جمعه 5 خرداد 1391 - 4:37   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

مباني اقتصاد اسلامي

(1096 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(945 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
اشرف شريعت
09/02/88
مقدمه
قبل از قرن هفدهم، علم و فلسفه با يكديگر در قلمرو معارف بشري مورد تحقيق واقع مي‌شدند و مرز مشخصي ميان آن دو وجود نداشت، تا آن كه در دوران رنسانس، فرهنگ اومانيسم زمينه‌هاي شناخت مسائل اجتماعي را از طريق عقل و تجربه به وجود آورد. اين رونددر خلال قرن هفدهم آن‌چنان شتاب يافت كه باعث شد در ابتداي قرن هجدهم زمزمه‌ي استقلال و جدايي علوم‌اجتماعي از فلسفه آغاز شود؛ و پديده استقلال و انفكاك علوم اجتماعي از فلسفه نيز به طور طبيعي اين انديشه را نمودار ساخت كه پديده‌ اجتماعي ويژگي‌هاي منظمي دارند و قانون حاكم بر رفتار اجتماعي همانند قانونمندي حاكم بر جهان ماده و طبيعت است.
در مورد اقتصاد هم، انديشمندان اقتصادي معتقد بودند كه فعاليت‌هاي انساني در توليد، توزيع و مصرف تابع قوانين طبيعت است كه بايد آنها را شناخت تا آنكه بتوان روابط علمي بين پديده‌هاي اقتصادي را تبيين كرد از آن جا كه اين قوانين طبيعي است پس، مناسب‌ترين قوانيني هستند كه مي توانند تعادل به وجود آورند، به شرط اينكه در وضعيت طبيعي و آزاد بكار روند و دولت‌ها، در عملكرد آنها دخالتي نكنند. بنابراين پديده‌هاي عيني اقتصادي و رفتارهاي انسان عاقل اقتصادي در صحنه اقتصاد، همانند ديگر رخدادهاي فيزيكي، تابع رابطه علمي مشخص است و با روش‌ تجربه قابل ملاحظه و بررسي است. واقعيت اين است كه پيدايش رفتارهاي اقتصادي، تصادفي واتفاقي نيست، بلكه نظام علي و معلولي بر آنها حاكم است؛ به گونه‌اي كه مي‌توان در سايه رابطه عليت، اين رفتارها را تفسير كرد؛ ولي نبايد از نظر دور داشت كه يكي از اجزاء علت تامه و اين رفتارها و رخدادهاي عيني اراده و اختيار انسان است. رابطه اقتصادي در جامعه الزاما در چارچوب يك نظام اقتصادي، مشكل مي‌گيرد و نظام اقتصادي هم بدون «جهت» و «هدف» پذيرفته نيست و «بايد‌هاي كه «جهت» و «هدف» نظام اقتصادي را تبيين مي‌كنند؛ «بايدهاي مباني» ناميده مي‌شود.
اقتصاد
اقتصاد چيست؟
انسان با توجه به تمايلي كه به ارضاي نيازهاي خود دارد، سعي مي‌كند كه با صرف حداقل تلاش‌ها هزينه، حداكثر نتيجه را به دست آورد، اين راه و روش، اصل اقتصاد ناميده شده، فرد تحت تاثير هر مشرب خاص كه باشد، لازم است برمبناي اين اصل رفتار كند.
بنابراين، «اقتصاد» علمي است كه رفتار و رابطه انسان را با اشياي مادي مورد نياز او كه به رايگان در طبيعت نمي يابد مطالعه مي‌كند.
مطالعه اقتصاد بايد درك، بيان و تا حدي پيش‌بيني رفتار اقتصادي انسان را امكان‌پذير سازد. اين مطالعه بايد به بهبود رفاه مادي فردي و اجتماعي بشر كمك كند؛ بنابراين مي‌توان ادعا كرد كه اقتصاد، قبل از هر چيز، به تجزيه و تحليل وتوضيح شرايط و روابطي كه در قلمرو رفاه مادي قرار دارد، مي‌پردازد. و اقتصاد برخلاف علوم طبيعي، علم محض نيست؛ بلكه مجموعه اصول و قواعدي است كه تحت تاثير اراده بشر قرار مي‌گيرد.
موضوع علم اقتصاد
موضوع اقتصاد عبارت است: از ثروت(كالاها، خدمات و منابع) از حيث چگونگي توليد، توزيع و مصرف آن.
مقصود از«ثروت» جنبه ماليت و ارزش كالاها و خدمات است، نه جنبه عينيت اموال؛‌ بنابراين ثروت از نظر ارزشمند بودن و ماليت موضوع اقتصاد است.
ثروت، از حيث چگونگي رشد، توزيع و به مصرف‌رساندن آن موضوع اقتصاد است، نه حيث آن به اين شخص يا آن شخص.
تعريف اقتصاد
از معاني اقتصاد در لغت، ميانه‌روي و پرهيز از افراط و تفريط در هر كاري است.
در آيه «و اقصد في مشيك» نيز به همين معني آمده است.
از آن نظر كه اعتدال در هزينه زندگي يكي از مصاديق ميانه روي بوده، كلمه «اقتصاد درباري» آن بسيار استعمال مي‌شده است تا آنجا كه در به كارگيري عرفي از «اقتصاد» همين معني مقصود بوده است.
اقتصاد از معاني عرفي خود (ميانه روي در معاش و تناسب دخل و خرج) تعميم داده شده است.
به هر حال براي «اقتصاد» كه اقتصاد دانان از آن بحث مي‌كنند تعاريف مختلفي ارائه شده است ارسطو: علم اقتصاد يعني مديريت خانه، ادام اسميت: اقتصاد،‌ علم بررسي ماهيت وعلل ثروت ملل است. استوارت ميل: اقتصاد، عبارت است از بررسي ماهيت ثروت از طريق قوانين توليد و توزيع- ريكاردو: اقتصاد علم است.
تعريف ديگر: علم اقتصاد بررسي كردارهاي انسان در جريان عادي زندگي اقتصادي عني كسب درآمد و تمتع از آن براي تربيت دادن زندگي است.
روش‌هاي تحقيق، تحليل و طرح مسائل اقتصادي
روش شناسي
اقتصاد داراي روش‌هاي تحقيق، تحليل و بيان موضوعاتي است كه در بعضي از آنها با ساير علوم مشترك است. در اقتصاد دو روش شناخته شده «روش قياسي» و «روش استقرايي» براي شكل دادن به نظريه‌هاي اقتصادي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مبناي اصل روش قياسي، قياسي منطقي و مبناي اصلي روش استقرايي، استقرايي منطقي مي‌باشد .
قياس منطقي
حجتي است كه در آن، ذهن از قضاياي كلي، نتيجه‌اي جزئي را استنتاج مي‌كند؛ به تعبير ديگر، قولي است، فراهم آمده از چند قضيه، به نحوي كه از آن قول، به طور ذاتي قول ديگر لازم آيد. قياس منطقي عمل ذهن براي استنتاج از كلي است.
استقرايي منطقي
حجتي است كه در آن ذهن از قضاياي جزيي به نتيجه‌اي كلي مي رسد و از محسوس به معقول يا از پديده به قانون مي‌رسد. در اين استدلال، در واقع بخشي از قضاياي جزئي ديده شده و سپس حكم آن به همه موارد تعميم داده شده، قانون كلي استخراج مي‌شود.
روش قياسي
روش قياسي، عبارت است از روش استدلال عقلي و انتقال از معلول به علت يا برعكس، با استفاده از لازم و ملزوم‌ها و روابط منطقي ميان قضايا، براي اثبات يك نظريه كلي.
روش استقرايي
عبارت است از روش استدلال از بررسي جزئيات و داده‌هايي و عيني به هدف دستيابي به نتايج و قواعد و احكام عام كلي؛ به عبارت ديگر، حركت از جزئي به كلي براي تكوين يك نظريه را روش استقرايي گويند.
در اين روش استدلال ابتدا از طريق تحقيقات تجربي پديده‌هاي اقتصادي مورد مشاهده قرار مي‌گيرند و سپس با تعميم نتايج روابط خاص مشاهده شده در پديده‌ها، قواعد و قضاياي كلي و عام، به صورت يك نظريه يا قانون اقتصادي ارائه مي‌شود.
فرضيه
نتايج و قواعد به دست آمده از فرض‌ها در مورد يك پديده اقتصادي را با استفاده از روابط و دلايل منطقي، يك فرضيه اقتصادي گويند.
نظريه
با آزمون تجربي يك فرضيه اقتصادي و با تاييد نسبي روابط و قواعد ارائه شده در آن، به وسيله تحقيقات تجربي در مورد پديده‌هاي خاص اقتصادي، يك نظريه ساخته مي‌شود. تكرار تاييد نسبي تجربي يك فرضيه، آن را به صورت يك قانون در مي‌آورد. اين نظريه يا قانون خود مي‌تواند به عنوان فرض‌هاي يك نظريه ديگر اقتصادي به صورت قواعد كلي در روش قياسي به كار رود.

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.