سرمايههاي ارزشمند سازماني دربازار رقابت را بشناسيم (1025 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (362 بار خوانده شده است)  30/09/1388
طاهرخیری مقدمه هزاره سوم را در حالي آغاز كردهايم كه پيشرفت هاي اعجابآور علمي و صنعتي ما را احاطه كردهاند. ستون هاي جامعه صنعتي فرو ريخته است و كم كم پايههاي جامعه اطلاعاتي محكمتر ميشود. عصر اطلاعات حاصل رويارويي انسان با چالش هايي است كه در مسير پيشرفت او قد علم كرده بودند، اما انسان با اهرم دانايي و خرد خود توانست اين موانع را از سر راه بردارد و دوران نويني را براي خود طراحي نمايد. در اين بين، سازمانها نيز با گذر از شرايط جامعه صنعتي خود را با الزامات جامعه اطلاعاتي تطبيق دادهاند. بسياري از الگوها و شيوههاي كاربردي تاريخ مصرف شان گذشته و پارادايمهاي جديدي در عرصه زندگي سازمانها مطرح شده است. به عبارت ديگر سازمانها دوران بازسازي را سپري كردهاند و به سازمانهايي پويا و متعالي تبديل گشتهاند. شكلگيري قطببندي هاي جديد و سرعت چشمگير تحولات جهاني و نيز اعمال شيوههاي جديد مديريتي سازمانها را مجبور كرده است كه با دگرگوني شرايط پيراموني خود همنوا شوند و حركت لاكپشتي خود را در مسير ورود به جامعه اطلاعاتي سريعتر بپيمايند. امروزه تنها عامل موفقيت سازمانها در عصر اطلاعات كاركنان و مديران آن هستند؛ مديراني كه هوشمند باشند و از تخصص خود در برخورد با چالش هاي فراروي سازمان بهره بگيرند و كاركناني كه با قدرت خلاقيت خود و ارائه ايدههاي مناسب، مدير و سازمان خود را ياري كنند. دوام و ادامه حيات سازمانها در جامعه اطلاعاتي نيازمند سرعت، انعطافپذيري، نوآوري و رقابت تنگاتنگ در محيط متلاطم امروزي است. تنها مزيت رقابتي براي سازمانها در جامعه اطلاعاتي اتخاذ رويكرد دانش محور و پرورش كاركنان دانشي است. چرا كه اطلاعات، سرمايه ماندگار سازمان محسوب ميشود و برخلاف منابع طبيعي تمام شدني و استهلاكپذير نيست.
سرمايههاي سازمان كدامند؟ سرمايههاي يك سازمان را ميتوان به سه بخش عمده تقسيمبندي كرد: الف) سرمايه انساني؛ ب) سرمايه اجتماعي؛ ج) سرمايه فيزيكي. سرمايه انساني منظور از سرمايه انساني، دانش، قابليت ها، مهارت ها و خبرگي نيروي انساني در سازمان است. امروزه سازمانها با اين شعار كه دانايي قدرت است، سعي دارند با به كــارگيري و استخدام افراد باهوش و خلاق و نيز با آموزش آنان، در جهت تحقق اهداف سازماني گام بردارند. سرمايه انساني نيازمند مديـريت صحيح و برنامه ريزي شده است. بدون هدايت اين سرمايه و در صورت مديريت ضعيف آن، اهداف ســازمان تحقق نخواهد يافت و زمينه براي كوچ افراد نخبه و فعال فراهم ميگردد. در قرن اخير به منابع انساني به عنوان عنصري هوشمند توجه شده است كه با مهارت و خلاقيت خود نقش اساسي در سازمان خود ايفا ميكند. نيروي انساني كارآمد در يك سازمان جزو سرمايههاي ارزشمند به شمار ميآيد. ايجاد انگيزههاي كاري و بروز خلاقيت و نوآوري به شيـوه مديريت بستگي دارد. به وجود آوردن محيط كاري مناسب، بهبـود روابط انساني در محيط كار، كم كردن استرسها و ارزشگذاري براي فكرها از شيوههايي است كه مديريت بايد اعمــال كند. تعهد و وجدان كاري زماني به بار خواهد نشست كه سازمان به افراد به عنوان سرمايههـاي ارزشمند نگاه كند، به آنها مسـئوليت دهد و در تصميمگيري هاي كلان، كاركنانش را مشاركت دهد. تنها راه حفــظ و استفــاده بهينه از سرمايههاي انساني بها دادن، آموزش مستمر و تــامين نيازهاي نيروي انساني است. ديگر با شيوههاي قديمي نميتوان در بازار رقابت دوام آورد و اين مستلزم تغيير تصور ما از نقش انسان در سازمان است. سازماني كه چشمان خود بر واقعيت ها ميبندد و قادر به درك ارزش سرمايههاي انساني خـود نيست، محكوم به فنا و زوال است و عاقبتي تاريك او را انتظار ميكشد. افسوس كه در سازمان هاي ايراني، عمر مديريتها كوتاه است و مديران با خيال راحت، خود را از سوءمديريتـها در امان ميبينند؛ وگرنه در دنياي رقابت و «مسئوليت تا خط پايان» چنين مديراني از تلاطمهاي كسب و كار به سادگي جان به در نميبرند. سرمايه اجتماعي سرمايه اجتماعي اشتراكات آشكاري با مفهم سرمايه انساني دارد. به بياني ديگر سرمايه اجتماعي و سرمايه انساني مكمل هم هستند. سرمايه انساني شامل افرادي است كه در برخي موارد ممكن است به دنبال منافع فردي خود باشند، اما سرمايه اجتماعي بر جمع، ارزش ها و تعلقات گروهي تاكيد ميورزد. پير بورديو، جامعه شناس اروپايي، سرمايه اجتماعي را اين گونه تعريف ميكند: سرمايه اجتماعي مجموعه منابع مادي يا معنوي است كه به يك فرد يا گروه اجازه ميدهد تا شبكه پايداري از روابط كم و بيش نهادينه شده را در اختيار داشته باشد. جيمز كلمن، جامعهشناس آمريكايي نيز سرمايه اجتماعي را به عنوان نمونه كامل يك كالاي عمومي ميداند كه توسط عدهاي ايجاد ميگردد و نيازمند تعاون بين افرادي است كه حتي سود شخصي خود را نيز پيگيري ميكنند. سرمايه اجتماعي نه تنها براي كسب اعتبار، بلكه براي رشد شناختي، تكامل خودشناسي و هويتيابي نيز داراي ارزش است. فرانسيس فوكوياما اعتماد را به عنوان يك ويژگي بنيادين سرمايه اجتماعي قلمداد ميكند و ميگويد: سرمايه اجتماعي يك توانمندي است كه در نتيجه شيوع اعتماد در يك جامعه يا در برخي از بخش هاي آن محقق ميشود. سرمايه اجتماعي عامل مهمي است كه به افراد و گروهها كمك ميكند تا در جهت دستيابي به هدف مشترك همكاري نمايند. اندازهگيري سرمايه اجتماعي مشكل است، زيرا اكثر شاخص هاي آن نسبي هستند. به اعتقاد فوكوياما آسانترين راه براي توليد سرمايه اجتماعي، آموزش است زيرا افراد را در ايجاد مهارتهاي اجتماعي و متعهد شدن به هنجارهاي مشترك و نيز قوانين ياري ميدهد. سرمايه فيزيكي به دارايي هاي مشهود و ملموس سازمان از قبيل زمين، ساختمان اداري، اثاثيه و ملزومات اداري، ماشينآلات، وجوه نقدي و ... سرمايه فيزيكي گفته ميشود. حفظ و نگهداري از اين سرمايهها براي سازمان هزينهبراست و به مرور زمان مستهلك ميشوند. با اين وجود اين سرمايهها براي سازمان ارزش و اعتبار خاص خود را دارند، چرا كه بدون داشتن اين سرمايهها نه كالايي توليد ميشود و نه سازمان ميتواند به ارائه خدمات بپردازد. در واقع اين قبيل سرمايهها جزو زيرساخت هاي زيربنايي و اساسي سازمان به حساب ميآيند. با پيدايش سازمان هاي مجازي كه سازمانهاي هزاره سوم لقب گرفتهاند، بيش از پيش از اهميت سرمايهاي فيزيكي كاسته شده است. آنچه در چنين فضاي سازماني نمود پيدا ميكند، شبكه است كه بر محور ارتباطات و اطلاعات ميچرخد. بسياري از وظايف سنتي و كاركردهاي معمول آن وجود خارجي ندارند، كاركنان نيز چه بسا كه چهره همديگر را نميبينند، چون محل كار ثابتي ندارند. |