چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 21:10   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

توسعه استراتژي مديريت بحران

(3480 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(340 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
27/10/1388
يك برنامه جامع مديريت بحران، سازمان شما را قادر مي سازد به بحرانها به صورت فوري و مناسب واكنش نشان دهيد. اينجا روشهايي براي توسعه يك برنامه موثر ارائه مي شود. وقتي مسئله مديريت بحران پيش مي آيد، بسيار آسان است كه چشم ها را بينديم و وانمود كنيم آتش سوزي، انفجار و تصادفات هميشه براي ديگري اتفاق مي افتد. ما دوست داريم بگوییم عملياتمان از انواع مسايل ايمن و مصون است. اما هيچ سازماني كاملا از رويدادها ايمن نيست. بحران ها تبعيض قايل نمي شوند. آنها مي توانند به هركس، در هر جا و هر زمان صدمه بزنند. در بسياري از موارد "اما ، اگر، آيا" مطرح نيست، بيشتر "چي وچگونه" مهم است. چند سال قبل من يك كارگاه آموزشي مديريت بحران را اداره مي كردم كه در آن بحثی حول و حوش كشته شدن يك كارگركارخانه در رويدادی عجيب و غريب صورت گرفت. يكي از شركت كنندگان كه مهندس شيمي و مدير كارخانه بود، مي گفت این مسئله غیر ممکن است. اما روز بعد در حين يك تنفس مطلع شد كه آن روز صبح سانحه اي در كارخانه اش رخ داده و يك كارگر كشته شده است. آن رويداد حادثه اي دور از انتظار بود كه هرگز نبايد اتفاق مي افتاد، اما بهرحال به وقوع پيوسته بود. در برنامه هاي جامع مديريت بحران ، آموزش هاي مرتب و دستورالعمل هاي واقع گرايانه، اجزاي ضروري مديريت هستند.
اين مقاله مراحل اساسي مديريت بحران را خلاصه مي كند. راهكار هايي براي برقراري ارتباط با عموم مردم طي يك بحران فراهم مي نمايد ، اصولي را كه بايد در برنامه مديريت بحران گنجانده شود، مطرح نموده و می گوید برنامه آموزشي مديريت بحران را چگونه ترتيب دهيم.
مديريت بحران
مراحل اساسي:
مرحله 1: جمع آوري اطلاعات: تا جايي كه مي توانيد در باره موقعيت اطلاعات بدست آوريد. با توسعه 2 جدول شروع كنيد. جدول اول آنچه را كه در باره بحران مي دانيد فهرست مي كند: چه اتفاقي افتاده ؟ چه كسي درگير است؟ محل وقوع حادثه كجاست؟ آيا عموم مردم در خطرند؟ در حال حاضر چه كاري درست است؟ به سوالات استاندارد چه كسي، كي كجا، چي ، چرا وچگونه پاسخ دهيد. در اين مرحله احتمالا چندين خلاء اطلاعاتي خواهيد داشت. درجدول ديگر اطلاعاتي را كه نداريد، فهرست كنيد. موارد مشكوك، عوامل بالقوه داخلي و خارجي، پيش بيني كوتاه مدت و بلند مدت و خروجي بالقوه. در آغاز به طور طبيعي جدول اول طولاني تر است . شما مي توانيد با بدست آوردن يك درك واقعي از محيط شروع كنيد.
مرحله 2: تيم بحران را آگاه كنيد. وقتي تشخيص مي دهيد كه يك بحران بالقوه داريد، با اعضاي كليدي تيم بحران تماس بگيريد و آنچه را مي دانيد به آنها بگوييد. اين افراد مي توانند به شما براي كامل كردن مرحله اول كمك كنند. در اين مرحله نكته اساسي اين است كه كداميك از اعضاء را مطلع و چگونه به آنها دسترسي پيدا كنيد . انتخاب افراد بستگي به ويژگي بحران دارد. در بعضي مواقع ممكن است بيشتر نياز به خدمات متخصصان بهداشت و سلامت داشته باشيد تا مدير امور مالي. در موارد ديگر حضور مدير امور مالي ضروري تر است. بدون توجه به نوع بحران بايد چند تيم اصلي وجود داشته باشد كه هر زمان بتوانيد آنها را فرا بخوانيد. اين تيم ها ممكن است شامل 3، 4، يا 5 نفر باشند و عناوينشان از شركتي به شركت ديگر فرق كند. اما آنها نهايتا مركز استراتژي مقابله با بحران هستند.
مرحله 3 : وظايف را مشخص نموده و حقيقت يابي را ادامه دهيد. اگر ندانيد بحران چيست، نمي توانيد آن را مديريت كنيد. مطمئن شويد كه موقعيت را از تمام زوايا بررسي كرده ايد. يك شخص به تنهايي نمي تواند اينكار را انجام دهد ، وظايف بايد تقسيم شود. از پرسيدن سوالات نترسيد.
مرحله 4: راه حل هاي ممكن وبالقوه را توسعه دهيد. كدام مورد عملي تر است؟كداميك بهترين است؟ حالا چه كاري مي توان انجام داد؟گوش دهيد، گوش دهيد، گوش دهيد. شما هرگز نمي دانيد بهترين راه حل از كجا مي آيد. حتي ايده هايي را كه به نظر خام مي آيد از نظر دور نگه نداريد، شايد راه حل همان باشد.
مرحله 5: راه حلتان را اجراء كنيد. اين مرحله يك بخش سخت است. جايي كه شما مجبوريد دقيقا آنچه را گفته ايد، انجام دهيد. اين امر نياز به حضور افراد، صرف بودجه و وقت دارد . بنابر اين بايد منابع كافي را به كار اختصاص دهید.
مرحله6: آنچه را كه انجام مي دهيد معرفي كنيد. اگر مشكل، يك بحران عمومي است كه در رسانه هاي خبري مطرح مي شود، بايد عمليات و دليل انجام آن را به مردم بگوييد. با اين مسئله جدي برخورد نماييد. وقتی كسي نمي داند شما چه مي كنيد، ممكن است ِصرف انجام درست کار کافی نباشد. خلاء ارتباطي ممكن است با ترس و شايعه پر شود . براي گفتن مطلب منتظر كس ديگري نمانيد. رهبري را در دست بگيريد.
مرحله 7: آنچه را كه رخ داده، مرور كنيد. اعمال، پيام ها و خروجي هاي نهايي را ارزشيابي نماييد. چه چيزي درست و چه چيزي اشتباه است؟ چگونه مي توانيد موقعيت را بهتر كنترل كنيد؟ ديگر رفتارهاي مورد نياز چيست؟قضاوت برنامه بحران و در صورت لزوم تغيير تيم بحران می بایست در اين مرحله صورت گیرد.
بنيان هاي ارتباطي
وقتي با عموم مردم طي يك بحران ارتباط برقرار مي كنيد، اين قواعد ساده را دنبال نماييد:
كاملا صادق و روراست باشيد: اگر اطلاعات اعلام مي شود، بهتر است شما پيام رسان باشيدـ حتي وقتي اخبار بد است. كمتر بهتر است. بيشتر اوقات كم گفتن مناسب تر است. اگر زياد صحبت كنيد، ممكن است پيامتان در ازدحام گفته ها گم شود. از ذكر زياد جزئيات خودداري نمایید. زيرا جزئيات مي تواند سوالات بيشتري را مطرح نموده و احتمال بيان نكات اشتباه را افزايش دهد.
رهبري و كنترل را بدست بگيريد: حتي اگر كاملا آماده نيستيد ، منتظر نمانيد كه كس ديگري آن را انجام دهد. شما هرگز تمام پاسخ ها را نخواهيد داشت. اگر تعلل كنيد، در نهايت فقط به برنامه ديگري يا ديگران واكنش نشان خواهيد داد.
با يك صدا صحبت كنيد: بقدر كافي مشكل هست كه با يك سخنگو هماهنگ شويد، پس با كثرت آن را سخت تر نسازيد. اما و قتي به تعداد بيشتري سخنگو نياز داريد، مطمئن شويد كه آنها همه يك پيام را تحويل مي دهند. پيام هاي تركيبي مغشوش كننده است ، افكار را به سمت شك و بي اعتمادي سوق مي دهد و ممكن است به اعتبار شما آسيب برساند.
حوزه ديدتان را وسعت ببخشيد: امور را به طريقي ببينيد كه ديگران مي بينند. به بحرانها از بيرون نگاه كنيد. سوالات و نگراني ها را پيش بينی و اطلاعات را براي پاسخگويي آماده نماييد. قطع نظر از اينكه شما نهايتا تصميم مي گيريد كه اطلاعات ويژه در باره يك بحران بخصوص منتشر شود يا خير، مي بايست يك استراتژي براي انتشار اطلاعات داشته باشيد. گفته ها، صحبت ها، اطلاعیه های خبري ، برگه هاي سوال و جواب و سخنگوهاي بالقوه راآماده كنيد. اين كار وقت تلف كردن نيست بلكه بيشتر شبيه يك استراتژي بيمه است كه اگر به آن نياز داشته باشيد، موجود است. تصميم نهايي در مورد اعلام عمومي و يا منتظر گزارشگران شدن، بر اساس عوامل متعددي از جمله فلسفه كاري شما و اينكه آيا احساس مي كنيد در انتشار اخبار ، حتي اخبار بد، مسئوليت اخلاقي داريد یا خیر، تعيين مي شود.
هميشه اخبار ،حتي اخبار ناگوار، را خودتان منتشر كنيد : چون شما كنترل بيشتري به اطلاعات منتشر شده داريد و از همه مقدم ترید. دليل اين استراتژي ساده است: اگر بحران بقدر كافي بد است، يك فرصت خوب و منطقي وجود دارد كه مسئله علني شود. اينجا موضوع وقت و زمان مطرح است.
چه بگوييم و چگونه بگوييم
اگرچه در طي يك بحران با گزارشگران كنجكاو مواجه نمي شويم و بيشتر با افراد عصباني روبرو هستيم، اما به ندرت حق انتخاب داريم. بنابر اين مهم است كه چه بگوييم و چگونه بگوييم . با گزارشگران و عموم مردم آنچه را كه امكان پذير است، در ميان بگذاريد. در بيشتر بحرانها اشكالي ندارد كه به گزارشگران تا اندازه اي كه از رويداد واقع شده اطلاع داريد، بگوييد. در بسياري از موارد شما، حداقل در آغاز، پاسخ تمام سوالها را نخواهيد داشت ، گزارشگران خوب هم مي دانند که تمام سوالات جواب ندارند، پس بر اساس امكاناتتان اقدام كنيد. مهمتر اينكه مي بايست كاري بيش از پاسخ دادن به سوالات انجام دهيد. پيامتان را بشناسيد. به گزارشگران چه مي خواهيد بگوييد ؟ به عموم مردم چطور؟ پيام زمان به زمان تغيير خواهد كرد و چيستي آن بستگي به موقعيت خواهد داشت. در يك بحران مردم مي خواهند مطمئن شوند كه شما موقعيت را در كنترل داريد يا حداقل اينكه به آن واكنش نشان مي دهيد. صحبت با مردم پيرامون آنچه در باره بحران انجام مي دهيد، مي تواند اين پيام را برساند كه بر اوضاع مسلط هستيد و يا اينكه، شما كار مي كنيد تا شرايط را تحت نظر داشته باشيد. هم چنين مي توانيد آنچه را در باره بحران انجام مي دهيد، شرح دهيد. به عنوان مثال ممكن است بگوييد آتش نشان ها در صحنه هستند و هر كاري انجام مي دهند براي اينكه بتوانند موقعيت را تحت كنترل بگيرند. مردم تشخيص مي دهند كه همه اشتباه مي كنند و برخي امور ناخوشايند رخ مي دهد. آنچه كه آنها مي خواهند در يك موقعيت بحراني بشنوند اين است كه شما چه برنامه ای دارید. پيام بعدي بايد در باره نگراني ها باشد. نگراني اصلي شما بستگي به ماهيت بحران دارد. اما معمولا امنيت كساني كه تاثير مي پذيرند، از همه موارد مهم تر است. در كارگاه آموزشي من به دانشجويان مي گويم اگر در مصاحبه مربوط به بحران با كمبود واژه روبرو شدند، جمله هايشان را اينگونه تمام كنند: در حال حاضر نگراني اصلي ما اين است كه--------
اگر كسي صدمه ديده است، مهم است كه همدردي تان را ابراز نمایید. اما نمي توانيد فقط بگوييد با شما همدردي مي كنيم. بيشتر بايد آن را عملی سازید. در يك بحران واقعي اين رفتار اصلا مشكل نخواهد بود. همكاري قسمت ديگري از پيام شماست. در يك بحران ممكن است خودتان را وابسته به آتش نشان ها، پليس و حتي عموم مردم ببينيد. اين مورد بايد قسمتي از پيام شود. نهايتا پيام بايد شامل قدرداني باشد. در بسياري از بحرانها كاركنان قدم هاي اضافي براي كمك بر مي دارند. آتش نشان ها زندگيشان را به خطر مي اندازند تا از ديگران حمايت كنند. آيا شما راههايي را كه كارمندان واكنش نشان مي دهند، بيان كرده ايد؟ آيا افراد درگير، كار فوق برنامه اي انجام داده اند؟ اگر اينطور است، آن را مطرح سازید. اسطوره هايي وجود دارند كه از آنها به عنوان الگو یاد مي شود. طرح اين الگوها ممكن است در يك كتاب آموزشي يا كلاس درس به نظر خوب بيايد، در اما زندگي واقعي نمي توان صرفا به اسطوره ها اكتفاء كرد. هيچ بخشي از روابط عمومي نمي تواند يك موقعيت بد را- لا اقل براي مدتي- تغيير دهد . گزارشگران مي توانند تبليغ را تشخيص دهند، عموم مردم هم همينطور، پس اغراق گويي و گمانه زني نداشته باشيد و موقعيت را به حداقل اهميت نرسانيد. نهايتا مطمئن شويد آنچه را كه به رسانه مي گوييد كاملا صحيح است. هيچ بخششي براي اطلاعات باطلي كه مي دهيد، وجود ندارد.
يك برنامه كاربردي ارائه دهيد
پيش بيني يك بحران اگر غير ممكن نباشد، بسيار مشكل است. اما مي توانيد پيشاپيش برنامه اي را توسعه دهيد كه در موقع بحران به شما كمك نمايد. يك برنامه برنامه به تنهايي بحران را مديريت نمي كند، و در واقع فقط همراه اصلي شما و تيم خواهد بود. ابتدا در باره تمام بحرانهاي بالقوه كه مي تواند روي شغل شما تاثير بگذارد. فكر كنيد ، آن را در راس فهرست بگذاريد. اما خودتان را به آنها محدود نکنید. چه بحرانهاي دیگری روي مشاغل اثر گذاشته اند؟ آيا آنها در كار شما هم محلي از اعراب دارند؟ اگر اينطور است آن را به فهرست اضافه نمایید. يك برنامه خوب بايد حداقل غير ممكن ها را در برنامه بحران ، پيش بيني كند. در تونل خيالبافي گير نيفتيد. تمام بحرانها آتش سوزي و انفجار نيست. خشونت در محل كار، بحث و مشاجره كارگران و بسياري از موارد ديگر، اگر بدرستی و سریعا مشخص نشوند به سادگي تبديل به يك بحران خواهند شد . در باره اينكه چگونه مي توانيد به يك بحران بخصوص واكنش نشان دهيد، به چه كسي زنگ بزنيد، چطور عمل نمایید و چه بگوييد، فكر كنيد.
در اين مرحله شما يك جدول طولاني داريد. يك تعداد زياد سوال كه پاسخ هايش در حال افزايش است. حالا وقتي است كه بايد شروع به سازماندهي برنامه نماييد. بيشتر برنامه ها مي تواند به 6 بخش ذيل تقسيم شود:
1-پيشگفتار و پيشينه. تمام كاربران احتمالي برنامه بايد اين بخش را قبل از ضربه هاي بحران بخوانند، چون شامل اطلاعاتي در باره چگونگي استفاده از برنامه و حتي اجزاء تشكيل دهنده آن است.
2-تيم بحران. اين بخش شامل راهنمايي هايي در مورد چگونگي انتخاب اعضاي تيم بحران است. هم چنين نقش ها و مسئوليت هاي ويژه را همزمان با توسعه فرآيند انتخاب، توصيف مي نمايد . افراد را بخاطر آنچه كه مي توانند به تيم بياورند، انتخاب كنيد نه به خاطر عناوين و پست هاي خاصشان. اگرچه موقعيت ها از شركتي به شركتي و حتي از كارخانه اي به كارخانه ديگر فرق مي كند ، اما بيشتر تيم ها بايد يك مدير ارشد به عنوان رهبر تيم داشته باشند. ديگر اعضاي تيم عبارتند از مدير بهداشت، متخصص منابع انساني، كارشناس عمليات، متخصص روابط عمومي و احتمالا افرادي از بخش خريد وفروش و تدابير امنيتي. هر عضو تيم بايد يك توصيف خلاصه از مسئوليت محوله و يك فهرست از سلسله مراتب داشته با شد تا بداند همه چيز از بالا كنترل مي شود. مافوق كار آنها را انجام نمي دهد، اما كمك مي كند تا امور بهتر پيش برود. از جمله موارد مهم حضور پشتيبان هاست. از آنجايي كه ممكن است رهبر و يا برخي از اعضاي تيم در دسترس نباشند و يا نتوانند به موقع حاضر شوند، هر عضوي احتياج به يك يا تعداد بيشتري پشتيبان دارد. هر پشتيبان هم نيازمند همان آموزش ها ي اعضاي اصلي تيم است. بخاطر داشته باشيد كه استراتژي كاربردي مديريت بحران به چيزي بيش از حضور افراد نياز دارد. بنابر اين در باره محل استقرار افراد، تجهييزات و نمايندگان رسانه هاي خبري فكر كنيد. مطمئن شويد كه مسئولين نگهداري و روزآمد سازي برنامه مديريت بحران را تعيين كرده ايد.
3-رويه و ساختار اطلاعيه ها : اين رويه ها مي گويد اعضاي تيم را در صورت بروز يك بحران واقعي چگونه مطلع کنید. ممكن است تعداد كمي از بحرانها در طي ساعات كاري معمول رخ دهد، بنابر اين مطمئن شويد كه شماره تلفن ثابت، تلفن همراه و دستگاه پي جويي افراد را داريد. اين بخش هم چنين شامل شماره تماس هاي فوري مانند اداره پليس و آتش نشاني و ديگر اداراتي است كه بايد در بحران گوش به زنگ باشند.
4- قدم هاي اول: اين بخش را با ماژيك قرمز مشخص كنيد و در سراسر متن و در قالب بخشهاي ديگر به آن ارجاع دهيد. قدمهاي اول قلب برنامه بحران است.
مطالب ذكر شده در اين قسمت فرآيند كار و وظايف افراد را توضيح مي دهد. هم چنين شيوه دستيابي به هر منبع و هر فردي را مطرح می سازد. آن را به عنوان يك مجموعه فهرست و يك نقشه جامع از راهكارهاي حل بحران در نظر بگيريد. اين بخش هم چنين بايد تا حد ممكن براي استفاده، آسان و كاربرپسند باشد. وضعيت بحراني وقت استفاده از يك سند قطور كه فهميدنش هم سخت است، نيست.
5-رسانه هاي خبري: رسانه ها مي توانند يك منبع اصلي در برنامه باشند. اگر تا بحال با برنامه ريزي فعاليت رسانه ها در قلب يك بحران روبرو بوده ايد، از اين بخش بيشترين استفاده را خواهيد كرد.
همانطوريكه تلاش مي كنيد انواع مختلف بحرانهاي تاثير گذار روي سازمان را پيش بيني كنيد، طرح اظهارات رسانه اي و اطلاعیه هاي خبري را كه با آنها سر وكار داريد، ترسيم نماييد. در صورت امكان چهارچوب اطلاعيه هاي خبري را پيشاپيش با حضور مديريت ارشد برنامه و كاركنان روابط عمومي با در نظر گرفتن فضاهاي خالي نهايي كنيد. تاييد قبلي آنها مي تواند لحظات ارزشمندي را طي بحران ذخيره نمايد. اين بخش هم چنين مي تواند به آماده كردن سخنگو براي مواجهه با گزارشگر كمك كند. پيش بيني انواع سوالات گزارشگران و اينكه چطور مي توان به صورت بهتر به آنها پاسخ داد، از محتويات اين بخش است.
6-اطلاعات اضافي: اطلاعات مناسب در باره هر جايگاه ، مديران ارشد، موا د مصرفي و حتي راهنمايي هايي براي اينكه چگونه به هر مورد خاص برسيم، شيوه هاي برقراري ارتباط با ادارات محلي، رسانه هاي خبري، هتلهاي مجاور، در مواردي كه اعضاي غير محلي تيم مجبورند شب بمانند، از جمله مطالب اين بخش است. ديگر اطلاعات مفيد براي حل بحران را هم مستند نماييد.
اگرچه برنامه نهايي ممكن است شامل 100 صفحه يا بيشتر شود، اما بخش اول را بايد طوري طراحي نماييد كه به افراد آنچه را نياز دارند ، بگويد. حتي مي توانيد اين قسمت را به عنوان يك برنامه خلاصه و ثابت چاپ كنيد تا اعضاي تيم هميشه آن را در ماشين يا كيف شان داشته باشند. برنامه چاپ شده می بایست متكي به يك روش آسان براي خواندن و عناوين ساده براي درك مطالب، نمودارها و فهرست ها باشد. بخشها را با رنگ نشانه گذاري نماييد تا سريع پيدا شوند. به بخشهاي كليدي در سراسر برنامه ارجاع دهيد. وقتي برنامه در مرحله ترسيم نهايي است آن را آزمايش نماييد تا جنبه عملي مسئله را ببينيد. به اين صورت كه از اعضاي تيم بخواهيد برنامه را به صورت تمريني اجراء كنند، سپس نكات مثبت و منفي آن را مشخص سازيد و اشكالات را رفع نماييد. متاسفانه برخي از افراد برنامه بحران را نمي خوانند تا بحران واقع شود. پس يك آزمايش ديگر هم داريد، ببينيد برنامه تحت چنين شرايطي چگونه عمل مي كند. آيا مطالب را به صورت جزوات صحافي شده ارائه مي دهيد و يا یک كتاب چاپ مي كنيد؟ به فكر يك نسخه الكترونيكي هم باشيد. برنامه كامپيوتري امكاناتي را براي تهيه يك سند جامع كه استفاده از آن نسبت به نسخه چاپي آسانتر است، پيشنهاد مي كند.
آموزش ضروري است
موضوع اين نيست كه چه چيزي برنامه بحران شما را شكل مي دهد. بخاطر داشته باشيد كه اين برنامه فقط يك قسمت از استراتژي موفقيت آميز مديريت بحران است و جايگزيني براي موارد ديگر نيست. مسلما در انتخاب بين يك برنامه بحران بدون آموزش و يا آموزش بدون برنامه، آموزش در اولويت قرار دارد. آموزش بحران بايد تا حد ممكن واقع گرايانه و چالش برانگيز باشد ، شامل ساختارهايي شود كه نهايتا قسمتي از يك برنامه واقعي مي گردد و تمام موارد غير منتظره را دربرگيرد. يك نكته را به خاطر داشته باشيد، چون در يك بحران واقعي همه چيز آنطوريكه شما انتظار داريد، رخ نمي دهد. بيشتر نشست هاي مديريت بحران سهمي براي مصاحبه هاي رسانه اي مقابل دوربين در نظر مي گيرد. اما آموزش، فرآيندي وراي پاسخ دادن به سوالات در مقابل دوربين تلويزيون است و مي بايست شامل چند مرحله تصميم گيري باشد. برنامه بحران را با اجراي مواردي مانند مصاحبه هاي رسانه اي و جلسات عمومي تمرين كنيد و واكنش افراد را بررسي نماييد.
در حاليكه بيشتر سازمانها به فوريت هايي مانند آتش سوزي و انفجار توجه مي كنند، مديران بحران امروزه بايد به موارد ديگر هم بپردازند. آنها مي بايست به آموزش ها و مهارتها تكيه نمايند. بنابر اين برنامه آموزشي بايد تمام موقعيت هاي ممكن را مشخص كند. اگر مسئله اي وجود دارد كه مي توانيد در مورد بحران محاسبه كنيد، اين است كه شما نمي توانيد همه چيزرا محاسبه كنيد. اگر فقط يك سخنگوي با اقتدار داريد، بخاطر داشته باشيد كه آن شخص ممكن است روز بحران در دسترس نباشد يا آنقدر با بحران درگير شود كه نتواند وقتي را به صحبت با گزارشگران اختصاص دهد. در نتيجه افراد ديگر هم باید براي به عهده گرفتن اين نقش تربيت شوند. آموزش رسانه اي را براي تعدادي از افراد كه ممكن است وظايف سخنگو را به عهده بگيرند، تدارك ببينيد. به ذهن بسپاريد كه ممكن است در راه درست يا اشتباه كنترل بحران باشيد، اما راه ساده و يا ميانبر وجود ندارد. بهترين كار اين است كه مطمئن شويد تا حد ممكن آماده هستيد. سعي كنيد از اشتباهات ديگران درس بگيريد برنامه آموزشي بحران و آموزش واكنش رسانه اي را جدي بگيريد و آن را اجراء كنيد. دستورالعمل هاي واقع گرايانه ارائه دهيد و همه افراد را درگير نماييد. وقتي اشتباهی صورت می گیرد زياد آن را برجسته نكنيد اما ازآن پند بگيريد. آنچه كه بر مبناي آموزش است، عالي است. وقتي در اخبار بعد از ظهر تلويزيون افراد و سازمانها را در موقعيت بحران مي بينيد ، به رفتارهای درست و اشتباه آنها دقت کنید. خودتان را جاي ايشان بگذاريد. شما چه كار متفاوتي انجام مي دهيد؟ چه كسي را به عنوان سخنگو انتخاب مي نمایید؟ چه مي گوييد؟ چگونه اوضاع را كنترل مي كنيد؟ بخاطر داشته باشيد دفعه بعد آن سخنگو در اخبار بعد از ظهر ممكن است شما باشيد!.
ترجمه: ناهيد مهريزي

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.