(5362 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (907 بار خوانده شده است)
مديريت خلاقيت و نوآوري درسازمان 28/05/1385 از: صمد عالي مقدمه مسائل امروز سازمانها با راه حلهاي ديروز حل شدني نيست و پيش بيني آينده مشكلات آتي را حل نمي كند بلكه بايد براي پيش سازي آينده اقدام كرد. امروز شرايطمحيطي و قواعدبازي به حدي بي رحم ، پيچيده ، پويا و نامطمئن گرديده كه سازمانها ديگرنمي توانند با تغييرات سطحي و ظاهري در ساختارها، روشها، سيستم ها و غيره حيات بلندمدت خود را تضمين كنند. لذا سازمانهاي امروزي بايد چنين نگرشي در اذهان مديران و كاركنان خود به وجود آورند كه "آينده اي وجود ندارد، بلكه بايد آن را خلق كرد و فقطسازگاري با تغيير كافي نيست ، بلكه بايد آن را دوست داشت ". امروزه سازمانها نمي توانندبا دل بستن به توان بالاي توليدي و اجراي چندطرح خلاقانه بر رقباي كوچك ، منعطف ،نوآور، فرصت گرا و كم هزينه فايق آيند. آنها بايد شرايطي را فراهم كنند تا استعداد خلاقيت كاركنان بارور شده و همه آنان روحيه كارآفريني پيدا كرده و بتوانند به راحتي ، مستمر وبه طور فردي يا گروهي فعاليتهاي نوآورانه خود را به اجرا درآورند. در اين مقاله ضمن اشاره به مفهوم خلاقيت و نوآوري كوشش مي شود به نحوه شكل گيري ايده هاي جديد، فرايندهاي خلاقيت و نوآوري ، ويژگيهاي فرايند نوآوري ،انواع نوآوري ، مدلهاي نوآوري سازماني و محيط مساعد براي نوآوري در سازمان پرداخته شود.
مفهوم خلاقيت و نوآوري در برخي نوشته ها و تحقيقات مديريتي ، مفاهيم و خلاقيت و نوآوري را مترادف به كار برده اند، اما اين دو مفهوم داراي تفاوت جزيي و درعين حال مهم هستند كه به تعريف هركدام و توضيح تمايز آنها مي پردازيم . خلاقيت عبارتست از به كارگيري توانائيهاي ذهني براي ايجاد يك فكر و انديشه نو ونوآوري عبارتست از عملي و كاربردي ساختن افكار و انديشه هاي نو ناشي ازخلاقيت ."1" به عبارت ديگر درخلاقيت اطلاعات جديد به دست مي آيد و در نوآوري آن اطلاعات به صورتهاي گوناگون در بازار عرضه مي شود."2" نويسندگان و محققان سازمان و مديريت باتوجه به مكاتب فكري ، ديدگاه نظري وبينشي كه دارند اهميت و اولويت متفاوتي نسبت به اين دو مفهوم قائلند. مثلاروانشناسان به "خلاقيت " كه بيشتر يك مفهوم فردي است اهميت بيشتري مي دهند و آن را عام و شامل نوآوري نيز مي دانند و برعكس جامعه شناسان و محققان صنعتي براي "نوآوري " كه بيشتر يك مفهوم گروهي و اجتماعي است اهميت بيشتري قائل شده و آن را عام و خلاقيت را يكي از مراحل نوآوري تلقي مي كنند."3" براي مثال يكي ازنويسندگان اشاره مي كند كه خلاقيت به ايجاد ايده هاي جديد توجه دارد، درصورتي كه نوآوري به كاربرد آن مي پردازد. پس خلاقيت نقطه آغاز هر نوآوري است و نوآوري تلاش براي تبديل ايده خلاق به محصولات يا فرايندهايي است كه نهايتا موجب بهبود خدمات به مشتري ، كاهش هزينه و يا ايجاد درآمدهاي جديد براي سازمان مي گردد. وي نتيجه مي گيرد كه : بهره برداري + اختراع + تصور = نوآوري "تصور" به ايده اي اشاره دارد كه ممكن است باتوجه به يك چارچوب مرجع "مثلافرد، قسمت ، سازمان يا مجموعه دانش موجود" جديد باشد. و "اختراع " به هر نوع ايده جديدي كه به واقعيت تبديل شده اشاره دارد و واژه "بهره برداري " حداكثر استفاده از يك اختراع را نشان مي دهد و بنابراين "تصور"، "اختراع " و "بهره برداري " همه از اجزاءنوآوري هستند."4"
نحوه شكل گيري انديشه هاي جديد مغز انسان از دو نيمكره چپ و راست تشكيل شده است كه هركدام مهارتها وفعاليتهاي فكري خاصي را برعهده دارند. جدول شماره "1" برخي از مهارتهاي تفكيك شده در هر نيمكره مغز انسان را نشان مي دهد."5"
جدول "1" مهارتهاي تفكيك شده در هر نيمكره مغز انسان
نيمكره سمت چپ - عملگرا نيمكره راست مغز - جادويي پيش بيني و آمادگي " آماده براي آينده " تحول پذير / سازش با تغييرات پيش بيني حوادث / پيش بيني و انتظار هدف گرا / تمركز روي نتايج منطقي تحليل گر تصور / خلق آينده
همان طور كه در جدول مشاهده مي شود اطلاعات در مغز انسان به دو شيوه متفاوت گردآوري و پردازش مي شود، نيمكره چپ كه به مغزقضاوت كننده مشهور است ، تجزيه وتحليل ، مقايسه و سپس انتخاب مي كند و نيمكره راست يا مغزخلاق ، مطالب را تجسم ، پيش بيني و ايده ايجادمي كند. كوششهاي مربوط به مغز قضاوت كننده و مغز خلاق در اين مورد كه هر دو احتياج به تجزيه وتحليل و سنتز دارند همانندند، ولي نتايج نهايي مغزخلاق به جاي يك قضاوت ، يك ايده است و همچنين درحالي كه قضاوت محدود به حقايق موجود است ولي تصور مي تواند به سوي مجهولات سيركند تا آن جا كه از دو با دو چيزي بيش از چهار بسازد."6" بنابراين لازمه خلق ايده هاي جديد اين است كه آن را در تخيل و تصور ايجاد كرد و انجام داد اگر رويا و تصور بهبود يابد انجام آن بهبود خواهديافت ."7" پس نيمكره راست مغز نقش اساسي در خلق ايده هاي جديد دارد به طوري كه مي توان گفت انديشه هاي خلاق و نو تابعي از قدرت تصور خلاق انسان است ."8" فرهنگ ما، هنوز به توانائيهاي مغز راست آنگونه كه بايد و شايد نپرداخته و از آن بهره برداري نكرده است . از اين رو لازم است كه اين بخش از مغز بخصوص در عرصه هاي مديريت ، تعليم و تربيت و روان درماني بيشتر تقويت و فعال شود. با اين وصف ، منظور اين نيست كه نيمكره راست و چپ مغز در تضاد با يكديگر و متعارضند، بلكه اين دو نيمكره مكمل و يك كل تجزيه ناپذيرند.هدف ، برقراري ارتباط بين اين دو بخش و درنتيجه ايجاد زمينه لازم براي همبستگي سودمند و همكاري بهتر آنهاست تا هر دو بتوانند قابليتها وتوانائيهاي خويش را درهم آميزند."9" لازم به ذكر است كه صاحبان افكار و انديشه هاي بزرگ از هر دو سوي مغزشان بهره گرفته اند و اگر مشاهده مي شودبيشتر افراد فقط از كارايي يك طرف مغز خود استفاده مي كنند به دليل نارسايي و ناتواني عضوي طرف ديگر نيست بلكه به اين علت است كه طرف ديگر مغز بدون تمرين و استفاده باقي مانده و به اندازه كافي مجال و فرصت تكامل و پيشرفت ، همانند طرف يگر به آن داده نشده است ."01"
فرايند خلاقيت توجه دقيق به فرايند خلاقيت ، به خوبي نشان مي دهد كه سازمانهاي نوآور براي مسائلي ازقبيل وقت آزاد، دسترسي به اطلاعات ، آزادي عمل ،سيستم پيشنهادهاي موثر و سريع ، تشويق و ريسك پذيري و نوآوري و غيره اهميت فوق العاده اي قائل هستند. شكل شماره "1" بيانگر مراحل مختلف فرايند خلاقيت است .
شكل "1" فرايند خلاقيت 1 - جذب : اولين مرحله ، جذب يا فريفته شدن نسبت به يك موضوع است كه اغلب احتياج به اطلاعات جديد دارد. 2 - الهام : اين مرحله بسيار سريع اتفاق مي افتد و تعريف و مشاهده آن بسيار مشكل است . به عبارت ديگر قبل از وقوع ، از آن هيچ آگاهي نداريم . بعضي اوقات مواد اوليه آن "مرحله اول " با ايده يا راه حل همراه مي شود و اين همان مرحله اي است كه مي گوييم : آهان "AH-AH"!! 3 - آزمايش : در اين مرحله ايده بوجود آمده آزمايش مي شود تا اينكه معلوم شود مفيد و مولد هست يا خير. 4 - پالايش : در اين مرحله ايده به منظور كاربردي كردن و مصرف آن ، اصلاح مي شود، مراحل سوم و چهارم به زمان زيادي احتياج دارد تا جايي كه اديسون مي گويد استعداد يا الهام يك درصد كار است و 99% آن سخت كوشي است . 5 - ارائه عرضه : مرحله آخر فرايند خلاقيت ، مرحله اي است كه اگر اتفاق نيفتد اكثر خلاقيتها خنثي مي شود. اين مرحله ابتدا بايد در درون سازمان اتفاق افتد به معني كه ابتدا افراد صاحب اختيار ايده را بخرند يا قبول كنند و بعداز تعهد به آن ، به مشتريان خارج از سازمان ارائه كنند. سازمانهاي نوآور به خوبي مي دانند كه براي مرحله جذب "در فرايند خلاقيت " فرد خلاق احتياج زيادي به وقت آزاد، آزادي عمل و اجازه سركشي به قسمتهاي خارج از حيطه كاري خود دارد و براي مرحله الهام احتياج دارد كه كنترل دقيق و سخت گيري درميان نباشد. در مرحله آزمايش ، مديريت ارشدبا دراختيار گذاشتن امكانات ، تجهيزات و تسهيلات به افراد خلاق كمك مي كند تا راحت تر و سريع تر به نتيجه مطلوب برسند. در مرحله پالايش و ارائه با پذيرش ، پاسخ سريع و تشويق طرحهاي نيمه كاره و برنامه ريزي نشده ، باعث افزايش انگيزه و روحيه ريسك پذيري افراد مي شوند. به طوركلي تجربه نوآوري مديريت ارشد سازمان و شناخت آن از فرايند خلاقيت يكي از عوامل مهم موفقيت سازماني به شمار مي رود."11"
فرايند نوآوري در سازمان معمولا در سازمان نوآوري به صورت اقدامات متوالي يا از مجراي مراحل پياپي صورت مي گيرد. مراحل لازم براي نوآوري موفقيت آميز در شكل شماره "2" آمده است . براي اينكه فرايند نوآوري به صورت موفقيت آميز به اجرا درآيد، مديران بايد نسبت به اين امر اطمينان حاصل كنند كه مراحل موردنظر به ترتيب در سازمان رخ دهد. اگر در آن فرايند يكي از مراحل اجرا نشود يا يكي از اركان وجود نداشته باشد، فرايند نوآوري با شكست روبروخواهدشد.
شكل "2" فرايند يك نوآوري موفقيت آميز 1 - نياز: نياز براي تغيير و نوآوري زماني به وجود مي آيد كه مديران نسبت به عملكرد جاري سازمان ناراضي باشند وجود چنين مسئله اي باعث مي شودكه مديران درپي روشهاي جديد برآيند و در اين ميان از وجود روشهاي تازه آگاه گردند. 2 - نظر يا ايده : نظر يا ايده ارائه راه جديدي براي انجام دادن كارهاست . اين نظر يا ايده مي تواند به صورت الگو، طرح يا برنامه اي باشد كه يك سازمان بايد آن را به اجرا درآورد يا امكان دارد به صورت دستگاهي جديد، محصولي تازه يا روش جديد براي نظارت بر امور يا شيوه مديريت بر سازمان باشد.يك ايده يا نظر ممكن است در درون سازمان ارائه شود يا از خارج به داخل سازمان رسوخ كند. معمولا نظر يا ايده بيش از اينكه موردقبول سازمان قرارگيرد بايد با نوع نياز موردنظر مقايسه شود يعني بتواند آن را ارضا كند. 3 - پذيرفتن : پذيرفتن به مرحله اي گفته مي شود كه مديران يا تصميم گيرندگان درصدد برآيند نظر يا ايده پيشنهادي را به اجرا درآورند. براي اينكه يك تغييري در سازمان ايجاد شود مديران و كاركنان بايد آن را تاييد و از پديده جديد حمايت كنند. 4 - اجرا: مرحله اجرا زماني است كه اعضاي سازمان به يك ايده ، روش يا رفتار جديد جامه عمل مي پوشانند. در اين مرحله احتمالا شركت بايد مواد،وسايل يا ماشين آلات لازم را خريداري كند و كاركنان دوره هاي آموزشي جديد را طي كنند تا بتوانند ايده يا نظر جديد را به اجرا درآورند. مرحله اجرااهميت بسيار زيادي دارد زيرا بدون آن مراحل پيشين بيهوده است . 5 - منابع : براي ايجاد نوآوري ، منابع انساني لازم است و بايد فعاليتهايي صورت گيرد. نوآوري به خودي خود صورت نمي گيرد بلكه مستلزم صرف وقت و منابع است ، هم براي ارائه ايده جديد و هم براي جامه عمل پوشانيدن به آن . كاركنان و اعضاي سازمان در راستاي تامين اين دو نياز بايد انرژي لازم را به مصرف برسانند يا آن را تامين كنند. اكثر طرحهاي نو به چيزي بيش از بودجه تخصيص يافته نياز دارند و از اين بابت بايد درصدد تامين منابع خاص برآمد. در رابطه با شكل شماره "2" گفتني است كه نياز و ايده هاي جديد به صورت همزمان در نخستين مرحله شروع نوآوري قرار گرفته اند. اين بدان معناست كه هريك از آنها ممكن است در مرحله شروع نوآوري قرار گيرند. براي مثال بسياري از شركتها، سيستم كامپيوتري ديجيتال را پذيرفته اندزيرا چنين به نظر مي رسد كه بتوان بدين وسيله كارايي را افزايش داد. ازسوي ديگر كشف واكسن آبله براي اين بود كه يك نياز بسيار شديد تامين گردد."21"
ويژگيهاي فرايند نوآوري فرايند نوآوري داراي ويژگيهاي زير است : فرايند نوآوري با عدم اطمينان "ترديد" همراه است : منبع نوآوري يا ايجاد فرصت براي نوآوري غيرقابل پيش بيني است . نتايج نوآوري را به سختي مي توان با تجربيات قبلي سنجيد و به عبارتي پيش بيني مشخص از نتايج به عمل آورد. بنابراين تكيه بر برنامه ريزي زمانبندي شده در همه موارد جواب نمي دهد. معمولا مرحله ابداع تا به دست آوردن موفقيتهاي حاصل از اجراي پروژه را بين 7 تا 15 سال و فاصله بين ابداع و توليد تجاري را بين 3 تا25سال ذكر مي كنند. فرايند نوآوري مبتني بر دانش افزايي و يادگيري است : فرايند نوآوري موجب تقويت دانش جديد مي شود و متكي بر هوش و خلاقيت فردي ويادگيري متقابل است و به دليل سرعت تجربيات جديد حاصل از فرايند نوآوري ، پيوند و ارتباط سريع و تنگاتنگ تمام افراد درگير در امر نوآوري در هرنقطه از فرايند آن ، ضروري است . فرايند نوآوري در تقابل با برخي از كارهاست : نوآوري اغلب مستلزم حذف برخي فعاليتها در سازمان است و به نوعي در تقابل با آنها قرار مي گيرد.براي مثال پيگيري و اجراي طرح موتور خنك كننده توسط هوا در شركت "هوندا" منابع و وقت طرح توسعه موتورهاي خنك كننده آبي را به خوداختصاص داد. فرايند نوآوري از مرز بخشهاي مختلف درون سازماني و برون سازماني فراتر مي رود: فرايند نوآوري مستلزم تبادل اطلاعات در بخشهاي مختلف سازمان و خارج از آن است و نيز واحدهاي مختلفي درگير فرايند نوآوري مي شود. منبع بسياري از ايده ها نيز فراتر از بخشهاي مختلف سازماني و ناشي از تبادل اطلاعات بين رشته هاي مختلف است ."13"
انواع نوآوري نوآوري را به طرق گوناگون تقسيم مي كنند، اما بهتر است كه انواع نوآوري را از ديدگاه سازمان و باتوجه به منابع مالي موردنياز، مهارتهاي موردنياز،سطح ريسك ، سرعت نوآوري براي ورود به بازار و... بررسي كنيم . زيرا اين ديدگاه كاربردي و عملي است. بنابراين باتوجه به شاخصهايي كه برخي ازآنها ذكر شد، به توضيح انواع نوآوري مي پردازيم : 1 - نوآوري بنيادي اين نوآوري منجر به خلق بازارهاي جديد مي شود. جايگزيني لوله هاي خلاء با ترانزيستور، يك مورد از اين نوع است . ويژگي نوآوريهاي بنيادي ،توسعه انواع مواد جديد "سراميك ، فيبرهاي مصنوعي ، كريستال " است . پذيرش كند محصول جديد ازطرف مصرف كنندگان ، هزينه بالا و مخاطره آميزبودن اين قبيل نوآوريها ازجمله ويژگيهاي آن است . نوآوريهايي از اين قبيل براي شركت بوجودآورنده آن ، حق ثبت به وجود مي آورد و به شركت يك برتري تكنولوژيكي نسبت به رقبا مي دهد. و در درازمدت منجر به حاكميت آنها در بازار مي شود. براي به دست آوردن چنين موقعيتي در بازار شركت بايدسرمايه گذاري سنگين و مستمر بر روي مهارتهاي كاركنان و تجهيزات انجام دهد. 2 - نوآوري مبتني بر توسعه عملكرد "محصول " وقتي نوآوري در محصولي به وجود مي آيد، شركتها تلاش مي كنند كه كاربرد اين محصول جديد را افزايش دهند. ويژگيهايي مانند قدرت ، دوام وانعطاف پذيري در توسعه كاربرد محصول موثر است . يك نمونه از انواع توسعه كاربرد و عملكرد محصول ، باتريهاي ليتومي بزرگ "كداك " است . ليتوم به نسبت باتريهاي قليايي داراي مزيت قدرت و وزن است ، اما مشكل اندازه دارد كه شركتها نتوانسته بودند اين مشكل را برطرف سازند و مهندسان شركت "كداك " توانستند به اين محدوديت نائل شوند. به طوركلي نوآوريهاي بنيادي ، زمينه اصلي براي توسعه كاربرد محصول را فراهم مي سازد و هركدام از اين كاربردهاي جديد با منحني S شكل حركت مي كنند. توسعه كاربردهاي محصول به لحاظ مالي كمتر هزينه بر است و هزينه تحقيق و توسعه شركتهايي كه بر روي اين قبيل نوآوريها كار مي كنند، بسيار بيشتر از شركتهايي است كه تحقيقات بنيادي انجام مي دهند. اين نوآوري نياز به ديدگاه ساختاريافته اي براي تعريف و حل مشكل و مهارتهاي مرتبط با مهندسي ، بخصوص شيمي و مهندسي مكانيك دارد و به دليل محيط رقابتي بايد كار تحقيق به سرعت به نتيجه برسد. بنابراين بايد رابطه متقابل بين كاركنان بخشهاي توليد و تحقيق و توسعه وجود داشته باشد. 3 - نوآوري مبتني بر ساختار فناوري تجديد ساختار فناوري مستلزم واردكردن مواد يا تجهيزاتي از ديگر حوزه هاي صنعت براي توليد هر محصول جديد است كه اساسا با توسعه كاربردمحصول يا فرمول بندي جديد فرق دارد. زيرا با تركيب چندتكنولوژي ، محصولي كاملا متفاوت ارائه مي شود. از قديمي ترين نمونه هاي تجديدساختارفناوري و توليد كه محصولي كاملا جديد است ، مي توان به طراحي و توليد تانكهاي جنگي اشاره كرد. اين تكنولوژي از تركيب موتورهاي ديزلي كاميونهاي بزرگ ، تراكتورهاي كشاورزي و تفنگهاي ته پرسبك به دست آمد كه محصولي به نام زره پوش جنگي را به وجود آورد. نمونه اي از نوآوريهاي جديد كه همراه با تجديدساختار فناوري بوده ، توليد تلويزيونهاي بسيار كوچك "مينياتوري " قابل حمل توسط شركت سوني است . تركيب كردن موضوع عمده اين نوآوريها است . براي مثال شركت "ياماها"ي ژاپن از تكنولوژي سراميك براي توليد راكت تنيس استفاده كرد "اين راكتها بر راكتهاي فيبري رجحان داشت " و نشان داد كه چگونه تكنولوژي مواد براي هر كاربرد خاص مي تواند به ايده اي كاملا جديد تبديل گردد. در اين نوع نوآوري نيز بايد بين كاركنان توليد، مهندسي و تحقيق و توسعه ارتباط نزديكي باشد. 4 - نوآوري در زمينه نام محصول و شهرت آن "برچسب كالا" نوآوري در برچسب كالا، ايجاد تمايل به خريد يك محصول خاص را دربرمي گيرد. تحقيقات نشان مي دهد كه حدود%24 از فروش محصول صرف تبليغ آن مي گردد. مطالعه بر روي نوشابه ها مثال خوبي از اين موضوع است كه تاچه اندازه برچسب محصول بر روي فروش آن تاثير دارد. تحقيقات نشان داده كه مصرف كننده با چشيدن نوشابه چشم بسته نمي تواند نوع نوشابه "پپسي يا كوكاكولا" را تشخيص دهد زماني كه محصول با مارك ارائه شود،ترجيحات مصرف كننده مشخص خواهد شد. نوآوري در برچسب ، نوعي سرمايه گذاري است كه يك شركت براي حفظ مشتري انجام مي دهد وشركتهايي مانند كوكاكولا از قدرت خود درمورد نام كالايشان براي معرفي كالاهاي ديگر "مانند كوكاكولا با طعم گيلاس و يا كوكاي مخصوص رژيم "استفاده مي كنند. برخي از كالا در بازار برچسب و نام غالب داشتند اما به تدريج به علت عدم تداوم تبليغ بر روي آن از ذهن مصرف كنندگان پاك شدند. هرشركت براي موفقيت در اين امر لازم است كه درمورد چگونگي تاثير عوامل فرهنگي بر پيام موردنظر، ارزش كانالهاي تبليغي مطالعه و بررسي كند و به اين منظور افرادي با تخصصهاي بالا در زمينه بازاريابي و تبليغات موردنياز است و نيز مستلزم مهارتهايي در زمينه برنامه ريزي براي به حداكثررساندن پتانسيل برگشت سرمايه و نيز تماس تنگاتنگ با مشتري لازم دارد. 5 - نوآوري در فرايند بيشتر سرمايه گذاريهاي جديد صرف جايگزيني تجهيزات مي شود. نرخ رشد اين سرمايه گذاريها نشان مي دهد كه صنعت به طور مستمر درپي توسعه ظرفيت توليدي خود است . نوآوري در فرايند توليد باعث مي شود كه شركت ، مزيتهايي بر رقبا به دست آورد كه عبارتند از: 1 - افزايش سرعت فرايندتوليد و 2 - افزايش قابليت انعطاف توليد از يك محصول به محصول ديگر. نوآوري در طراحي با استفاده از كامپيوتر و سيستم هاي قابل انعطاف توليد "14""FMS" در بسياري از بازارها موثر است و نيز بر روي انواع ديگرنوآوري بخصوص توسعه كاربرد محصول و تجديد سازمان تكنولوژي تاثير دارد. اين مزيت رقابتي را 15"TBC" يا مزيت رقابتي مبتني بر زمان مي گويند.شركت "تويوتا" با استفاده از سيستم توليد قابل انعطاف توانست عرضه ماشين جديد را در عرض سه سال انجام دهد "شركت "دترويت " كه سيستم FMS ندارد در عرض پنج سال موفق به عرضه ماشين جديد مي شود". نوآوري در فرايند باعث مي شود كه عرضه يكنواخت توليد با كيفيت بالا و ياقيمت پايين امكان پذير گردد. نوآوري فرايند نياز به سرمايه گذاري اساسي و اغلب بلندمدت دارد و اداره موثر نوآوري فرايند نياز به مهارتهاي مهندسي ،مديريت توليد و مهارتهاي خريد دارد. 6 - نوآوري در طراحي بسياري از شركتها نوآوري ازطريق طراحي را ناديده مي گيرند. يكي از مسائل مهم در طراحي ، قابليت انعطاف است بدين معني كه كالا باتوجه به شرايط بازار و تغيير علائق مصرف كنندگان قابليت تعديل داشته باشند، يكي از مثالهاي كلاسيك در اين زمينه ، اختراع خوراك پزي در اوايل قرن بيستم بود كه با تغييرات متعددي منجمله در سوخت ، مواد به كار رفته و رنگ توانسته هنوز بعداز هشتاد سال در بازار باقي بماند. معيار ديگر در طراحي ،احساس راحتي و اطمينان مصرف كننده است . براي مثال جاروبرقي "الكترولوكس " به سرعت توانست به دليل راحتي مصرف كننده ، در مقابل جاروبرقي "هوور" قرارگيرد. از مثالهاي ديگر نوآوري در زمينه طراحي ، ارائه صندليهاي اداري |"ERGON2"است كه به مصرف كننده امكان تغيير زاويه ، بلندي وكوتاهي و تغيير شكل پشتي هاي صندلي را مي دهد. نوآوري در طراحي نياز به تماس نزديك با بازار مصرف دارد. 7 - نوآوري در زمينه تجديد فرمول سازي تجديد فرمول سازي مشابه تغيير در ساختار محصول بدون تغيير در اجزاء آن است . تغيير ويژگيهاي فيزيكي يك محصول ، جزء اين دسته بندي قرارمي گيرد. نوآوري در زمينه تجديد فرمول سازي ، شامل تركيب مجدد اجزاء فعلي براي ارائه محصول جديد است اما اين كار با تجديد ساخت تكنولوژي فرق دارد و تركيب جديدي از مواد موجود به دست مي آيد، براي مثال اضافه يا كم كردن اسانس هاي خاصي براي نوشابه و يا انواع اسپره هاي خوش بوكننده . شركتي كه در كار تجديد فرمول سازي است بايد ارتباط نزديكي بين بازار و كاركنان توليد به وجود آورد و مهارت تعيين نيازهاي مشتري وتوانايي تبديل آنها به يك محصول را داشته باشد. 8 - نوآوري در ارائه خدمات تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه هزينه جلب يك مشتري هفت برابر هزينه حفظ آن است . بنابراين نوآوري در خدمات يكي از مسائل مهم دررقابت محسوب مي شود. نوآوري در ارائه خدمات مستلزم توسعه تخصص كاركنان در معرفي و ارائه فني و مناسب محصول است . براي مثال شركت دارويي "مرك " نمايندگان فروش خود را با بالاترين سطح تكنيكي آموزش مي دهد تا بتواند به مناسب ترين شكل محصولات شركت را معرفي كند.نوآوري در ارائه خدمات با سطح نسبتا پايين سرمايه گذاري صورت مي گيرد و برگشت سرمايه آن سريع است . البته اين نوآوري در كوتاه مدت مزيت رقابتي را فراهم مي كند. 9 - نوآوري در بسته بندي تغيير بسته بندي عموما باعث تغيير ميزان خريد كالا و يا ميزان استفاده از آن در يك دوره زماني و بازشدن بازارهاي جديد بر روي آن كالا مي شود.بسته بندي بهتر، نوع كيفيت انباركردن كالا را بهبود مي بخشد و به سلامت محصول و سهولت حمل آن كمك مي كند كه به نوعي در ميزان پذيرش مصرف كننده تاثير دارد. هزينه نوآوري در بسته بندي در مقايسه با هزينه تحقيقات نوآوريهاي ديگر كمتر است اما مزيت رقابتي بلندمدتي براي شركت ايجاد نمي كند. خلاصه اين تقسيم بندي نوآوري باتوجه به شاخصهايي مانند هزينه ، سرعت ، تحقيق ، سرعت توليد و... در جدول شماره "2" فهرست شده است ."61"
جدول "2" مقايسه انواع نوآوري مهارتهاي مورد تاكيد ارزش افزوده مزيت رقابتي زمان برگشت سرمايه تخمين مقدار تقاضا سرعت توليد سرعت تحقيقات هزينه تحقيقات توآوري تحقيقات بنيادي بالا بالا طولاني پيچيده سريع پايين بالا بنيادي مهندسي متوسط متوسط متوسط كمي پيچيده متوسط متوسط بالا توسعه كاربرد تماس با مشتري متوسط متوسط متوسط نسبتا پيچيده متوسط متوسط متوسط تجديد ساخت تكنولوژي مهندسي بالا بالا طولاني كمي پيچيده متوسط بالا متوسط فرآيند تماس با مشتري بالا بالا طولاني كمي پيچده كند بالا پايين برچسب كالا تماس با مشتري متوسط متوسط كوتاه كمي پيچده بالا بالا پايين تجديد فرمول سازي تماس با مشتري پايين پايين كوتاه كمي پيچيده بالا بالا پايين ارايه خدمات تماس با مشتري پايين پايين كوتاه كمي پيچيده بالا بالا پايين طراحي تماس با مشتري پايين پايين كوتاه كمي پيچيده بالا بالا پايين بسته بندي
مدلهاي نوآوري سازماني 1 - مدل فشار تكنولوژي : اين مدل كه قديمي ترين مدل نوآوري سازماني است بيشتر براساس فلسفه "توليدگرايي " شكل گرفته است . بدين معني كه "هرچه توليد كنيم مي توانيم بفروشيم ". بنابراين ، ابتدا ايده اي در واحد تحقيق و توسعه خلق و به نمونه محصولي جديد تبديل مي شود، سپس واردفرايند توليد مي گردد، به دنبال آن بازاريابي گرديده و نهايتا به نيازهاي بازار پي مي برند. نتيجه چنين مدلي اين بود كه %80 از محصولات جديد در بازارشكست خوردند و فقط %20 توانستند موفق شوند. شكل شماره "3" نشان دهنده اين مدل است .
شكل "3" مدل فشار تكنولوژي 2 - مدل جذب بازار: بعداز شكست مدل "فشار تكنولوژي " كه مي خواست با فشار تكنولوژيكي و دانش تخصصي واحد تحقيق و توسعه ، فروش را بالاببرد، توليدكنندگان متوجه اهميت و نقش نيازها و خواسته هاي مشتريان شدند و به بازاريابي و تحقيقات بازار روي آوردند. به عبارت ديگر مدل جذب بازار براساس فلسفه "بازارگرايي " شكل گرفت ، بنابراين ابتدا نياز بازار را شناختند و بعد از بازاريابي به طراحي و ساخت محصول دست زدند. آمار نشان مي دهد %80 از محصولات جديد موفق ، از اين مدل استفاده كرده اند. اما اين مدل نيز مسائل و مشكلاتي به همراه داشت ازجمله اينكه توليدكننده بعدازتحقيقات بازار و بازاريابي ، هنگام طراحي و ساخت متوجه بسياري از كمبودها و ناسازگاريها و مشكلات مي شد. شكل شماره "4" نشان دهنده اين مدل است .
3 - مدل يكپارچه : مشكلات مدل جذب بازار باعث شد كه مدل يكپارچه شكل گيرد، اين مدل كه محيط سازمانهاي نوآور بهترين بستر براي اجراي آن است و كارآفرينان در آن نقش محوري دارند، مدلي است كه مدل جذب بازار و فشار تكنولوژي را با ساير امكانات و ظرفيتهاي سازمان يكپارچه وسازگار مي كند. همان طور كه در شكل شماره "5" مشاهده مي شود، ابتدا كارآفرينان سازمان فرصتهاي بازار و تكنولوژيكي را كشف مي كنند، سپس باتوجه به نواقص ، واكنشها و دفاعهاي بازار، نيازهاي بازار را تشخيص مي دهند و ازطرف ديگر ابزار و وسايل موردنياز را با نيازهاي بازار يكپارچه مي كنند و در مرحله بعدي امكانات مالي ، مديريتي ، اندازه سازمان و ساير ملاحظات را با نيازهاي يكپارچه شده فوق سازگار مي كنند. كارآفرينان به عنوان عامل كليدي اين مدل ، باعث يكپارچگي و سازگاري مدلهاي جذب بازار و فشار تكنولوژي مي شوند و به اين ترتيب مشكلات اين دو مدل را همزمان باموانع مالي ، اداري ، مديريتي و ساختاري سازمان برطرف مي كنند."71"
شكل "5" مدل يكپارچه محيط مساعد براي نوآوري اصولا خلاقيت و نوآوري قادر به تبلور در محيط نامناسب و نامطلوب نخواهدبود. در محيط نامطلوب براي پرورش خلاقيت از انديشه هاي نو انتقادمي شود و تمايلات دگرگوني و تغيير با مقاومت و ممانعت مواجه مي شود. هدايت و اراده تلاشهاي خلاقي كه درجهت نيل به اهداف سازماني باشدبستگي به ايجاد فضاي سازماني مناسب و مستعد دارد."18" در اين زمينه يكي از صاحبنظران مي گويد "هر سازمان بايد به نحوي فضاي مساعد براي آدمهاي خلاق ، مبتكر و مصمم به وجود آورد كه اينها دشمنان قسم خورده كار يكنواخت و وضع موجودند و همواره آماده اند تا با نوآوري و ارائه راههاي بهتر انجام كارها، وضع موجود را برهم زنند". به طوركلي براي ايجاد محيط مناسب در سازمان مديران بايد نكات زير را موردتوجه قرار دهند: شكست را تحمل كنيد: نوآوري هم برد دارد هم باخت . پافشاري و توانايي فايق آمدن بر نااميدي ، شكست و ناكامي ، لازمه كارند."19" در اين زمينه داستاني درباره تام واتسون از شركت "آي بي ام " ساخته اند كه ظاهرا پايه و اساس ندارد. مي گويند روزي يكي از مديران اجرايي از او پرسيد كه آيا قصددارد فلان مدير اجرايي را كه پروژه پنج ميليون دلاريش با شكست مواجه شده اخراج كند؟ واتسون گفته است "اخراجش كنم ! من تازه هزينه كارآموزي او را پرداخته ام ". حال اين داستان واقعيت داشته يا نه ، نوعي طرزنگرش نسبت به كار را نشان مي دهد كه خلاقيت و نوآوري را تشويق مي كند."20" فراهم كردن محيط كار آرام و غيررسمي : محيط كاري آرام و غيررسمي به وجود آوريد كه روي قوانين و مقررات تاكيد نداشته باشد. يك جو باز وخلاق زماني تقويت مي شود كه به افراد و گروهها اجازه داده شود ارتباط متقابل داشته باشند زيرا افراد به طور گروهي ايده هاي بهتري را ارائه مي كنند وهمچنين بايد بدانيد كه وقتي افراد مي خواهند درباره چيزي عميقا فكر كنند به آرامش و تنهايي نياز دارند. دادن امتياز مناسب به نوآوران : به نوآوريهاي موفقيت آميز حق امتياز بدهيد نه پاداش ثابت . براي اينكه افراد را به ابتكار دلگرم كنيد قسمتي از سودناشي از نوآوري انجام شده را به فرد مبتكر بدهيد. به عنوان مثال ، توليدكنندگان بازيهاي ويديويي به طراحان خودشان حق امتياز بين 10 تا15 درصد آن بازي طراحي شده را مي پردازند. وقتي يك ايده جديد براي شما پول مي آفريند يا موجب صرفه جويي مي شود قسمتي از آن را به ذي سهم بپردازيد دراين صورت است كه كار خوب پيشرفت مي كند. رقابت را تشويق كنيد: تحقيقات آزمايشگاهي و تجارب علمي نشان داده است كه رقابت ، خلاقيت را زياد مي كند. تجارب روان شناختي نيز نشان داده است كه رقابت مي تواند خلاقيت فكري را تا%50 بالا ببرد. روحيه رقابت و معارضه انسان را تهييج و تشويق مي كند تا انديشه هاي جديد ارائه دهد. از تعصب كاري حمايت كنيد: پيتر دراكر مي گويد: "من متوجه شده ام كه هر وقت كاري انجام شده است به وسيله آدمي كه در كارش هدف و تعصب واحساس رسالت داشته تحقق يافته است ". آدمهايي كه تعصب كاري دارند همواره با چارچوب سازماني جور درنمي آيند. اينها ممكن است آدمهايي خودخواه ، بي پروا، بي تحمل و تك رو باشند. آدمهايي كه كاركردن با آنها فوق العاده مشكل است وهمين ها هم محسنات آنهاست . اما وجود اين قبيل آدمها براي نوآوري موفقيت آميز اجتناب ناپذير است . مديران هوشمند اين گونه آدمها را از كار بركنار نمي كنند بلكه خودخواهي آنها را ارضا مي كنند و به موفقيتهايشان ارج مي گذارند و در مواقع سختي و شكست از آنها حمايت مي كنند."21" تعيين هدفها به طور مشخص : هدفها را به صورت مشخص تعيين كنيد و براي تامين آنها به اعضاي سازمان آزادي عمل بدهيد. آماده سازي افراد براي تغيير: در سازمان وضعي به وجود آوريد كه افراد پديده تغيير را بپذيرند. اعضاي سازمان بايد بر اين امر اعتقاد پيدا كنند كه تغييربه نفع آنها و سازمان تمام خواهدشد. اين باور معمولا زماني به وجود مي آيد كه اعضاي سازمان هنگام تصميم گيري با مدير همكاري كنند و هنگام اجراي تغييرات برنامه ريزي شده به گونه اي عمل شود كه امنيت شغلي اعضا تهديد نشود."22"
نتيجه گيري در شرايط محيطي نامطمئن ، پويا و رقابتي امروزي سازمانها براي بقا و كسب موفقيتهاي بزرگ بايد طالب انديشه هاي نو باشند و در اين راستا به افرادي كه رهيافتهاي بديع و خلاق براي مسائل سازماني ارائه مي كنند توجه خاصي مبذول دارند. اگر كمي دقت شود به اين نكته پي خواهيم برد كه ما ازلحاظ انديشه ، حتي انديشه هاي خوب و مفيد كمبودي نداريم بلكه چيزي كه كمبود آن احساس مي شود تمايل و اشتياق مديران به قبول انديشه هاي نواست . درواقع مديران بايد بجاي توليدات و روشهاي جديد، طالب انديشه هاي جديد باشند. زيرا در تحليل نهايي ، توليدات و روشها صرفا وسايلي هستند كه ازطريق آنها انديشه ها كاربرد مي يابند. بنابراين مي توان گفت مديريت سازمانها با عدم قبول ريسك طرحهاي نو و اقدامات تازه درحقيقت باريسك بزرگتري كه همانا غافلگيري درمقابل اتفاقات جديد است مواجه خواهندشد. امروزه مهمترين وظيفه رهبران و مديران ارشد سازمانها عبارتست از شناخت افراد خلاق و مبتكر در درون سازمان و همچنين جذب افراد خلاق ازبيرون سازمان و حفظ ونگهداري و ايجاد انگيزه در آنها ازطريق ايجاد بستر لازم و مناسب . در شرايط كنوني سازمانهاي موفق و نوآور به كارآمدبودن اصول مديريت "برنامه ريزي ، سازماندهي ، كنترل و مانند آنها" به ديده شك و ترديدمي نگرند و معتقدند كه براي خلاقيت ، رهبري صنعت و شكست قواعدبازي رقابت به كاركناني خلاق و كارآفرين نياز دارند كه بدانند در هر زمان از كدام پنجره ذهن خود به مسائل نگاه كنند و قادر باشند مسائل را براي هر لحظه از زاويه جديد بنگرند. منبع:تدبير