جمعه 5 خرداد 1391 - 13:11   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

فرصت‌هاي كارآفريني در فناوري‌نانو

(1684 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(576 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
فرصت‌هاي كارآفريني در فناوري‌نانو
13/06/1385
نويسنده : كورش خسروي راداني
مقدمه
در حالي كه تولد فناوري‌نانو را در سال 1959، به هنگام سخنراني تاريخي ريچارد فاينمن با عنوان آن پايين فضاي بسياري هست ثبت كرده‌اند، اما ورود سرمايه‌گذاران خطرپذير به عرصه اين فناوري در سال 1996 رخ داد. اين رويداد هر چند كه اهميت سخنراني معروف فاينمن را ندارد ولي بيانگر اين واقعيت است كه فناوري‌نانو از آزمايشگاه خارج شده است و بايد انتظار سرمايه‌گذاري‌هاي كلاني را در اين حوزه داشته باشيم.
اگر كارآفريني را ايجاد كسب و كارهاي جديد يا هر نوع نوآوري در كسب و كارهاي قديمي تعريف كنيم خواه اين نوآوري در ارائه محصول يا خدمتي جديد باشد،‌ يا در نحوه جديدي از توليد محصول يا خدمت يا حتي در بسته‌بندي، قيمت‌گذاري و بازاريابي، آنگاه هر جايي كه فناوري‌نانو وارد شود منجر به كارآفريني مي‌گردد و اين به معني گشوده شدن افق جديدي بر دنياي كارآفرينان است. البته بايد در نظر داشت كه اين خصلت در هر فناوري جديد قابل مشاهده مي‌باشد كما اين كه پيش از اين نيز فناوري اطلاعات همين تاثير را بر فعاليت‌هاي كارآفرينانه گذاشت.
فناوري‌نانو كاربردهاي بالقوه و بالفعل فراواني يافته است. صنايع هوا و فضا و دفاعي، صنعت خودروسازي، فناوري اطلاعات و ارتباطات، توليد و توزيع انرژي، پزشكي و داروسازي، صنايع شيميايي و نفت، نساجي، كشاورزي و محيط زيست بازارهاي غول پيكري هستند كه فناوري‌نانو مي‌تواند در آنها وارد شود. اما حكايت كارآفريني در فناوري‌نانو بحثي فراتر از كاربردهاي نانو در صنايع و بازارهاي ذكر شده مي‌باشد.
كارآفريني در اين حوزه نيز مانند كارآفريني در ساير حوزه‌ها به نيازسنجي دقيق و موشكافانه‌اي نياز دارد. بازيگران فعلي فناوري‌نانو در جهان به سه گروه بزرگ تقسيم مي‌شوند و هر نوع كارآفريني در اين حوزه به شناخت نيازهاي اين سه گروه وابسته است.
دولت‌ها وساختارهاي سياسي محلي و منطقه‌اي
دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي
بخش خصوصي شامل سرمايه‌گذاران خطرپذير، صنايع كوچك و بزرگ و بانك‌ها
فرصت‌هاي بالفعل كارآفريني در فناوري‌نانو در ارتباط با نيازهاي اين سه گروه شكل مي‌گيرد.
فرصت‌هاي بالفعل
دولت‌ها و ساختارهاي سياسي چه در بعد محلي و چه در بعد منطقه‌اي سرمايه و تلاش خود را در جذب بيش از پيش اين فناوري نوظهور به حوزه تحت مديريت خود، حمايت از تحقيقات دانشگاهي و فعال كردن بخش خصوصي معطوف نموده‌اند تا در رقابت جهاني تصاحب بيشتر فناوري‌نانو عقب نمانده و سهمي از بازار رو به گسترش آن را براي شهروندان و ماليات دهندگان خود كسب نمايند. برگزاري مسابقات گران‌قيمت‌ ايده‌پردازي در اتحاديه اروپا با 300000 يورو جايزه نقدي و 200000 يورو سرمايه‌گذاري مشاركتي به شرط ايجاد شركت در محل برگزاري مسابقه (پادووا در ايتاليا)، نمونه‌اي از اين تلاش‌ها مي‌باشد. چالش‌ اصلي فراروي اين دولت‌ها كمبود نيروي انساني متخصص در حوزه نانو مي‌باشد. هر نوع كسب و كاري كه منجر به تربيت انساني جهت كار در بخش‌هاي دولتي، دانشگاهي و خصوصي گردد مورد تقاضا و حمايت جدي دولت‌ها قرار مي‌گيرد. جداي از اينكه ارائه خدمات تخصصي نظير انجام تحقيقات علمي و امكان سنجي‌هاي اقتصادي در زير مجموعه‌هاي نانو مانند نانوكامپوزيت‌ها، نانولوله‌ها و... خدمات گران قيمت‌تري هستند كه مورد درخواست اين گونه دولت‌ها مي‌باشند.
مشابه همين بحث در خصوص دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي وجود دارد با اين تفاوت كه علاقة اين مراكز بيشتر به جذب نيروي انساني ايده‌دار و خلاق براي همكاري در انجام تحقيقات مي‌باشد. اين نيروي انساني از دو طريق قابل جذب مي‌باشد: 1- دانشجويان مقاطع دكتري و كارشناسي ارشد 2- همكاري و عقد قرارداد با شركت‌هاي پيمانكار تحقيقاتي. بنابراين تيم‌هاي كارآفريني كه بتوانند از عهده مشاركت در پروژه‌هاي تحقيقاتي برآيند مي‌توانند براي مدت نسبتاً طولاني به بازار دانشگاه‌هاي داخلي و خارجي جهت دستيابي به يك گردش مالي مناسب تكيه نمايند. علاوه بر اين، مراكز تحقيقاتي براي تجاري‌سازي دستاوردهاي پژوهشي خود به تيم‌هاي داراي تجربه و تخصص در زمينه بازاريابي، خريد و فروش فناوري نياز دارند. هم اكنون در بسياري از كشورهاي توسعه يافته مي‌توان دانشگاه‌هايي را نام برد كه جهت تحقق اين مهم، خود اقدام به تأسيس شركت نموده‌اند. مثلاً شركت‌هاي Access Pharmaceuticals , Adelan و Nanomics Imaging Ltd را كه هر سه در زمينه نانو فعاليت مي‌نمايند، به ترتيب دانشگاه‌هاي صنعتي تگزاس جنوبي،‌ بيرمنگام و عبري بيت‌المقدس به وجود آورده‌اند.
ولي در شركت‌ها و صنايع خصوصي و دولتي نيازهاي ديگري به چشم مي‌خورد. آشنايي با كاربردهاي نانو و ارزش افزوده ناشي از آن و فناوري‌هاي موجود نخستين درخواست جدي اين گروه از بازيگران فناوري‌نانو مي‌باشد. مشاوره در مديريت تحقيقات، يا خريد فناوري و يا سرمايه‌گذاري نياز ديگر اين گروه است. سرمايه‌گذاران خطرپذير علاقه وافري به ورود به اين فناوري از خود نشان داده‌اند ولي به دليل پيچيدگي‌هاي موجود در اين فناوري، فرآيند سرمايه‌گذاري ايشان بسيار طولاني و نيازمند مشاوره مي‌باشد.
بنابر اين شركت‌هايي كه قادر به برگزاري آموزش‌هاي كوتاه مدت ويژه صنايع، يا انجام مشاوره براي خريد،‌ فروش و سرمايه‌گذاري در اين فناوري باشند هم اكنون مي‌توانند بازار مناسبي براي خود به دست آورند.
فرصت‌هاي بالقوه
بعد از اين كه شركت‌ها، سرمايه‌گذاران، دانشگاه‌ها و دولت‌ها از حيث نيروي انساني ورزيده به حد قابل قبولي رسيدند، بسياري از كسب و كارهايي كه ذكر آنها رفت رونق خود را از دست مي‌دهند. ولي در اين ميان آن گروه از كارآفرينان كه بتوانند خود را با شرايط جديد تطبيق دهند، شانس بقاي بيشتري در بازار نانو خواهند داشت. اين شرايط جديد ناشي از وجود نيروهاي انساني است كه قبلاً توسط همين كسب و كارهاي كارآفرين تربيت شده و وارد بازار كار شده‌اند.
اين نيروي انساني جهت بروز توانايي‌هاي خود و خلق ثروت از دانش فني، نيازمند خدمات جديد مي‌باشد. تأمين مواد اوليه، بازاريابي محصولات و خريد و فروش فناوري‌‌هاي جديد نيازهاي اصلي اين گروه را در بر مي‌گيرند. از سوي ديگر توليد محصولات نانويي افق ديگري مي‌باشد كه بر روي كارآفرينان گشوده خواهد شد.
ابربازارهايي مانند خوردوسازي، ساختمان، كشاورزي و صنايع دفاعي مشتريان دائم محصولات توليد شده بر مبناي نانو مي‌باشند كه جذب و حفظ اين بازارها يقيناً نيازمند خلاقيت، نوآوري و كارآفريني لحظه به لحظه مي‌باشد. از ياد نبريم كه محصولات مبتني بر فناور‌ي‌هاي پيشرفته عمر كوتاهي دارند و خيلي سريع جاي خود را به محصولات جديدتر و پيشرفته‌تر خواهند داد و غفلت از نوآوري و اصرار بر توليد و عرضه محصولات خدمات قديمي‌تر، مرگ كسب و كار را به همراه خواهد داشت.
سه دوره حيات
براي كارآفريني در فناوري‌نانو- يا شايد هر فناوري پيشرفته ديگر- سه دوره حيات، خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه مي‌توان متصور شد:
دوره اول: در اين دروه آموزش و تربيت نيروي انساني نياز جدي بنگاه‌هاي اقتصادي و تحقيقاتي را شكل مي‌دهد، بنابراين كسب و كارهايي كه در اين دوره به رفع اين نياز بپردازند جزء كسب و كارهاي داغ قلمداد مي‌شوند. اين دوره را مي‌توان دوران تولد فناوري در يك كشور ناميد.
