مسئله‌ اين است : رقيب يا همكار؟

(2163 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(405 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
09/03/88
رقابت، رقيب، رقابت كردن با شنيدن اين كلمات چه احساسي پيدا مي‌كنيد؟ اگر نخستين احساستان "ترس" است، نگران نباشيد چرا كه تقريباً همه مردم با شنيدن واژه‌هاي اينچنين احساس خوبي به آنها دست نمي‌دهد و اضطراب، نگراني، كار و تلاشي بي‌وقفه و گاه طاقت‌فرسا را به خاطر مي‌آورند و صدالبته شكست‌هاي گاه به گاهشان در رقابت‌هاي گوناگون هم عناصري جدايي‌ناپذير از مفهوم رقابت هستند.
در اين جا به رقابت در دنياي تجارت و كسب و كار مي‌پردازيم و اين‌كه آيا واقعاً اين مفهوم تا اين اندازه ترسناك و اضطراب‌آور است؟
صاحب يك كسب و كار در هر حال چه كوچك و نوپا و چه بزرگ و باسابقه- با رقيباني روبه‌روست و اين‌طور عقيده دارد كه : بايد او را "شكست" دهم و "نابود" كنم. بايد جايگاه "قطعي و برتري" در بازار به دست آورم. بايد بر او "پيروز" شوم و "برتري" يابم. واقعيت اينست كه هيچ دو نفري در اين جهان نيستند كه مثل هم باشند. دنياي تجارت و كسب و كار هم اشخاص و كارآفريناني را در خود دارد كه هر يك ايده و عقايد و راهكارهاي خاص خودشان را دارند و به كار مي‌اندازند. شما مي‌توانيد به روش خودتان فعاليت كنيد؛ بدون ترس و دلهره و اضطراب كه گاه مجبورتان مي‌كند داروي آرام‌بخشي بخوريد تا بتوانيد راحت بخوابيد.
رقابت- در آن مفهومي كه همه از آن برداشت مي‌كنند- انسان‌ها را از هم دور مي‌كند و روحيه همكاري و مشاركت را كمرنگ‌ نموده به حاشيه مي‌راند. انگيزه ومحرك اينچنين رفتار و رويه‌اي به "بهتر" و "بهترين" بودن فرمان مي‌دهد و توجهي يه "بودن" ندارد. گاهي اين رقابت و همچشمي، در فضاي يك خانواده دوستي و همدلي را به دلخوري و بي‌اعتنايي تبديل مي‌كند يا دو دوست همراه و همكار را به حسادت عليه هم وامي‌دارد. اينچنين رقابتي، تلاش براي "بهتر شدن" نيست، تلاش براي نابود كردن تلاش‌هاي ديگران است كه تعداد رقيبان را تا جاي ممكن كم و كمتر كند. شايد بپرسيد كه منظور از اين گفته‌ها چيست؟ اگر رقابت نكنيم چطور در كسب و كار موفق شويم؟ مگر مي‌شود تلاش نكرد و دست روي دست گذاشت تا همتايان ما در بازار پيش بيفتند؟ اجازه دهيد مطلب را بيشتر توضيح دهم :
زماني كه شما مثل ديگران باشيد، همان‌ روندها و راهكارها را در پيش گرفته و به كار ببريد و الگوي كاريتان مانند آنها باشد، بايد همواره سعي كنيد در ميدان رقابتي سخت، پرتنش و اضطراب‌آوري برنده شده بقيه را شكست دهيد. ولي اگر بدايند كه روندي متفاوت را برگزيده‌ايد هدفتان اينست كه متفاوت بوده باعث مي شويد كه در اوضاع تغييري ايجاد گردد، شرايط متفاوت خواهد شد. در اين حال فقط به كار و تلاش فكر كنيد و با تمام وجود و در جهت اعمال اين تغيير و ارائه چيزي نوين حركت نماييد.
