5 پيشنهاد كنفدراسيون صنعت براي ارتقاء فضاي كسب و كار(1843 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (367 بار خوانده شده است)  15/09/1389 كنفدراسيون صنعت ايران در واكنش به لايحه ايجاد فضاي مساعد كارآفريني و رفع موانع كسب و كار، تشكيل يك كميته ملي متشكل از مديريت اجرايي بخش دولتي و راهبران بخش خصوصي به منظور تدوين يك پروژه ملي را خواستار شد.به گزارش فارس، در اعلام نظر كنفدراسيون صنعت در خصوص پيش نويس اين قانون آمده است: "پيش نويس قانون ايجاد فضاي مساعد كارآفريني و رفع موانع كسب و كار " كه توسط اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تدوين شده است، مورد مطالعه قرار گرفت و نكاتي در قالب نقطه نظرات كنفدراسيون صنعت ايران استخراج شد كه به پيوست ميآيد. مواردي كه قبل از مطالعه پيوست لازم است به آن توجه شود، عبارت است از: 1) قبل از اعلام نظر در خصوص پيش نويس قانون فوقالذكر، تجارب ساير كشورها در اينترنت جستجو و گزارشهاي مناسبي يافت شد. 2) در اين جستجو به نمونههاي كشور قزاقستان، ازبكستان، تاجيكستان، كره جنوبي، چين، ژاپن، لتيواني، فيليپين و ويتنام دسترسي پيدا كرديم كه حاوي اطلاعات مناسب و ارزشمندي بود. سه صفحه يكي از نمونهها ترجمه شده است و ميتواند راهنماي خوبي براي ميزان ارزشمندي اين گزارش باشد. 3) با توجه با اينكه گزارشهاي مورد نظر در بند 2 از حجم بالايي برخوردار است و كپي كاغذي آن مقدور نيست، لذا در صورتي كه هر كدام از اعضاي كنفدراسيون علاقمند به مطالعه گزارشات مزبور باشند، فايل الكترونيكي آن تقديم مي شود. 4) كتاب فضاي كسب و كار در سال 2006 كه توسط مركز پژوهشهاي مجلس ترجمه و انتشار يافته است، مورد بررسي اجمالي قرار گرفت. 5) حاصل اين اقدامات و بررسيها منجربه تهيه گزارشي با عنوان " نقطه نظر كنفدراسيون صنعت در مورد قانون ايجاد فضاي مساعد كارآفريني و رفع موانع كسب و كار " شد كه در پيوست ميآيد: مطالب مندرج در اين نوشته شامل دو بخش است. در بخش اول كلياتي در خصوص رفع موانع فضاي كسب و كار با تأكيد بر اينكه آيا نوشتن قانون و تصويب آن در مجلس ميتواند در بهبود فضاي كسب وكار مؤثر و مفيد واقع شود و آيا تجربه ساير كشورها هم اين چنين بوده است يا اينكه شيوه برخورد آنها با اصلاح فضاي كسب و كار به گونه ديگر بوده است؟ در بخش دوم با فرض اينكه نوشتن قانون ميتواند مؤثر واقع شود، جزئيات پيش نويس قانون مورد اشاره اتاق ايران مورد بررسي قرار گرفته و نكات مثبت و منفي آن مورد ارزيابي قرار گرفته است. پس از مطالعه "پيشنويس قانون ايجاد فضاي مساعد كارآفريني و رفع موانع كسب و كار " اين سؤال به ذهن متبادر ميشود كه آيا براي بهبود فضاي كسب و كار، نوشتن قانون چارهساز است و ميتواند مشكلات موجود كشور را حل كند؟ آيا كشورهاي ديگر به ويژه كشورهاي مشابه ما اين مسير را براي بهبود فضاي كسب وكار خود انتخاب كردهاند؟ اگر جواب سوال مثبت باشد، سؤال ديگري طرح ميشود و آن اينكه آيا اتاق ايران در نوشتن قانون مورد اشاره از تجربيات آنها سود برده است؟ آيا تجربه آن كشورها با پيشنويس قانون اتاق مشابهت دارد و اگر پاسخ سؤال منفي باشد بايد بررسي كرد آنها چه مسيري را انتخاب كردهاند و چرا ما مسيري را انتخاب كردهايم كه احتمالاً ميزان موفقيت آن ناچيز و كم رنگ خواهد بود و در اين شرايط جز از دست دادن فرصت طلايي براي بهبود فضاي كسب و كار، اقدام ديگري صورت نگرفته است. در پاسخ به سؤال اول بايد گفت: 1) تغيير و بهبود فضاي كسب و كار با تغيير انگارههاي ذهني همراه است و چنانچه تغييري در پارادايمهاي مديران و دست اندركاران اقتصادي به وجود نيايد، فضاي كسب و كار بهبود نمييابد، چنانچه در سالهاي اخير شاهد اين امر بودهايم. به عبارت ديگر بهبود و اصلاح ساختار فضاي كسب و كار بر پايه تحول در انگارههاي ذهني (پارادايمها) شكل ميگيرد و به همين جهت در شرايط اقتصادي و فضاي كسب وكار امروز، بيشتر به تحول در انگارههاي ذهني نياز داريم تا تهيه و تدوين قوانين جديد. فضا و اتمسفر حاكم بر كسب و كار، ساخته و پرداخته پارادايمهاي ذهني افراد به ويژه سياستگذاران و مجريان كليدي عرصه اقتصادي كشور است،بنابراين تا زماني كه انگارهها تغيير نكند، تصميمات و اقدامات مرتبط با اين حوزه كم اثر يا بيخاصيت خواهد بود. پس در گام اول بايد به سراغ انگاره هاي ذهني رفت و آنها را دستخوش تغيير و تحول نمود. اگر اين مرحله با يك موفقيت نسبي همراه بود آنگاه طراحي يك پروژه يا برنامه ملي بهبود فضاي كسب وكار مي تواند شرايط موجود را در حوزه كسب وكارها تغيير دهد. 2) بهبود فضاي كسب و كار قبل از آن كه نيازمند يك قانون باشد، نيازمند تدوين يك برنامه و پروژه ملي است كه بايد مشخصات زير را دارا باشد: 2-1) يك كميته ملي متشكل از بازيگران كليدي مديريت اجرايي بخش دولتي (بالاترين مقام مديريت اجرايي ) و راهبران بخش خصوصي سازماندهي شود. اين كميته بالاترين ركن تصميمگيري در خصوص تغيير و بهبود فضاي كسب و كار خواهد بود. 2-2) كميته مورد نظر بايد اراده ملي را به تغيير و بهبود فضاي كسب و كار به نمايش بگذارد تا زير مجموعه هاي مختلف دولتي و خصوصي، برنامهها و اقدامات مورد تأييد كميته را انجام دهند،بنابراين ضروريست تعهد عملي بالاترين مقام اجرايي دولتي و دست اندركاران كليدي بخش خصوصي كشور عينيت داشته و آن را پشتيباني كنند. 2-3) لازم است، يك برنامه كاري هدفمند براي انجام ماموريت كميته ملي با ويژگي زير تدوين شود (برنامه SMART باشد): برنامه مشخص Specific -برنامه قابل اندازه گيري Measurable -برنامه قابل دستيابي Achievable -نتيجه گرا بودن برنامهResult - Oriented -مدت و زمان مشخص برنامه Timely 2-4) اين كميته در زير مجموعه خود، كارشناسان و متوليان مرتبط با معيارهاي دهگانه فضاي كسب و كار را سازماندهي كند تا ابتدا وضع موجود كشور در چارچوب معيارهاي دهگانه فضاي كسب و كار به صورت دقيق و شفاف و با جزئيات مندرج در زير معيارهاي مربوطه، مورد شناسايي و اندازه گيري قرار گيرد. 2-5) خروجي گزارشهاي وضع موجود در معيارهاي دهگانه بررسي شود و گزارش نهايي كه حاوي مشكلات فضاي كسب و كار باشد، منتشر شود. ضمن آنكه حول نتايج آن گزارش، يك تفاهم مشترك ملي بين اعضاي كميته اعم از دولتي و خصوصي وجود داشته باشد. 2-6) گزارش مورد نظر در سازمانها، نهادها، بنگاهها و ... توزيع شود و براي ايجاد يك تفاهم و همسويي در بين تمام ذينفعان، تمام موارد گزارش به اشتراك گذاشته شود و درصورت وجود ابهام، اقدامات لازم در جهت رفع آن صورت گيرد. 2-7) پروژه ملي بهبود فضاي كسب وكار با نظر گرفتن 3 موضوع محوري يعني گزارش نتايج اندازه گيري و بررسي وضع موجود كسب و كار، اهداف برنامه هاي مندرج در چشم انداز بيست ساله كشور و بهره مندي از تجارب ساير كشورها در اين خصوص و استانداردهاي پذيرفته شده در مورد ارتقاي تك تك معيارهاي دهگانه، طراحي و تدوين شود. در اين پروژه، جزئيات برنامههايي كه منجربه تغيير فضاي كسب و كار ميشود، بايد مشخص شود. 2-8) اين پروژه مانند هر برنامهاي بايد ويژگي پنج گانهSMART را دارا باشد كه در بند (2-3) توضيح داده شده است. 2-9) براي تحقق پنج ويژگي SMART بودن پروژه ملي، ميبايست سيستمها و فرآيندهاي نظارتي، كنترلي، اندازهگيري، پايش و پيگيري طراحي و اجرا شود. 3) در صورتي كه اجراي پروژه ملي مورد اشاره نيازمند قانون باشد، بايد قانون توسط ذينفعان پيشنهاد و پس از تأييد كميته ملي جهت تصويب به مجلس ارسال شود. بديهي است پس از تصويب به مجلس براي دست اندركاران لازمالاجرا خواهد بود. به عنوان مثال اگر قرار باشد معيار آزادي مالي يا پولي يا مالياتي با تغيير يا حذف قوانين همراه باشد، زيرمجموعه مربوطه، قوانين لازم را تدوين و پس از تاييد كميته ملي جهت تصويب به مجلس ارسال ميشود. 4) قوانين جديد موردنياز بايد با يك يا چند برنامه پروژه ملي ارتباط علت و معلولي داشته باشند و براي اجراي روانتر و مناسبتر برنامهها نوشته شود. بديهي است كه برنامهها هم يك رابطه علت و معلولي با مشكلات و مسائلي كه در مرحله شناخت وضع موجود و نتايج اندازه گيري استخراج شدهاند، خواهند داشت. بنابراين قانوني كه اين فرايند را طي نكرده باشد، نمي تواند در تغيير وضع موجود كارساز باشد و احتمالا محدوديتي به محدوديت هاي فعلي اضافه مي كند. اين موضوع بايد مورد تاكيد قرار گيرد و قانوني خارج ار اين چارچوب در مجلس تصويب نشود، ذكر اين نكته ضروري است كه پيش نويس قانون اتاق ايران با اين رويكرد مغايرت بنيادي دارد و به احتمال قوي در صورت تصويب اين قانون، نه تنها وضعيت موجود دستخوش تحول مثبت نخواهد شد بلكه ممكن است آثار سويي هم داشته باشد. 5) نتيجه اينكه اگر قرار باشد فضاي كسب و كار به صورت ريشهاي بهبود يابد، نيازمند طي كردن مراحل زير است: - تغيير انگارهها (پارادايمها) ذهني افرادي كه در بهبود فضاي كسب و كار ذينفع هستند، به ويژه مديران و بازيگران اصلي حوزه اقتصاد، سياست، فرهنگ و ... - نگاه به فضاي كسب و كار از قالب تدوين و تصويب قانون به طراحي و پيادهسازي پروژه ملي تغيير يابد. - براي راهبري و مديريت پروژه ملي بهبود فضاي كسب و كار، لازم است يك كميته ملي تشكيل شود. اعضاي اين كميته بايستي از افرادي باشند كه بالاترين سطح مديريت اجرايي، قانونگذاري و قضايي را دارا باشند. اين افراد بايستي متشكل از نهادهاي حاكميتي و خصوصي باشد و در تصميمگيريها به همان ميزان كه بخشهاي دولتي و حاكميتي نقش ايفا ميكنند بخش خصوصي و نماينده كسب و كارها هم نقش داشته باشند. - قبل از هر اقدامي، مأموريت، اهداف و برنامههاي كميته ملي تعريف شود به نحوي كه ضمانتهاي اجرايي برنامهها، شاخصهاي قابل اندازهگيري و منابع موردنياز در چارچوب يك جدول زمانبندي شده تعريف و تدوين شود. - كميته ملي 10 كارگروه اجرايي را براساس معيارهاي دهگانه فضاي كسب و كار (معيارهاي آزادي اقتصادي) سازماندهي كند تا هر كدام از كارگروهها برحسب معيار مربوطه و وظايف محوله، انجام وظيفه كند. مأموريت كميته ملي در محورهاي اصلي زير خواهد بود: - شناسايي و اندازهگيري فضاي كسب و كار به صورت يكپارچه و جامع - استخراج نقاط ضعف و مشكلات موجود در فضاي كسب و كار - دستيابي به توافق مشترك و پذيرش بي قيد و شرط همه اعضاي كميته، پيرامون نقاط ضعف و مشكلاتي كه براساس فرايند شناخت و اندازهگيري شناسايي شده است. - به اشتراك گذاشتن نتايج حاصل از فرايند شناخت و اندازهگيري فضاي كسب و كار در بين كليه افراد حقيقي و حقوقي كليدي در بهبود فضاي كسب و كار - بررسي و تصويب برنامه ملي بهبود فضاي كسب و كار - نظارت بر اجرايي پروژه ملي بهبود فضاي كسب و كار ماموريت كارگروههاي كميته ملي در محورهاي اصلي زير خواهد بود: - شناسايي و اندازهگيري فضاي كسب و كار در معيار و مؤلفه مربوطه (يكي از معيارهاي دهگانه) - استخراج نقاط ضعف و مشكلات موجود در معيار و مؤلفه مربوطه - دستيابي به توافق مشترك و پذيرش همه اعضاي كارگروه پيرامون ضعفها و مشكلاتي كه براساس فرآيند شناخت و اندازهگيري معيار مربوطه شناسايي شده است. - تهيه گزارش نهايي و ارسال به كميته ملي - تدوين برنامه بهبود فضاي كسب و كار با يك زمانبندي مشخص، تخصيص منابع لازم، پيشبيني سيستمهاي اندازهگيري پيشرفت برنامه و عملكرد كلي برنامههاي ملي، تعيين سيستمهاي كنترلي، نظارتي، پايش و پيگيري به نحوي كه حصول اطمينان شود كه برنامه به درستي اجرا و مديريت ميشود. |