متوقف شد، هرچند وزارت دفاع آمريکا منکر حمله نيروهاي نظامي اش به اين خط شد. در اوايل مارس 2004، گزارش توان انتقال روزانه 250 هزار بشکه نفت از خط لوله عراق- سوريه منتشر شد.
در جنگ ايران و عراق، عراق خط لوله اي را از مسير عربستان به بندر «المعجز» در درياي سرخ و شهر «ينبو» تأسيس کرد. اين خط لوله «آي پي اس اي» نام گذاري شد و ظرفيت آن 65/1 ميليون بشکه است. يادآوري مي شود در آگوست 1990، اين خط لوله با حمله عراق به کويت بسته شد. در ژوئن 2001، عربستان سعودي استفاده از اين خط لوله را متوقف کرد. در ژوئن 2003، ثامر الغضبان براي استفاده دوباره از اين خط لوله ابراز اميدواري کرد. هر چند مقامات عربستاني با اين مسئله مخالفت کردند و خط يادشده را به خط انتقال گاز طبيعي به شهر صنعتي «ينبوع» در درياي سرخ و استفاده داخلي اين کشور تبديل کردند.
عراق براي بهينه سازي قابليت هاي صادرات خود، يک خط لوله راهبردي با ظرفيت انتقال روزانه 4/1 ميليون بشکه را در سال 1975 تأسيس کرد. اين خط لوله شامل دو خط به موازات هم و مجموع ظرفيت انتقال روزانه 700 هزار بشکه است. خط لوله شمال- جنوب براي صادرات نفت خام کرکوک در شمال از خليج فارس و براي صادرات نفت خام ميدان «روميله» در جنوب از طريق دريا به ترکيه طراحي شده اند. در ژوئن 2003، شرکت «ان اُ سي» تعمير و بازسازي ايستگاه K-3 در ميدان «الحديثه» را نيازمند زمان طولاني دانست.
در آوريل 2003، بر سر بازگشايي خطوط قديمي انتقال نفت از موصل در شمال عراق به حيفا در فلسطين نيز مذاکره هايي انجام شد. اين خط لوله که در دهه 1930 ساخته شد، با اوج توليد 100 هزار بشکه در روز، از زمان اشغال فلسطين در سال 1948 بسته شد.
امروز وضعيت خطوط انتقال نفت موصل- حيفا بسيار نامناسب است و بازسازي آن به ميليون ها دلار هزينه نياز دارد. اردن و عراق در سال 1998 موافقت نامه ساخت خط لوله اي را براي انتقال نفت عراق به پالايشگاه «زرقا» اردن با ظرفيت انتقال روزانه 100هزار بشکه امضا کردند. با ساخت اين خط لوله، امکان انتقال روزانه 300 هزار بشکه نفت عراق به اردن فراهم مي شود. در دسامبر 2002، دولت اردن به ارزيابي مزايده هاي اين پروژه از سوي چهار پيمانکار رقيب پرداخت. هرچند به نظر مي رسد اين پروژه در آينده اي نزديک به جريان بيفتد. از زمان آغاز جنگ، عرضه نفت عراق به اردن متوقف شد و اردن از کشورهاي کويت، عربستان و امارات نفت با قيمت هاي پايين مي خريد. در مارس2000، شوراي امنيت سازمان ملل با دو برابر شدن ميزان واردات تجهيزات نفتي و لوازم يدکي مورد نياز تعمير و مرمت تجهيزات فرسوده صنعت نفت عراق موافقت کرد. به اين ترتيب، عراق اجازه يافت در هر نيم سال تا سقف 600 ميليون دلار لوازم مورد نياز صنعت نفت خود را از خارج خريداري کند. پيش از آن «کوفي عنان»، دبيرکل سابق سازمان ملل، هشدار داده بود که در صورت دست نيافتن عراق به لوازم يدکي، صنعت نفت عراق به شدت آسيب خواهد ديد.
در آگوست 2000، پس از اعلام يکي از مقامات عالي صنعت نفت عراق در اين زمينه که تعلل سازمان ملل در صدور مجوز براي انعقاد قرارداد نفتي ، ميزان توليد نفت را به مخاطره مي اندازد، سازمان ملل مجوز لازم براي انجام تعميرات را تا سقف 300 ميليون دلار صادر کرده بود، اما تأکيد آمريکا مبني بر به کارگيري اين ميزان سرمايه براي انجام تعميرات فني با ماهيت کوتاه مدت و نه در بخش هاي بلند مدت بود.
در آگوست 2000، عراق ادعا کرد که 508 قرارداد اين کشور براي تصويب و کسب مجوز لازم در دست سازمان ملل است. به ادعاي برخي از گزارشگران، عراق روزانه 100 هزار بشکه نفت را پنهاني به کشورهاي اردن، ترکيه، سوريه، دوبي، ايران، پاکستان و هند صادر کرده است. به اين ترتيب، هر ماه 40-25 ميليون دلار درآمد نفتي عراق از چشم سازمان ملل پنهان مانده است. آوريل 2000، نيروي دريايي آمريکا يک نفتکش روسي را به اتهام حمل غيرقانوني نفت عراق متوقف کرد و در پي آن سازمان ملل اعلام کرد که نزديک به 20 درصد از نفت گاز اين نفتکش در عراق بارگيري شده است.
در فوريه 2004، گزارش هايي مبني بر مذاکره ميان ايران و عراق براي ساخت يک خط لوله نفت به پالايشگاه آبادان در جنوب غربي ايران منتشر شد. ظرفيت انتقال نفت اين خطوط روزانه 250 هزار بشکه برآورد شد. در عوض ايران ميزان مشابهي از نفت خود را طبق معاهده سوآپ به اين کشور صادر خواهد کرد.
در حال حاضر «سومو» (SOMO) بر روند فروش و صادرات نفت عراق نظارت مي کند. جنگ و پيامدهاي آن سبب توقف عمليات نفتي «سومو» شده بود، اما اين سازمان اکنون تجديد ساختار شده و بسياري از فعاليت هايش را آغاز کرده است.
در اواخر جولاي 2003، «سومو» نخستين قرارداد خود را براي فروش نفت سبک بصره (بصره لايت) از ميدان هاي نفت جنوبي عراق امضا کرد. مهمترين خريداران اين نفت را شرکت هاي «بي پي»، «شورون تگزاکو»، «کونوکو فيليپس»، «اني»، «اکسون موبيل»، «ماراتن اويل»، «ميتسوبيشي»، «پتروبراس»، «رپسول»، «شل»، «سينوکم»، «توتال» و «ويتول» شامل مي شدند. از جولاي 2004، قيمت نفت سبک بصره در قياس با بهاي نفت برنت در آن زمان 5 دلار در هر بشکه کمتر بود. اين نفت نسبت به نفت «وست تگزاس اينترمديت» نيز 7 دلار کمتر معامله شد.
در 8 مارس 2004، «سومو» پيشنهاد فروش نفت ميدان کرکوک را از طريق بندر جيهان در ترکيه اعلام کرد. در اين مزايده فروش 6 ميليون بشکه نفت خام براي تحويل در فاصله زماني 12 تا 19 مارس پيشنهاد شده بود. در اواخر آگوست 2004، «سومو» يک قرارداد فروش نفت را با «توپراس» ترکيه امضا کرد که هدف آن تحويل نفت از ماه سپتامبر تا پايان دسامبر بود.
از اکتبر 2004، نفت ميدان کرکوک نزديک به 6 تا 7 دلار در هر بشکه کمتر از بهاي نفت درياي برنت در آن زمان معامله شد.
طرح هاي توسعه
پيش از سقوط رژيم بعث عراق، اين کشور درباره انعقاد چندين قرارداد چند ميليارد دلاري با شرکت هاي نفت خارجي از کشورهايي نظير چين، فرانسه و روسيه مذاکره هايي داشته است. بانک دويچه آلمان ارزش اين قراردادها را 38 ميليارد دلار برآورد کرده است. با اجراي اين پروژه، ظرفيت توليد نفت به 7/4 ميليون بشکه در روز خواهد رسيد. علاوه بر وضعيت قانوني اين موافقت نامه ها، شرکت هاي خارجي به دنبال ايجاد وضعيت امنيتي باثبات و تدبير شرايط مناسب پيش از سرمايه گذاري در هر کشور هستند. در فوريه 2004، علي علاوي، وزير سرمايه گذاري و بازرگاني دولت موقت عراق، در مذاکره هاي خود با سرمايه گذاران خارجي در بخش بالادستي نفت عراق اعلام کرد. زمان اجراي اين گونه پروژه ها تا سال 2005 يا 2006 به تعويق افتاد.
کشورهاي زيادي نظير روسيه در عراق قرارداد دارند؛ از جمله آنها، قرارداد 23 ساله اي به ارزش 7/3 ميليارد دلار براي تعمير و بازسازي ميدان هاي نفت عراق، به ويژه ميدان «القرنه غربي» با ظرفيت 15-11 ميليارد بشکه است. اين ميدان در غرب بصره و در نزديکي ميدان «روميله» واقع است.
در اوايل فوريه 2004، وزير نفت عراق مزايده توسعه ميدان «السوبه- لوحيس» را صادر کرد. کل ظرفيت توليد اين ميدان 800 هزار تا يک ميليون بشکه در روز برآورد شده است. در اواسط دسامبر 2002 نيز وي اعلام کرد که اين کشور قرارداد خود را با کنسرسيوم لوک اويل در ميدان «القرنه غربي» به دليل کوتاهي هاي انجام شده، بررسي مي کند. از جمله اين کوتاهي ها، اختصاص نيافتن سرمايه لازم 200 ميليون دلاري در سه سال است. در تابستان 2004، لوک اويل تعليم کارشناسان نفت عراقي را در تأسيسات سيبري غربي آغاز کرد. اين شرکت در نظر دارد توليد نفت را در ميدان «القرنه غربي» در سال 2005 آغاز کند.
علاوه بر اين، سه قرارداد اکتشاف و توليد ميان شرکت هاي عراقي و روسي امضا شد. سويوز نفتاگاز، استري ترانس گاز-اويل و تاتنفت به ترتيب براي توسعه ميدان «رافدين»، «بلوک 4 وسترن ديزرت» و «بلوک 9 وسترن ديزرت» قرارداد امضا کردند.
در مي 2003، لوک اويل اعلام کرد به حفظ قراردادهاي خود اصرار مي ورزد و معاون وزير خارجه روسيه گفت كه اگر قراردادهاي اين کشور در زمان رژيم صدام اعتبار خود را از دست دهد، غرامت دريافت خواهد کرد. از آوريل 2004، «سويوز نفتا گاز» با چند شرکت نفت خارجي براي توسعه ميدان «رافدين» مذاکره هايي داشته است.
در مي 2003، يک شرکت ديگر روسي به نام «تاتنفت» با شرکت آلماني «ام آر اچ» براي فعاليت در بخش نفت عراق يک گروه کاري مشترک تشکيل داد. به گفته رئيس «تاتنفت» اين شرکت پيش از آغاز جنگ در آستانه دستيابي به قرارداد اکتشاف بلوک 9 در منطقه «وسترن ديزرت» عراق بود. در اکتبر 2001، يک شرکت نفت بلاروسي- روسي به نام «اسلاونفت» قرارداد 52 ميليون دلاري تأمين خدمات نفتي ميدان «السوبه- لوحيس» در جنوب عراق با ظرفيت 2 ميليارد بشکه امضا کرد. توسعه کامل اين ميدان توليد روزانه 100 هزار بشکه نفت (با درجه گرانروي 35 API)، به ارزش 300 ميليون دلار را در سه سال آينده به همراه خواهد داشت.
در اوايل آوريل 2001، «Zarubezhneft» روسيه تأييد سازمان ملل را براي حفر 45 حلقه چاه در ميدان نفتي «اجيل» و ميدان هاي «کرکوک» و «باي حسن» به عنوان بخشي از تلاش اين شرکت براي کاهش ورود آب به ميدان هاي نفتي، به دست آورد. ميدان نفتي «اجيل» ذخاير 3 ميليارد بشکه اي نفت و 5 تريليون فوت مکعبي گاز همراه دارد. عراق براي آغاز فاز دوم توسعه اين ميدان که توليد نفت را به روزانه 50 هزار بشکه و توليد گاز را به روزانه 300 ميليون فوت مکعب مي رساند، نيازمند جلب سرمايه هاي خارجي است.
در ژانويه 2004، شرکت دولتي فعال در اجراي پروژه هاي نفتي عراق (SCOP)، مزايده هاي توسعه «خورمله»؛ که بزرگ ترين مجتمع ميدان کرکوک را با هدف افزايش توليد ميدان کرکوک تا روزانه 100 هزار بشکه صادر کرد.
از هدف هاي ديگر توسعه اين ميدان، جبران کاهش توليد ميدان قديمي کرکوک است. شرکت يادشده مزايده توسعه ميدان «الحمرين» در شمال تکريت را نيز به ظرفيت 60 هزار بشکه در روز منتشر کرد.
در جولاي 2004، اين شرکت به ارزيابي اوراق مزايده شرکت هاي «پتروم» روماني، «پترول ريسورسز» ايرلند، «دام» امارات متحده عربي پرداخت تا به اين ترتيب، پروژه هاي توسعه ميدان هاي «خورمله»، «الحمرين» و «السوبه- لوحيس» روند اجرايي يابند.
يکي ديگر از ميدان هاي نفتي که «براس پترو» برزيل در سال 1975 آن را کشف کرد، ميدان «مجنون» است. ذخاير نفتي اين ميدان 30-11 ميليارد بشکه با درجه گرانروي 35-28 API است. ميدان نفتي «مجنون» در 30 مايلي شمال بصره و در نزديکي مرز ايران قرار دارد. در دهه 1990، شرکت فرانسوي «الف اکواينتين» (اکنون با توتال ادغام شده) درباره امضاي قرارداد 4 ميليارد دلاري توسعه ميدان «مجنون» با عراق مذاکره هايي داشته است.
هرچند در سال 1999، «توتال فينا الف» از امضاي قرارداد 23 ساله مشارکت در توليد اين ميدان امتناع کرد. پس از آن با تلاش ها و برنامه ريزي هاي داخلي که از سال 1999 آغاز شد، اين ميدان در مي 2002 با ظرفيت توليد 50 هزار بشکه در روز به خط توليد عراق پيوست. توسعه ميدان در دو سال آينده به 450 هزار بشکه در روز خواهد رسيد و به برآورد بانک دويچه آلمان، هزينه توسعه آن نيز 4 ميليارد دلار خواهد بود. ظرفيت اين ميزان تا روزانه 3 ميليون بشکه افزايش پذير است. پروژه توسعه ميدان «الحلفيه» با ظرفيت 5-5/2 ميليارد بشکه در جنوب عراق، در زمره آخرين پروژه هاي بزرگ توسعه ميدان هاي نفتي اين کشور قرار دارد. پيش از آغاز جنگ، چند شرکت از جمله «بي اچ پي»، «سي ان پي سي»، «اجيپ/ اني» تمايل خود را به توسعه ميدان «الحلفيه» اعلام کردند. ظرفيت توليد نهايي اين ميدان 200 تا 300 هزار بشکه در روز و با هزينه احتمالي 2 ميليارد دلار برآورد شده است. ميدان هاي کوچک تر با کمتر از 2 ميليارد بشکه ذخيره نفتي از سوي شرکت هاي نفت خارجي با استقبال روبه رو شده اند. از جمله اين ميدان هاي کوچک، «نصيريه» (اني- رپسول)، «طوبا» (اَ ان جي سي- سوناتراک- پرتامينا)، «رتاوي» (شل- پتروناس- کن اَکسي)، «الغراف» (ماشينومپورت- رسنفتگاز اکسپرت)، «العماره» (پترو ويتنام) و «نور» (سوريه) هستند.
در مي 2003، «ثامر الغضبان» اعلام کرد که سه قرارداد اکتشاف بلوک هاي «وسترن ديزرت» عراق هنوز اعتبار دارند. اين قراردادها عبارتند از : توسعه بلوک 3 (پرتامينا- اندونزي)، بلوک 4 (استرويتراس گاز) و بلوک 8 (شرکت نفت و گاز هند).
در ژانويه 2003، شرکت «استرويتراس گاز» قراردادي را به ارزش 5/33 ميليون دلار براي انجام عمليات اکتشاف در بلوک 4 امضا کرد. در جولاي 2003، اين شرکت تمايل خود را به آغاز فعاليت دوباره پس از جنگ در عراق اعلام کرد. در سپتامبر 2003، «پرتامينا» از انجام عمليات اکتشاف نفت و گاز در بلوک 3 با سرمايه گذاري 24 ميليون دلاري در سه سال آينده خبر داد. شرکت کوچک ايرلندي به نام «پترول ريسورسز» نيز نسبت به انجام عمليات اکتشاف و توسعه منابع نفتي در غرب عراق ابراز تمايل کرد. در مي 2004، «پرتامينا» فعاليت اکتشافي خود را در منطقه «وسترن ديزرت» به دلايل امنيتي به حال تعليق درآورد.
پالايش
ظرفيت پالايش نفت در عراق تا ژانويه 2004، نزديک به 587500 بشکه در روز برآورد شد. ظرفيت اسمي پالايش اين کشور روزانه 700 هزار بشکه است. اواخر آوريل 2003، پالايشگاه «بصره» با ظرفيت 70 هزار بشکه در روز - نيمي از کل ظرفيت پالايش آن- دوباره آغاز به کار کرد.
در مجموع تعداد پالايشگاه هاي عراق به 8 پالايشگاه مي رسد. هيچ يک از اين پالايشگاه ها در طول جنگ سال 2003 و در فاصله مارس- آوريل آسيب نديدند. سه پالايشگاه «بيجي» با ظرفيت پالايش310 هزار بشکه در روز، «بصره» با 150 هزار بشکه در روز و «الدورا» با 100 هزار بشکه در روز از مهم ترين پالايشگاه هاي اين کشور هستند. مشکلات عمده بخش پالايش اين کشور پيش از آغاز جنگ در مارس- آوريل 2002، را مي توان در پالايش بنزين با کيفيت کم و افزايش ميزان آلودگي به دليل کمبود تأسيسات فني جست وجو کرد. پس از جنگ نيز، ضرورت سرمايه گذاري در بهبود وضعيت پالايشگاه ها و ساخت پالايشگاه هاي جديدتر اجتناب ناپذير مي نمايد. در سپتامبر 2004، عراق مزايده ساخت پالايشگاه جديدي را به ظرفيت 20 هزار بشکه در روز در شمال اين کشور منتشر کرد.
در حال حاضر مشکلات پالايشگاه ها در عراق، اين کشور را به وارد کردن بنزين، ديزل، نفت گاز مايع و ساير محصولات پالايشي از کشورهاي همسايه (ايران- اردن- کويت- سوريه- ترکيه) وادار کرده است.
عراق در نظر دارد با ساخت پالايشگاه هاي سيار، علاوه بر افزايش بر ظرفيت پالايش، بر ميزان امنيت نيز بيفزايد. مقامات رسمي وزارت نفت عراق ادعا کرده اند که ساخت يکي از 10 پالايشگاه سيار که در برنامه قرار داشت، پايان يافته است و به زودي ساخت دومين پالايشگاه سيار با ظرفيت10 هزار بشکه در روز پايان مي پذيرد.
پايانه هاي نفتي عراق
پايانه هاي نفتي عراق در خليج فارس عبارتند از: بصره، خورالعمايه و خورالزبير که به طور عمده براي کنترل ورود و خروج کالاهاي خشک، مقادير اندک نفت، ميعانات گاز طبيعي و نفت گاز مايع استفاده مي شود.
بصره بزرگ ترين پايانه نفتي عراق با ظرفيت توليد روزانه 400 هزار بشکه است. آسيب هاي بر جاي مانده از جنگ خليج فارس اکنون از اين پايانه پاکسازي شده اند. اواسط اکتبر 2004، روزانه نزديک به 6/1 ميليون بشکه نفت از اين پايانه مبادله شد. ظرفيت اسمي بارگيري در اين پايانه 85 هزار بشکه در هر ساعت نزديک به 2 ميليون بشکه در روز است.
در 22 سپتامبر 2004، وزارت نفت عراق قراردادي را به ارزش 15 ميليون دلار با شرکت «سينوپک» امضا کرد که مفاد آن ساخت 8 مخزن ذخيره سازي نفت با مجموع ظرفيت 350 هزار بشکه بود.
در جنگ ميان ايران و عراق، پايانه «خورالعمايه» عراق دچار آسيب شد. اوايل مارس 2004، پايانه يادشده با ظرفيت بارگيري اوليه 300 تا400 هزار بشکه در روز بازگشايي شد. با پايان يافتن تعميرات اين پايانه، ظرفيت بارگيري آن به روزانه 2/1 ميلون بشکه خواهد رسيد. در فوريه 2004، عراق مزايده بازسازي پايانه «خورالعمايه» و بندرهاي جنوبي آن را به ارزش 750 ميليون دلار تا پايان مارس تمديد کرد. اين مزايده در نوامبر 2003 منتشر شده بود. از نتايج نهايي اين مزايده خبري در دست نيست.
گاز طبيعي
ذخاير اثبات شده گاز طبيعي عراق و ذخاير احتمالي آن در سال 2004، به ترتيب 110 و 150 تريليون فوت مکعب برآورد شده است. نزديک به 70 درصد از ذخاير گاز طبيعي عراق گاز همراه نفت، 20 درصد گاز طبيعي غيرهمراه و 10 درصد از آن گاز مستقل موجود در کلاهک مخازن نفتي است.
تا سال 1990 فقط گاز همراه نفت اين کشور بهره برداري مي شد. اوج توليد گاز طبيعي عراق در سال 1979 بود. در آن سال 700 تريليون فوت مکعب گاز طبيعي توليد شد، اما پس از جنگ تحميلي با ايران، عراق نتوانست توليد عمده اي در بخش گاز داشته باشد.
در سال 1998، نزديک به104 تريليون فوت مکعب گاز طبيعي توليد شد و عراق اميدوار است که با لغو تحريم ها، در دو سال بتواند توليد خود را به 550 تريليون فوت مکعب افزايش دهد. از آنجا که با افزايش توليد نفت به ناچار گاز همراه نفت نيز توليد مي شود، بخشي از گاز همراه توليد شده، دوباره به کلاهک مخازن نفتي تزريق مي شود تا فشار مخزن کاهش نيابد.
در اکتبر 1997، عراق از شرکت هاي خارجي براي اجراي طرح هايي به ارزش 4/2 ميليارد دلار در بخش گاز طبيعي دعوت کرد. به طور کلي عراق امتيازهاي نفت و گاز خود را در گذشته به کشورهاي روسيه، فرانسه و چين ارائه مي کرد.
در سال 2002، عراق 83 ميليارد فوت مکعب گاز طبيعي توليد مي کرد. اين ميزان در سال 1989 نزديک به 215 ميليارد فوت مکعب بود. از آنجا که بخش زيادي از گاز طبيعي عراق با نفت همراه است، پيشرفت در زمينه افزايش توليد نفت اين کشور مستقيماً بر بخش گاز آن نيز تأثيرگذار است. ميزان چشمگيري از گاز به عنوان سوخت نيروگاه هاي برق و به منظور تزريق دوباره به کار مي روند. منابع اصلي گاز طبيعي همراه عراق در ميدان هاي نفت شمال يعني «کرکوک»، «اين زاله»، «البوتامه» و «باي حسن» و ميدان هاي شمالي و جنوبي «روميله» و جنوبي «الزبير» قرار گرفته اند. پروژه گازي منطقه جنوب در سال 1985 به پايان رسيد، اما از فوريه 1990 به جريان افتاد. اين پروژه شامل 9 ايستگاه جمع آوري گاز و يک واحد پالايش با ظرفيت روزانه 5/1 ميليارد فوت مکعب است. پيش از آغاز جنگ، گاز طبيعي جمع شده از ميدان هاي نفت شمال و جنوب «روميله» و «الزبير» از طريق خط لوله به نيروگاه ميعانات گاز طبيعي با ظرفيت 575 ميليون فوت مکعب در «الزبير» منتقل و روزانه 100 ميليون فوت مکعب آن به نيروگاه بصره فرستاده مي شد. در سال 1990، مخازن گروهي با ظرفيت 5/17 ميليون فوت مکعب «ال. پي. جي» به ميدان «خور الجوبير» و پايانه هاي بارگيري به سيستم گاز جنوب اين کشور افزوده شد. پس از جنگ و از دسامبر 2003، نيروگاه گاز «روميله شمالي» آغاز به کار کرد.
تنها محل توليد گاز طبيعي غيرهمراه عراق از ميدان «الأنفال» (ظرفيت توليد 200 ميليون فوت مکعب) در شمال اين کشور است. از مي 1990 توليد گاز در اين ميدان آغاز شده است. ميزان ذخايرگازي اين ميدان 5/4 تريليون فوت مکعب برآورد شده که 8/1 تريليون فوت مکعب آن اثبات شده است. در دسامبر 2001، گازپروم روسيه و عراق براي توسعه اين ميدان مذاکره هايي کردند. در نوامبر 2001، يک ميدان بزرگ گاز طبيعي غيرهمراه در غرب عراق، «Akas»، کشف شد. اين ميدان در نزديکي مرز عراق با سوريه است و ذخاير آن 1/2 تريليون فوت مکعب پيش بيني شده است. البته نوع گاز آن ( همراه يا غيرهمراه) مشخص نشده است.