در اين حالت آن اضطراب و ترس جاي خود را به شادي و نشاط خواهد داد. شما مي‌دانيد كه مي‌خواهيد تغييري مثبت ايجاد كرده شرايط را بهتر و رضايت‌بخش گردانيد نه اين كه "خودتان" برتر از ديگران باشيد و فاتح ميدان رقابت. براي انجام اين كار و موفقيت در اين رويه، لازم است كه خودتان باشيد و تا جاي ممكن نيروهاي مثبت را به عرصه ظهور برسانيد. هرچه جلوتر برويد خواهيد ديد كه اعتماد به نفس تان بيشتر شده و از همكاري و مشاركت لذت مي‌بريد. به اين ترتيب عده زيادتري از مردم سود خواهند برد و كسي كه بيش از همه لذت برده فايده خواهد برد، شما هستيد. چرا كه هم به هدف تان رسيده‌ايد و از جهات مالي راضي هستيد و هم اين كه به جاي اين كه اضطراب و نگراني را تحمل كنيد، جريان و روند كاري خوشايندي را پشت سرگذاشته‌ايد. براي روشن‌تر شدن موضوع به مثال زير توجه كنيد :
بارها و بارها اتفاق افتاده كه به فروشگاهي سرزده‌ايم ولي كالاي مورد نظرمان را نيافته‌ايم. از يكي از كارمندان يا صاحب فروشگاه پرسيده‌ايم كه آيا آن‌ها مي‌دانند كه كجا مي‌توانيم آن را تهيه كنيم. اكثر اين كاسبان به سادگي مي‌گويند : "نه"! آن‌ها مي‌ترسند كه ما را به "رقيبشان" ارجاع دهند چرا كه ممكن است در "رقابت" عقب بيفتند.
"آر.اچ.مارسي" فروشگاهي بزرگي به نام خودش در شهر نيويورك باز كرد. او "نخستين" كسي بود كه به كارمندان "فروشگاه مارسي"هركس كه به فروشگاه مراجعه كرد و كالاي مورد نيازش را نيافت را به فروشگاهي كه مي‌دانند آن جنس را دارد، راهنمايي كنند تا او بتواند احتياجش را برطرف سازد. توجه كنيد كه اين كس نخستين كسي بود كه اين شيوه را انتخاب مي‌نمود و پس از اين كه كارمندان فروشگاه "مارسي" اين‌طور رفتار كردند، عده‌اي با تعجب از خود پرسيدند مگر "چنين چيزي امكان دارد؟"
فروشندگاني كه ابتدا به آن‌ها اشاره شد اين كار را نمي‌كنند چون مي‌ترسند كه مشتريهايشان را از دست بدهند. بله "ترس" يكي از ويژگي‌هاي اين چنين رقابتي است.
رفتار آر.اچ.مارسي از يك ديدگاه برمي‌خاست و آن هدف از كسب و كار را كمك و خدمت به مشتري مي‌دانست. خودخواهي و خودمحوري يك صاحب كسب و كار، عاقبت خوشي را برايش رقم نخواهد زد.
ببينيم كه اين روند چطور مي‌تواند به يك كاسب و ديگر مشاغل هم‌صنف او كمك كند :
فرض كنيد يك مشتري به فروشگاهي مي‌رود تا جنس مورد نيازش را بخرد. آن كالا در فروشگاه نيست و تمام شده كارمند در پاسخ سوال او براي يافتن فروشگاهي كه آن جنس را داشته باشد، "نمي‌دانم" يا "نه" را بر زبان نمي‌آورد بلكه آدرس "همكارش" را مي‌دهد. صاحب اين كسب و كار و كارمندانش، هم‌صنف‌هايشان را نه "رقيب" كه "همكار" مي‌دانند. هدف آن‌ها كمك به رفع نياز مشتري و حل مشكل اوست.
مشتري به فروشگاه گفته شده مي‌رود و مي‌گويد "فلان همكارتان گفت كه شما اين جنس را داريد." او كالاي دلخواهش را مي‌خرد و راضي و خرسند آن‌جا را ترك مي‌گويد در اين پروسه دو نفر رضايتمند هستند. يكي آن مشتري كه بالاخره جنس مورد احتياجش را خريده است. نفر دوم صاحب فروشگاه دوم است كه هم از فروش جنسش سود برده و هم درمي‌يابد كه "همكارش" به كسب و كار او هم اهميت مي‌دهد و تنها به فكر سود و زيان خودش نيست. اين احساس باعث مي شود كه او هم كاسب ديگر را "رقيب" نداند بلكه او "همكاري" كند و اگر مشابه اين موقعيت پيش بيايد، او هم مشتري را به هم‌صنفش ارجاع دهد. گاهي اين كاسب دوم مي‌تواند همان اولين برقراركننده ارتباط باشد يا حلقه سوم كه حلقه دوم با اميد و خوشبيني او را به اين زنجير اضافه مي‌كند و اميدوارست كه او هم رابطه‌اي دوسويه با ديگران و خودش دوسويه با ديگران و خودش برقرار نمايد. اين شبكه ارتباطي مشتريان همه آنها را بيشتر مي‌كند. مشتري درمي‌يابد كه اين فروشگاه به مشكلات و رفع نيازهاي او اهميت مي‌دهند و فروشگاه دوم هم كالاهاي خوب و مورد احتياجش را دارد. پس او مي‌تواند از هردويشان سود ببرد. صاحبان اين كسب و كارها به ارتقا و بهبود وضع يكديگر كمك مي‌كنند. همكاران با هم رابطه‌اي سالم دارند كه به رشد همه آنها مي‌انجامد ولي ميدان رقابت، عرصه‌اي پردردسر است كه عده معدودي به رشد و شكوفايي خواهد رسيد. شايد اين روند عجيب به نظر آيد و ناممكن فرض شود. ولي حقيقت اينست و چون هنوز هم واژه "رقابت" متداول است، اين روش عجيب و ناشدني مي‌آيد. همكاري با ديگران و كمك به پيشرفت آنها بسيار لذت بخش است چرا كه حس مي‌كنيد رويه‌اي متفاوت در پيش گرفته‌ايد و مي‌خواهيد تغيير ايجاد كنيد.
شايد فكر كنيد كه اگر به ديگران كمك كرده براي رشد و پيشرفت شان گام برداريد، از كسب و كار خودتان غافل شده منابعتان را از دست خواهيد داد و از مسير نيل به هدف منحرف خواهيد شد. ولي اين‌طور نيست. زماني كه چنين عمل كنيد، بيش از همه خودتان بهرهمند مي‌شويد. در اين حالت هم از همكاري و همفكري و كمك ديگران استفاده مي‌كنيد هم از اين كه خلاقيت خود را به كار انداخته از دلهره و اضطراب رقابت رها مي‌شويد. اين‌ها همه عواملي هستند كه شمارا به جلو خواهند راند. لازم به يادآوري است كه شما "براي" ديگران كار نمي‌كنيد همراه "آنان كار مي‌كنيد. اين همان كارگروهي است كه مي‌تواند به پيشرفت همه منجر شود و تغييري مثبت ايجاد نمايد. پرسش ديگري كه ممكن است پيش آيد اينست كه : "اگر ما به ديگران در اين عرصه رقابت كمك كنيم، آن وقت دستاوردهايمان را از دست خواهيم داد "اشتباه نكيند! اين كار كمك به رقيبان در عرصه رقابت نيست. يك همكاري و هم‌گامي با ديگران است. به طور مثال دو دانشمند را در نظر بگيريد كه براي برقراري سميناري تلاش مي‌كنند. اين‌ها كارگروهي را شكل داده‌اند كه در ان هر دو سود خواهند برد، هر دو معرفي و شناخته مي‌شوند و اگر قرار است پس از اين گردهمايي‌ زمينه توسعه كارشان فراهم شود، باز هم با يكديگر خواهند بود.
همكاري وقتي لذت‌بخش و سودمند خواهد بود كه همه افراد با يكديگر ارتباطي محكم برقرار نموده هدف مشتري داشته باشند. به فرض مثال همان مورد فروشگاهها را مرور مي‌كنيم اگر كاسب دوم يا سوم يا چهارم نسبت به حسن نيت كاسب قبلي ترديد كند و به جاي روندي مثبت سمت و سويي منفي و مخرب را پيش گيرد، همكاري‌ها تضعيف خواهند شد. مشتري‌ها و حلقه‌هاي زنجير هم نسبت به فروشگاه ها و هم‌صنف شان ترديد پيدا خواهند كرد.
در ادامه فوايد همكاري و هم‌گامي با ديگران را بهتر توضيح مي‌دهيم :
بزرگترين فايده اينست كه مي‌فميد در شبكه‌اي حمايتي قرار داريد كه هنگام بروز مشكل مي‌توانيد از حمايت، همفكري و راهنمايي آنها بهره‌مند شويد. دقت كنيد كه همراهان شما نيز حسي مشابه دارند. بودن در يك تيم، قدرت خلاقيت و نوآوري را شكوفا مي‌سازد و مي‌تواند ابزار و روش‌هايي نوين خلق كند كه براي كمك به ديگران از جمله مشتريان، سودمند واقع شوند. هدف در يك گروه از همكاران، كمك كردن و تلاش در جهت رفع نيازهاست. انجام همه اين كارها و موفقيت در آن‌ها هرگز از يك نفر ساخته نيست. همكاري دست‌ها و ذهن‌هاي يك گروه مي‌توانند چيزهاي نوين خلق كرده تغييري به وجود آورند. همكاري راه را به سوي پيشرفت هموار مي‌كند.
