
[1]1390/10/11
در حالي كه آسمان صنعت نفت ايران غبارآلود است و ركود و فضايي عاري از تناسب عمل و حرف، شاهرگ اقتصاد كشور را دربر گرفته است و اين روزها بيش از هر زمان ديگري درد، بر پيكره بيمارش احساس ميشود، اعتراف مديرعامل شركت ملي نفت ايران هفته گذشته نگاهها را به خود جلب كرد در تفسير اين اعتراف بايستي به نكته ذيل اذعان داشت.آيا شما به «شاهدي» كه يكدفعه از «غيب» ميرسد اعتقاد داريد؟ پس اين اعتراف بيسابقه مديرعامل شركت ملي نفت را بخوانيد: «صنعت نفت گاو شيردهي بود و هست ولي اين گاو شيرده در مدت اخير، پوست و استخوان شده و رسيدگي و نگهداري ميخواهد كه همچنان شير بدهد». احمد قلعهباني، اين جملات را چهارشنبه گذشته در سالروز تاسيس شركت ملي حفاري گفته است. بيچاره «گاو شيرده» يعني همان سرمايه ملي ما كه آن را نفت ناميدهاند. از سال 84 تا نيمه اول 90، بيش از 471 ميليارد دلار به خزانه دولت ريخته، در عوض چنان بر او رفته كه حالا «پوست و استخوان»اش باقي مانده است. از مرداد 84، شش و نيم سال گذشته و تا مرداد 92 تنها يكسال و نيم مانده است. فصل «پاسخگويي در نفت» نزديك است چه زمان مسئولين پاسخگوي سوالات خواهند بود؟سوال اول:شش سال پيش، وقتي كه نفت با انواع شعارهاي انتخاباتي «نواخته» ميشد، توليد نفت ايران چهارميليون و 72 هزار بشكه بود. اين را اوپك در سال 2006، ثبت كرده است. امروز اما، بنا به گزارش اوپك، متوسط توليد نفت خام ايران به سه ميليون و 544 هزار بشكه رسيده است. قلعهباني هم اذعان كرده كه توليد نفت امسال ايران، نسبت به سال قبل، روزانه 20 هزار بشكه افت كرده است. حالا ديگر شعار «مافياي نفتي» پشت بلندگو نيست، وزرا پي در پي آمدهاند و رفتهاند و معاونان و مديران نفت، پشت به پشت تغيير كردهاند. ميزان توليد نفت و گاز اما، واقعيتي است كه «نمره» را تعيين ميكند.سوال دوم:كل درآمد نفتي 23 ساله ايران از سال 60 تا 83 مجموعا 433 ميليارد دلار بوده است. يعني حدود 38 ميليارد دلار كمتر از شش و نيم سال اخير، حالا اين پولها چطور هزينه شده كه قلعهباني در همان سخنراني گفته است: سال به سال بودجه نفت توسط مجلس كم ميشود.سوال سوم:اين گاو شيرده پوست و استخوان شده براي «پروار شدن» دوباره، فقط نياز به پول ندارد. «تيمار» ميخواهد، تيمارداران بايد راه و روش درست تيمارداري بدانند. اين درست كه تحريمها، بار اضافهاي بر دوش نفت شده است اما اگر نفت ضعيف نشده بود كمتر «غم» ميديد.سوال چهارم:مديرعامل شركت ملي نفت اعلام كرده است كه در سه ماه پاياني سال، 17 قرارداد براي توسعه ميادين نفتي امضا خواهد شد. به گفته قلعهباني تاكنون شش تا هفت قرارداد هم امضا شده است؛ قراردادهايي كه عمدتا با شركتهاي داخلي يا خارجيهاي كوچك امضا شده است. اينكه شرايط تحريم، اقتضائات خاصي دارد را قبول داريم اما سوال مهم اينجاست اگر اين شركتها كه بعضا حتي يك تجربه كوچك هم براي توسعه ميادين نفتي ندارند، نتوانند به هر دليل، به تعهدشان عمل كنند، تكليف كشور چه خواهد بود؟ مگر نمونههايش را نداريم. از اسفند 83، قرار بود شركت پترو ايران لايه نفتي پارس جنوبي را توسعه دهد اما تاكنون حتي يك قطره نفت هم از پارس جنوبي بالا نيامده است در حالي كه قطر تاكنون يك ميليارد بشكه نفت از ميدان گازي مشترك پارس جنوبي استخراج كرده است. اين درد ندارد؟! آيا سياست واگذاري ميادين نفتي به شركتهاي بي تجربه صرفا به خاطر داشتن پول، درست است؟سوال پنجم:«گاو شيرده» اگر پروار بود در شرايط تحريم خيلي به كار ميآمد. فكر كنيد جهان به جاي حدود دو ميليون و 50 هزار بشكه صادرات نفت خام ايران به چهار ميليون بشكه صادرات نفت ايران محتاج بود. آن وقت آيا كسي جرات حتي حرف زدن درباره تحريم خريد نفت ايران را داشت؟! فصل پاسخگويي نزديك است.سوال ششم:حتي اگر از «گاو نفت»، پوست و استخواني هم مانده باشد ميتواند با فداكاري، ابزارهاي خوبي براي شرايط سخت در اختيار كشور قرار دهد. مطمئنا نزديكي ايران به كشورهاي بزرگ توليد كننده نفت و گاز ميتواند بازي مصرف كنندگان بزرگ را برهم بزند.اما بازگشت آرامش از دست رفته و اقتدار به صنعت نفت، بزرگترين خواسته دلسوزان و متخصصان صنعت نفت از نهمين وزير نفت ايران است براي بازبيني ادامه مسيري كه خطر براي زندگي ايرانيان با «طلاي سياه» و نه «بلاي سياه» مهدي حيدرپور