جمعه 5 خرداد 1391 - 4:23   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

قواعد مديريتي: تقصير را به گردن بگير

(912 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(494 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
06/02/88
به نظر مي رسد كارآمدترين، رهبران هرگز "من" نمي گويند و اين نه بدان جهت است كه به خود آموخته اند "من" نگويند". بلكه اصولاً آنها "من" فكر نمي كنند، آنها "ما" فكر مي كنند؛ آنها"تيم" فكر مي كنند.به گزارش موج،چنانچه تيم، كارها را خراب كند، تقصير آن به طور كامل بر عهده شماست. و اگر تيم، كارش عالي باشد، امتيازش به طور كامل مال آنهاست. يك مدير خوب، هميشه تقصير را بگردن مي گيرد. درست است كه تيم را به عنوان عذر قلمداد كردن كار آساني است ولي، چيزي را عوض نمي كند. شما رهبريد، مديريد، رئيس هستيد. چنانچه اوضاع بهم بريزد، شما بايد بايستيد و شديدترين انتقاد ها را به جان بخريد.
بسيار آسان است كه بگوئيد، ما به اهدافمان نرسيديم، زيرا... اما، شما بايد بگوييد، من به اهدافم نرسيدم زيرا ..... و نيز اينكه، متعاقب "زيرا" هرگز نبايد "آنها" به كار رود بلكه بايد "من" به كار رود.
البته، به راحتي مي توان گفت: "ما به اهدافمان نرسيديم زيرا، هوشنگ جوان به طور ناخواسته موجب ناراحتي فلان مشتري گرديد كه با قطع رابطه با شركتمان، ما را از رسيدن به هدف مورد نظر در زمينه فروش باز داشت."
اما، واقعاً چه كسي هوشنگ جوانسال را مسؤول رسيدگي به امور چنين مشتري مهمي كرد؟ شما. چه كسي آن برنامه فروش را سازماندهي كرد؟ شما. قطعاً هيچكس جز شما نمي باشد.
باور كنيد، اگر شما از تيم تان جان بخواهيد آنها حاضرند مشروط بر آنكه در بحران ها، تقصير را بر گردن بگيريد. هيچ چيز موجب وفاداري بيشتر به يك رئيس نمي شود كه آماده باشد هر زمان لازم اعلان كند، "من مسؤوليت را بر عهده مي گيرم."
البته، قبول داريم كه اين امر دشواري بوده و واقعاً انجامش سخت است و مستلزم اعتماد به نفس، شجاعت و اعتماد و نوعي پختگي است.ممكن است فكر كنيد تقصير ها را بر عهده گرفتن به ضرر شما تمام خواهد شد و از شما شخصيتي بي كفايت به تصوير خواهد كشيد، اما، بالعكس است. چنانچه رئيس شما مشاهده كند كه بگوئيد "ما قراردادمان را از دست داديم و من مسؤوليت آن را بر عهده مي گيرم، و اين اقداماتي است كه انجام مي دهيم تا چنين اتفاق ناگواري تكرار نشود. "وي شما را به عنوان يك فرد ناموفق نمي پندارد وبلكه ، به عنوان يك عضو آينده هيات مديره روي شما حساب خواهد كرد.تيم را به عنوان عذر قلمداد كردن كار آساني است ليكن، چيزي را عوض نمي كند.

قواعد مديريتي
در صورت استحقاق، امتياز را به تيم تان بدهيد
اگر اهميت ندهيد چه كسي امتياز مي گيرد، خواهيد توانست كارهاي فوق العاده زياد را به سرانجام برسانيد.
همانگونه كه همواره بايد بايستيد و تقصيرها را بر گردن بگيريد، بايد در مواقعي كه كارها به خوبي پيش مي رود نيز همواره به تعريف و تمجيد تيم تان بپردازيد. براي مثال، چنانچه فلان قرارداد مهم فروش به مشتري در اثر كار بي وقفه و شبانه روزي شما و محروم كردن خود از خواب خويش شب و با استفاده از يك آشنا كه در محل كار قبلي تان با وي دوست شده بوديد و نيز به دليل اينكه به مسائلي اشراف داشتيد كه رقيب از آن بي اطلاع بود، نهايتاً با شركت شما منعقد گرديده و به نتيجه رسيد، بدون ترديد بگوئيد" تيم اين كار را كرد."به گزارش موج،تقصيرها را بر عهده گرفتن واقعاً ميزان قابل توجهي وفاداري تيم نسبت به شما را پديد خواهد آورد و در مورد موفقيت ها نيز همين طور است اگر به حساب تيم گذاشته شوند. و آن را، بلند، علني و صادقانه بگوئيد. واقعاً اين كار را بكنيد. آن را به حالت تمسخرآميز: " تيم من در اين كار موفق شد" بيان نكنيد كه جنبه صوري و تصنعي داشته باشد در حالي كه مقصودتان اين است كه به ديگران بفهمانيد كه موفقيت به دست آمده واقعاً توسط چه شخصي صورت پذيرفته است. حتي ضرورتي ندارد تاكيد كنيد كه آن تيم در واقع تيم شماست. چرا كه ، همه مي دانند آن تيم، تيم شما مي باشد. بنابراين هرگز به آن اشاره نكنيد. مثلاً، خوب است گفته شود، "كارش عالي بود، تيم برجسته اي است. من از داشتن آن تيم فوق العاده خوش شانس هستم." بدين ترتيب، مضمون گفته هايتان اين است كه موفقيت از آن تيم است و شما هيچ دخالتي نداشتيد درحالي كه، همه مي دانند كه آن تيم، تيم شماست و شما رهبر آن هستيد؛ لذا تيم، شما را ستايش خواهد كرد و ديگران شما را به ديده فردي متواضع و فروتن مي نگرند. آفرين.
تاكيد مي شود، بديهي است همه اينها مستلزم شجاعت و ميزان قابل توجهي اعتماد به نفس است. درست است كه شما با جديت به كار و تلاش و كوشش مشغوليد وعادلانه نيست كه زحمات تان به حساب ديگران نوشته شود. من مي دانم كه واقعاً دوست داريد بايستيد و فرياد بزنيد "آهاي، اين من بودم كه موجب اين دستاورد شدم، همه اش را خودم به تنهايي انجام دادم. "اما، شما نمي توانيد اين كار را انجام دهيد. ببينيد ، صرفنظر از اينكه چقدر باور داريد ولي، شما همه آن كار را به تنهايي انجام نداديد. اگر شما داريد كالا را به مشتري مي فروشيد، اين تيم تان است كه آن كالا و محصول را توليد كرده تا شما بفروشيد. بدون آن تيم، شما آشغال هم براي فروش نداشتيد! لذا، به تيم بگوئيد، فروش محصول مثل آب خوردن بود چرا كه كيفيت محصول عالي بود و اين اقدام، موجب خواهد ششد تيم تان با افتخار بدرخشد و تلاش هايش را دو چندان كند.
بدون تيم، شما آشغال هم براي فروش نداشتيد!

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.