دوره دوم: كه شايد آن را دوره رشد فناوري در كشورها بدانيم دوره‌اي مي‌باشد كه عرضه فناوري دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي شكل جدي‌تري به خود مي‌‌گيرد و صنايع و شركت‌ها نيز متقاضي خريد فناوري از منابع داخلي و خارجي مي‌باشند. به نظر مي‌رسد بازاريابي براي دستاوردهاي پژوهشي دانشگاه‌ها و انجام خدمات مربوط به خريد و فروش فناوري براي صنايع و همچنين ارائه مشاوره‌هاي علمي و اقتصادي به سرمايه‌گذاران خطرپذير و غير خطرپذير، كسب و كارهاي پر رونق اين دروه را به وجود آورند.
دوره سوم: دوره بلوغ فناوري در يك كشور نيازهاي متنوع و مخصوص به خود را دارد. توليد محصولات و خدمات مبتني بر فناوري جديد، تأمين مواد اوليه مورد نياز صنايع و بازاريابي محصولات و خدمات توليد شده، كسب و كارهاي پر جنب و جوش اين دوره را شكل مي‌دهند.
هر چند كه نمي‌توان بين اين سه دوره مرز مشخص زماني قائل شد و چه بسا در همان دوران تولد، كسب و كارهايي وجود داشته باشند، كه قادر به توليد محصولات و خدمات مبتني بر فناوري باشند ولي گذر از اين سه دوره براي تبديل شدن به يك كشور صاحب فناوري اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسد. ذكر اين نكته هم ضروري به نظر مي‌رسد كه در اين سه دوره، كسب و كارها جاي خود را در صدر جدول موفقيت تغيير مي‌دهند ولي هيچ كسب و كاري مگر به اراده و خواست مديران و صاحبان آن كسب و كار از رده خارج نمي‌شود به عنوان مثال آموزش نيروي انساني، هر چند كه كسب و كار داغ دورة تولد محسوب مي‌شود ولي حتي در دورة بلوغ نيز ادامه فعاليت آن ضروري مي‌باشد.
نتيجه‌گيري
از نگارش اين مقاله كوتاه چند هدف مهم تعقيب مي‌شوند كه عبارتند از:
1- برخلاف آنچه كه دانشمندان فعال در حوزة نانو القا مي‌كنند، كارآفريني در نانو نه تنها ممكن، بلكه ضروري است. اگر ايجاد كسب و كارهاي مبتني بر فناوري‌نانو به دلايلي واهي به تعويق افتد فرصت‌هاي موجود از ميان مي‌رود. به عنوان مثال در دورة تولد فناوري شركت‌هايي كه مي‌توانند باعث توسعه فناوري در كشور شوند به وجود مي‌آيند و بعد همين شركت‌ها و مؤسسات، به آساني كسب و كارهاي دورة رشد و بلوغ را به وجود خواهند آورد.
2- يك حركت منعطف در توسعة كارآفريني در فناوري‌نانو باعث شكل‌گيري و پايدار شدن كسب و كارهايي با مزيت نسبي در كشور مي‌شود؛ كسب و كارهايي كه به صورت كاملاً طبيعي و خود به خود انجام مي‌پذيرد. توضيح بيشتر اين كه در اكثر كشورهاي در حال توسعه انتخاب حوزه‌اي از فناوري‌نانوكه براي سرمايه‌گذاري دولت‌ها ارجحيت داشته باشد يكي از چالش‌هاي اصلي سياست‌مداران و برنامه‌ريزان مي‌باشد در حالي كه ساختار منعطف شركت‌هاي كوچك و متوسط، خودبه‌خود به سمت بازارهاي ترجيحي حركت كرده و بهترين گزينه‌ها را انتخاب مي‌نمايند و دولت‌ها صرفا نقش حامي و هدايت‌گر را مي‌يابند.
3- كارآفريني در فناوري‌نانو به عنوان يك حركت آزمايشي با همكاري مراكز كارآفريني دانشگاه‌ها و پارك‌هاي فناوري قابل اجرا مي‌باشد. يقيناً در اجراي اين طرح انتخاب افرادي كه بتوانند كسب و كارهاي مبتني بر نانو را ايجاد نمايند، بسيار تعيين كننده خواهد بود چرا كه از يك سو موفقيت اين طرح به توانايي ايشان وابسته است و از سوي ديگر بودجه قابل توجهي بابت آموزش ايشان بايد هزينه شود.
4- بر طبق نظريه‌هاي موجود، افرادي كه توانايي آموزش خودگردان داشته باشند داراي توان بالقوه كارآفريني مي‌باشند. بنابراين برگزاري دوره‌هاي آموزش خودگردان براي شناسايي اين افراد بسيار ضروري به نظر مي‌رسد. اين موضوع را در مقالات بعدي به تفصيل بررسي خواهيم نمود و راه‌كارهاي اجراي كارآفريني در فناوري‌نانو يا هر فناوري نوين ديگر را بررسي مي‌نماييم



 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.