وقتي شخصي از رويه گذشته خود كه بر تك‌روي و "رقابت" استوار بود، دست بكشد،‌ اوايل حضور در يك گروه را مشكل خواهد يافت. اگر بخواهد تغيير كند، مي‌تواند با گروه هماهنگ، همفكر و هم‌گام شود. آن‌وقت است كه كارگروهي و ارتباط با همكارانش را بسيار لذت‌بخش خواهد يافت. كمك به ديگران، آسان نمودن كار مشتريان، عرضه خدمات بهتر به آنان و حل ومشكلات و رفع نيازهايشان، مي‌تواند ثمره همكاري و همراهي صاحبان كسب وكاري باشد كه عرصه تجارت را نه ميدان "رقابت" كه عرصه "همراهي" مي‌دانند. آنان در جهت پيشرفت يكديگر تلاش مي‌كنند. كاسبان مذكور "باهم" و "همراه هم" فعاليت مي‌كنند نه "براي هم" و همگي در جهت دسترسي به اهدافي معين، هم‌گام هستند.
كسب وكارها مي‌توانند از هرنوعي باشند و يا در دنياي فيزيكي حضور داشته باشند يا از طريف شبكه گسترده جهاني و فضاي مجازي با مشتريان ارتباط برقرار كنند. روش برقراري ارتباط مي‌تواند ايميل، نامه، كارت‌پستال، ديدار حضوري و تماس تلفني باشد ولي آن‌چه مهم است، جهت‌گيري آنست.
دقت كنيد كه وقتي در حلقه يك كارگروهي و تيمي وارد مي‌شويد، با ديگران ارتباطي موثر برقرار مي‌كنيد، همكاري و همفكري و همراهي در پيش مي‌گيريد و در جهت كسب هدفي ويژه گام برمي‌داريد، بسيار بيش از سود يك كسب و كار منفرد و بسته، سود خواهيد كرد.
حالا ببينيم كه هنگام برقراري يك ارتباط و ورود به يك روه از هم‌صنف‌هاي شما چه اتفاقي مي‌افتد :
وقتي كه شما با يكي از اعضاي گروه مورد نظر ارتباط برقراي مي‌كنيد و كالا و خدمات و امكانات تان را عرضه مي‌نماييد، او مي‌فهمد كه شما هم خواسته و هدفي مشترك با آنها داشته درصدد حضور وهمكاري و همراهي در يك حلقه ارتباطي هستيد. شما به يكي از عناصر اين تيم تبديل خواهيد شد و در كنار ديگران و به همراه آنان براي خلق تغييرات، كمك به ديگران، رفع احتياجات و تعديل مشكلات، حركت خواهيد كرد. در اين‌جا "پيروزي در ميدان رقابت" مطرح نيست. مسئله اساسي و بنيادي در حلقه‌هاي همكاري‌ها اينست كه "گروه" موفق شود و همه "همكاران" از منافع و امتيازات اين پيروزي جمعي بهره گيرند.
ايميل زدن به افراد و سايت‌هايي كه به موازات خواسته‌هاي شما كار مي‌كنند، روش خوبي براي برقراري ارتباط است. تماس‌هاي تلفني و متعاقب تماس‌هاي موفق، ديدارهاي حضوري مي‌توانند ذهن شان را به سوي يك حلقه همكاري سازنده بازكنند.
در پايان بايد گفت كه اگر بخواهيد از عضويت در يك تيم لذت ببريد، همكاري و همراهي موفقي را شكل دهيد و به خواسته و سود مورد نظرتان برسيد، لازمست كه خود را "رقيب" ندايد و ديگران را هم رقبايتان به حساب نياوريد. اشتباه نكنيد! منظور اين نيست كه براي رشد و بهتر شدن تلاش نكنيد بلكه هدف از يك كارگروهي و همراهي اينست كه درصدد ارتقاي كيفيت كار هم گروه ونزديك‌تر شدن به هدف باشيد يا به بيان روشن‌تر رشد و پيشرفت نبايد به شكلي باشد كه بقيه افت كنند و گروه به دشواري بيفتد و فقط شما پيشرفت كنيد.
به خاطر داشته باشيد كه يك گروه همسو، هم‌گام و همكار، قادرند نتايجي بسيار بهتر و قابل توجه‌تر از يك كاسب تنها به بار بياورند. و يا همان گفته معروف كه : "يك دست، صدا ندارد!"
By : Barbara Rose
مترجم : آذين صحابي
  
[ بازگشت به مقالات کارآفرینی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=3015&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=1
  [3] http://www.tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections