كارآفريني چيست؟

(940 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(4337 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

كارآفريني چيست؟

25/05/1385
امروزه واژة كارآفريني در محافل علمي، اداري زياد شنيده مي‌شود و تعاريف و برداشت‌هاي متعددي نيز از آن وجود دارد. در اكثر قريب به اتفاق تعاريف موجود از كارآفريني، اين مفهوم تعريف نشده، بلكه با تعريف فرد كارآفرين، كارآفريني را فرايندي دانسته‌اند كه فرد كارآفرين انجام مي‌دهد. براي تعريف فرد كارآفرين نيز به مشاهدة اين افراد در جامعه پرداخته شده است (البته ملاك انتخاب اين افراد نيز از جمله مواردي است كه بيشتر سليقه‌اي مي‌باشد). از همين جاست كه يك سردرگمي و دور باطل در تعريف كارآفريني بوجود مي‌آيد.
شايد علت اين سردرگمي اين باشد كه در اين كار از روش استقرايي استفاده شده است. بايد توجه داشت كه نظريه‌پردازي رابطه‌اي متقابل بين قياس و استقرا مي‌باشد. بنابراين اين مقاله قصد دارد تا تعريفي قياسي از كارآفريني ارائه دهد كه البته در اين امر از استقرا ك،ك گرفته شده است.
هر سيستمي (به عنوان مثال يك سيستم اقتصادي) داراي يك سري نياز مي‌باشد كه براي پاسخگويي به آن نيازها, آن سيستم يك سري پاسخ براي آنها پيشنهاد مي‌كند. اين نيازها در اثر ارتباط متقابل انسان با 1- طبيعت 2- انسان‌هاي ديگر و 3- خودش, شكل مي‌گيرد.

* در ارتباط انسان با طبيعت نيازهاي جسماني ـ طبيعي شكل مي‌گيرد.
* در ارتباط انسان با ساير انسان‌ها, نياز اجتماعي
* و در اثر ارتباط انسان با خودش نيازهاي عالي انساني شكل مي‌گيرد. براي ارضاي اين نيازها, انسان‌هاي هر جامعه‌اي پاسخ‌هايي را وضع مي‌كنند. در حالت تعادل در هر جامعه‌اي تعادلي بين نيازها و پاسخ‌ها وجود دارد. اما نكته‌اي كه در اين جا حائز اهميت مي‌باشد اين است كه پاسخ‌ها از آنجايي كه توسط انسان‌ها ابداع و وضع مي‌شوند, به خودي خود تغيير نمي‌كنند و ثابت مي‌باشند, اما نيازها متغيرند. علت متغير بودن نيازها نيز متعددند كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌گردد.
ماهيت متغير طبيعت : در واقع با پيشرفت‌هاي بشري برداشت ما از طبيعت تغيير مي‌كند (به عنوان مثال در 2000 سال پيش اورانيوم وجود داشت ولي به علت عدم شناخت آن و كاربردهايش در واقع انگار كه وجود خارجي نداشت و فقط در عصر حاضر است كه وجود اورانيوم معني‌ دارد).-

افزايش جمعيت انساني ـ پيشرفت ذهن بشر ـ پيچيده‌تر شدن روابط اجتماعي بين انسان‌ها و ...
به عبارت ديگر در لحظة t1 در سيستم مورد نظر ما نيازهاي N1 وجود دارد و براي ارضاي اين نيازها, پاسخ‌هاي R1 وضع شده است. منتهي در لحظة N1, t2 تبديل به N2 مي‌شود و R1 به خودي خود تغيير نمي‌كند. در اين حالت R1 نمي‌تواند به N2 پاسخ دهد و تضاد بين R1 و N2 ايجاد مي‌شود. بنابراين هر سيستمي براي حل اين مشكل و ايجاد تعادل جديد نياز به انسان‌هايي خاص دارد كه
1) فرايند تبديل N1 به N2 را تشخيص دهند (شناسايي نيازهاي جديد سيستم)
2) بتوانند پاسخ‌هاي جديدي را براي اين نيازهاي جديد ارائه كنند.
3) اين نيازهاي جديد را در سيستم پياده كنند.
ما اين فرايند سه مرحله‌اي را فرايند كارآفريني مي‌ناميم و اشخاصي كه اين فرايند را انجام دهند, كارآفرين مي‌خوانيم, البته ممكن است اين فرايند توسط يك فرد انجام نشود و هر مرحله‌اي را شخص يا اشخاصي انجام دهند. در اين صورت ما به جاي يك فردكارآفرين با يك تيم كارآفرين سروكار خواهيم داشت.

هر چقدر فاصله بين t1 و t2 بيشتر باشد, بحران آن سيستم جدي‌تر خواهد بود. بنابراين در يك جامعه كارآفرين كه در آن افراد كارآفرين سريعاً نيازهاي جديد را تشخيص مي‌دهند, اين فاصله بسيار كوتاه است. يعني به سمت صفر ميل مي‌كند.
به عبارت ديگر سيستمي داريم كه در آن يك تعادل پويا وجود دارد و هرگز دچار بحران نمي‌شود در واقع با نوعي ديالكتيك پيوسته سروكار داريم.
براي آنكه كارآفرين, مرحلة اول فرايند كارآفريني (تشخيص نيازهاي جديد) را انجام دهد, بايد داراي ويژگي‌هاي زير باشد: داشتن مركز كنترل دروني, فرصت‌شناسي، مسئوليت‌پذيري, نوجوئي, نوع دوستي و ...
ويژگي‌هايي كه براي انجام مرحلة دوم (ارائه پاسخ‌هاي جديد در واقع ارائه ايده) مورد نياز است عبارتند از:
خلاقيت و نوآوري, ريسك‌پذيري و اعتماد به نفس.
ويژگي‌هاي مورد نياز مرحلة سوم (پياده كردن پاسخ‌هاي جديد):
عملگرايي, ميل به كسب ثروت, تحمل ابهام, اعتماد به نفس, استقلال طلبي, پشتكار بالا, نياز به توفيق, نوع‌دوستي, هدف گرا بودن و ...
انواع كارآفريني
الف) تقسيم‌بندي بر مبناي هدف فرد كارآفرين
در فرايند كارآفريني چنانچه انگيزه و هدف اصلي فرد كارآفرين از انجام فعاليت كارآفرينانه كسب سود باشد, وي را كارآفرين اقتصادي مي‌ناميم.
اما چنانچه هدف اصلي فرد, پاسخگويي به نيازي اجتماعي باشد, يعني در واقع فرد براي خود رسالت اجتماعي قايل باشد, كارآفرين اجتماعي ناميده مي‌شود.
ب) تقسيم‌بندي بر مبناي اندازة سيستم
چنانچه سيستمي كه فرد كارآفرين در آن به فعاليت مي‌پردازد, يك سازمان باشد, يعني فرد نيازهاي جديد يك سازمان را شناسايي كند پاسخ‌هاي جديد براي اين نيازها پيشنهاد داده و آنها را پياده نمايد, با كارآفرين سازماني سروكار خواهيم داشت.
اما چنانچه سيستم مورد نظر يك جامعه باشد و فرد, نيازهاي جامعه را شناسايي كرده و پاسخ‌هاي جديد ارائه داده و براي اجراي اين پاسخ‌ها اقدام به تأسيس شركت نمايد, ما با كارآفرين مستقل سروكار خواهيم داشت.
ج) تقسيم‌بندي بر مبناي نوع نيازها
چنانچه فردي نيازهاي جديد عالي انساني را شناسايي كند و .... با كارآفرين مذهبي سروكار خواهيم داشت.
چنانچه اين فرايند توسط خود فرد صورت گيرد, با اديان انساني (ماركسيسم, اگزيستانسياليسم و ...) سروكار خواهيم داشت.
چنانچه فرايند شناسايي نيازهاي جديد و ارائه پاسخ‌هاي جديد توسط حضرت حق صورت گيرد, اما فرايند پياده‌سازي اين پاسخ‌هاي جديد توسط فرد صورت گيرد, با اديان الهي سروكار خواهيم داشت.
نويسنده: کوروش غلامي کوتنايي كارشناس امور پژوهشي مركز مطالعات، تحقيقات و ارزشيابي آموزشي سازمان سنجش آموزش كشو

  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=348&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections