گناهاني كه قابل بخشش نيست

(637 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(1216 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]

گناهاني كه قابل بخشش نيست

تاریخ افزودن 10/05/1385
گناه چه معنا و مفهومي دارد و چرا اين همه تأكيد بر پرهيز از آن شده ، و براي مرتكبين به آن كيفر و مجازات در نظر گرفته اند ، و نه تنها از جنبه حقوقي و قوانين مدون كه ساختار اجتماعي دارد ، و بر موازين اخلاقي و حقوق مدني كه ريشه در مناسبات افراد و برقراري نظام سالم رفتاري استوار است و ميزان جرم و درجات زيان و ضررش دسته بندي شده است و در همين جا و در طي همين زندگي بايد مكافاتش را تحمل كند ، بلكه اين رشته سر دراز دارد ، و به قول معروف اگر ايمان و اعتقادي به روز جزا و رستاخيز وجود دارد ، ميزانش در آن ( يوم الدار ) به دقت و در زير (ذره بين) تعيين مي گردد ! في الواقع ( گناه ) و ( گناهكار ) اگرتعريف خاص و معمولي داشته باشد ، و بتوان آن را ، به زبان ساده شرح داد ، بايد يادآور شد هر حركت و عمل و رفتاري كه بر خلاف ( شرع ) و ( عرف ) باشد و بر ضد ( شأن ) و ( مرتبت ) و كرامات انساني صورت بگيرد ، و باعث زيان و ضرري چه فردي و اجتماعي گردد ، در زمره گناهان محسوب مي شود ، و گناهكار هم كسي است كه مرتكب چنين اعمالي مي شود و به آن جامه عمل ميپوشاند . صد البته ، در تقسيم بندي اين نوع رفتارها و گناهان زيان بار به دو نوع آن اشاره ميشود ؛ صغيره و كبيره ، يا كوچك و برزگ ، كه رمز دراز و پيچيده اي در اين دو هست و تشخيص كوچك و بزرگش به درستي نياز به متخصص دارد ، چون گاهي همين گناهان كوچك به گونه اي زيان بار مي شود كه صدها گناه بزرگ به گرد پايش نمي رسد ، كه صدها نمونه اش را ميتوان مثل زد ( و به قول (خيام) ناكرده گناه در جهان كيست بگو ) . آنانكه معصوم بوده اند و از گناهان بري ، في الواقع جزء استثناء قلمداد مي شوند ؛ و اما مابقي انسانها هر كدام به نوعي گرفتار اين بليه زيان بار شده اند ، و عجبا كه ولي ( قاضي ) در نهاد خودمان حضور دارد ، و بدون هيچ دفتر و دستك و مواد تبصره اي حكم صادر مي كند ، و نامش ( وجدان ) است كه بي كم و كاست رأي نهايي را بدست مان مي دهد ! و اي كاش كه به جاي هر عذر و بهانه اي ، اين ( قاضي ) عادل و بيدار را به پاس خيرخواهي ها و احكام عادلانه اش عزيز و محترم بشماريم و سعي در ساكت كردن و آرام نمودنش ننمائيم ، چرا كه پس از مدتي ، وجدان هم در برابر اينهمه جرم و خطا و بي توجهي به رأي و نظرش در نهاد آدمي خاموش مي شود ، و ديگر هيچ منع كننده و بر حذر دهنده اي به داد ما نمي رسد . عقيده براينست كه صرفاً هيچ جرم و گناهي گذرا و زودگذر نيست ، كه پنهان بماند و دست از سر آدم بردارد ، و بعد هم روي هم تلنبار شود و هيچ صدمه و زياني به روح و روان و روابط اجتماعي نزند . آنانكه بسيار ظريف عمل مي كنند ، و گناهانشان را مخفيانه مرتكب مي شوند ، فقط خودشان را مي فريبند ، چرا كه ( عالم محضر پروردگار است و چه پنهان و آشكار اگر در محضرش به گناهي دست بزنيم ، به وضوح ثبت و ضبط مي شود ) و اي كاش لااقل آنچنان گناهان ( كبيره اي ) را مرتكب نشويم كه حتي مشمول بخشش پروردگار نشويم . چون در آخرين لحظه اگر توبه كنيم بخشيده ميشويم ، اما بعضي از گناهان هيچگاه بخشيده نمي شود .
« كاظم جمشيديان »

  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=305&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections