اشكها و لبخندها (376 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (724 بار خوانده شده است)  اشكها و لبخندها
تاریخ افزودن 08/05/1385 قواعد و قوانين زندگي هميشه و در همهجا، و در هر زمان يكسان و ثابت است، و تغيير آن امريست محال. آيا در كجاي اين كره خاكي، و در گوشه و كنار آن، و كشورهاي گوناگون، ديده شده كه آدمها، با آنكه تغيير رنگ و چهره و رخسار دارند، يا عادات و آداب متفاوتي اما در خوردن و خوابيدن و حالات و رفتارشان، با يكديگر اختلاف وجود داشته باشند! گريه و خنده را همه مردم جهان ميشناسند، و از مفاهيم و بيان آنهم با خبر هستند. گريه را نشانه غم و غصه و رنج ميشناسند،و خنده را دليل بر شادي و شادماني و سرور و البته نه به قول حافظ،در ميان گريه خنديدن درست مثل شمعي كه ميسوزد، و يا احياناًخندههائي كه از روي اجبار، از دل پرخون، به چهره مينشيند، كه اسمش را گذاشتهاند (زهرخند). خندههاي بسيار هم داريم، مثل (شكرخند). يا (لبخند) و (نيشخند). امّا خنديدن در همهجاي جهان، و در نزد همه نشانه ايست كه نياز به تعبير و تفسير و توضيح ندارد و در همه فرهنگها و جوامع و در ميان قبايل بدوي و در جهان پيشرفته، در آسمان و زمين، يك علامت ثابت براي بيان حالات ما است، و به همين نسبت گريستن. آري گريستن. كه چنين است و بيان حالات. سالهاست كه مردم فلسطين اعم از زن و مرد پير و جوان، ميگريند. آنهم نه گريستني كه نشانه ضعف باشد، و يا ناتواني. گريستن، كه از روي خونيندلي و مصائبي ناخواسته چشمان را گريان كرده است، و عجبا كه جهانيان اين گريهها را خوب ميشناسند و به علل و انگيزههايش واقف هستند؛ اما، همزمان با شاديهائي كه عشق و شور به بازي فوتبال جهان را فرا گرفته بود، و بچگان كشورهاي اروپائي و مرفه غرق در شادي بودند و بيخيال آنچه بر سر كودك و نوجوان فلسطين ميآيد، فقط به برد و باخت تيمهايشان ميانديشيدند، و خوشحالي زائدالوصفي داشتند وقتي توپ را در دروازه حريف ميديدند، اما چشمان شاديآلودشان گلولههاي توپي را كه بر سر خانه و كاشانه كودكان فلسطيني كه روزگار شور و شادمانيشان در اين سنين بايد باشد، اما توأم با غم و نكبت و ظلم و ستم است و از آسمان بيدادگران، بر سر و رويشان ميبارد، نميبينند، چرا كه با اين دردها آشنا نيستند. ((كاظم جمشيديان))
|