(1373 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (384 بار خوانده شده است)
01/02/88 هادي غنيميفرد وقتي ما كالاي غير توليد ملي براي رفع نيازهاي خود تهيه كنيم - كاركنان توليد همه از كشور صادركننده كالا اشتغال پيدا ميكنند - ارزش افزوده ايجاد شده متعلق به آنها ميشود و صرف رفاه مردم كشور صادركننده ميگردد و تنها عده معدودي كه در سفارش و توزيع كالا در ايران مشغول هستند از اين خوان نعمت برخوردار ميشوند.به گزارش فارس،اگر امروز ژاپن بعنوان يك ابرقدرت اقتصادي در جهان پا گرفته و ظاهر شده از اين روست كه ژاپني بعد از جنگ جهاني دوم عقيده داشت قادر به ساختن همهچيز هست و كالايي را كه ژاپني آن در بازار موجود باشد به هيچ دليلي كالاي مشابه ساخت كشور ديگر رانخواهد خريد - با اين امر مسائل تمام نهادهايي كه براي اين كار بايستي بسيج شوند آسان شد و حتي فلسفه وجودي آنان منتفي گرديد (مانند گمرك - سازمان مبارزه با قاچاق و...) و هزينه آنها صرف انجام امور مورد لزوم ديگر شد. جا دارد هموطنانمان باين مقوله عنايت كافي داشته باشند - اگر همسرتان مشغول كار است - اگر برادرتان - خواهرتان - ديگر بستگان و آشنايان شما همه كاري در دست دارند يا داشته باشند اين باعث راحتي خيال شما خواهد بود كه نه تنها زندگي خودشان را اداره كنند بلكه از مراجعه بشما براي دريافت قرض يا بنوعي كارشان را راه انداختن نيز آسوده خواهيد بود و اگر بخواهيد كاري را كه در دست دارند از دست ندهند بايستي اين مطلب را بخاطر داشته باشيد كه مصرف شما از توليد داخلي و ملي، تداوم اشتغال آنها را تضمين ميكند - حال اگر در بخش خصوصي مشغول باشند كه اين مطلب بخوبي آشكار است و بطور مستقيم مصرف خود را از محصولاتي كه بدست هموطنان توليد ميشود تامين ميگردد ولي حتي اگر در خدمات - بازرگاني واقعي (نه دلالي بنجلهاي خارجي) و كار دولتي هم مشغول باشند تداوم اشتغال آنها بستگي به تداوم كار مراجعه مردم براي تهيه كالاهاي مورد نيازشان از توليد ملي ميباشد - اگر بطور دقيق به ژرفاي همه اين فعاليت ها توجه شود بخوبي مشهود خواهد بود همه براي تسهيل رفع نيازهاي مردم ايجاد شدهاند. البته در راستاي خدمات خود همه تمهيداتي بكار ميبرند كه انجام وظايف مورد پسند و اقبال وسيعتر جامعه قرار گيرند - ولي وقتي ما كالاي غير توليد ملي براي رفع نيازهاي خود تهيه كنيم - كاركنان توليد همه از كشور صادركننده كالا اشتغال پيدا ميكنند اما بتدريج اكثريت قابل توجهي از جامعه بدليل نابود شدن توليد و خدمات مربوط به آن از كار بيكار ميشوند و قدرت خريد خود را از دست ميدهند. با بيكار شدن تدريجي مردم براي كالاي وارداتي نيز مشترياني انگشت شمار باقي ميمانند كه تكافوي حتي هزينههاي اندك واردات را نخواهند كرد و ورشكستگي عاجلي در انتظار آنها نيز خواهد بود. سپس نهادهاي اقتصادي مانند كارخانهها، بانكها، فروشگاهها... يكي بعد از ديگري سقوط كرده و كشور رو به تيره بختي خواهد گذاشت. درآمد نفت وگاز با مصرف بالاي داخلي و صادرات هنگفت نفت خام ديري نخواهد پائيد. اينجا روي سخن با كساني است كه حتي دوست دارند ترشي، سير، ميوه، رب گوجه فرنگي، پرده، مبل، سفره و ديگر كالاهاي مصرفي آنها ايراني نباشد و آنرا با افتخار بهرخ ديگران مي كشند كه آنها مصرف كننده محصولات خارجي هستند. بايد از اين گروه پرسيد افتخار براين است كه پرده و مبل منزلتان خارجي باشد يا اينكه - فرزند - برادرزاده - خواهرزاده و بستگان و آشنايانتان در اثر بيكاري دچار افسردگي و سرخوردگي يا اسير در چنگال فساد باشند. يا به كارهاي خلاف مانند جيببري از ديوار ديگران بالا رفتن - فروش كالاي قاچاق و يا حتي خودفروشي و هرگونه همكاري با خلافكاران شهرت نداشته باشند؟ - من از بكارگيري لغات و اصطلاحات پيچيدهاي كه در اينگونه يادداشتها بكار برده ميشود تا دامنه اطلاعات نويسنده را برخ خواننده بكشند خودداري ميكنم و با زبان ساده همگاني كه خودم هم بفهمم تا غيرت و حميت ملي را تحريك كنم به همه يادآور ميشوم در برابر جامعهاي كه در آن زندگي ميكنيم وظايفي داريم كه حداقل آن احساس مسئوليت نسبت به اعضاء آن جامعه است - چندي پيش با يكي از ميانسالان مدعي بحثي داشتم و از ايشان پرسيدم كالايي را كه شما خريدهايد شبيه آن با كيفيت اگر نه بالاتر هم تراز آن كالا ايرانيش با قيمت مناسبتر در همين فروشگاه در اختيار است چرا آنرا تهيه نكردهايد - ايشان گفت پولي را كه از كار كردنم بدست آوردهام ميخواهم صرف خريد كالايي كنم كه خوشم ميآيد - به ايشان گفتم يك جانب حرف شما درست است و آن اينست كه من نبايد به مسائل شخصي شما دخالت كنم، ولي اين مطلب جنبه ديگري هم دارد و آن اينست كه بعد از مدتي شما ديگر كاري نخواهيد داشت كه از حاصل آن هرچه بخواهيد بخريد و روزي كه در اثر اجبار بخواهيد كالاي ايراني مشابه را خريداري كنيد ممكن است بدليل توسعه اين تفكر شما يعني پرستش توليد بيگانگان - توليدكننده ملي ورشكست شده است و كاركنان آن بيكار شده اند و قدرت خريد خود را از دست داده اند و آنروز است كه بدليل ركود وسيع اجتماعي همه مردم كارآمد ولي بيكار كشورمان قدرت خريد خود را بدليل بيكاري از دست دادهاند و آن روز ديگر كار از كار گذشته است و مثل مردم بعضي از كشورهاي آفريقايي بايد يكدست را به شكممان بماليم كه گرسنگي خود را اظهار كنيم و بادست ديگر از هر توريست و رهگذري درخواست كمك كنيم. اگر آن روز هيچ گردشگري به دليل وضع اجتماعياي به دليل عدم تعقل كافي افرادي مانند شما كه تمام امكانات كشور را فداي تفاخرهاي بيجاي خود كرده و آن امكانات از دست داده شده جرات بكند به اين كشور پا بگذارد. ديده ميشود كه با فدا كردن منافع ملي ديگر محلي براي گدايي هم وجود نخواهد داشت و كساني كه به آن روز ميافتند بستگان خود شما هستند. مسئولاني هم كه امروز با اتكا به ذخيره ايجاد شده از فروش نفت روزهاي گراني هر روزه دروازه واردات كالاهاي بيگانه را به كشور گشادتر ميكنند، از كرده خود چنان پشيمان ميشوند كه حتي براي فرار هم فرصت رفتن با عجله به فرودگاهها و ديگر مفرهاي خروجي كشور را از دست ميدهند. بايد چشمان مردم باز باشد اكنون كه در اثر دستاوردهاي جوانان و ديگر افراد ملت، دشمنان كشور را به سختي عصباني كردهايم، آنها آمادهاند به هر شكل كه بتوانند به وطن ما ضربات غيرقابل جبران وارد كنند. پس جا دارد هميشه با هوشياري عمل شود و آب به آسياب آنان ريخته نشود. تنها راه نجات از 70 درصد بحران امروز كشور ما نجات توليد از سقوط است يعني اول خود مردم معني مصرف محصولات داخلي را به عنوان علاج تمام بدبختي هاي آتي درك كنند. بانكها راههاي تسهيلات را كه به روي توليد بسته شده است بازنمايند، منابع مالي بينالمللي تا آنجايي كه ميشود به داخل كشور راه داده بشود و حتيالمقدور در اختيار توليد قرار گيرد. هر روز اجازه داده نشود كالاهاي بنجل رقيب كه شبيه آنها با كيفيت بهتر در كشور ساخته ميشود با قيمتهايي كه مخصوصا پايين نگه داشتهاند تا قدرت توليدي ما را نابود كنند در بازار مصرف كشور توزيع شود. وقتي حتي آمريكا و تمام جهان درحال بحران، بهرههاي سرمايههاي خام خود را تا حد صفر كاهش دادهاند ديگر مسئولين بانكي براي خوشايند صاحبان سرمايههاي خام مطالب بدون منبع و ماخذ معتبر را نشان ندهند و نگويند بهره بايد با تورم مقايسه شود: نترسانند كه اگر نرخ بهره پايين بيايد سرمايهها را از بانكها خارج ميكنند. سرمايهداري كه سرمايهاش در اختيار سعادت كشور نباشد اين سرمايه را به هر گوري كه ميخواهد، ببرد. اگر جاي ديگر به او بيش از نرخ هايي كه در جهان است ميدهند مطمئن باشيد دقيقهاي صبر نخواهد كرد. امروز در كشور ما نهادهايي براي آمارگيري مستقل وجود ندارد لذا تورم را هرچه بخواهند اعلام ميكنند و هيچگونه توجهي به سرمايههاي انساني كه در اثر بيكاري تلف ميشود، ندارند. به طرحهاي اصلاحي مانند تحول اقتصادي، ماليات برارزش افزوده و تغيير بهره سپردههاي بانكي و اوراق مشاركت كه همه تحريككننده تورم هستند درنظر نميگيرند. قدري باوجدان خود خلوت كنند، ببينند دوست دارند فرزندانشان در اين كشور زندگي كنند؟ يا فعلا با بدسليقگي شخصي همه چيز را به هم ميريزند و همه خرابكاريها را به گردن يك نفر مياندازند. از او عنوان تخريبكننده همهچيز نام ميبرند. كسي ميتواند زعامت اوضاع اقتصاد كشور را به عهده بگيرد كه از توليد ملي - افتخار ملي - اشتغال ملي درك كاملي داشته باشد.