رویش گندم در سرزمین اساطیر(6372 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (904 بار خوانده شده است)  رویش گندم در سرزمین اساطیر
سیستان و بلوچستان یادآورسرزمین پهلوانان اسطوره ای ایران(رستم، سهراب، زال و...) است. این سرزمین که نام آن بارها در شاهنامه فردوسی آمده؛ درجنوب خاوری ایران واقع شده و به دليل موقعيت خاص جغرافيايی خود، درتمام دورههای تاريخی ازاهميت ويژهای برخوردار بوده است. سيستان و بلوچستان همواره در درازای تاريخ، معبر و گذرگاهی ميان خاور و باختر بوده و به همين دليل تركيب قومی آن نيز همواره در معرض تغيير، تحول و دگرگونی بوده است. مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان؛ گندم است كه درصد قابل توجهی از زمينهای زيركشت را به خود اختصاص داده و صنایع آن نیز در اطراف شهرهای بزرگی چون زاهدان قرار گرفته است. شیوه های مختلف معیشت و زندگی، موسیقی سنتی و زیبا، صنایع دستی هنرمندانه وجذاب، آثار تاریخی و معماری کم نظیر، شهرهای باستانی چون شهرسوخته زابل- که با قدمت 3500 تا 4000 سال قبل ازميلاد؛ بیگمان روزگارانی دراز يكی از مهمترين مراكز شهرنشينی آسيا درعصرمفرغ بوده- به همراه جلوه های طبیعی چون: ساحل دریای مکران (عمان)، منطقه آزاد چابهار، دریاچه مشهورهامون و... سیستان و بلوچستان را به یکی از استان های جذاب ایران در زمینه گردشگری تبدیل کرده است. مکان های دیدنی و تاریخی استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.
صنايع و معادن صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاههای فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد. کشاورزی و دام داری مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمينهای زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است. گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايهای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است. علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابههای ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می رساند. آن چه مسلم است، كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطورهای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است. از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميدهاند كه به نظر می آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاقهای بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت دادهاند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقهای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كردهاند، منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافتهاند. اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عربها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد. سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند. اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانالها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن دادهاند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.
مشخصات جغرافيايي استان سيستان و بلوچستان درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است.
جاذبه های طبیعی استان سیستان و بلوچستان استان سیستان و بلوچستان از جمله مناطق با اهمیت و طبیعی ایران است که به واسطه ی آب و هوای خاص خود از چشم اندازها و عارضه های بسیار کم یاب و دیدنی برخوردار است. هم جواری با ساحل زیبای عمان؛ سبب شده زیباترین غروب آفتاب سواحل ایران از آن این منطقه باشد. در كناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی شهرستان چابهار، صخره های بزرگی در اثر پیش روی آب دریای عمان و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند كه خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها، چشم اندازهای بسیار زیبایی را ایجاد كرده است. از این قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب می توان به عنوان یكی از زیباترین سواحل ایران یاد كرد. در سرزمین هزاررنگ سیستان و بلوچستان در کنار آتشفشان های نیمه فعال تفتان و بزمان می توان منحصر به فردترین اشکال ژئوتوریستی گل فشان های طبیعی و تپه های هرمی ماسه ای لوت و حرکت این تپه ها را مشاهده کرد. در استان سیستان و بلوچستان می توان در کناره های دریاچه ی باهوکلات به دیدن زندگی تمساح های ایرانی نشست و در کناره های دریاچه هامون بسیاری از گونه های نادر در خطر انقراض حیوانی و گیاهی را مشاهده نمود. در سرزمین سوزان سیستان و بلوچستان می توان روزها شاهد کاروان های شتر در کناره های کویر لوت بود و شب ها زیبایی ستاره های آسمان را در سکوت کویر لمس کرد. در سرزمین سیستان و بلوچستان می توان در بزرگ ترین چاله ی داخلی ایران شترسواری یا پیاده روی کرد و در اوج گرما به دره ی سرسبز و خرم سرباز پناه برد که دنیایی از طراوت و تازگی است. در بیش تر قسمت های این دره وسیع می توان گیاهان كهور، زرشک، زالزالک، گز، نسترن و توسكا دید و لذت برد. در استان سیستان و بلوچستان می توان یک جا به کوهستان، جنگل، ساحل و کویر رفت و از همه ی زیبایی های آن ها بهره برد. تالاب ها، دریاچه ها، چشمه های آب معدنی، رودخانه های پرشمار، گل فشان های طبیعی، حیات وحش و پوشش گیاهی کم نظیر؛ به همراه ده ها عارضه و چشم انداز طبیعی دیگر ، دست به دست هم داده و یکی از کم یاب ترین نواحی طبیعی جهان را با عنوان استان سیستان و بلوچستان پدیدآورده است.
جاذبه های تاریخی و معماری استان سیستان و بلوچستان ستان تفتیده و گرم سیستان و بلوچستان علاوه بر جاذبه های بی شمار طبیعی، فرهنگی و اجتماعی؛ دربرگیرنده ی با ارزش ترین، اصیل ترین و زیباترین جاذبه های معماری و تاریخی نیز بوده و از ارزش های خاص گردشگری برخوردار است.
شهر سوخته که در شهرستان زابل و اقع شده و حدود دو و نیم کیلومتر وسعت دارد؛ بی گمان یکی از مهم ترین مراکز شهرنشینی آسیا در عصر مفرغ بوده است. قدمت این تمدن سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد تخمین زده می شود. شهر باستانی سوخته یکی از مهم ترین آثار تاریخی ایران به شمار می رود که بر تمدن کهن ایران گواهی می دهد. گردشگران و بازدیدکنندگان این منطقه ی تاریخی منحصر به فرد؛ با مشاهده ی یکی از منحصر به فردترین نواحی باستانی جهان؛ مجذوب اصالت تاریخی ایران خواهند شد.
قلعه های متعدد چون قلعه بمپور که به عهد سامانیان تعلق دارد و قلعه ی رندان و قلعه ی پرتغالی ها در روستای تیس به همراه دیگر قلعه های قدیمی؛ بخش دیگری از معماری کهن استان سیستان و بلوچستان را به نمایش می گذارند.
آتشکده های قدیمی چون کردکوی که بیش تر به دوره ی ساسانیان تعلق دارند و شهر باستانی زرنج که پایتخت سیستان بوده و هم اکنون در کنار دریاچه ی هامون قرار گرفته از دیگر آثار تاریخی و معماری قابل توجه استان سیستان و بلوچستان به شمار می روند
جاذبه های اجتماعی استان سیستان و بلوچستان
در استان سیستان و بلوچستان می توان ايل ها و عشايری را مشاهده كرد که از سنت ها و آداب اجتماعی خاص خود برخوردار هستند. اين ايل ها و عشاير از مسيرهای خاصی عبور كرده و به ييلاق و قشلاق می روند، آداب و رسوم خاصی بر كارهای آن ها سايه انداخته و هر حركت شان تفسيری شنيدنی دارد. صحنه ی حركت ايل از سويی و شيوه ی زندگی و برگزاری جشن های مختلف از سوی ديگر؛ سبب شده كه زندگی ايل ها و عشاير سیستان و بلوچستان؛ يكی از مهم ترين جاذبه های زندگی اجتماعی باشد كه ديدن آن ها برای هر بيننده ای جالب است. آداب و رسوم حاكم بر سیستانی ها و بلوچ ها، جشن های عروسی و جشن های مذهبی، شیوه های پوشش و تزیینات آن ها و انواع غذاها نان ها و شيرينی های محلی استان سیستان و بلوچستان از جمله مهم ترین جاذبه های گردشگری اجتماعی این استان به شمار می آیند. جشن ها و آیین های استان سیستان و بلوچستان دراستان سیستان وبلوچستان برخی از اعیاد وجشن های ملی ومذهبی بسیار با شکوه وبرخی دیگر به شکل معمولی برگزار می شود. از اعیاد ملی، عید نوروز در منطقه رونق زیادی ندارد، ولی اعیاد مذهبی نظیر عیدفطر و عیدقربان بسیار باشکوه و با مراسم خاصی برگزار می شود. عید فطر یکی از اعیاد مهم مردم استان سیستان و بلوچستان است .در این روز مردم لباس های نو می پوشند و پس از 30 روز گرفتن روزه، در محل هایی به نام " عیدگاه" جمع می شوند و نماز عید فطر برپا می دارند وفطریه می دهند وپس از آن به خانه مراجعت می کنند. پس به خانه خویشان واقوام خود می روند وعید را تبریک می گویند. روز عید سعید فطر یکی از روزهای مهم در نواحی مختلف استان سیستان وبلوچستان، به ویژه در ناحیه ی بلوچستان به شمار می رود. عید قربان یکی دیگر از اعیاد بزرگ مردم استان سیستان و بلوچستان است .دراین عید مردم لباس نو می پوشند و در محل" عیدگاه" جمع می شوند و معمولاً چندخانوار با هم، شتری را قربانی می کنند وگوشت آن را به فقرا ومستمندان احسان می کنند .پس از خاتمه ی مراسم قربانی، دیدو بازدیدها شروع می شود و به خانه ی دوستان، اقوام و آشنایان می روند وحلالیت می طلبند. مراسم دیدو بازدید این عید تا سه روز ادامه می یابد. و همه ی سه روز به شادمانی و جشن سپری می شود. برگزاری عید نوروز در گذشته چندان مورد توجه مردم منطقه قرار نمی گرفت. درسال های اخیر براثر تماس با مردم دیگر نقاط، عید نوروز بیش تر در مناطق شهری جشن گرفته می شود. مردم درایام نوروز لباس نو می پوشند و به دیدار یک دیگر می روند. مردم سیستان روز عید به کوه خواجه می روند و در بزرگ داشت جشن نوروز شادی می کنند. خصومت ها را در روزهای عید نادیده می گیرند و صلح وآشتی می کنند. ازدواج وجشن وسرورهای مربوط به عروسی مهم ترین مراسم شادی آور مردم سیستان وبلوچستان را تشکیل می دهد. ازدواج تحکیم بخشنده ی روابط خویشاوندی و گسترش دهنده ی تیره و طایفه است و معمولا در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاوندی صورت می گیرد. خواستگاری، متضمن آشنایی قبلی والدین دختر وپسر یا آشنایی بستگان با یک دیگر است، معمولاً دختر وپسر دراین گزینش نقشی ندارند. برای خواستگاری رییس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای وانجام صحبت های متفرقه، موضوع را با والدین دختر در میان می گذارد وچند روز به انتظار پاسخ می مانند. از طرفی، مادر دختر موضوع را با دختر در میان می گذارد. سرپرست دختر در موعد مقرر به اطلاع خانواده پسر می رساند که باخواست آن ها مثلا موافق یا مخالف است. اگر کار به توافق بینجامد، برسر تعیین مهریه وغیره دو سرپرست وارد مذاکره می شوند وقرار ومدارهای مراسم مربوط به عروسی گذاشته می شود. اولین مرحله ی عروسی بعد از مراسم خواستگاری، مراسم شیرینی خوران است. دراین مراسم لباس های عروسی تحویل می شود، مهمانان با شیرینی، نقل، چای و خرما پذیرایی می شوند واز آن پس، دختر برای پسر نامزد می شود. دردوران نامزدی در عید فطر، قربان و عید نوروز، اگر داماد در موطن خود باشد پدر عروس او را دعوت می کند و داماد پس از مهمانی مبلغی به عنوان عیدی به همراه گوسفندی به خانواده عروس پیشکش می نماید. دوران نامزدی گاهی دوسال طول می کشد. بعد ازاین که داماد توانست هزینه ها ی عروسی را فراهم کند، مقداری سوغاتی برای عروس وخانواده اش تهیه کرده و تحویل خانواده دختر می دهد و پس از فراهم شدن مقدمات عروسی، عاقد صیغه عقد را جاری می کند و داماد را نزد عروس می برند و درکنار عروس می نشانند. دراین موقع روی سر عروس وداماد نقل می ریزند و سر عروس وداماد را به هم می زنند که یعنی این دو همسر شده اند. برخلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند، در بلوچستان داماد را به خانه عروس می برند. پس از گذشت حدود یک ماه، عروس و داماد به خانه ی داماد می آیند و زندگی مشترک راآغاز می کنند. مراسم اوشیدر یکی دیگر از مراسم های محلی این سرزمین است. برگزاری این مراسم درمیان مردم آبادی های کنار هیرمند رواج دارد. شیوه ی اجرای این مراسم بدین ترتیب است که شب قبل از عید دختر زیبایی را برشتر آذین شده سوار می کنند وبه کنار رود هیرمند می برند. در آن جا گروه مردان وزنان از هم جدا می شوند. مردان دور از اجتماع زنان ودختران به کناری می روند وبه شادی می پردازند. زنان، دختر زیبا را که " اوشیدر" نام نهاده اند، داخل آب می کنند و تا نیمه شب به رقص وپای کوبی می پردازند. پس از آن، دختر را با همان آیین به خانه باز می گردانند. این مراسم بی گمان اشارتی به باورهای زرتشتیان است. مراسم سحر خوانی از جشن های رایج این منطقه است. درایام ماه مبارک در سیستان مراسمی به نام " سحرخوانی" برگزار می شود، بدین ترتیب که عده ای مرد یا نوجوان به در منازل رفته وترانه های محلی می خوانند که در زیر به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود: رمضوا الله الله رمضو رمضو آمده برخورد وکلو رمضوا الله الله رمضو رمضو الله خوشنوم خدا روزه می گیره لاغر می شوی روزه می خوره تو کافر می شوی رمضو آمده میهمانش کنه اشتر با به ره قربونش کنه اشتر بابا قربون نشوه گاو گوساله ره قربانش کنه
پس از خواندن این ترانه ها، با صدای بلند به صاحب خانه می گویند جواب یا سؤال. صاحب خانه مقداری میوه ویک کله یا شیرینی و خرما در مجمعه گذارده و به آنان تقدیم می کند. سپس آنان به در خانه دیگری می روند وهمین ترانه ها را می خوانند. این مراسم یادگار دورانی است که در آن مردم را به انجام مراسم رمضان تشویق می کردند. مراسم حشر نوعی مراسم خاص محلی ویژه سیستانی ها است. مردم روستایی سیستان از قرن ها پیش برای ساختن بندها و لایروبی رودخانه و نهرهای بزرگ، دو ماه از سال را با رضایت کامل به بیگاری می پردازند که به گویش محلی آن را " اشر" یا " حشر" می گویند، ازاین رو درهنگام لایروبی به منظور افزایش نیروی کار کشاورزان، یکی از آنان از میان جمعیت با صدای بلند اظهار می دارد: این نوح نبی، کرم از علی هرکس محمدی است، غلام علی هر که آقایش علی یه به آواز جلی بگه یا علی پس از این که همه پاسخ دادند وگفتند" یاعلی"، همان شخص دوباره اظهار می دارد: لال نگردی بلند تر بگه یاعلی. سپس جمعیت با صدای بلندتر می گویند" یا علی". دوباره اظهار می دارد: بارها گفت محمد که علی جان من است که به جان علی و نام محمد صلوات بعضی اوقات نیز چنین می گویند: برش برش ذوالفقار جهنم است پای کوه کشته است از برزگر خاکسار توان بده تیشه کو، آلو کو عده ای نیز در هنگام لایروبی وکارهای گروهی این ترانه را می خوانند: او ور سر سنگ قلقلی می خوانه بلبل سر شاخ یا علی می خوانه اگه خسته جانی بگو یاعلی اگه ناتوانی بگو یا علی
غذاهای محلی استان سیستان و بلوچستان غذاهای محلی استان سیستان و بلوچستان را بیش تر انواع آش ها و آبگوشت های محلی تشکیل می دهند که با آرد، آب و گوشت تهیه می شوند. البته در استان سیستان و بلوچستان نیز مانند سایر نواحی ایران انواع غذاهای رسمی ایرانی چون: چلوکباب، انواع خورش ها چون: قیمه و قورمه سبزی و انواع کباب نیز تهیه می شود ولی غذای محلی مردم این دیار را انواع آش ها، نان های محلی، شیرینی های خانگی، آبگوشت بزباش، آبگوشت معمولی و... تشکیل می دهند.
ویژگی های مردم نگاری استان سیستان و بلوچستان
مردم سیستان و بلوچستان پیرو دین مبین اسلام هستند. مذهب های متعدد، گويش های مختلف و نمود تعلقات قومی و قبيله ای از ويژگی های مردم نگاری اين استان است. درسیستان بیش تر مردم شیعه اثنی عشری وعده ای نیز مذهب تسنن(حنفی) دارند، ولی در بلوچستان بیش تر مردم دارای مذهب سنی حنفی هستند. برگزاری سوگ ها وعزاهای عمومی دربین اهل تسنن وتشیع هم چون سایر نقاط کشور صورت می گیرد، ولی به عزاداری های خصوصی اهمیت خاصی می دهند. این نشانه الفت وهمبستگی عمیقی است که درمیان مردم سیستان وبلوچستان وجود دارد. موقعی که کسی مریض می شود همه ی بستگان و همسایگان برای دیدن بیمار می روند. این عیادت را اصطلاحا" پرسه" می گویند. درمجلس پرسه معمولا پیرمردها قصه ای برای دیگران نقل می کنند و از مهمانان با چای وقلیان پذیرایی می شود. اگر بیمار بهبود نیافت و فوت کرد، مجلس پرسه به مجلس عزا وسوگواری تبدیل می شود. حاضرین به گریه وزاری می پردازند، مراسم تدفین برپا می شود. اگر متوفا زن باشد اورا زن واگر مرد باشد اورا مرد غسل می دهد. پس از غسل، متوفا را درکفن می پیچند وآخوند محل ومردم بر میت نماز می خوانند. سپس متوفا را در تابوت قرار می دهند وبه گورستان حمل می کنند. موقعی که تابوت به گورستان نزدیک شد، مردمی که در گورستان جمع شده اند به احترام متوفا به استقبال جنازه می روند. جنازه را درگور قرار می دهند. یکی از نزدیکان متوفا صورت میت را باز می کند واجازه می دهد همگان برای آخرین بار او را ببینند. پس از آن روی مرده را می پوشانند وقبر را با خاک پر می کنند، آن گاه مقداری خرما به حاضرین احسان می شود که خوردن آن را ثواب می دانند. پس از این مرحله به خانه متوفا باز می گردند وپس از خوردن چای وکشیدن قلیان وخواندن فاتحه متفرق شده وبه خانه های خود می روند. معمولا، بستگان متوفا افرادی را که در مراسم تدفین حضور داشتند به ناهار دعوت می کنند ونزدیک ترین فرد متوفا به مدت سه روز در خانه می ماند. دراین مدت جهت تسلای خاطر او به دیدنش می روند. روز سوم نیز به عمل خیر، طبخ و احسان غذا می پردازند. در روز چهارم اهالی را برای صرف ناهار دعوت می کنند وبرای آمرزش روح متوفا فاتحه می خوانند وصلوات می فرستند. پس از گذشت یک سال از تاریخ فوت، همگان را به ناهار دعوت می کنند وپس از صرف ناهار فاتحه می خوانند وصلوات می فرستند ومتفرق می شوند. بدین ترتیب آخرین احترام نسبت به فرد فوت شده به عمل می آید.
جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان موسیقی سنتی و صنایع دستی که تبلور روحیه هنرمندانه هر قوم است همراه با لباس های محلی که نمایان گر ذوق هنری و آداب و رسوم مردم هر خطه است، جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان را تشکیل می دهند. پوشش گروه های انسانی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی، فرهنگی و قومی هر منطقه دارد. هم چنین پوشاک؛ معرف ذوق هنری و آداب و سنت های جوامع بشری نیز بوده است. یکی از موضوعاتی که بیش از همه توجه انسان را در بدو ورود به سیستان و بلوچستان جذب می کند؛ تنوع رنگ در پوشاک است. پوشاک منطقه ی سیستان و بلوچستان از مهم ترین جاذبه های فرهنگی این منطقه به شمار می روند. این منطقه؛ خاستگاه یكی از ظریفترین هنرهای دستی ایران بوده و سوزن دوزی آن شهره ی خاص و عام است. آن چه ساكنان این منطقه از دیرباز تاكنون در برابر سایر هم وطنان خود و نیز ساكنان دیگر نقاط جهان آفریده اند؛ تلفیقی صمیمانه از صبر و هنر زنان و دختران هنرمندی است كه در شکل سوزن دوزی هایی ظریف و جذاب متجلی شده است. سوزن دوزی در واقع سند هویت و موجودیت زن بلوچ است. صنایع دستی این منطقه به ویژه سوزن دوزی پدیده ای زیبا، تحسین برانگیز و استثنایی است كه آن را فقط می توان نور چشم زنان بلوچ نامید. موسیقی خوش نوای این منطقه نیز از دیگر جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان است که در زمره ی پرطرف دارترین موسیقی های محلی ایران است. صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان
در سیستان و بلوچستان؛ صنایع دستی مانند سوزن دوزی، قالیبافی، خورجینبافی، سوزن بافی، سكه و دكمه دوزی، پریوار دوزی، سیاه دوزی، ساخت ظروف سفالین و زینتآلات (جواهرسازی) بین خانوادهها معمول است. تهیه پارچه های دست بافت از كرک و پشم شتر یكی از رشتههای قابل توسعه صنایع دستی استان است كه به علت فراوانی مواد اولیه از اهمیت زیادی برخوردار است. پارچههای مزبور میتواند بازار مناسبی در داخل و خارج كشور داشته باشد. دیگر صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان عبارت است از: سوزن دوزی بلوچ: سوزن دوزی در این استان در منطقه ی بلوچستان رایج است. این منطقه با مردمان سخت كوش و خستگی ناپذیرش خاستگاه یكی از ظریفترین هنرهای دستی ایران نیز هست و آن چه ساكنان این منطقه از دیر باز تاكنون در برابر سایر هم وطنان خود و نیز ساكنان دیگر نقاط جهان آفریده اند، تلفیقی صمیمانه از صبر و هنر زنان و دختران هنرمندی است كه در اشکال سوزن دوزی های ظریف و جذاب متجلی است. سوزن دوزی پدیده ای زیبا، تحسین برانگیز و استثنایی از زنان بلوچ است كه آن را فقط می توان نور چشم زنان بلوچ نامید و نه هیچ چیز دیگر. سوزن دوزی آن چنان با زندگی بلوچ و زنانش آمیختگی یافته كه وقتی در صدد یافتن منشاء و مبداء آن برآییم در این كار توفیقی نخواهیم یافت. زیرا هر دختر بلوچ، از سنین كودكی، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه داری موظف به فراگرفتن سوزن دوزی نیز هست و به سبب دخالتی كه سلیقه های گوناگون در تهیه نوارهای سوزن دوزی دارند، می توان طرح ها و نقش های متنوع و اصیل سوزن دوزی را در منطقه بلوچستان مشاهده كرد و بر این اساس می توان گفت: تقریباً تمام دختران و زنان بلوچی كه در فاصله سنی 4 تا 40 سال قرار دارند با سوزن دوزی آشنایند و به آن اشتغال دارند. در بیش تر روستاهای بلوچستان پیراهن بلوچ با پنج قطعه تزیین یافته كه عبارت است از یک قطعه پیش سینه. دو قطعه سر آستین و دو قطعه دیگر كه در زیر پیش سینه به طور عمودی و تا پایین پیراهن دوخته می شود كه در اصطلاح محلی گوتیان نامیده می شود. از سابقه ی تاریخی این دوخت اطلاع چندان زیادی در دست نیست و آن چه كه مسلم است كه این دوخت از اوایل صدر اسلام در میان بلوچ ها رایج و در دوره مغول و به خصوص تیموری و صفوی از رواج كامل برخودار بوده است. شناخت این هنر توسط ساكنان شهرها، با افزایش تقاضاها برای محصولات سوزن دوزی و ازدیاد تولید در مناطق مختلف مقارن بوده و از این رو، انواع: رومیزی، سفره، رویه كوسن، كلاهک آباژور، پرده و غیره نیز توسط سوزن دوزان تولید می شود. مهم ترین مراكز سوزن دوزی بلوچستان عبارت است از: اسپكه، سیب سوران یا سراوان، نكوچ، شهریانچ، فنوج، هریددوک، كوپج، پیپ، سورمیج، كس مزور، چانف، مهنت، وركات، ایرندگان و مارندگان (خاش) قاسم آباد، گشت، سوران، كله گان، كوانگ، بمپور، اسماعیل آباد و زاهدان. به عبارت دیگر در هر شهر و روستای بلوچستان از زاهدان تا خاش و از آن جا تا سراوان (در خاور) و تا ایرانشهر (در باختر) سوزن دوزی رواج و رونق دارد و هر منطقه نیز دارای طرح هایی منحصر به خود است و كسی كه اندک شناختی از هنر دست زنان بلوچ داشته باشد، به راحتی می تواند مثلاً كار سوزن دوزان ناحیه سراوان یا زاهدان تشخیص دهد و همین طور كار هر یک از این مناطق را نسبت به دیگری باز شناسد. سوزن دوزی بلوچ از آن دسته سوزن دوزی هایی است كه طی آن تمام یا قسمت بزرگی پارچه از كوک و بخیه های رنگین پوشیده می شود. در این نوع سوزن دوزی دوخت به صورت خط هایی است كه طرح هندسی به خود گرفته و از نوع دوخت ساتن است و در آن ها قطر سراسر خطوط یكی است و مجموع محصولات به نسبت نوع دوختی كه دارند به دسته پركار، میان كار و كم كار تقسیم می شوند. طرح های مورد استفاده زنان بلوچستان تماماً بخش بندی شده و به صورت هندسی است و برای تجسم بخشیدن به آن ها از رنگ های شادی استفاده می شود كه در بین آن ها رنگ نارنجی روشن و قرمز بر بقیه رنگ ها غلبه دارد و جزییات طرح ها را بیش تر رنگ های سبز، سفید، سیاه و قهوه ای تشكیل می دهد. در واقع، رنگ های نارنجی، روشن و قرمز رنگ های اصلی و رنگ های سبز، آبی، سفید، سیاه و قهوه ای (تا زرشكی) رنگ های فرعی این نوع سوزن دوزی هستند. در سوزن دوزی به بیش از دو نوع ماده اولیه نیازی نیست و مجموع مصالح و مواد را فقط نخ و پارچه تشكیل می دهد و سوزن دوزان برحسب امكانات و سلیقه از نخ دمسه استفاده می كنند و پارچه هایی كه روی آن سوزن دوزی انجام می گیرد یا پارچه های پاكستانی است كه نازك و ریزباف بوده و برای محصولات پركار در قطعات كوچک مورد استفاده قرار می گیرد یا پارچه گاندی ایرانی است كه معمولاً به پهنای 120 سانتی متر در بازار زاهدان یافت می شود. معمولاً سوزن دوزان، به طور مستقل به تهیه محصول می پردازند و در صورت اشتغال به كار گروهی، پس از پیاده كردن طرح كلی، هر زن یا دختر سون دوز، یک رنگ را کامل سوزن دوزی می كنند و برای قسمت بعدی و دوخت رنگ دیگر آن را به سوزن دوز بعدی می سپارند و این عمل تا خاتمه كار و تكمیل محصول ادامه می یابد. زنان بومی بلوچستان از محصولات سوزن دوزی شده بیش تر بر ای تزیین پیش سینه، جیب، سرآستین، دوریقه، دمپای شلوار، لبه پرده و نیز سرپوش چادر استفاده می كنند. از سوزن دوزی های بلوچی كه به صورت نوارهایی با عرض های مختلف تهیه می شود؛برای ساخت انواع محصولات تكمیلی استفاده می شود و محصولاتی كه معمولاً با استفاده از این نوارها تولید می شوند؛عبارت است از: كیف زنانه، كیف پول مردانه و زنانه، جلد عینک، قوطی سیگار، جای كلید، شلوار، كت، مانتو، كراوات، كفش، كمربند، كلاهک آباژور، چكمه، بلوز، كاپشن، جلد آلبوم، قاب عكس و غیره.(برداشت از سایت صنایع دستی ایران) پشتی بافی: در مناطقی از سیستان رایج بوده و بیش تر در نواحی بیجار، كرباسک، ده مرده، ده بزی، دوست محمد و شهرك نارویی دیده میشود. طرحهای پشتی سیستم ارزشهای مردم شناختی دارند. حصیربافی: در سیستان كارگاه های حصیربافی از ساقه گندم دیده می شود. در این ناحیه پرده بافی نیز مرسوم بوده و در روستاهای اطراف و حاشیه هامون انجام می گیرد. مردم برخی روستاها تنها از راه پرداختن به این حرفه امرار معاش می كنند. محصول آن ها پردههایی است كه از نوعی نی كه در محل به (لوح) معروف است بافته می شود.در قسمت مركزی و حاشیه جنوب خاوری استان؛ نوعی نخل خرمای وحشی می روید كه به نام محلی ردان معروف است و برگ آن از نظر استحكام قابل توجه است و هم اكنون بسیاری از خانوادههای بلوچ از برگ آن حدود 30 نوع مختلف حصیر می بافند. خامه دوزی: تقریباً شبیه سوزن دوزی و عبارت است از: پیش سینه كلاه عرق چین، جانماز، جلیقه و رومیزی كه مواد آن پارچه و نخ است و گاهی نیز آیینههای ریزی در بافت آن مورد استفاده قرار میگیرد. اشیای تزیینی: در حوالی سراوان تولید النگوهای شیشهای بسیار معمول است. ساخت این نوع اشیاء به مهارت زیاد احتیاج دارد و اشیای زینتی متنوع مانند انواع حیوانات و شیشه جات نیز ساخته می شود. سفال سازی: نام این صنعت در بلوچستان با نام (كلپورگان) همراه است. كلپورگان روستایی از توابع سراوان است كه در كناره جاده اصلی سراوان به مرز پاكستان واقع شده است. بیش تر اهالی جهت امرار معاش این حرفه را برگزیدهاند. سفال سازی در نقاط دیگر مثل سرباز و جالق نیز رایج است ولی سفال روستای كلپورگان مرغوب تر و دارای شهرت بیش تری است. چادربافی: یكی دیگر از صنایع بلوچستان چادربافی است كه محصول آن مورد استفاده عشایر كوچ نشین قرار میگیرد. مواد اولیه آن بیش تر موی بز است كه در محل تامین می شود. سكه دوزی: یكی از هنرهای دستی بلوچستان است كه عموماً خانواده های بلوچ از آن جهت تزیین رویه رخت خواب یا زینت گردن شتر در موقع برگزاری مراسم عروسی استفاده می كنند و اغلب جهت زینت به دیوار اتاق نیز می آویزند. مهم ترین موادی كه در تهیه ی محصولات سكه دوزی شده به كار می رود؛ عبارت است از: دكمه های سفید پیراهن یا دكمه های الوان، صدف و خرمهره كه گاه برای تزیین بیش تر به كار می رود، قطعات درشت و ریز آیینه كه در لابه لای پارچه ها دوخته می شود، منگوله های پشمی رنگارنگ، سوزن و نخ معمولی برای دوختن، انواع سكه ها با توجه به نفاست كار، پولک، پارچه های دارای برق و جلا نظیر ژرسه و امثال آن. سرافی دوزی : یكی از انواع سوزن دوزی هاست كه بیش تر مختص منطقه سیستان و بلوچستان است و چند نوع دوخت را شامل می شود این دوخت در دوران اسلامی در سیستان و بلوچستان رایج شد. لوازم مورد نیاز در این دوخت شامل نخ ابریشم تابیده به رنگ های قرمز، زرد، نارنجی،آبی، سبز، سیاه، و زرشكی با بافت ساده و لایی است. دوخت بادبزن بمپور: این بادبزن ها در بخش بمپور تهیه می شوند و به همین علت به این نام خوانده می شود. بادبزن های بمپور از تور محكم ساخته می شوند، حاشیه آن ها از قطعات پارچه آراسته به دانه های پلاستیک فیروزه ای است و دسته بادبزن از نی میان تهی درازی تشكیل می شود و درون آن را با حبوبات پر می كنند تا علاوه بر استفاده برای راندن مگس از دور رو بر كودكان شیرخوار، به عنوان جغجغه نیز به كار می رود. تهیه این بادبزن ها به صورت خانگی است و كارگاهی ندارد. فرش: قالی های منطقه ی سیستان و بلوچستان در حال حاضر با طرح های كاشان و ساروق و غیره بافته می شود. بعضی از آن ها با فرش های خود كاشان و ساروق برابری می كند. سایر ویژگی های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان مردم استان سیستان و بلوچستان به زبان فارسی صحبت می کنند. لهجه ی سیستانی و بلوچستانی در این منطقه رایج است. نواحی شمالی استان سیستان و بلوچستان، به زبان بلوچی و نواحی جنوبی به زبان سیستانی گفت و گو می کنند. |