(1394 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (752 بار خوانده شده است)
31/04/1388 كارآفرينان افرادي هستند كه فرصتها را درك مي كنند و خلاء ها را مي بيند. درك فرصت ها توسط اين افراد ممكن است از طريق بازار گردي ( ارتباط با محيط زندگي، بازار و ... ) و يا ارتباط با افراد ( در جلسات ) يا نگاه به تلويزيون ، رسانه ها شبكه اينترنت و ... حاصل شود، كه به آن نگاه كارآفرينانه ( يا نگاه جستجو گرانه، نگاه فرصت گرايانه، شكار فرصت و... ) گفته مي شود. در اين مقاله برداشت جديدي از كارآفريني تحت عنوان ( نگاه كارآفرينانه ) را مطرح مي نماييم.
مقدمه باتغييرات شتابان درمحيط بين المللي و گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و جايگاه جديد كه سه انقلاب اينترنت، ديجيتال و كارآفريني E.D.I در حال تحول آن مي باشند، براي دلسوخت گان كشور و نظام سؤالات متعدد ذيل مطرح مي باشد: جايگاه و سهم ما از تجارت جهاني درحوزه IT و بازاريابي چيست؟ چرا بعضي از كشورها مثل كره، سنگاپور، تايوان، مالزي و ... كه عقب تر از ما در توسعه اقتصادي بودند، گوي سبقت را از ما ربوده اند. چرا در ده سال گذشته با ورود از گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي كشورهايي مانند هند، فنلاند، ايرلند و ... جهش هاي ميليارد دلاري انجام داده اند. چرا شركت هاي جديد در عرصه ديجيتال و اينترنت با كارآفريني خود در كشورهاي مختلف به سرعت بعنوان ميلياردهاي جديد معرفي شدند و چرا كشور ما از الگوهاي كسب و كار جديد در حوزه E.D.I بهره مند نمي شوند. چرا خروجي دانشگاه هاي آمريكايي و ... مانند استانفورد، هاروارد، بابسون، MIT و ... كارآفريناني مانند بيل گيتس ( مايكروسافت )، جفري بزوس ( آمازون دات كام ) و ... است كه نقش كليدي در موفقيت و توسعه كشور خود دارند و چرا ما ايرانيان از اين قرصت هاي طلايي خيلي خيلي كم بهره مند مي شويم طبيعتاً پاسخ به سوالات را مي توان به سياست ها و استراتژي هاي توسعه، فضاي رقابتي توسعه كسب و كار، امنيت سرمايه ، امنيت سياسي و اقتصادي ،درونگرا بودن اقتصاد در بيست و چند سال گذشته نسبت داد. اما در كل نكته قابل طرح كه در توسعه از آن غفلت كرده ايم، وجود عامل تغيير C hange agent است كه پيش برنده توسعه و موتور توسعه بعنوان Directing force مي باشد. - عامل تغيير عامل تغيير چيست ؟ در گذشته طي قرون متمادي اقتصاددانان اصلي ترين افراد پاسخگو به اين مسئله به طرق زير بوده اند: 1- مركانيست ها ( تجاريون ) اولين گروهي بودند كه استراتژي توسعه مبتني بر فعاليت بازرگاني را مطرح كردند و عنوان نمودند جامعه اي جامعه موفق مي باشد كه طلا و نقره بيشتري داشته باشد و فعاليت موجد ارزش افزوده تچاري باشد. - طبيعي يون دومين گروهي بودند كه عنوان كردند كشوري توسعه يافته و موفق مي باشد كه زمين بيشتري داشته باشد و كشاورزي فعاليت اصلي موجد ارزش افزوده است. توماس مان اين جمله كليدي را عنوان نمود (( زمين يگانه سرچشمه ثروت است )). - كلاسيك ها سومين گروهي بودند كه توليد را عامل موجد ارزش افزوده و صنعت را محور توسعه نام نهادند تا از تركيب عوامل توليد، كار و نيرو، سرمايه و زمين افزوده ايجاد گردد. - اقتصاددانان مكتب اتريش ( خصوصاً شومپيتر ) چهارمين گروهي بودند كه عنوان كردند جامعه اي جامعه موفق و توسعه يافته مي باشد كه در آن نوآوري محور توسعه باشد. در واقع سوال اساسي بازهم بدين صورت مطرح مي شود (( چگونه نوآوري اتفاق مي افتد، (( آيا همه مي توانند نوآوري را انجام دهند)) ، آيا اكتسابي است يا ... در كشور ما اين بحث با شعارهاي گوناگون مطرح مي گردد و در بيانات مسئوليت كشور جلوه مي نمايد: بعضي ها كشاورزي را موتور توسعه مي دانند . وبعضي ديگر مهارت ،صنعت خودرو و افراد ديگري در جامعه IT را موتور توسعه مي دانند . در واقع هر كس از نگاه كاري خود استراتژي توسعه را بيان مي دارد اما شومپيتر نوآوري را موتور توسعه اقتصادي مي داند و اعلام مي نمايد كه كشور يا جامعه اي موفق مي باشد كه در آن نوآوري موتور توسعه باشد. -تخريب خلاق شومپيتر اعلام مي كند : شركت هاي جديد توسط كارآفرينان شركت هاي قديم را در صحنه رقابت كنار مي گذارند اين تخريب خلاق Creative destruction مي نامند كه از طرق زير حاصل مي شود: - ارائه محصول يا خدمت جديد - بازار فرايند توليد - منبع جديد - ايجاد تشكيلات جديد در شركت موجود نگاه كارآفرينانه بدنبال تقويت اين موجوديت مي باشد كه شكار لحظه ها و فرصت ها نقش هاي اساسي در موفقيت دارد و اين موفقيت هميشه بدست نمي آيد. ( نگارنده بر اساس تجارب مديريتي و كارآفرينانه خود اين مطلب را ارائه مي نمايد اميد است كه خوانندگان با نقد كارشناسانه در جهت تعالي بحث اقدام نمايند. در بررسي مسير موفقيت افراد در ايجاد كسب و كار سوالي كه همواره مطرح مي شود اين است كه چگونه فرد اقدام به عمل كارآفرينانه مي نمايد يعني در انتخاب ايده و كسب و كار چگونه فرصت ايجاد كسب و كار را كشف مي نمايد، آيا شانس و تصادف بود يا نگاه آگاهانه و اقدام خردمندانه از پيش طراحي شده مي باشد كه هر دوي اينها دو روي يك سكه مي باشند.
اقدام آگاهانه شانس يا تصادف آنجه كه تقويت كننده و جهت دهنده به سمت انتخاب آگاهانه و فرصت گرايانه مي باشد استفاده از تجربياتي است كه در ديگران در شكار فرصت ها بدست آورده اند و تجربه آنها بعنوان الگو براي كارآفرينان آتي مي تواند موثر و مفيد باشد. آنچه كه مسلم مي باشد اين است كه در تعيين مسير موفقيت همه چيز از بازار و بازارگردي و كنجكاوي و سماجت و اصرار شروع مي شود. كارآفرين بالقوه يا فرد جوان تحريك شده در مسير كارآفريني ََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََ و بدنبال لحظه تاريخي شكار فرصت ها مي باشد تا پس از تشخيص فرصت اقدام آگاهانه خود را شروع نمايد. به اين مسئله به دو صورت مي توان نگاه كرد. 1- افرادي كه ديد كارآفرينانه داشته اند چگونه مبادرت به اقدام كارآفريني نموده اند. 2- افراد عادي كه پتانسيل و آرزوي كارآفريني دارند، چگونه نگاه كارآفرينانه در آنها تقويت گردد و آيا اساساً اين ديد و تجربه انتقال پذير مي باشد.
فرصت جديد خيلي اوقات كارآفرينان بدون پشتوانه و آگاهي از تئوري و تجربيات و ادبيات كارآفريني و اقدام كارآفرينانه، اين بدين معنا مي باشد كه عمل گرايي و تشخيص فرصتها در بسياري از موارد الزاماً داشتن آگاهي قبلي و اطلاع از مباني تئوري، شناخت صنعت يا خدمات خاص يا ... را از يك موضوع نمي خواهد، اما فرد در اثر سوابق خود و انرژي ذخيره شده دروني كه انگيزش فرد را تشكيل مي دهد بر اثر يك تصادف و برخورد تشخيص فرصت و شكار فرصت مي نمايد و اين جرقه و تصميم منجر به اقدام كارآفرينانه مي گردد و خيلي اوقات نيز منجر به موفقيت مي شود. سوال اين است كه چطور مي شود يك نفر تشخيص مي دهد و اقدام عملي نيز مي نمايد و محصول و خدمت به بازار ارائه مي نمايد و اين فرايند را تا آخر اجرا مي نمايد اما طيف وسيعي از تشخيص فرصت و اجراي كسب و كار و ارائه در بازار ناموفق مي باشد. سوال ديگر اين مي باشد كه براي تشخيص فرصت ها، الگوها، روش ها و تجربيات ديگران چگونه مي تواند بعنوان چراغ هدايت آينده تلقي شود. يكي ازروشها تجربه اي است كه نگارنده بر اثر تدريس در كارگاههاي آموزشي آنرا (( نگاه كارآفرينانه )) ناميده وآن از بازار گردي و از عبور و حضور در بازار مسير مي گردد: چه كنيم محصول، خدمت و فرآيند جديد در بازار ايجاد كنيم، حضور در بازار چه خلاء ها و چه فرصت ها و چه تجاربي را گوشزد مي نمايد. نوآوري در آزمايشگاه ها و اختراعات يافت مي شود. اما نوآوري از طريق بازار يعني عبوردربازار و محيط و جستجو و يافتن شكار فرصت ها كه نام آن را (( نگاه كارآفرينانه )) مي ناميم، درعبور روزمره از اماكن و خيابان، بازار و برخورد با انظار و در بازديدها و جلسات، ملاقات ها مسائل زيادي رد و بدل مي گردد اما در نگاه كارآفرينانه كه منجر به تشخيص فرصت مي گردد چه مي باشد. افراد در مسير حضور خود در بازار بر اساس نيازها و خواسته هايي كه متناسب با سن آنها مي باشد، مسائل مختلفي را دنبال مي كنند مرجع : خانه کارآفرینی