علاوه بر ميدان گازي «الأنفال»، عراق چهار ميدان بزرگ گاز طبيعي غيرهمراه دارد. اين چهار ميدان عبارتند از: «کمکامل»، «Jaria Pika»، «خشم الأحمر» و«منصوريه» که در استان هاي کرکوک و دياله واقع شده اند. در فوريه 2000، وزارت نفت عراق از شرکت هاي «اجيپ» و «گس دي فرانس» براي انعقاد يک قرارداد مشارکت در توليد با هدف توسعه ميدان هاي يادشده و به ارزش 3/2 ميليارد دلار دعوت کرد. مجموع ذخاير برداشت پذير گاز اين ميدان ها بيش از 10 تريليون فوت مکعب برآورد شده است.
در حال حاضر خط لوله مهم انتقال گاز عراق با ظرفيت انتقال روزانه 240 ميليون فوت مکعب از ميدان «القرنه غربي» به بغداد کشيده شده است. کميسيون اين خط لوله 48 اينچي در نوامبر 1988 تشکيل شد، در حالي که فاز دوم و سوم اين پروژه به دليل وقوع جنگ و تحريم هاي مختلف هرگز به پايان نرسيد. دو فاز آخر اين پروژه قرار بود گاز کشور ترکيه را تأمين کند.
سيستم گاز شمال عراق که در سال 1983 به خط انتقال گاز اين کشور پيوست، در جنگ خليج فارس و شورش کردها در مارس 1991 دچار آسيب شد. اين سيستم، گاز «ال. پي. جي» را به بغداد و ساير شهرهاي عراق و گاز خشک و سولفور را به نيروگاه هاي صنعتي و برق منتقل مي کند. سيستم گاز جنوب عراق نيز در سال 1985 به شبکه انتقال گاز اين کشور پيوست.
عراق براي کاهش وابستگي خود به مصرف نفت، کاهش استفاده از نفت در توليد محصولات پتروشيمي و تا حدي کاهش صادرات آن، در نظر دارد توليد گاز طبيعي اين کشور را افزايش دهد. در دسامبر 2003، عراق موافقت نامه عرضه گاز طبيعي به کويت را تجديد کرد. اين قرارداد در دهه 1980 بسته شد و در آن عراق بايد گاز طبيعي کويت را از طريق خطوط انتقال گاز تأمين مي کرد. اين گاز از ميدان «روميله» به شمال کويت و از طريق خط لوله 40 اينچي به طول 105 مايل فرستاده مي شد.
در آگوست 1990 و در پي حمله عراق به کويت، صادرات گاز به نيروگاه هاي «ال.پي.جي» و برق کويت متوقف شد.
برنامه کنوني عراق، صادرات روزانه 50 ميليون فوت مکعب گاز به کويت است که احتمالاً تا 250 ميليون فوت مکعب نيز افزايش خواهد يافت. عراق و کويت در زمينه توسعه مشترک ميدان گازي «سيبا» در نزديکي مرز ايران با اين دو کشور نيز مذاکره هايي داشته اند. پيش از آغاز جنگ، عراق در برنامه خود ساخت يک پايانه گاز طبيعي مايع را گنجانده بود. در اواخر سپتامبر 2004، عراق با پيوستن به پروژه «Arab Gas Pipeline»، مشتمل بر کشورهاي مصر، اردن، سوريه و لبنان موافقت کرد.
صنعت برق
در جنگ خليج فارس در سال هاي 1990 و 1991، نزديک به 85 تا 90 درصد شبکه برق داخلي عراق آسيب ديد؛ به گونه اي که ظرفيت توليد برق از 9000 مگاوات در سال 1990 به 340 مگاوات در سال 1991 کاهش يافت. اوايل سال 1991، زيرساخت هاي توزيع و انتقال برق از جمله 10 شبکه فرعي برق رساني به بغداد و نزديک به 30 درصد شبکه برق 400 کيلوولتي برق اين کشور تخريب شد. در سال 1998 مقامات عراقي ظرفيت توليد برق را 4 هزار مگاوات گزارش کردند و در نوامبر 1999 از توليد 6000 مگاوات برق خبر دادند.
اواخر جولاي 2004، ظرفيت توليد برق عراق نزديک به 5 هزار مگاوات اعلام شد. هدف اين کشور براي رسيدن به ظرفيت توليد 9 هزار مگاوات برق در اوايل سال 2005، دست نيافتني به نظر مي رسد. برنامه آژانس توسعه بين المللي آمريکا