وقتي كار معنا مي‌يابد

(645 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(782 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

وقتي كار معنا مي‌يابد

تاریخ افزودن 21/05/1385 
وقتي كاري براي ما معنا يابد به كاري از عشق مبدل مي‌شود و امري دلپذير مي‌گردد. «وقتي كار معنا يابد، كارهاي بيشتري انجام مي‌شود». يك روز وقتي با پسر 10 ساله‌ام سوار ماشين بوديم از او پرسيدم امتحانش را چطور داده است و او در جواب گفت: «خوب شد، 7 سوال را ننوشتم و 86 گرفتم». با تعجب پرسيدم: «اما وقتي من درس از تو مي‌پرسيدم همه را بلد بودي!» بعد براي اثبات حرفم چند سوال كه در خاطرم مانده بود از او پرسيدم و در كمال تعجب ديدم كه پس از گذشت دو روز به سختي مي‌تواند به نصف آنها پاسخ صحيح دهد.
به او گفتم:«تو كه دو روز پيش تمام آنها را بلد بودي! چه شده است؟» او در جواب گفت: «امتحانم را ديروز داده‌ام، ديگر نيازي نيست اين چيزها را به خاطر بسپارم!»
عجبا! من فكر مي‌كردم هدف مدرسه آموزش چيزهايي است كه ممكن است در آينده مفيد باشد. اما حالا بچه‌يي 10 ساله داشت به من مي‌فهماند كه هدف مدرسه در واقع حفظ كردن مطالب تنها به منظور روز امتحان است. آيا ممكن است كارمندان شما هم همين مشكل را داشته باشند؟ نداشتن هدف؟ من به داستان «سه سنگتراش» خيلي علاقه‌مندم. داستان از اين قرار است: روزي سنگتراشي به كار يكنواخت و خسته‌كننده تراشيدن تخته‌سنگ بزرگي مشغول بود كه رهگذري از او پرسيد مشغول چه كاري است؟
او با اندوه پاسخ داد: «به اين سنگ شكل مي‌دهم. دارد مرا از پا در مي‌آورد».
مرد رهگذر به راهش ادامه داد و كمي پايين‌تر به سنگتراش ديگري برخورد اما اين مرد سريع‌تر كار مي كرد و شادتر بود. او در پاسخ به سوال رهگذر كه مشغول چه كاري است گفت: «اين سنگ را براي ساختماني شكل مي‌دهم!»
رهگذر كمي پايين‌تر رفت و سنگتراش ديگري را ديد. سنگتراش چكشش را مي‌چرخاند و همزمان آواز مي‌خواند.
رهگذر به او گفت: «توا با وجود كار سختي كه در اين هواي گرم انجام مي‌دهي خيلي خوشحال هستي. چه مي‌كني؟»
پاسخ شنيد:«من كلسياي جامع را مي‌سازم».
كارمندان شما چه مي‌سازند؟ يا باز هم بهتر، هدفشان چيست؟
در يك نظرسنجي كلاسيك از مديران خواسته شد عوامل ايجاد انگيزه در كارمندان را ذكر كنند. بعد از كارمندان هم خواسته شد اين عوامل را بازگو كنند. اما نظرات اين گروه اصلا به هم شباهت نداشت و من به دو دليل از به چاپ رساندن نتايج اين بررسي صرف‌نظر كردم. يكي آنكه، اين‌گونه نظرسنجي هاي كلي از كارمندان احساسات كارمندان صنايع ديگر را منعكس نمي‌كند و ديگر آنكه حتي يك نظرسنجي دقيق نظر كارمندان را بطور فردي و جداگانه ارايه نمي‌كند.
ما با اين نظرسنجي به سادگي دريافتيم كه حتي در شركت كوچك خودمان هيچ دو گروهي از كارمندان انگيزه‌هايشان مشابه نيست.
شايد فكر كنيد آنچه باعث ايجاد انگيزه در كارمندان مي‌شود پول و منافع مالي است. اما اين فكر فقط تا حدي درست است. در يك نظرسنجي از خريداران بليت‌هاي بخت آزمايي از هر 10 نفر 8 نفر پاسخ دادند چنانچه برنده شوند بازهم به كاركردن ادامه مي دهند. البته اكثرشان معتقد بودند كه شغل شان را عوض خواهند كرد. مي‌خواهيد دليلش را بدانيد؟ افراد كار كردن را دوستدارند و تمام هدف آنها به دست آوردن پول نيست، بلكه دلايل ديگري نيز در كار هستند.
اين دلايل شامل مواردي بودند چون: علاقه به شناخته شدن، فرصت فراگرفتن مهارت هاي جديد و فرصت كار كردن با ديگران.
فكر مي‌كنيد امروزه بزرگترين عامل ايجاد انگيزه در كارمندان چيست؟ كنترل اوقات.
امروزه بزرگترين عامل ايجاد انگيزه آزادي است. نه آزادي در بازنشسته شدن بلكه آزادي در انجام كاركنان مي‌خواهند به قسمتي از زندگي كه خارج از كار وجود دارد معناي بيشتري بخشند. آنها با توجه بيشتر به زندگي فر دي خود، از زماني كه مشغول به كار هستند معناي بيشتري مي‌طلبند. افراد در جست‌و جوي كاري هستند كه با بقيه ساعات روزشان در تناسب و هماهنگي باشد.

مترجم: فرناز صفدري

  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=333&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections