آيا دستفروشي هم شغل است؟
(715 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(516 بار خوانده شده است)
[1]5/07/1388
سيدي غير مجاز سر سفره بيكاري!
تقريبا هميشه كنار همان تير چراغ برق ميايستد. اين بار البته متفاوت بود، چون نديده بودم كيف دستش بگيرد. هميشه بساطش روي زمين پهن بود. پرسيدم اتفاقي افتاده؟ گفت از دست ماموران شهرداري اين كار را كردهام. حالا مجبور بود جنس را داخل كيف جابجا كند. به قول خودش اين هم نوعي شغل است!
به گزارش ايسنا، دستفروشي هم در اوضاع كساد اشتغال، نوعي شغل شده و هر كس به هر شكلي به دنبال كاسبي است، حتي اگر اين كاسبي فروش سيديهاي غيرمجاز در گوشه خيابان يا خريد و فروش بن كتاب يا حتي فروش چاقو و اسلحه باشد!اطراف ميدان انقلاب تهران از اين دستفروشها زياد است. مدتي پيش گزارشي در پايگاه اطلاعرساني مرکز بررسي جرائم سازمان يافته (گرداب) منتشر شد كه به شدت از فروش فيلمهاي روز هاليوود با زيرنويس فارسي در كنار خيابانهاي شهر انتقاد ميكرد و نسبت به تبعات آن هشدار داده بود. اين پديدهاي نوظهور است كه البته غيرمجاز و آشكار در خيابانها قابل مشاهده است.
يكي از همين افراد كه كيفي پر از فيلم همراه خود داشت، به من ـ كه به عنوان يك خريدار به او مراجعه كرده بودم ـ گفت كه روزانه دست كم 100 حلقه سيدي ميفروشد. با احتساب قيمت هر سيدي 1500 تومان، او روزانه 150 هزار تومان درآمد دارد كه حداقل 30 هزار تومان سود برايش دارد.او كه تحصيلات دوره دبيرستانش را نيمه كاره رها كرده است، ميگويد: ماليات كه نميدهم هيچ، با در نظر گرفتن ايام تعطيل و روزهايي كه ماموران پليس گير ميدهند، ماهيانه 500 تا 600 هزار تومان درآمد دارم. هرچند كه چند بار براي فرار از دست پليس مجبور شدم كيفم را رها كنم و دو بار هم بازداشت شدهام.اين البته تنها شغل دستفروشان نيست. هستند كسان ديگري كه هرچند جنس غيرمجاز نميفروشند، اما آنها هم با مشكل روبرو هستند.
يكي از اين افراد، دستفروشي بود كه در كيف روي دوشش تعداد زيادي سفره بود. او ميگويد كه هميشه بساط سفرهها را روي زمين پهن ميكند، اما پنجشنبه شبها ماموران شهرداري دور خيابان پرسه ميزنند تا دستفروشها را جمع كنند. او هم مجبور است سفرهها را داخل كيفش بگذارد و در خيابان قدم بزند و با صداي آرام اين جمله را تكرار كند: "سفره! سفرههاي ارزون!"
او ميگويد: نميدانم چرا بايد با كسي كه سيدي قاچاق ميفروشد و كسي كه سفره ميفروشد، يك جور برخورد شود!او البته از درآمد خود راضي است و ميگويد اگر خوب كار كند، دست كم روزي 60 هزار تومان فروش دارد كه نصف آن سود است.دادزنها و كارت پخش كنها و عروسكهاي جلوي رستورانها هم از همين دست شغلها هستند. آنها كارشان اين است كه جلوي يك رستوران با غذاهاي چرب و خوشمزه، بياستند و مردم را به خوردن دعوت كنند! كارتپخشكنها و دادزنها هم ساعتي حدود 1500 تومان ميگيرند.
آنچه در اين ميان موجب تاسف است، اين است كه همه افراد شاغل در اين بخشها، جواناند. جواناني كه ميتوانستند با كمي آموزش و كسب مهارت، به جاي سيدي فروشي و كارت پخش كني، در يك كارخانه و يا كارگاه كوچك، توليد كنند.امروز جمعيت جوان كشور ما با وجود اينكه ميتوانست براي توليد كشور يك فرصت استثنايي باشد، گاه به تهديد تبديل شده كه ميتواند خطرزا باشد. نرخ بيكاري هرچند از سوي مسوولان بيش از 10 درصد اعلام شده، اما واقعيتهاي موجود در جامعه اين را ثابت نميكند.معاون توسعه کارآفريني و اشتغال وزير كار و امور اجتماعي در تازهترين اظهار نظر خود با اشاره به اينکه نرخ بيکاري کشور تا پايان برنامه پنجم توسعه به هفت درصد خواهد رسيد، تصريح کرده است: در فاصله سالهاي 1384 تا 1387 بالغ بر يک ميليون و 450 هزار شغل در کشور ايجاد شد.او ميگويد: براي رسيدن به نرخ بيکاري فوق در برنامه پنجم توسعه بايد سالانه يک ميليون شغل ايجاد شود که حداقل نياز به 50 ميليارد دلار سرمايهگذاري جديد در زمينه مشاغلي است که توجيه اقتصادي داشته باشد.اين در حالي است كه مهمترين طرح اشتغالزاي اخير موسوم به ايجاد بنگاههاي زودبازده و كارآفرين كه قرار بود ساليانه بيش از يك ميليون شغل ايجاد كند تا نرخ بيكاري را به طور چشمگيري كاهش دهد، طي چهار سال اخير حتي نتوانست يكميليون شغل ايجاد كند.به نظر ميرسد براي استفاده از ظرفيت عظيم جوانان جوياي كار و جلوگيري از حركت آنها به سمت مشاغل پستي مانند آنچه در گزارش آمد، به فكر و برنامهاي جدي نياز است.
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]