كار و تلاش در سيره نبوي
(2285 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(450 بار خوانده شده است)
[1]25/03/1388
رسول گرامي خدا، همگان را به كار و تلاش فراميخواند و آنها را از سربار بودن نهي كرد. پس هر كه بار زندگي خود را بردوش مردم ميگذارد، از ديد ايشان ملعون و مورد نفرت خدا بود.
كار و تلاش مايه آبرومندي
كار، وسيلهاي لازم براي كسب درآمد و ادامه زندگي و حفظ آبروست. به گزارش فارس،انسان در زندگي خود ناگزير از كار و فعاليت است. اگر جريان كار در زندگي بشر متوقف شود، فناي بشر قطعي است. رسول اللّه صلياللهعليهوآله از اوان خردسالي به كار و تلاش ميپرداخت، در كودكي گوسفندان جد و عموي خويش را به صحرا ميبرد و در نوجواني هم از فعاليت باز نماند. آنگاه كه به جواني رسدي، به تجارت و داد و ستد روي آورد. پس از نبوت نيز از كار و فعاليت دست برنداشت و هرگز چون شاهان نزيست. كار نبوت به نوبه خود بسيار پردامنه بود. در مدينه بخش اعظم عمر او، در سفرهاي نظامي گذشت يا به امر تبليغ مشغول بود. با اين حال، با كار و تلاش بيوفقه از كوتاهترين فرصت بهرهبردراي ميكرد. دقيقهاي از عمر پربارش را بيهوده سپري نكرد و زندگي صوفيانه و راهبانه را خلاف اسلام ميدانست. رسول گرامي، ديگران را نيز به كار و تلاش فراميخواند و آنها را از سربار بودن نهي كرد. پس هر كه بار زندگي خود را بردوش مردم ميگذارد، از ديدار ايشان ملعون و مورد نفرت خدا بود: «مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقي كَلَّهُ عَلَي النّاسِ». ايشان بارها سفارش ميكرد كه از گوشه و كنارهها و اعماق زمين، روزي را طلب كنيد: «أُطلُبُوا الرِّزْقَ مِن خَبايَا الأَرضِ».
در آموزههاي قرآني نيز آمده است كه خداوند، زمين را رام انسان كرده تا بر روي آن به فعاليت و تلاش بپردازد و از روزي آن بهره گيرد: «هُوَ أَنْشَأَكُم فِي الْأَرضِ وَاستَعْمَرَكُمْ فِيها». (هود: 61) همچنين رسول اللّه صلياللهعليهوآله ميفرمود:
مَنْ وَجَدَ ماءً و تُراباً ثُمَّ افْتَقَر فَأَبْعَدُهُ اللّهُ.
كسي كه آب و خاك دارد، ولي بر اثر نداشتن فعاليت گرفتار فقر ميشود، از رحمت خداوند به دور است.
پيام متن:
رسول گرامي اسلام در طول زندگي خود همواره در كار و تلاش بود و هيچگاه زحمت خود را بر دوش ديگران نمينهاد.
طلب روزي حلال
پيامبر خدا درباره ارزش طلب روزي حلال ميفرمود:
أَلْكادُّ عَلي عِيالِهِ كَالْمُجاهِدِ فِي سَبِيلِ اللّهِ.
كسي كه براي (هزينه) خانوادهاش زحمت بكشد، مانند مجاهد در راه خداست.
آن بزرگوار، كار را سبب جلب محبت خداوند ميدانست و ميفرمود:
اِنَّ اللّهَ تَعالي يُحِبُّ أَن يَري عَبدَهُ تَعِباً فِي طَلَبِ الحَلالِ.
خداوند دوست دارد كه بندهاش را در راه به دست آوردن روزي حلال، خسته ببيند.
البته ايشان زيادهروي در كار و فعاليت را هيچگاه نميپسنديد و سفارش ميكرد:
ماقَلَّ و كَفي خَيرٌ مِمّا كَثُرَ وَ أَلهي.
روزي اندك و كافي، بهتر است از روزي بسيار و بازدارنده از ياد خدا.
ناگفته پيداست هر كس بايد به اندازه نياز خانواده خود بكوشد و به اندازه شأن و موقعيت آنان به فعاليت بپردازد. پس در راه تأمين هزينه زندگي نميتوان كوتاهي كرد؛ زيرا رسول اللّه صلياللهعليهوآله در روايتي چنين ميفرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَن ضَيَّعَ مَن يَعُولُ؛ ملعون است ملعون، كسي كه هزينه خانواده خود را تأمين نميكند». ايشان در نيايشهاي خود ميفرمود: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْكَسَل وَ الْفَشَل؛ خداوندا! از بيكارگي و زبوني و تنبلي به تو پناه ميبرم». پيامبر مهر و رحمت، همگان را به كار حلال و مشروع فراميخواند و به كشاورزي كه مادر مشاغل و مايه خير و بركت است، سفارش ميكرد.
پيام متن:
روزي حلال در پرتو تلاشي هم شأن با خانواده، در مكتب رسول اللّه صلياللهعليهوآله اهميت بسيار داشت.
كار و تلاش؛ وسيله جلب رحمت الهي
پيامبر اعظم صلياللهعليهوآله از روح سخاوتمندي بهرهمند بود. با اين حال، دوست نداشت كسي بدون عذر موجه، به تنپروري و تنبلي روي آورد و دست نياز به سوي اين و آن دراز كند. بنابراين، كساني را كه با اين حالت نزد ايشان ميرفتند، به كار كردن فراميخواند. ايشان در كلامي راهگشا به همه مسلمانان سفارش ميكند:
طَلَبُ الحَلالِ فَريضَةٌ عَلي كُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ.
كسب روزي و رزق حلال (با كار و كوشش)، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
خداي متعال، انسان را به گونهاي آفريده است كه از تواناييهاي ذاتي و استعدادهاي فراوان خويش براي برآوردن نيازهاي خود به نيكي بهره گيرد. به يقين، بهرهمندي از امكانات رفاهي در زندگي فردي و اجتماعي كه لازمه پرداختن به عبادت سالم و كامل است، تنها به ميزان كار و تلاشي بستگي دارد كه فرد يا اجتماع بر خود هموار ساخته است خداوند متعالي در قرآن ميفرمايد:
و اَنْ لَيْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعي وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ اْلأَوْفي. (نجم: 41)
همانا براي انسان، جز حاصل تلاش و كوشش او نيست و نتيجه كوشش او به زودي (در اين جهان) ديده ميشود. پس پاداش تمامتر (در آن جهان) به او خواهند داد.
رسول خدا صلياللهعليهوآله در سخني ارزشمند، كارجويان را به بهشت جاودان خويش بشارت ميدهد و ميفرمايد:
مَنْ أَكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ حَلالاً فُتِحَ لَهُ اَبْوابُ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ مِن اَيِّها شاءَ.
آنكه از دسترنج خود ميخورد، درهاي بهشت به روي او گشوده خواهد شد و از هر دري بخواهد، وارد آن ميشود. همچنين رسول اللّه صلياللهعليهوآله ، كار را وسيله جلب رحمت الهي ميشمارد و ميفرمايد:
مَن أَكَلَ مِنْ كَدّ يَدِهِ نَظَرَ اللّهُ اِلَيْهِ بِالرَّحمَةِ ثُمَّ لايُعَذِّبُهُ أَبَداً.
آنكه از دسترنج خود ميخورد، خدا به او با نظر رحمت مينگرد و هرگز او را عذاب نميكند.
پيام متن:
كار و تلاش، سبب رشد و كمال آدمي، رحمت الهي، پاداش بيشمار اخروي و مورد تاكيد خدا رسول اوست.
خرسندي رسول اللّه صلياللهعليهوآله از پيشه كارگري
در سيره عملي پيامبر گرامي اسلام آمده است، كه وي روزي با ياران خود نشسته بود. جوان نيرومندي را ديد كه در اول صبح سرگرم كار و كوشش است. بعضي از حاضران گفتند: اين جوان شايسته تمجيد و ستايش بود، اگر نيروي جواني خود را در راه خدا به كار ميانداخت. پيامبر فرمود:
چنين نگوييد. اگر اين جوان كار ميكند تا نيازمنديهاي خود را تأمين كند و به ديگران محتاج نباشد، در راه خدا گام برداشته است. همچنين اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردم بينياز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است.
«رسول اللّه صلياللهعليهوآله هرگاه كسي را ميديد كه توجه او را جلب ميكرد و از وي خوشش ميآمد، از ديگران ميپرسيد: آيا شغل و حرفهاي هم دارد؟ اگر گفته ميشد كه حرفهاي ندارد، حضرت ميفرمود: از چشم من افتاد. ميپرسيدند: چرا اي رسول خدا؟ و او ميفرمود: چون اگر مؤمن حرفهاي نداشته باشد، دين خود را وسيله معاش قرار ميدهد».
امام صادق عليهالسلام نيز از پيامبر گرامي اسلام روايت ميكند:
مَنْ باتَ كالّاً مِنْ طَلَبِ الْحَلالِ باتَ مَغفُوراً لَهُ.
هر كس شب را براي دستيابي به روزي حلال با خستگي به روز رساند، در حالي كه آمرزيده شده، شب را به روز رسانده است.
حضرت رسول در حديث ديگري فرموده است:
مَنْ اَكَلَ مِن كَدِّ يَدِهِ مَرَّ عَلَي الصِّراطِ كَالْبَرْقِ الْخاطِفِ.
كسي كه از دسترنج خود بخورد، مانند برق درخشنده از روي پل صراط ميگذرد.
پيام متن:
1. كار و تلاش، راه نزديكي به خداوند، آمرزش گناهان و عبور از پل صراط است.
2. كار به انگيزههايي درست، گام برداشتن در راه خداست.
3. در پيش رسول خدا كسي كه بدون عذر، به كار و حرفهاي مشغول نبود، منزلتي نداشت.
كارآفريني
«روزي به رسول خدا صلياللهعليهوآله خبر رسيد كه يكي از مسلمانان انصار (اهل مدينه)، نيازمند و فقير شده است. پيامبر به خانه او رفت و فرمود: در خانه چه داري؟ هرچه داري، بياور و آن را كوچك نشمار. او يك فرش كمارزش و يك كاسه آورد. پيامبر به مردم فرمود: چه كسي اينها را ميخرد؟ شخصي گفت: من آنها را به يك درهم خريدارم. پيامبر فرمود: چه كسي بيشتر ميخرد؟ شخصي آنها را به دو درهم خريد. پيامبر دو درهم را گرفت و به آن مسلمان فقير داد و فرمود: با يك درهم آن زندگي روزانهات را تأمين كن و با درهم ديگر، يك تيشه بخر. او رفت و تيشهاي خريد و نزد پيامبر آورد. پيامبر آن را محكم كرد و به او داد و فرمود: اين تيشه را بگير و به بيابان براي خاركني برو. هيچگاه كار را كوچك و ناچيز نشمار و در بيابان هرگونه تيغ و خار و هيزم ديدي، جمعآوري كن و به فروش برسان. او پانزده روز به همين كار ادامه داد و هيزم جمع ميكرد و به شهر ميآورد و ميفروخت. پس از آن، زندگياش از همين راه سامان گرفت و خرج زندگي خود و خانوادهاش را تأمين كرد. پس پيامبر به او فرمود: اين كار براي تو بهتر از آن است كه (صدقهبگير شوي و در نتيجه) در روز قيامت وارد محشر شوي، در حاليكه در چهرهات خراش صدقه باشد».
رسول بزرگوار اسلام در سخني ديگر همگان را براي رهايي از فقر و نداري، به كار و فعاليت فراميخواند و پيآمدهاي فقر را چنين يادآور ميشود: «اَلْفَقرُ سَوادُ الْوَجْهِ فِي الدّارَينِ؛ فقر و ناداري، روسياهي دو جهان است». مردي نزد پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله آمد و گفت: دو روز است غذا نخوردهام. حضرت فرمود: برو از بازار براي خودت روزي طلب كن. روز ديگر آمد و گفت: «يا رسول اللّه! ديروز به بازار رفتم، ولي چيزي پيدا نكردم و ديشب بدون غذا خوابيدم. حضرت باز هم فرمود: «عَلَيك بالسُّوق؛ به بازار برو.» روز سوم نيز كه همان پاسخ را شنيد، حركت كرد و به سوي بازار روانه شد. كارواني آمده بود. او در فروش اجناس، به افراد آن كاروان ياري داد و در پايان، سهمي از سود متاع خويش به او دادند. بار ديگر نزد رسول خدا صلياللهعليهوآله آمد و گفت: چيزي پيدا نكردم. حضرت فرمود: چرا، من آگاهم به تو چيزي دادند. گفت: بلي. پيامبر فرمود: چرا دروغ گفتي؟ آن مرد گفت: البته شما راستگو هستيد. ميخواستم ببينم آيا شما از عمل مردم باخبريد! همچنين خواستم از شما هم چيزي بگيرم. رسول خدا صلياللهعليهوآله فرمود:
راست گفتي، هر كس بينيازي بورزد، خدا او را بينياز كند و هر كس دري از درخواست به روي خود باز كند، خداوند هفتاد در از فقر را به روي او بگشايد كه امكان بسته شدن بر آن نيست. صدقه بر كسي كه بينياز است و كسي كه با سلامتي اعضا ميتواند نياز خود را برطرف كند، حلال نيست.
همچنين آن حضرت بارها ميفرمود: «كُلوا مِنْ كَدِّ أَيْديكُمْ؛ از دسترنج خود بخوريد».
پيام متن:
از دسترنج ديگران استفاده كردن، مايه شرمساري در دنيا و آخرت و بهرهگيري از حاصل كار و تلاش خود، مايه كمال و سربلندي در دنيا و آخرت است.
منزلت كارگر در نگاه پيامبر
پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله احترام و جايگاه ويژهاي براي كارگران در نظر ميگرفت. ايشان معتقد بود كه هر كسي بنا به موقعيت خود، ميتواند در كار خاصي توفيق بيشتر بيابد. رسول مهرباني و رحمت در اينباره ميفرمايد: «همه شما كار و كوشش كنيد، ولي متوجه باشيد كه هركس براي كاري آفريده شده است و آن را به سهولت انجام ميدهد».
هرگاه كسي در كاري كه مهارت داشت، فعاليت ميكرد، حضرت به نيكي، او را احترام ميگذاشت. در بيان شرافت و عزت كارگران همين بس كه رسول اكرم صلياللهعليهوآله با افتخار، بر دستشان بوسه زد. ميگويند پس از آنكه پيامبر از جنگ «تبوك» بازگشت، سعد انصاري به پيشواز آن حضرت شتافت و با حضرت دست داد. پيامبر به او فرمود: دستت چه شده كه چنين زبر و خشن است؟ سعد گفت: اي رسول خدا! با طناب و بيل كار ميكنم و درآمدي براي خرج زندگي خود و خانوادهام كسب ميكنم. ازاينرو، دستم خشن شده است. حضرت دستان سعد را در دستهاي مهربان خويش گرفت و آنها را بوسيد و فرمود: «اين دستي است كه آتش دوزخ به آن نميرسد».
تنبلي و تنپروري، مسئلهاي بود كه پيامبر اعظم صلياللهعليهوآله همواره مردم را از آن برحذر ميداشت و درباره پرهيز از اين كار و روي آوري به كار و تلاش ميفرمود: «اِنّ اللّهَ يُبغِضُ الشّابَّ الفارِغَ؛ خداوند، جوان بيكار را دوست نميدارد».
پيام متن:
پيامبر كارگران را بسيار ارج مينهاد، بر دست كارگر بوسه زد و همگان را به كار متناسب با شأن و توان خود سفارش ميكرد.
پرهيز از سستي و تنبلي
همانگونه كه كار و تلاش، نردبان پيشروي آدمي به قله سرافرازي و نيكبختي است، تنبلي و بيتحركي نيز استعدادهاي نهفته در نهاد انسان را به ضعف و نابودي ميكشاند. تنبلي و كاهلي، دين و دنياي آدمي را نيز به مخاطره مياندازد. ازاينرو، پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله در دعايي از خداوند چنين ميخواهد:
وَ امْنُنْ عَلْينا بِالنِّشاطِ وَأَعِذنا مِنَ الْفَشَلِ وَالْكَسَلِ وَالْعَجزِ وَالْعِلَلِ وَالضَّرَرِ وَالضّجَرِ وَالمَلَل.
خدايا! نعمت كوشايي و سرزندگي را به ما ارزاني دار و ما را از سستي، تنبلي، ناتواني، بهانهجويي، زيان و دلمردگي و ملال خاطر محفوظ بدار.
افراد تنبل و بياراده، بيشتر كارها را بيسبب به تأخير مياندازند و بر انجام دادن آن در زمان معين، سستي ميورزند. در نتيجه، سبب از ميان رفتن فرصتها و تباهي عمر خود ميشوند. پس آنگاه به پشيماني ميافتند. اينگونه انسانها براي رهايي از اين گرفتاري بزرگ، بايد از خداوند بخواهند كه به آنها تلاش و نشاط پايدار و روبهرشد ببخشد. پيامبر اسلام، ويژگيهاي انسان تنبل را چنين برميشمارد:
عَلامَةُ الْكَسلانِ اَرْبَعَةٌ: يَتَواني حَتّي يُفرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتّي يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتّي يَأثمَ وَ يَضْجَرَ.
نشانههاي تنبل، چهار چيز است: به اندازهاي (در كار) سستي ميورزد كه به كندي و تفريط ميگرايد و چنان كندي ميكند كه (اصل كار را) فروميگذارد و چندان فروگذاري ميكند كه گنهكار و دل مرده ميشود.
پيام متن:
تنبلي، سبب پژمردگي روحي انسان، از دست دادن فرصتها و تباهي عمر ميشود. خدا و رسولش نيز چنين صفتي را نكوهيده ميدانند.
سيد حسين اسحاقي
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]