
[1]1390/08/29
مكانيسم بازار يك نظم بنيادي است كه از طريق آن مردم ميتوانند با يكديگر مراوده داشته باشند و به فعاليت بپردازند. براي تعريف بازار به عنوان يك نهاد، بايد سه شرط زير وجود داشته باشد: بازار به عنوان فرآيندها و مكانيسمهاي تنظيم كننده داد و ستد، بازار به عنوان يك مجموعه شرايط و ساختارهاي داد و ستد و بازار به عنوان مكان داد و ستد. بازار فرايندي است كه معمولا از ميان آن رقابت برميخيزد و نتيجهاي است كه انتظار ميرود از اين فرآيند كارايي حاصل شود. مشكلاتي كه معمولا براي بازار مطرح ميشوند نوعا از منابع ديگري سرچشمه ميگيرند، نه از وجود خود بازار كه بايد اين مسائل را حل كرد اما نه با سركوب بازارها بلكه با امكان دادن به بازار در اينكه بهتر و عادلانهتر و با اقدامات تكميلي كافي كار كند. فرآيندهاي بازار تنها زماني به نحو كامل و دلخواه عمل ميكنند كه اين نهاد در يك اقتصاد بازاري مستقر باشد، چرا كه در يك اقتصاد بازاري نهادهاي نابازاري كمتري وجود دارد و بنابراين موانع كمتري بر سر عملكرد آزاد مكانيسم بازار قرار دارد. بازار از طريق سه نقش اطلاعرساني، ايجاد انگيزه و توزيع درآمدها، فعاليتهاي اقتصادي را به پيش ميبرد و هماهنگ ميكند. بازار اين سه نقش را بازي ميكند تا دو وظيفه اصلي تخصيص و توزيع را انجام ميدهد و اين دو وظيفه را از طريق به راه انداختن فرآيندهاي اصلاح و انطباق انجام ميدهد. اگر وظيفه توزيع را كنار بگذاريم، مكانيسم بازار وظيفه تخصيصي خود را در اقتصادهاي پيشرفته بازاري خوب انجام داده است. مكانيسم قيمت آشفتگيهايي را كه در عرضه يا تقاضا رخ ميدهد به خوبي تعديل ميكند و مقادير را به طور خودكار و بدون مشاركت فعال يك قدرت برتر به سوي برابري ميبرد. با اين كار اين امكان فراهم ميآيد كه مصرف منظمي از منابع براي برآوردن نيازها به گونهاي كارا و معقول انجام شود. بازار، اصلاح آشفتگيها و نه تنها از طريق تغييرات قيمتي انجام ميدهد، بلكه با فراهم آوردن ابداعات و نوآوريها در كالاها منابع و شيوههاي توليدي (رقابت پويا) نيز ناهماهنگي را از بين ميبرد. از اين گذشته هر جا لازم باشد اصلاح آشفتگيها را از طريق استقرار نهادهاي جديد (انطباق) انجام ميدهد شبه پول به وجود ميآيد، اعتبارات را ميآفريند، شركت خلق ميكند، اتحاديه ميسازد و... سرعت و قدرت اين فرآيندهاي اصلاح و انطباق بستگي به جريان بازخورد اطلاعات دارد كه به سوي كارگزاران و واحدهاي تصميم گيرنده در رفت و برگشت است. جريان اطلاعات به شكل قيمتهايي است كه در خود بازار تعيين ميشوند. اين قيمتها هم پيامهايي هستند براي انتقال اطلاعات، هم انگيزههايي براي توليد و اشتغال و هم ابزاري براي توزيع درآمد و ثروت. جداي از مساله توزيع سيستم قيمت معمولا در ديگر نقشها و وظايف خود در مجموع قدرتمند و سريع عمل ميكند. اهميت اين كار را تنها زماني ميتوان دريافت كه مشكلات ويژه اقتصادهاي نابازاري ملاحظه شوند. مكانيسم بازار يك فرآيند نامتمركز است و معمولا به پراكنده شدن قدرت اقتصادي و در نتيجه تقسيم قدرت سياسي منجر ميشود. با اين حال گاهي نيز به انباشت قدرت و ثروت اقتصادي ميانجامد كه ميتوان با ابزارهاي ديگري آن را اصلاح كرد. اقتصاد بازار همراه با پراكندن قدرت، ابتكار عمل، مسووليت و تصميمگيري را نيز پراكنده ميكند. اين شرايط معمولا به كاربرد بهتر نهادهاي دموكراتيك كمك ميكند. از اين مهمتر بازار برخوردها، اصطكاكها و تضادها را در همان سطوح پايين و مراحل اوليه حل و از گسترش آنها به سطوح بالاتر و كليتر جلوگيري ميكند. بازار هم از اين طريق، يعني حل موضعي تنشها و هم از طريق فرآيند خود انطباقي، بسياري از هزينههاي تحول و تغيير گسترده و ژرف را كه ممكن است در طول تاريخ بر جامعهاي تحميل شود، كاهش ميدهد. بسياري از برخوردهاي منافع در همان بازارچهها و حجرهها حل و فصل ميشود و به صحنه اجتماع و سطوح عالي سياسي منتقل نميشود. هرگاه اين برخوردهاي اوليه در همان سطوح محلي رفع نشدند، بازار با نهادسازي، اين برخوردها را به طور كنترل شده و معقولي به سطوح بالاتر ميكشاند و به اين ترتيب برخوردهاي عظيم منافع كه ميتواند بالقوه براي جامعهاي ويرانگر باشد از طريق نهادها كنترل و حل و فصل ميشوند. بنابراين شايد اين بعد از نقش بازار كه ميتوان آن را كارايي تاريخي ناميد اهميت بنياديتري نسبت به كاراييهاي ايستا و پويا كه معمولا بر آنها تكيه ميشود داشته باشد، چرا كه ممكن است جامعهاي، تمام منافعي را كه از كاراييهاي ايستا و پويا در طول دههها انباشته است با يك تحول سريع ناشي از تضاد منافع گروههاي اجتماعي از دست بدهد.تنظيم: مهدي حيدرپور