|
|
|
ظرفيتهاي بالقوه بازار بزرگ نانومواد(3320 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (633 بار خوانده شده است)  ظرفيتهاي بالقوه بازار بزرگ نانومواد 12/06/1385 مترجم :حامد شريعتي كليد واژه ها :نانورس, اكسيدها, فلزات, نانومقياس خلاصه به زودي توليد نانومواد و نانوذرات به تجارتي بزرگ براي سازندگان مواد شيميايي تبديل ميشود. اين در حالي است كه بسياري از كاربردهايي كه در نانوفناوري مولكولي مطرح ميباشد فاصله زيادي تا رسيدن به بازار دارند، اما مواد شامل نانوذرات را هم اكنون نيز ميتوان در محصولات تجاري پيدا نمود. بازاري كه اين محصولات خواهند داشت در حد چندين ميليارد دلار است كه نصيب شركتهاي شيميايي جا افتاده كه در فناورينانو سرمايهگذاري نموده و نيز صدها شركت تازه تأسيس، ميشود كه سعي در برآوردن تقاضاهاي موجود دارند. متن مقاله سه شاخه تجارت نانومواد: نانورس، اكسيدها و فلزات نانومقياس و نانولولههاي كربني. از بين اين سه بخش، جاافتادهترين بازار مربوط به نانورسها ميشود كه در مواد كامپوزيتي بهكار ميروند و نوعاً شركتهايي كه بهطور مجتمع در زمينه مواد خام كار ميكنند در اين زمينه فعاليت دارند؛ شركتهايي از قبيل Nanocor، Rock wood Specialteis ا و نيز شركت Sad –Chemie. تلاشهايي كه در زمينهتجاريسازي نانومواد صورت ميگيرد بسيار پيشرفته است و مواد كامپوزيتي كه داراي نانورس ميباشند هم اكنون در كاربردهايي چون اتو كامپوزيتها (auto Composites) و بسته بندي(barrier Packaging) بهكار ميرود. بازار اكسيدهاي نانومقياس كه به سرعت در حال گسترش است رقابتي را ميان توليدكنندگان اكسيدهاي متصاعد شده (Fumed Oxides) ايجاد كرده و البته در عين حال ميتوانند زمينهاي براي شركتهاي تازه كار هم به حساب آيند. بازار اكسيدهاي نانومقياس در كوتاهمدت بالاترين ظرفيت را به خود اختصاص خواهند داد. اين ظرفيتها علاوه بر آنكه كالاهايي از قبيل اكسيدروي نانومقياس مصرفي در كرمهاي ضدآفتاب و پوششهاي شيشهاي ضدخش را دربر دارد، زمينهاي براي ظهور كاربردهاي جديد در حال توسعهاي است كه با استفاده از خواص جديد نانومواد بهوجود ميآيند. پل هليستر، مدير تحقيقات CMP Cientifica مادريد، در اين باره ميگويد: "مواد در مقياسنانو رفتار متفاوتي دارند. استفاده از نانوذرات در مواد كامپوزيتي ميتواند سبب افزايش استحكام و كاهش وزن آنها گردد، مقاومت شيميايي و حرارتي آنها را افزايش داده و بر هم كنش آنها با نور و ديگر تابشها را هم تغيير دهد. پوششهايي كه از نانوذرات ساخته شود ميتواند بسيار زبر و سفت و يا بسيار لغزنده و نرم باشند يا حتي خواصي غير عادي مانند تغيير رنگ با اعمال جريان و يا خود تميزشوندگي هنگام بارش باران از خود نشان دهند. آنچه ميتوان گفت آن است كه بازار نانومواد هم اكنون در دسترس است حال آنكه بسياري ديگر از كاربردهاي فناورينانو همچنان در دست تحقيق است و تا رسيدن به بازار فاصله دارد. ظرفيتهاي نانومواد فرصتهاي بازار به گفته توليدكنندگان، نانوكامپوزيتهاي حاوي مقادير كمي ذرات نانورسي ورقه مانند(Plate-Like)، باعث بهبود خواص گرمايي و مكانيكي در مقايسه با رزين پايه (Bade Resin) شده و عملكرد حفاظتي و ضد اشتعالي بهتري دارد بدون آنكه وزن ماده را افزايش داده و يا بر شفافيت آن تأثير بگذارند. همچنين بر خلاف افزودنيهاي معدني متداول، آنها با مقادير بسيار پايين نيز كار ميكنند. ذرات نانورسي در واقع همان شكل طبيعي اسمكتيت (Smectite) هستند كه به شكلي مناسب در پليمرها پخش شدهاند و اين همان روشي است كه در حدود 10 سال قبل ابتدا شركت تويوتا موتور آنرا بهكار بست. موانع فني پيتر مول، رئيس شركت نانوكور(Nanocor) ميگويد: «در حال حاضر سهم تجاري نانوكامپوزيتها از بازار در حدود دو ميليون پوند برآورد ميشود و ما رشد سريعي را براي آن پيشبيني ميكنيم. نكتهاي كه وجود دارد آن است كه ساختار ورقه مانند اين نانورسها، خواص حفاظتي واستحكامي را به كامپوزيتها ميبخشد كه ايجاد آن با اكسيدهاي نانومقياسي كه غالباً كروي شكل هستند امكانپذير نيست. اما مهمترين مانعي كه از لحاظ فني براي اين كار وجود دارد، توسعه رفتار سطحي به گونهاي است كه بتواند بهجاي متصل شدن به يكديگر، اين نانوذرات رسي را به پليمرها متصل نمايد.» كار Nanocor كه با همراهي شركت Gitto Global صورت ميگيرد، تهيه و ساخت تركيبات ضد اشتعالي است كه در جعبههاي الكتريكي ضدحريق بهكار ميروند. به اين منظور لازم است تا جعبهاي محكم ومقاوم در برابر اتصال كوتاه الكتريكي تهيه شود. استفاده از نانورس در ساخت چنين محفظههايي ميتواند استفاده از افزودنيهاي ضداشتعالي را كه در حال حاضر بهكار ميروند بطور قابل ملاحظهاي كاهش دهد. بهعلاوه آنكه به اين ترتيب محصولاتي بسيار ارزانتر و سبكتر توليد خواهد شد. همچنين از ديگر كاربردهاي اين مواد، استفاده شركت Honeywell از آنها در توليد محافظ نايلوني- 6 چند لايهاي - است كه در صنايع بسته بندي بكار ميرود. با تمام اين احوال بايد گفت نانوكامپوزيتها هنوز در مراحل اوليه توليد و توسعهاند اگر چه اين فناوري استعداد رشد قابل ملاحظهاي را داشته باشد و پيشبيني ميشود بازار آن تا سال 2010 ميلادي به بيش از يك ميليارد پوند برسد. به گفته جيم مورتون، از مشاوران Principia Partners ، فناوري نانوكامپوزيتها در طيف وسيعي از پليمرها، دستههاي مختلف مواد، ترموستها و الاستومرها قابل استفاده است. از ديگر كاربردها و بازارهاي مطرح براي نانوكامپوزيتها ميتوان به صنايع بستهبندي مواد غيرخوراكي و گروه ديگري از بازارهاي بادوام اشاره نمود كه به استفاده از مواد نانوكامپوزيتي روي خواهند آورد. اگر چه توليد نانورسها را بيشتر شركتهاي جاافتاده و باسابقه انجام ميدهند؛ اما شركتهاي كوچكتر و تازهكار هم در زمينه تجاريسازي مواد مبتني بر نانورسها فعاليت دارند. شركت تازهكارInMat نوعي كامپوزيت نانورسي ورميكوليتي (Vermiculite) را در توليد لاستيك بوتيلي -نوعي كائوچوي مصنوعي – بهكار برده است كه شركت توليد كالاهاي ورزشي ويسون (شيكاگو) از آن در توليد توپهاي تنيس Double Core خود استفاده ميكند. گفتني است كه اين فناوري را ابتدا Hoechst و يك شركت توليد لاستيك خودرو در سال 1996 ابداع کردند و در نهايت در قطعات پوششي Hoechst's Herberts كه در سال 1999 به DUPONT فروخته شد، بكار ميرفت. پس از آن بود كه شركت IMNAT از دوپونت جدا شده و بهصورت يك شركت مستقل به فعاليت پرداخت. به گفته مسئولان اين شركت، آنها با داشتن يك مشتري تجاري در ابتداي راه هستند اما نسبت به آينده خوشبين بوده و ظرفيت بازاري بالا و وسيعي را براي آن پيشبيني ميكنند. همچنين اين شركت بهدنبال تهيه نوعي لايههاي نانوكامپوزيتي است كه در دستكشهاي محافظ بهكار ميروند و حتي ميتوانند در توليد لاستيك خودرو كه از توليدات اوليه اين شركت بود، هم بهكار روند. رقابتي سخت و فشرده شركتهاي تازهكار و جاافتاده در بازار اكسيدهاي نانومقياس به شدت در حال رقابت با يکديگرند. بسياري از شركتهاي تازهكار با فناوريهاي توليد اكسيدهاي فلزي از روشهاي توليد پلاسمايي به اين عرصه كسب وكار وارد شدهاند. ديگر شركتها با استفاده از واكنشهاي رسوبي و يا روشهاي ساده آسياب كردن، آنها را توليد ميكنند. شركتهاي جاافتاده و قديميتر توليدكننده اكسيدهاي كورهاي به سرعت به سمت تجاريسازي ردههاي خاصي از نانومقياس براي رسيدن به كاربردهايي جديد حركت ميكنند. جيف واگا، مدير كل نانومواد Project House در دگوسا، ميگويد: "اخيراً هزاران تن از اكسيدهاي متصاعد شونده توليد ميشود آنها واقعاً نانومواد تجاري هستند." وي ميافزايد: همچنين ما قصد داريم در اين موج نوظهور از فرصتهاي پديد آمده در زمينه توسعة مواد با توسعه اكسيدهاي نانومقياس فعلي و يا توليد محصولات جديدي چون اكسيدهاي فلزي مختلط (Mixed Metal Oxides) و كامپوزيتها، سرمايهگذاري كنيم و بازارهاي مورد نظر ما شامل كاتاليزورها، غشاهاي سراميكي، پوششهاي رسانا، حفاظت شخصي (Personal Care) و نانوذراتي است كه در مصارف الكترونيكي بهكار ميروند." به گفته ميندي ريتنر، تحليلگر ارشد در شركت ارتباطات كسب وكار، انتظار ميرود بازار نانومواد با افزايشي معادل 12.8% در سال، تا سال 2005 به 900 ميليون دلار برسد. در حال حاضر بيشترين كاربرد نانومواد را CMP، نوارهاي ضبط مغناطيسي، كرمهاي ضدآفتاب، پايههاي اتوكاتاليزور، برچسبهاي زيستي (biolabeling)، پوششهاي رساناي الكتريسيته و فيبرهاي نوري تشكيل ميدهند. البته در اين بين برخي از كاربردها از قبيل نوارهاي ضبط مغناطيسي كاهش پيدا كرده؛ اما به سرعت در حال جايگزيني با كاربردهاي جديد است. ريتنر ميگويد: "در شرايط فعلي بيشترين مواد موجود در بازار را اكسيدهاي فلزي سادهاي چون سيليكا، آلومينا و تيتانيك و فلزات نانومقياس، همچنين اكسيدهاي زيركونيم و سريم و نيز اكسيدهاي تركيبي چون اينديم – قلع، آنتيموان – قلع تشکيل ميدهند و تيتاناتها هم در حال ورود به بازار ميباشند. علاوه بر اين مواد، انواع ديگر نانوذرات از قبيل اكسيدهاي تركيبي مختلف، فلزات، نيمهرساناها و سراميكهاي نانواكسيدي هم در دست تهيهاند و شرکتها در حد آزمايشي و مقدار کم به توليد آنها پرداختهاند که قابل دسترسي ميباشد. شركتهاي بزرگ عرصه نانو توليد انبوه چالشي است که شرکتهاي کوچک وتازهکار در امر توليد اکسيد و فلزات نانومقياس با آن مواجهند. تقريباً شركتهاي كمي هستند كه قادر به توليد در سطح تجاري ميباشند و در نتيجه محصولات آنها هم گران است. قيمت اكسيدهايي كه به صورت انبوه توليد ميشوند نوعاً از چند ده تا چند صد دلار در هر كيلو در نوسان است و اين در حالي است كه همين محصولات وقتي در حد كم و تنها به سفارش مشتري توليد شوند چه بسا قيمت آنها بسيار بالا و دهها دلار در هر گرم برسد. تحليلگران پيشبيني ميكنند با ايجاد كاربردهاي جديد و ملحق شدن شركتهاي كوچك به شركتهاي بزرگتر با در نظر گرفتن جايگاه قوي آنها در فناوري، اين بازار به سرعت به ثبات برسد..
تسخير بازار به گفته دونالد فريد قائم مقام توسعه تجاري شركتNanoPhase Technologies ، اين شركت تازهكار كه پيشگام در عرصه نانومواد است هم اكنون با چندين شركت شيميايي بزرگ در ارتباط است كه از جمله ميتوان به همكاري با شركت BASF براي تهيه نانوذرات اكسيد روي، براي استفاده در كرمهاي ضدآفتاب اشاره نمود كه در حدود دو سوم فروش شركت نانوفاز را تشكيل ميدهد. همچنين شركت نانوفاز با واحدهاي صنعتي Rohm و Hass's Rodel براي ساخت و فروش محصولات CMP مبتني بر نانوذرات كه در صنعت نيمرساناها بهكار ميرود، همكاري دارد. شركت نانوفاز كار خود را از سال 1990 تحت ليسانس آزمايشگاه مليArgonne براي استفاده از روش پلاسمايي تبديل فلزات به اكسيدهاي نانومقياس آغاز نمود. در سال 1997 اين شركت از حالت خصوصي به يك شركت سهامي عام تبديل شد و يكي از معدود شركتهاي فناورينانو است كه به اين كار اقدام نموده است. فريد ميگويد: "ما در آن موقع فعاليت تجاري چنداني نداشتيم اما با آمدن جوزف كراس مدير اجرايي جديد شركت كه در سال 1998 به ما ملحق شد يك گروه مديريتي تخصصي تشكيل و فعاليت تجاري خود را شكل داديم. طبق گزارشهاي منتشر شده، فروش اين شركت در سال 2001 به 4.1 ميليون دلار رسيد و در حال حاضر نيز فروش سالانه آن حدود 3.1 ميليون دلار برآورد ميشود." فريد ميافزايد: "البته ما به مشتريان احتمالي شركتهاي بزرگي كه به بازار نانوذرات وارد ميشدند توجه داشتيم. مطمئناً اين شركتها از منابعي كافي براي تأثيرگذاري عمده برخوردارند. اگر چه شركت نانوفاز از ظرفيت سالانه 1.2 ميليون پوند برخوردار است كه در بين شركتهاي تازهكار رقم قابل توجهي به نظر ميرسد؛ اما اين مبلغ در مقايسه با شركتهاي بزرگي چون دگوسا ناچيز جلوه ميكند. كار اصلي كه بايد انجام دهيم آن است كه يك ديد كلي نسبت به آنچه ميخواهيم انجام دهيم، داشته باشيم. آنچه مورد نياز است تودهاي از نانومواد نيست؛ بلكه توزيع مشخصي از اين نانومواد براي ترميم و يا اصلاح سطحي است و اين بسيار بيش از تنها توليد انبوه نانومواد كار ميبرد.» بيشتر شركتهاي كوچك پيشگام، از نوعي فناوري پلاسما استفاده ميكنند بهعنوان مثال شركت NanoProducts كه در سال 1994 تأسيس شده است از مايعات تبخير شده، استفاده ميكند كه با تغيير تركيب اين مواد در محلول ميتوان تركيبهاي اکسيدهاي 2-، 3- و 4- فلزي را توليد كرد. اين شركت ظرفيت سالانه 66000 پوند را داشته كه تا پايان سال هم اين مقدار به دو برابر خواهد رسيد. همچنين اين شركت داراي اين قابليت ميباشد كه توليد خود را تا 10 برابر افزايش دهد. ظرفيت و هزينه از جمله سؤالات اساسي مطرح در توسعه وايجاد بازار مصرف ميباشند. اگر بهعنوان مثال يك ميكروپودر به حد كافي و با قيمت پايين در بازار وجود داشته باشد مشتري ديگر به دنبال خريد محصولات نانومقياس نخواهد بود كه چه بسا قيمت آن ده برابر بيش از ميكروپودرها باشد؛ لذا بايد بهدنبال آن محصول و كاربردي از فناورينانو بود كه سود آور بوده و بتوان آن را در حد تجاري توليد نمود. انتظار ميرود در آيندهاي نه چندان دور كاربردهاي مهمي از نانومواد با در آمد 10 تا 50 ميليون دلار بهازاي هر كاربرد ايجاد شود. اين بازارها شامل پوششها، CMP الكترونيك، كاتاليزورها و صنايع آرايشي بهداشتي ميباشند. نانو فلزات شركت Nanotechnologies- واقع در اوستين تگزاس كه در سال 1999 تأسيس شد- از روش پلاسماي ضربهاي (Pulsed Plasma Process) براي تبديل اكسيدهاي جامد و اكسيدهاي فلزي به نانوذرات استفاده ميكند. استفاده از اين روش باعث ميشود تا اين شركت بتواند راهي به بازار نانوفلزات كه رقابت در آن از بازار مربوط به اكسيدها کمتر است پيدا کند. اين شركت نانوذرات آلومينيومي و نقرهاي و نيز اكسيدهايي چون آلومينا، نيوبيا(niobia)، تيتانيا و زيركونيا را توليد ميكند. چندين بازار تجاري شامل استفاده از آلومينيم در مواد منفجره و پيروتكنيكها (Pyrotechnics) و نيز استفاده از نقره در بازار الكترونيك و پزشكي براي اين شركت وجود دارد. به گفته دنيس ويلسون، رئيس اين شركت، براي آلومينيم، در بخش انرژي (energetics) بازار بزرگي براي تعميم و گسترش عملكرد پيشران موشكها و نيز در بخش مواد منفجره بهعنوان چاشنيهاي بدون سرب وجود دارد و همچنين نقره، كاربردهايي در جوهرها و چسبهاي رسانا و باندهاي زخمبندي ضد ميكروب دارد. در حال حاضر استفاده از پودرنقره در چنين موادي مورد تأييد FDA است؛ اما نانونقره سطح بسيار بزرگتري داشته و با مقدار مادة كمتر كارايي بالاتري خواهد داشت. رشد كامپوزيتهاي نانورسي خرد كردن نانومواد پال ريپ، مدير بخش فعاليتهاي نانومواد شركت Qinetig Nanomaterials ؛ شركتي كه منشعب از وزارت دفاع انگلستان است و به توسعه مواد ميپردازد، اظهار داشته كه اين شركت در حال توليد مقدار محدودي آلومينيم نانومقياس به روش پلاسمايي است. در حال حاضر اين شركت قادر است يک کيلوگرم در ساعت از اين محصول را توليد کند. نيز قادر به توليد اكسيدها و نيتريدهاي نانومقياس و همچنين مخلوطي از نانوفلزها ميباشد. به گفته مسئولان اين شركت آنها تا ماه اكتبر ( مهر – آبان) به توليد انبوه اكسيدهاي فلزي بين 2 تا 5 كيلوگرم در ساعت خواهند پرداخت. نكته قابل توجه آن است كه شركتهاي شيميايي بزرگ، با دقت كار اين شركتهاي كوچك را دنبال ميكنند. اخيراً شركت دوپونت موفق به دريافت فناوري از NanoSource Technologies واقع در اوكلاهاما شده و با استفاده از آن روشي را براي توليد نانوپودر دياكسيد تيتانيوم كه در صنايع آرايشي بهداشتي و كرمهاي ضدآفتاب و همچنين بهعنوان كاتاليزور بهكار ميرود، ابداع نموده است. همچنين BASF هم فعاليت عمدهاي را براي پيشگامي در زمينه پليمرهاي كلوئيدي (Polymer Colloid) نانومقياس آغاز نموده و نيز در شركتهاي كوچك از جمله Oxonica از شركتهاي وابسته به دانشگاه آكسفورد كه در سال 1999 تأسيس شده و در زمينه اكسيدهاي نانومقياس هم فعاليت دارد، مشاركت و سرمايهگذاري نموده است. شركت Oxonica در نظر دارد اولين محصول تجاري خود را سال آينده عرضه نمايد. اين محصول با يك فناوري اختصاصي مبتني بر نمكهاي آلي فلزات و اكسيدهاي فلزي، توليد خواهد شد. همچنين اين شركت اخيراً موفق به دريافت حمايت مالي و سرمايهگذاري خطرپذير شركت NextGen Partners شده است كه برگشت اين سرمايه را چندين شركت شيميايي و نيز BASF تضمين كردهاند. اين شريكان در سرمايهگذاري ميتوانند مشتريان بالقوهاي را براي Oxonica بيابند. از آنجا كه بسياري از شركتها مايل به كمرنگ كردن قابليتهاي خود در فناورينانو نميباشند، لذا همكاري با شركت تخصصي كوچكي چون Oxonica ميتواند براي آنان مزاياي زيادي به همراه داشته باشد. ظرفيت نانولولهها گذشته از تمامي موارد فوق، بازارهاي جديدي براي نانومواد كربني خصوصاً نانولولهها در حال شكلگيري است. اين مواد علاوه بر استحكام بالا از رسانش الكتريكي خوبي هم برخوردارند. جالب است بدانيد كه شرکت Hyperion Catalysis كه پيشگام بازار نانولولههاي چند جداره است از سال 1983 و پيش از آنكه ساختار نانولولهها شناخته شوند توليد آنها را آغاز كرده بود. نانولولههاي چندجداره اين شركت كه در مقياس تجاري توليد ميشوند عمدتاً در كنترل تخلية بار الكتريكي (ESD) پليمرهايي كه در صنايع الكترونيك و خودرو بهكار ميروند، كاربرد دارند. پاتريك كالينز، مدير بازاريابي Hyperion در اين باره ميگويد: "چالشي كه در ابتدا با آن مواجه بوديم عبارت بود از توليد انبوه و يافتن بازار تجاري براي محصولي كه ذاتاً ناشناخته بود. شركت ما دريافته بود كه اين نانولولهها بهعنوان افزودنيهاي ESD بيشترين تأثير را در بازار ميگذراند اما سخت ترين بخش كار، قرار دادن و چگونگي توزيع اين نانولولهها در پليمرها بود. به هر حال شركت ما با همين كاربردها كه از لحاظ فني نسبتاً پايين بودند به كار خود ادامه داد زيرا ما ميدانستيم عمدة تقاضاها در اين بخش است. بعنوان مثال، بخشهاي پلاستيكي ساخته شده با رزينهاي محتوي نانولولهها را ميتوان به شيوة الكتروستاتيكي رنگآميزي نمود و شركت GE Plastics از نانولولههاي توليدي Hyperion براي ساخت رزينهاي رسانايي كه ميتوانند در رنگآميزي بخشهاي قالبي خودروها به شيوة الكتروستاتيك بهكار روند، استفاده ميكند. همچنين از اين نانولولهها در تجهيزات تجاري استفاده ميشود بهطوريكه حتي ميتوان آن را رقيبي براي كربن سياه در اين كاربردها دانست. همچنين Hyperion به تهيه نانولولههايي براي ساخت خطوط انتقال سوخت نايلوني(Nylon Fuel Line) اقدام نموده است، زيرا تخليه بار الكتريكي ساكن در اين خطوط ميتواند باعث انفجار شود. شركت Hyperion از بيان دقيق ميزان سهم خود در بازار امتناع كرده و تنها به ذكر اين نكته كه داراي فروش تجاري بوده و به درآمدزايي رسيده، اكتفا كرده است. بازار رقابت در زمينه نانولولهها بسيار داغ است. شركتهاي كوچك به عرضه نانولولههاي چند جدارة خود كه در حد محدودي توليد كردهاند اقدام نموده و چندين شركت بزرگ از جمله Showa Denko هم از آمادگي خود براي توليد تجاري اين محصولات خبر دادهاند. گروهي از شركتهاي كوچكتر هم در اقدامي مشترك به سرپرستي شركت CNI در حال ساخت و توسعه نانولولههاي تك جداره ميباشند كه به گفته آنها از مزاياي بيشتري نسبت به نانولولههاي چند جداره برخوردار بوده و ظرفيت بازاري نهايي بالقوه آن خصوصاً براي كاربرد در صنايع الكترونيك به مراتب بيشتر است. دن كلبرت، قائم مقام CNI، در اينباره ميگويد: «نانولولههاي تك جداره نواقص كمتري داشته و همين امر باعث عملكردي به مراتب بهتر در مقايسه با لولههاي چند جداره ميشود» به گفته وي CNI امتياز اين فناوري را از دانشگاه راين و بنيانگذاران آن، صاحبان اوليه فناوري از جمله ريچارد اسمالي، كاشف فولرين كه از اعضاي هيئت علمي آن دانشگاه هم ميباشد، گرفته است. CNI در حال حاضر واحدي آزمايشي با ظرفيت توليد 300 گرم در روز را راه اندازي كرده است. اين واحد از روش فاز – گازي استفاده ميكند. CNI براي توسعه مجموعهاي از كاربردها با مشتريان خود تعامل و همكاري دارد. نمونهاي از اين موارد عبارتند از نمايشگرهاي صفحه تخت، فيبرهاي با عملكرد بالا، كامپوزيتها، پلاستيكهاي رسانا كه با داشتن مقدار زيادي نانولوله در حفاظ الكترومغناطيسي تداخلي تجهيزات الكترونيكي قابل حمل، بهكار ميروند. انتظار ميرود CNI ظرف 18 ماه آينده اولين محصول كاربردي خود را تجاري كرده و به بازار عرضه نمايد. همچنين اين شركت در نظر دارد تا سال 2005 كارخانهاي را براي توليد انبوه و تجاري محصولات خود ايجاد کند. به گفتة مسئولان اين شركت ظرفيت بالقوه بازار براي اين محصولات در حد 5 ميليارد دلار است. در عين حال به گفته سام بروئر، تحليلگر تحقيقاتي BCC، هزينه تحقيق بازار نانولولههاي تكجداره و چندجداره در حال حاضر كمتر از 10 ميليون دلار است و هزينه كل اين تحقيقات تا سال 2006 تنها تا ميزان 230 ميليون دلار افزايش خواهد داشت مگر آنكه كاربرد خاصي از اين نانولولهها فراگير شده و قيمت مواد هم پايين بيايد همانطوريكه در كاربردهاي ESD براي لولههاي چندجداره چنين اتفاقي رخ داد. توليدات آزمايشگاهي تحقيقاتي نانولولهها با نانولولههايي كه بهطور انبوه توليد ميشوند و در اصلاح پليمرها بهكار ميروند بين سه تا چهار برابر تفاوت قيمت دارند. موارد زير را ميتوان بهعنوان كاربردهاي احتمالي نانولولههاي تكجداره برشمرد : كامپوزيتها، صنايع الكترونيك، محركها (actuators)، نمايشگرها، نوك پروب ميكروسكوپها، باتريها، خازنها و پيلهاي سوختي که برخي از اين كاربردها كاملاً خيالپردازانه است و ممكن است هيچگاه محقق نشوند، در حاليكه شايد ديگر كاربردها طي پنج سال آينده به مرحله تجاري سازي برسند. افزايش توليد نانولولهها كاهش قيمت سريعي را بهدنبال خواهد داشت. ارزش كاربردهاي دراز مدت نانولولهها چه بسا از چندين ميليارد دلار هم فراتر رود؛ اما اين كه بگوييم چه موقع اين كاربردها قطعاً به مرحلة عمل رسيده و در دسترس قرار ميگيرند موضوعياست كه جاي بحث و گفتگوي بيشتري دارد. منابع : http://www.jobwerx.com/news/Archives/Nanomaterials-_A_big_market_potential.html Resource |
|
|
|
|
|
|
|
|
|