جمعه 5 خرداد 1391 - 13:43   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

مسائل مشترك اجتماعي

(402 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(739 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر

مسائل مشترك اجتماعي

30/06/1385
چگونه و با چه زباني بايد گفت و تأكيد كرد كه يكايك ما در هر مقام و موقعيت و سن و سالي كه هستيم در برابر مسائل مشترك اجتماعي كه ضامن دوام و بقا و سلامتي و تندرستي و بهداشت عمومي مي‌باشد شريك و سهيم مي‌باشيم، و ردخور هم ندارد!. سال‌هاست كه فرياد و فغان مسئولان و دست‌اندركاران (محيط زيست) و امور بهداشتي از فاجعه (زيست محيطي)‌اي كه دائم در حال افزايش است به آسمان مي‌رسد و هشدار به دنبال هشدار كه چه نشسته‌ايد و بي‌خبريد كه (دود و دم) و (آلودگي هوا) دمار از روزگار (پير و جوان) و (شهروندان) درآورده، به گونه‌اي كه با ارائه (آمار و ارقام) رسمي از سوي همين مسئولان كه حاكي از آن است كه بعد از تلفات هولناك رانندگي در جاده‌ها كه در جهان حرف اوّل را مي‌زند و رتبه اوّل را دارد، تعداد قربانيان (آلودگي هوا) در سال از هزاران نفر مي‌گذرد. و اين آلودگي‌ها چگونه پديد مي‌آيد، و چگونه است كه با اين همه هشدارها و اخطارها و با اينمهه زيان و ضررها كسي احساس مسئوليت نمي‌كند. اين (محيط زيست) مگر همان محيطي نيست كه در سال‌هاي دور، قبل از اينكه به اين (بليّه قرن) مبتلا شود، و آدمها به دليل (زياده‌خوايي‌شان) اينگونه در (تخريبش) عجله نمايند، و كوه و دشت و دمن و باغ و راغ را آلوده سازند، جلوه‌هاي چشمگير طبيعي‌اش، و هواي (مصّفا و معّطرش) و (آسمان آبي) خيره كننده‌اش هوش از سر آدم‌ها مي‌برد، و زندگي را همانگونه كه بود و آفريده شده بود، در معرض تماشا مي‌گذاشت و براي همين سخن‌سرايان نامي، از اين جلوه‌هاي خير‌كننده طبيعي و (حال و هوا) و اوصاف آسمان آبي و سكون و سكوت و زيبائي‌هاي خيره‌كننده به گونه‌اي ياد كرده‌اند، كه براي شهرنشين امروزي به افسانه و خواب و خيال شبيه است و به هر طرف كه مي‌نگرد و به هر جا كه پا مي‌گذارد، يا (آت . آشغال) و (زباله) مي‌بيند و بوي گند لجن استشمام مي‌كند، و ريه‌هايش را به (دود و دم) و هواي آلوده مي‌سپارد كه انگاري (سمّ و زهر) به خون بدنش تزريق مي‌شود و اگر چند (تكدرختي) هم مي‌بيند برگ و بارش از اين آلودگي پژمرده شده است! و اين‌همه مگر نه آن است كه يكايك ما بي‌خبر از آنچه بر سر خود مي‌آوريم و خانه و كاشانه و شهر خود را مي‌آلائيم، و به زندگي، به طبيعت، به آسمان،‌ به زمين و همه زيبائي‌هاي جهان (ظلم) مي‌كنيم!؟
كاظم جمشيديان


 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.