دکه‌داری که هتل‌دار شد

(750 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(543 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
28/05/1388
مترجم:احسان اميري

هتل‌های ماریوت در جهان بسیار معروفند، ولی کمتر کسی می‌داند که صاحب آن‌ها کارش را از دکه‌های کوچک فروش نوشیدنی شروع کرد. «جان ویلارد ماریوت» در تاریخ 17 سپتامبر 1900 در دهکده ماریوت در یوتا امریکا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند در میان هشت فرزند «هایروم» و «الن موریس» بود.
جی. ویلارد که «بیل» نامیده می‌شد از همان دوران کودکی شروع به پرورش گوسفند و چغندر قند در مزرعه کوچک خانوادگی‌شان کرد. او به سرعت یاد گرفت که به درایت و خلاقیت‌های خودش تکیه کند. چند سال بعد او گفت: «پدرم وظایف یک مرد بزرگ را به من بخشیده بود. او به من می‌گفت که چه چیزی باید انجام شود اما هیچ‌گاه درباره روش اجرای آن چیزی نمی‌گفت. وظیفه من بود تا راهی برای آن کار پیدا کنم».
در 13 سالگی، ماریوت به دنبال کسب‌وکاری برای خودش رفت و با یاری گرفتن از خواهران و برادران کوچک‌ترش شروع به کاشت کاهو در چند جریب قابل کشاورزی از مزرعه‌شان کرد. برداشت و فروش کاهوها در آخر تابستان دو هزار دلار برای او عایدی داشت که تمام آن را سریعا تقدیم پدرش کرد. سال بعد، هایروم با اطمینانی که به پسر بزرگش پیدا کرده بود او را برای فروش سه هزار گوسفند، بدون همراه و به‌وسیله قطار به سانفرانسیسکو فرستاد.هرچقدر که بیل بیشتر شیفته عظمت کوه‌های راکی می‌شد، بیشتر به زندگی‌ای فراتر از مزرعه خانوادگی فکر می‌کرد. بدون آموزش، افق‌های پیش روی او اندک بود. ماریوت، بعد از اتمام ماموریتی دو ساله برای کلیسای مورمن در نیوانگلند، برای کسب مدرک کالج، در سال 1921 به یوتا بازگشت و شهریه تحصیل را با کارهای کوچکی همچون فروش محصولاتی مثل زیرپیراهن‌های پشمی جور کرد.وقتی به زمان اتمام تحصیل در دانشگاه نزدیک ‌شد، به فکر شروع کاری در پایتخت، هزاران کیلومتر آن طرف‌تر، افتاد. او و شريكش، بعد از اينكه نتوانستند در يك مسافرت تابستاني به واشينگتن يك نوشيدني خنك بيابند، در ماه می سال 1927 دكه‌ای با 9 صندلي افتتاح كردند تا به مردم نوشیدنی‌های خنک بدهند.ماریوت و هیو کالتون 6 هزار دلار برای خرید تجهیزات مغازه کوچک شان خرج کردند. کارشان تازه پر و بال گرفته بود که بعد از دو هفته ماریوت برای عمل به قولی به یوتا شتافت. این قول چیزی نبود جز ازدواج با آلیس شیتز. آن‌ها در 9 ژوئن، درست یک روز بعد از فارغ‌التحصیل شدن آلیس از دانشگاه یوتا، در سالت‌لیک سیتی ازدواج کردند. ماه عسل آن‌ها سفری طولانی به واشینگتن با اتومبیل فورد مدل تی بود.
او اجازه فروش غذاي داغ را گرفت که به «هات شاپ» مشهور شد. در سال 1931، شش «هات شاپ» در منطقه وجود داشت. ماريوت به دقت و با ارزيابي مناطق بر اساس حجم رفت و آمد اقدام به گسترش رستوران‌ها می‌کرد. او و همسرش در گوشه يك خيابان مي‌ايستادند و ماشين‌هايي كه تردد مي‌كردند را مي‌شمردند.ماريوت اولين هتلش را سال 1955 ساخت. با افتتاح هتل‌هايش، رشد او بسيار سريع شد و در اواخر دهه 1960 با تهيه غذاهاي حاضري، قهوه‌خانه‌ها، غذاهاي مكزيكي و... درآمدش بسیار بالا رفت و فروش او از حدود 100 ميليون دلار در اواسط دهه 1960 به میلیاردها دلار در دهه‌ 80 میلادی رسید.
جی.ویلارد ماریوت در 58 سالی که بعد از آن زندگی کرد، هرگز استراحت نکرد. او تا زمان مرگش در آگوست 1985 دائما در حال اضافه کردن مکان‌های جدید، بهبود روندها و توسعه سرمایه‌گذاری‌هایش بود؛ به محل‌های دوردست سرکشی می‌کرد و اعضای دائما در حال افزایش خود را رمز موفقیت کارش می‌دانست. او با فکر درباره کارش تنفس می‌کرد، غذا می‌خورد و به رویاپردازی می‌پرداخت. حتی وقتی که پسر بزرگش بیشتر مسئولیت‌های بزرگ را بعد از معرفی به‌عنوان رئیس شرکت در سال 1972 برعهده گرفت. او همیشه به مدیران ماریوت پیشنهاد می‌کرد: «مراقب کارمندانتان باشید تا آن‌ها نیز از مشتریانتان مراقبت کنند».
اهمیت دادن به دیگران برای این مدیر، فقط به شرکت خودش محدود نبود بلکه شامل موارد دیگری همچون کلیسا، خیریه و کشورش نیز می‌شد. او در کنار قبول سمت‌‌هایی در رهبری کلیسای مرمون، وقت و پولش را به حمایت از چیزهایی که برایش عزیز بود، مخصوصا آموزش، اختصاص می‌داد.
در سفری که مدتی قبل از مرگش به نیوهمپشایر داشت، فلسفه‌ای را که در تمامی زندگی‌اش به آن اعتقاد داشت بیان کرد: «انسان باید همیشه سازنده باشد و مشغول به سازندگی. او باید همیشه در چیزهایی که در این دنیای شگفت‌انگیز رخ می‌دهد شراکت کند. باید جوری باشد که بشود رویش حساب کرد. باید واقعا زندگی کند و هر روز را تا روز مرگش به حساب بیاورد. گاهی این کار دشوار است ولی چیزی است که من همیشه به‌دنبال انجام بوده‌ام».
  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=3143&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections