فوران نفت در دل کویر(4953 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (763 بار خوانده شده است)  فوران نفت در دل کویر
08/06/1385 عربستان سعودی چکيده: شرح: عربستان به دليل داشتن بزرگ ترين ذخاير نفت جهان و ثروت فراوان ناشي از توليد و صدور آن، توانسته است نفوذ سياسي زيادي غيرمنطبق با قابليت هاي جمعيتي، اقتصادي، علمي و پيشينه فرهنگي و تاريخي خود به دست آورد. عربستان سعودي جمعيت بسيار اندکي دارد و هم از نظر نيروي انساني کارآمد و هم به لحاظ منابع معدني و ذخاير طبيعي مواد اوليه غير از نفت، کشوري فقير به شمار مي آيد.
موقعيت جغرافيايي عربستان سعودي با مساحت 5/21 ميليون کيلومتر مربع از شمال با اردن، عراق و کويت، از جنوب شرقي با جمهوري دموکراتيک يمن و از شمال شرقي با قطر و امارات متحد عربي هم مرز است. اين کشور مرزي طولاني با درياي سرخ و مرز کوتاه تري با خليج فارس دارد. بخش وسيعي از اين کشور را بيابان هاي غيرزراعي تشکيل مي دهد. جمعيت کنوني عربستان حدود 22 ميليون نفر است که 85 درصد آن سني و 15 درصد بقيه شيعه هستند. پايتخت عربستان رياض و مرکز اداري آن، جده است.
پيشينه جغرافياي سياسي عربستان سعودي تاريخ ديني سرزمين عربستان بس کهن است و به روزگار ابراهيم خليل الله، پيامبر نخستين دين بزرگ توحيدي، بازمي گردد. سرزمين عربستان، تاريخي به درازاي تاريخ ديگر سرزمين هاي عربي خليج فارس دارد، اما عربستان سعودي کشوري بسيار جديد است. شبه جزيره عربستان، سرزمين اصلي عرب هاست که مردمي از دو نژاد را دربرمي گيرد. سامي نژادها که در عربستان داخلي به سر مي برند و حامي نژادها که در کرانه هاي درياي عمان و درياي عرب زندگي مي کنند. سازمان سياسي جوامع عربستان، پيش از پيدايش دين اسلام، سازماني قبيله اي بود و هر بخش از شبه جزيره به دست مهم ترين قبيله ها اداره مي شد. فدراسيون قريش، قرنها بود که بر بخش مکه و حجاز حکومت داشت. در نيمه اول قرن هجدهم، عربستان شاهد پيدايش انديشه هاي تازه اي در ميان عرب هاي شمال شبه جزيره بوده است. شبه جزيره عربستان در قرن 16 ميلادي، بخشي از امپراتوري عثماني ترکيه بود. پس از جنگ جهاني اول، امپراطوري عثماني فروپاشيد و به دنبال آن ابن سعود موفق شد مناطق اشغالي را به تدريج بازپس بگيرد. در سال 1953 اولين هيئت دولت سعودي ايجاد و به اين ترتيب نظام دولتي در خاندان ابن سعود پايه گذاري شد. تحولات اساسي که از آغاز دهه 1970 به ويژه در زمينه نفت و روابط کشورهاي توليدکننده و صادرکننده نفت خليج فارس از يک سو و کشورهاي صنعتي و شرکت هاي نفتي از سوي ديگر به وقوع پيوست، مهم ترين عاملي بود که سبب شد کشوري مانند عربستان سعودي که تا همان اوان کمتر فعاليتي، فراتر از محدود جغرافيايي خود داشت، اهميت و نفوذ ويژه اي در دنياي عرب و منطقه خليج فارس بيابد.
نقش نفت در جايگاه منطقه اي و جهاني عربستان در حال حاضر صادرات نفت خام عربستان سعودي حدود 90 تا 95 درصد از کل صادرات اين کشور را تشکيل مي دهد و تقريبا 40 درصد توليد ناخالص داخلي از محل صادرات نفتي تامين مي شود. همين ويژگي ها كافي است که عربستان را کشوري به شدت وابسته به نفت بخوانيم. با توجه به قيمت هاى نفت در سال 2004 درآمد نفتى كشورهاى توليدكننده عرب بسيار بالاتر از سال گذشته بود. در سال گذشته عربستان سعودى به تنهايى 46 درصد درآمدهاى نفتى OPEC را به خود اختصاص داد. عربستان سعودى در حال حاضر 5/10 ميليون بشكه در روز نفت توليد مى كند و اين به معناى آن است كه درآمد امسال اين کشور، از محل صادرات نفتي كمتر از 120ميليارد دلار نبوده است. عربستان به دليل داشتن بزرگ ترين ذخاير نفت جهان و ثروت فراوان ناشي از توليد و صدور آن، توانسته است نفوذ سياسي زيادي غيرمنطبق با قابليت هاي جمعيتي، اقتصادي، علمي و پيشينه فرهنگي و تاريخي خود به دست آورد. عربستان سعودي جمعيت بسيار اندکي دارد و هم از نظر نيروي انساني کارآمد و هم به لحاظ منابع معدني و ذخاير طبيعي مواد اوليه غير از نفت، کشوري فقير به شمار مي آيد. درصد بزرگي از جمعيت اين کشور را بي سوادان تشکيل مي دهند و علاوه بر آن، ثروت بيکران و بدون کار و تلاش به دست آمده چند دهه اخير سبب شده است تا بخش هايي از مردم عربستان به طور کلي کمتر به کارهايي که تلاش جسمي و فکري لازم دارد، تن دهند. هر چند اين پديده در اغلب کشورهاي نفت خيز وجود دارد، ولي در عربستان به شدت مشهود است. بنابراين، حضور گسترده کارگران و کارشناسان خارجي به ويژه آمريکاييان در بخش هاي مختلف و به طور عمده صنعت نفت و بخش نظامي ناشي از اين پديده است. رهبران عربستان به خوبى از وابستگى حيات خود به سلامت اقتصادى آمريکا و اولويت هاى امنيتى اين کشور آگاهند. عربستان، نقش کليدى و عمده اى در استراتژى جهانى آمريکا، چه از نظر اقتصادى و چه از نظر سياسي، بازى مى کند و آمريكا به عنوان رهبر مجموعه اى که غرب ناميده مى شود و با توجه به نقش امنيتى متمايزى که به دنبال اضمحلال کمونيسم در شکل دادن به حوادث و ثبات جهانى بر عهده گرفته است، در راهبرد کلان خود، عربستان را نه تنها از ديدگاه تامين انرژى و امنيت ملى خود يک وزنه مهم محسوب مى کند، که از نظر امنيتى نيز به آن اعتبار فزاينده اى در بى ثبات ترين منطقه جهان يعنى خاورميانه اعطا مى کند. ماهيت عملکرد کشورها برخاسته از شرايط داخلى و ويژگى هاى حاکم بر ارتباط ميان کشورها است. حضور هم زمان اين دو وضعيت، شکل دهنده خصلت رفتار بازيگران، بدون توجه به تمايزهاى فرهنگي، جغرافيايى و سياسى آنان است. عربستان سعودى به دليل ويژگى هاى خاص راهبردي در زمينه هاى اقتصادى و سياسى از اين دو وضعيت متاثر است و رفتارهاى اين کشور با توجه به اين شرايط دوگانه حاکم بر عملکرد کشورها، شکل مى گيرد. عربستان از نظر اقتصادي، نقش عمده اى در حيات اقتصادى کشورهاى غربى بازى مى کند؛ از اين رو، ماهيت رفتارهاى اين کشور تا حدود زيادى تعيين کننده کيفيت رفاه اقتصادى در غرب است. عربستان سعودى 261 ميليارد بشكه ذخاير اثبات شده نفت در اختيار دارد و گفته مى شود كه در صورت انجام عمليات بازيافت تا يك تريليون بشكه قابل افزايش است. اين كشور بزرگترين توليدكننده و صادر كننده نفت در جهان است و بيشترين مازاد ظرفيت توليد را در اختيار دارد. به همين دليل، مقامى متمايز و بى همتا در تعيين قيمت نفت و در نتيجه نقشى انکارناپذير در شکل دادن به سياست هاى حاکم نفتى جهان دارد. ظرفيت مازاد بر سهم توليد عربستان نزديک به 3 ميليون بشکه در روز است؛ از اين رو، براى مقابله با هرگونه حرکت راديکال کشورهاى غيراوپک، براى کاستن از توليد و يا قطع جريان نفت به بازارهاى جهانى و تلاش براى آسيب زدن به حيات اقتصادى و رشد ماشين اقتصادى در غرب قدرت زيادى دارد. همچنين در مقابله با کشورهاى غربى به ويژه آمريکا، تحرک پذيرى بى نظيرى دارد. عربستان به ناچار، به نيازهاى امنيتى آمريکا و ضرورت هاى اقتصادى اين کشور حساس است. آمريکا نيز، به ملاحظات داخلى رهبران عربستان سعودى و محدوديت هاى داخلى خاندان سلطنتى حاکم بر نفت اين کشور، توجه ويژه اى دارد. هم از اين رو است که در چنين شرايطى، تانگوى عربستان و آمريکا در باشگاه نفت، دور از انتظار نيست! برآورده کردن خواست هاى امنيتى آمريکا و پياده سازى نيازهاى نفتى اين کشور، رهبران عربستان را از نظر داخلى و منطقه اي، در وضعيتى قرار مى دهد که پيامدهاى ثبات زداى آن بر کمتر کسي، چه در دستگاه تصميم گيرى آمريکا و چه به رهبران حاکم بر پادشاهى عربستان، پوشيده است. اين نکته به خوبى گوياى پيچيدگى روابط آمريکا و عربستان و ماهيت سيال آن است و تا حدود زيادى روشن مى سازد که چرا تصميم گيران آمريکايى در مقايسه با ساير کشورهاى خاورميانه، فشار كمتري به عربستان براى حرکت به سوى مدرنيته وارد مى کنند؟ گفتنى است که شرکت هاى نفتى به رهبرى اکسون موبيل، شورون، تگزاکو و گلف، قدرت آمريکا در منطقه خليج فارس را تا دهه 1970 نمايندگى مى کردند. همه اين شرکت ها درگير رقابت سخت با شرکت انگليسى «بريتيش پتروليوم» و شرکت هلندى ـ انگليسى «شل» بودند، اما از اوايل دهه 1970 عربستان سعودى و ديگر کشورهاى خليج فارس، صنايع نفت خود را ملى کردند و شرکت هاى دولتى براى اداره چاه هاى نفت، خطوط لوله نفت و تاسيسات توليد نفت برپا ساختند. اين کار نه تنها قدرت اوپک را افزايش داد و اين سازمان را قادر به افزايش قيمت نفت کرد، بلکه هيئت حاکمه آمريکا را نيز هراسان کرد. تغيير سياست هاي نفتي امروز عربستان اعلاميه ها و عملکردهاى اخير وزارت نفت و شرکت هاى نفتى وابسته به دولت عربستان سعودي، روند تغيير سياست هاي نفتي اين کشور را تاييد مى کند و به نظر مى رسد اين سياست ها تغيير کرده و يا حداقل در حال تغييراست. سياست پيشين عربستان حاکى از روابط خاص ميان رياض و واشنگتن بود؛ زيرا عربستان سال ها بزرگترين عرضه کننده نفت خام به ايالات متحده شناخته مى شد. در آخرين گزارش ساليانه آرامکو ، به برخى از هدف هاي سعودى ها اشاره شده است. در اين گزارش بيان شده كه بزرگ ترين شرکت نفتى جهان در حال انجام يک سلسله تحقيقات راهبردى است. آرامکو در حالى از مسئوليت خود در قبال برقرارى ثبات در بازار نفت سخن مي راند که در هفته هاى اخير تلاش کرده است تا با نويد افزايش توليد اوپک، سطح قيمت هاى نفت را کاهش دهد، آرامکو از تعهدهاي اقتصادى و اجتماعى خود در عربستان به خوبى آگاهى دارد و به گفته « النعيمى » وزير نفت اين کشور، وظيفه آنها برآورده کردن نيازهاى مردم عربستان از جمله افزايش درآمدها وکمک به توسعه اقتصاد و ايجاد شغل براى افراد بومى است. در اين گزارش شش وظيفه راهبردي آرامکو، هم به عنوان يک واحد اقتصادى مستقل وهم به عنوان شرکتى که در قبال پادشاهى عربستان سعودى تعهدهايي دارد، بيان شده است، اين شش وظيفه يا هدف عبارتند از: - افزايش درآمد هاى نفتى
- حفظ سهميه بازار درآينده
- استفاده از منابع نفت و گاز براى توسعه اقتصادي
- به حداکثر رساندن مسئوليت پذيرى شرکت
- تغيير ساختارى در کارکرد شرکت
- آماده کردن نيروى کار مورد نياز شرکت براى آينده
اولين هدف، رسيدن به حداکثر قيمت با توجه به ميزان توليد و به حداکثر رساندن درآمد نفت در دراز مدت است. از ديدگاه تاريخى چنين الگويى به معناى قيمت هاى بالا و توليدکم در يک چرخه زمانى کوتاه مدت وقيمت هاى پايين و توليدبالا دربلند مدت است. در اين راهبرد، مصرف کنندگان را به نفت ارزان عادت، سپس قيمت ها راافزايش مى دهند که اين قيمت هاى بالا تا هنگام رسيدن عرضه و تقاضا به حالت تعادل ادامه مى يابد و پس از آن با افزايش شديد توليد، قيمت هاى نفت را کاهش مى دهند واين چرخه همچنان ادامه مى يابد. به همين دليل هنگامي كه سخن از منافع بلند مدت عربستان به ميان مي آيد، در يک دوره مسئله افزايش قيمت ها و در دوره ديگر، مسئله حفظ سهميه بازار اهيمت ويژه اي مي يابد. در نيمه اول دهه 1980 عربستان سعودى مي كوشد تا با کاهش توليد، قيمت ها را افزايش دهد. پس از سال 1986 عربستان سياست خود را تغيير و سهم خود را در بازار با وجود کاهش قيمت نفت به سرعت افزايش داد تا درآمد بيشترى به دست آورد. اما چنين راهبردي با هدف هاي مدون عربستان مبنى بر ايجاد ثبات در بازارهاى جهانى نفت منافات دارد. علاوه براين، اگر آرامکو راهبرد حداکثر سازى درآمد نفت با استفاده از نوسان هاي قيمت نفت را پيش بگيرد، درآن صورت هدف دوم آرامکو مبنى بر حفظ سهميه بازار نفت و تاکيد بر افزايش استفاده از نفت در توليد برق و صنايع پتروشيمى به نتيجه نمى رسد. آرامکو همچنين مى كوشد درک عمومى از مقوله نفت و ارتباط آن با مسائل زيست محيطى را بهبود بخشد؛ هر چند که روى اين هدف ها تاکيد خاصى نشده است. موفقيت در به حداکثر رساندن در آمدهاى نفتى وحفظ سهميه بازار تقريبا و به طور قطع به توسعه رشد اقتصادى منجر مى شود. آرامکو قصد دارد از توسعه بخش بالادستى نفت براى رشد در بخش معادن، توليد کالا و خدمات، همچنين ساخت پالايشگاه ها و کارخانه هاى پتروشيمى در داخل استفاده کند.
به بيان نشريه «بازار جهاني نفت» آرامکو قصد دارد اين شرکت را به سوى « سعودى سازى کردن » پيش ببرد. در مقدمه گزارش«عبدالله جمعه»، رئيس شرکت نفتى «آرامکو» از به کار گرفتن بيشترين نيروى کار از نيروهاى بومى عربستان و استفاده از پيمانکاران و فروشندگان داخلى براى کار با آرامکو صحبت شده است. در همين حال از آن دسته از شريکان خارجى که خواهان سرمايه گذارى و ايجاد اشتغال در کشور باشند، استقبال مى شود.
ذخاير نفت عربستان سعودي افزون بر 264 ميليارد بشکه ذخاير اثبات شده نفت در اختيار دارد. مقامات سعودي ادعا مي کنند که در صورت انجام دادن عمليات بازيافت، ذخاير نفت اين کشور تا يک تريليون بشکه قابل افزايش است. متخصصان، افزايش ذخاير نفتى عربستان سعودى را بر اثر اجراى برنامههاى توسعه گسترده و توليد فناورى پيشرفته و درنتيجه رسيدن به لايههاى عميق تر موثر ميدانند. افزايش ذخاير نفتي، نقش عربستان را در بازار جهانى برجستهتر ميسازد. روي هم رفته نزديک به 80 ميدان نفت و گاز و افزون بر 1400 حلقه چاه نفت در عربستان وجود دارد، اما بيش از نيمي از ذخاير اين کشور تنها در 8 حوزه قرار دارند. حوزه « قوار» با 70 ميليارد بشکه ذخيره نفت، بزرگ ترين حوزه خشکي و حوزه صفاييه با 35 ميليارد ذخيره نفت، بزرگ ترين حوزه دريايي جهان به شمار مي آيند. حوزه «قوار» که نفت آن از نوع سبک با درجه گرانروي 34 است، به تنهايي بيش از نيمي از ظرفيت توليد عربستان را تامين مي کند. اين کشور انواع متنوع نفت- از نفت سنگين تا بسيار سبک – توليد مي کند. انواع نفت سبک از مناطق خشکي و نفتهاى سنگين و متوسط از ميدانهاى دريايى توليد ميشوند. از سوي ديگر، حدود 5 ميليارد بشكه ذخاير نفت منطقه بيطرف ميان دو كشور عربستان و كويت قرار دارد.
توليد نفت در سالهاى اخير، توسعه صنعت نفت و گاز در عربستان نسبت به ساير بخشها در اولويت قرار گرفته و سرمايهگذاريهاى داخلى و خارجى گستردهاى در اين بخش صورت گرفته است. اگر طرحها و پروژههاى نفتى عربستان با موفقيت به پايان برسند، تاثير به سزايى در بازار نفت عربستان و جهان خواهند گذاشت. اين کشور يکي از بزرگ ترين توليد کنندگان نفت است و بيشترين ظرفيت مازاد ظرفيت توليد را در اختيار دارد. بخش تحليل نفتى اداره اطلاعات انرژى آمريکا اعلام کرده است که ظرفيت کنونى توليد نفت عربستان حدود 5/10 ميليون بشکه در روز است که به احتمال زياد تا سال 2025 به 22 ميليون بشکه در روز مى رسد. مقامات رسمي عربستان ادعا مي کنند که امکان توليد روزانه 12 ميليون بشکه نيز وجود دارد. در گزارش آژانس بين المللى انرژى (يى آى اي) آمده است که عربستان با توجه به ميزان ذخاير اثبات شده كنوني که 264 ميليارد بشکه است و يک چهارم کل نفت دنيا را تشکيل مى دهد، قادر است به سطح توليد 22 ميليون بشکه در روز برسد. اين پادشاهى بدون سرمايه گذارى خارجي، حدود 5/10 ميليون بشکه نفت در روز توليد مى کند. به پيش بينى «يى آى اي»، مازاد توليد نفت عربستان و عراق مى تواند ميزان کل توليد نفت سازمان کشورهاى صادر کننده نفت ( اوپک) را در سال 2025 به 56 ميليون بشکه در روز برساند که اين ميزان دو برابر ميزانى است که اوپک براى متوسط توليد خود در سال جارى که 27 ميليون بشکه در روز است ، در نظر گرفته بود. با توجه به رشد اقتصاد جهاني، تلاش عربستان براى توسعه صنعت نفت و گاز در چارچوب منافع ملى اين كشور قراردارد. رشد توليد ناخالص داخلى جهان از 4/3 درصد در سال 2003 به 2/4 درصد در سال 2004 خواهد رسيد. رشد اقتصادى با افزايش مصرف انرژى همراه است. به موازات اين رشد، عربستان سعودى هم مي كوشد ميزان توليد و صادرات خود را در آينده افزايش دهد. به طور كلى سياست نفتى عربستان بر پايه چهار واقعيت استوار است: در اختيار داشتن بزرگترين ذخاير نفتى جهان و كمترين هزينه توليد (حدود 5/1 دلار براى هر بشكه)، حفظ مازاد ظرفيت توليد، وابستگى اقتصاد كشور به صنعت نفت و ثبات رويه سياسى و اقتصادي. با آنكه حدود 15 تا 70 درصد كل ظرفيت توليد اين كشور به نفت سبك اختصاص دارد و بقيه آن نفت متوسط و يا سنگين است، عربستان همچنان به افزايش ظرفيت توليد نفت سبك ادامه ميدهد. در اين ميان توسعه ميدان شعيبه در مناطق دوردست، هم مرز با امارات متحد عربى در اولويت قرار دارد. ذخاير اين ميدان 7 ميليارد بشكه نفت خام سبك و شيرين با درجه گرانروى (API)42-40 برآورد ميشود كه ميتوان روزانه 500 هزار بشكه نفت خام و 870 ميليون فوت مكعب گازطبيعى از آن برداشت كرد.گفتنى است دو شركت آمريكايى «پارسونز» و«بكتل» نقش عمدهاى درعمليات توليد اين ميدان برعهده دارند. سرمايهگذارى براى توليد بيشتر از ميدان قوار هم در دستور كار وزارت نفت عربستان قرار دارد. ميدانهاى حوزه «نجد» با ظرفيت حدود 30 ميليارد بشكه در روز، «زولوف» با ظرفيت توليد 500 هزار بشكه در روز و «مرجان» با ظرفيت توليد 270 هزار بشكه در روز در مناطق دريايي، براى اين كشور اهميت ويژهاى دارند.
خطوط لوله و پايانه هاي صادراتي بخش عمده اي از نفت خام عربستان از طريق خليج فارس و از منطقه « Abqaiq » بارگيري و صادر مي شود. پايانه هاي « راس التنوره » با ظرفيت روزانه 6 ميليون بشکه و « راس الجمعيه » با ظرفيت روزانه 3 ميليون بشکه، در خليج فارس و ينبع با ظرفيت روزانه 3 ميليون بشکه در درياي سرخ، بزرگ ترين پايانه صادراتي اين کشور به شمار مي روند. خط لوله شرق – غرب ( پترولاين ) با ظرفيت انتقال روزانه 5 ميليون بشکه نفت خام، بزرگ ترين خط لوله عربستان است که در سال 1984 اداره آن از شرکت موبيل گرفته و به شرکت آرامکو واگذار شد. اين خط لوله نفت سبک و بسيار سبک را به پالايشگاه هاي استان هاي غربي و پايانه صادراتي درياي سرخ انتقال مي دهد تا از آنجا به بازارهاي اروپا صادر شود. در کنار و به موازات آن خط لوله «Abqaiq – Yanbu » با ظرفيت روزانه 290 هزار بشکه قرار دارد که مايعات گازي را براي استفاده در صنايع پتروشيمي به « ينبع » انتقال دهد.
پالايشگاه هاي نفت عربستان سعودى 9 پالايشگاه در اختيار دارد كه ظرفيت اسمى آن 7/1 ميليون بشكه در روز است. در سال 1998 اين كشور برنامههايى را براى نوسازى و توسعه پالايشگاههاى خود در نظر گرفته است؛ از جمله نوسازى و به روز كردن تجهيزات پالايشگاه300 هزار بشكهاى «راس التنوره» كه سرمايه مورد نياز آن 2/1 ميليارد برآورد ميشود. پالايشگاه «ربيق» با ظرفيت روزانه 325 هزار بشكه، بزرگترين پالايشگاه عربستان است كه در كنار درياى سرخ قرار دارد. براى نوسازى و بهينهسازى توليد و متنوع كردن فرآوردهها، طرحى مدنظر قرار گرفته است كه ظرفيت آن را به 400 هزار بشكه در روز افزايش دهد. سرمايه مورد نياز براى اجراى اين طرح 2 ميليارد دلار برآورد ميشد. با كاهش شديد قيمت نفت، هدف هاي اين طرح تعديل شد و در اكتبر 1998 اجراى آن به تعويق افتاد. اكنون با افزايش قيمت نفت و افزايش درآمد اين كشور، اين طرح، دوباره در دستور كار دولت قرار گرفته است. احداث كارخانه جداسازى نفت و گاز حوزه «قوار» از ديگر طرحهايى بوده است كه درسال 1998 اجراى آن به تعويق افتاد و دوباره در اولويت قرار گرفته است.
صادرات نفت و گاز عربستان سعودى يكى از عرضهكنندگان مهم نفت، بهآمريكا، اروپا و ژاپن است. در حال حاضر حدود 60 درصد نفت خام صادراتى و عمده فرآوردههاى نفتى صادراتى عربستان به كشورهاى آسيايى بارگيرى ميشود و پس از آن اروپا و آمريكا بزرگترين واردكنندگان نفت اين كشور هستند. اين کشور پس از کانادا، بزرگ ترين صادرکننده نفت و فرآورده هاي نفتي به آمريکا بوده است. گفتني است که بر اساس برآوردهاى اداره اطلاعات انرژى آمريکا، عربستان سعودى در چهار ماه نخست سال 2004 به رتبه چهارم صادرکنندگان نفت به آمريکا سقوط کرده است. کشورهاى مکزيک، کانادا و ونزوئلا رتبه هاى اول تا سوم را در اختيار دارند. به گزارش مقامات عربستان سعودي، درآمد عربستان از فروش بيش از 90 ميليارد بشكه نفت خام در 40 سال اخير يك تريليون دلار بوده است. اين قدرت بزرگ نفتى جهان در سالهاى 2002-1962، 9/90 ميليارد بشكه نفت خام استخراج و تا پايان سال جارى 94 ميليون بشكه نفت خام توليد كرده است. پيش بينى مى شود که در سال 2020 ميزان صادرات نفت عربستان به 17/11 ميليون بشكه در روز برسد. درپى افزايش تقاضاى نفت در آسيا، عربستان سعودى صادرات نفت خام خود را به اين منطقه افزايش داده است، اين کشور با محدود کردن ميزان صادرات نفت خود به آمريکا نفت بيشترى را به آسيا روانه کرده و در نتيجه از افزايش ذخيره سازى هاى تجارى آمريکا جلوگيرى کرده است. اين مسئله به حفظ قيمت ها درسطحى بالا کمک کرده است، در حالى که تغيير سطح ذخيره سازى هاى تجارى در آمريکا تاثير بسزايى در تعيين قيمت ها در بازار دارد.
منابع گاز طبيعي براساس آخرين آمار، ذخاير گاز عربستان 4/6 تريليون متر مكعب و توليد آن سالانه 690/5 ميليارد مترمكعب است. 6/3 درصد از ذخاير گازطبيعى جهان به عربستان اختصاص دارد و اين كشور پس از روسيه، ايران، قطر و امارات در مقام پنجم قرار دارد. دوسوم گاز عربستان در ميدان نفتى «قوار» و ميدانهاى دريايى «صفاييه» و «زولوف» واقع شده است. ميدان نفتى قوار به تنهايى يك سوم ذخاير گاز همراه را در خود جاى داده است. بيشتر ذخاير گازى عربستان گاز همراه است. ذخاير مستقل گازى به طور عمده در ميدانهاى «خوف» در مجاورت حوزه «قوار» و «الدوره» در منطقه بيطرف ميان عربستان و كويت (مشترك با ايران) قرار دارد.
توليد و برداشت گاز طبيعي افزايش توليد گازطبيعى و توسعه طرحهاى برداشت بيشتر گاز در اولويتهاى برنامههاى توسعه صنعت نفت گاز عربستان است و شركت عربستاني«آرامكو» اعلام كرده است كه قصد دارد در 25 سال آينده 45 ميليارد دلار در صنعت گاز عربستان سرمايهگذارى كند. اين سرمايهگذارى، هم در صنايع بالادستى و هم در صنايع پايين دستى، نفت صورت ميگيرد. تامين خوراك صنعت روبهرشد پتروشيمي، خوراك نيروگاههاى برق و جانشين كردن مصرف گاز با نفت از هدف هاي بزرگ و مهم توسعه صنعت گاز است. توسعه صنعت گاز و جانشينى آن با نفت، علاوه بر توسعه صنايع داخلي، صادرات نفت را ميتواند افزايش دهد و ميزان نفتى را كه هم اكنون در داخل مصرف ميشود، كاهش دهد.
پتروشيمي عربستان سعودى 10 مجتمع پتروشيمى دارد. شركت صنايع پايه عربستان (SABIC) به تنهايي حدود 5 درصد محصولات پتروشيمى جهان را توليد ميكند. 70 درصد اين شركت متعلق به دولت است. در حال حاضرنيز، شركت پتروشيمى سعودى (صدف) به همراه شركت «سابيك» و شركت آمريكايى «شل» طرح مشتركى را آغاز كردهاند كه براساس آن، براى احداث يك كارخانه پتروشيمى با ظرفيت سالانه 700 هزار تن و با سرمايه يك ميليارد دلار برنامهريزى شده است. شركت مهندسى دايليم كره جنوبي نيز، براى ساخت يك كارخانه شيميايى در «الجبيل» قراردادي را با سرمايه 170 ميليون دلار منعقد كرد. ساخت اين كارخانه به منظور توليد سالانه 500 هزار تن اتيلن بنزن و استيرين است. شركت ژاپنى چييودا هم مناقصهاى 500 ميليون دلارى را براى احداث يك كارخانه پتروشيمى در منطقه صنعتى الجبيل به خود اختصاص داده است.
برق افزايش جمعيت در عربستان سعودي و کاهش غير واقعي بهاي برق، تقاضاي استفاده از اين انرژي را بيش از 5/4 درصد افزايش داده است. وزارت صنعت و برق عربستان سعودي اعلام کرده است که نياز عربستان سعودي به برق در سال 2019 بيش از 20 گيگا وات مازاد بر توانايي توليد اين نيرو است، يعني حدود 6/26 گيگاوات در روز به ارزش 12 ميليون دلار. شرکت « سعودي الکتريک» اواخر سپتامبر 2003 از 7 طرح جديد به منظور احداث نيروگاه هاي برق در اين کشور ( نيروگاه هاي «المزاحيميه»، « القرايات2»، « سلبوخ»، « رياض.پي.پي.10»، « ربيق 2 »، « ينبو 2» و « شغيب 2 » ) ، با توانايي توليد 5/14 گيگاوات؛ علاوه بر 10 طرح جديد خطوط انتقال نيرو خبر داد. عربستان سعودي در سال 2004 گام هاي مهمي را براي جذب سرمايه گذاري خارجي و حتي داخلي و نيز خصوصي سازي صنعت برق و الکتريسيته برداشت. اين کشور تاكنون با بسياري از شركتهايكشورهاي عربي و شركتهاي انگليسي - بلژيكي، ژاپني و كرهاي براي مشاركت وسرمايهگذاري در طرح هاي خود مذاكره کرده است. مقاماتعربستان سعودي به دنبال شركتي برايسرمايهگذاري هستند كه مناسبترينقيمت را پيشنهاد بدهد و داراي شهرت بينالمللي در اين زمينه باشد. شركت برق عربستان سعودي در حال حاضر با چالش هاي عظيمي در برآورد تقاضا در 20 سال آينده روبه روست. انفجار جمعيت اين پادشاهي و توسعه سريع صنعتي، تقاضاي برق را در سال 2005 به 30800 مگاوات يعني 2000 مگاوات بالاتر از ظرفيت نصب شده امروز مي رساند. در سال 2020 تقاضا به 55000 مگاوات جهش خواهد يافت و اين به معناي متوسط رشد پنج درصد در سال است. براي شركت برق سعودي (SEC) چالش فني هراس آور شده است. اين كشور نه تنها بايد در عرض 15 سال ظرفيت توليد خود را دو برابر كند، بلكه به شكلي اضطراري نيازمند گسترش زيربناي انتقال و توزيع كشور است تا بتواند شبكه اي ملي ايجاد كند كه تمام گستره كشور در تمام نواحي از برق بهره مند شوند. بزرگ ترين چالش ها به سرمايه گذاري وسيع مورد نياز اين پروژه ها مربوط است. تنها هزينه سرمايه گذاري در بخش توليد به 44000 ميليون ريال سعودي تا 15 سال آينده مي رسد. SEC كه با چنين رقم بزرگي روبه رو شده است و تمايلي به تحمل بدهي سنگين يا افزايش بالاي قيمت برق ندارد، گزينه اي جز رو آوردن به بخش خصوصي براي كمك ندارد.
محيط زيست عربستان، کويت و امارات، به ترتيب بيشترين سهم را در آلودگي خليج فارس دارند. عربستان اقدام هاي مثبتي در زمينه نصب تصفيه خانه و رعايت استانداردهاي زيست محيطي انجام داده است. به رغم اين اقدام ها هنوز اين کشور با توجه به سطح درآمد و ميزان بهره برداري از دريا بيشتر از کشورهاي شمالي آلاينده ايجاد مي کند. بخشي از آلاينده هاي موجود در آب هاي خليج فارس در درون دريا، در مرز عربستان سعودي، از طريق فعاليت شناورها ، نفت کش ها، اسکله هاي نفتي و اکتشاف هاي نفتي و بخشي هم از طريق ساحل توسط صنايع حاشيه دريا به آن وارد آب دريا مي شود که البته بخش اعظم آلاينده هاي موجود از نوع نفتي است . بخشي از آلاينده ها بر اثر حرکت نفتکش ها و شناورها ، رها کردن آب توازن کشتي ها ، حفاري ها و عمليات کشف نفت، تراوش و استخراج نفت ، ريختن زباله ها از داخل شناورها به داخل دريا وگل حفاري به درياي خليج فارس تزريق مي شوند. به طور کلي مصرف انرژي و انتشار کربن، مشکلات اساسي را براي پادشاهي عربستان به ارمغان آورده است. توليد و توسعه نفت و نيز تمرکز انرژي و کربن، کشور را به سوي تدابير سريع تر و عميق تري در زمينه محيط زيست راهنمايي مي کند.
عربستان در يک نگاه
نظام سياسي : پادشاهي
پادشاه: عبدالله بن العزيز آل سعود
تاريخ استقلال: 23 سپتامبر 1932
جمعيت ( سال 2003 ): 22 ميليون نفر
موقعيت: خاورميانه، ميان خليج فارس و درياي سرخ
وسعت: 865 هزار مايل مترمربع
شهرهاي اصلي: رياض ( پايتخت سلطنتي )، جده ( پايتخت اداري)، مکه، مدينه، دمام و جبيل
زبان رسمي: عربي
ترکيب جمعيت: 90 درصد عرب، 10 درصد آفريقايي – آسيايي
مذهب: 100 درصد مسلمان ( 85 درصد سني و 15 درصد شيعه )
توليد ناخالص داخلي:5/210 ميليارد دلار
بزرگ ترين شرکا تجاري: ژاپن، ايالات متحده آمريکا، اتحاديه اروپا
صادرات در سال 2003 : 3/77 ميليارد دلار ( بخش اعظم صادرات را نفت خام و توليدات نفتي تشکيل مي دهد).
واردات در سال 2003 : 8/30 ميليارد دلار ( بخش اعظم واردات به صنايع غذايي، فلزات و غذا اختصاص دارد).
درآمد حاصل از صادرات نفت تا پايان سال 2003: 4/80 ميليارد دلار
درآمد حاصل از صادرات نفت تا فوريه سال 2004 : 4/77 ميليارد دلار
صنعت نفت عربستان
وزير نفت و منابع طبيعي: علي بن ابراهيم النعيمي
وزير آب و برق : عبدالله الحسين
شرکت ملي نفت: سعودي آرامکو Saudi Arabian Oil Co. ( Saudi Aramco )
شرکت ملي پتروشيمي: سابيک Saudi Basic Industries Corp ( SABIC )
ميدان هاي مهم نفتي: «قوار»، « سافانيه»، « ابکيگ»، « بري»، « مانيفا»، « زولوف»، « شعيبه»، « ابوصفا»، « خروسانيا».
پالايشگاه هاي مهم: « آرامکو- ربيق » با ظرفيت 000/400 ميليون بشکه در روز؛ « راس تنوره » با ظرفيت 000/300 ميليون بشکه در روز؛ « ينبع » با ظرفيت 190،000 ميليون بشکه در روز؛ « رياض» با ظرفيت 000/120 ميليون بشکه در روز؛ « جده » با ظرفيت 000/60 ميليون بشکه در روز؛ « سعودي آرانکو / موبيل – ينبع» با ظرفيت 000/340 ميليون بشکه در روز؛ « پترومين/ شل – الجبيل » با ظرفيت 000/305 ميليون بشکه در روز؛ « عربيان اويل کمپاني ( شرکت نفت عرب ) – راس الخفجي» با ظرفيت 000/30 ميليون بشکه در روز.
ذخاير اثبات شده نفت در سال 2003 : 9/261 ميليارد بشکه
ظرفيت توليد نفت خام در سال 2004: 10 تا 5/10 ميليارد بشکه در روز
ظرفيت پالايش نفت خام: 75/1 ميليون بشکه در روز
ذخاير گاز طبيعي: 4/6 تريليون متر مکعب
ظرفيت توليد برق: 6/26 گيگاوات
مصرف کل انرژي در سال 2002 : 7/218 تريليون « بي.تي.يو»
انتشار دي اکسيدکربن ناشي از مصرف انرژي در سال 2002 : 8/3 ميليون تن |