(1047 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (441 بار خوانده شده است)
31/01/88 توليد، تعطيلبردار نيست. اينرا ديگر همه ميدانند. در همه جاي دنيا خط قرمز همه كارخانهها و صنايع، خطوط توليد آنها بوده و صاحبان صنايع به هر قيمتي تلاش ميكنند تا خطوط توليدشان در هيچ زماني متوقف نشود؛ اما به نظر ميرسد در كشورمان داستان چيز ديگري است. به گزارش ايسنا، در مورد تعطيلات و بيش از اندازه بودن آن در كشورمان تاكنون صحبتهاي زيادي شده است. تقريبا اغلب كارشناسان و صاحبان صنايع، تعطيلات بيش از اندازه را آفتي بزرگ براي فرهنگ كار در كشور دانسته و از آن به عنوان خطري جدي براي توسعه صنعتي كشور ياد كردهاند. البته بيزاري صاحبان صنايع از تعطيلات را بايد از اين موضوع جدا كنيم كه در شرايط بحران مالي جهاني، صاحبان كارخانهها براي گذر از بحران و رسيدن به ثبات و همچنين صرف كمترين خسارت حاضرند به صورت طولاني مدت خطوط توليد خود را متوقف كنند.
مشكل پايهيي اما اگر بخواهيم كمي عميقتر بينديشيم، بايد ديد كه چرا نيروي كار در ايران علاقه و انس عجيبي به تعطيلات بويژه از نوع طولاني مدت دارد؟! اگر به دوران نوجواني و جواني خودمان نگاه كنيم، به راحتي متوجه تفاوت فرهنگ كاري خود با ساير كشورها ميشويم.زماني كه در مدرسه بوديم، عاشق تعطيلات طولانيمدت بوده و از هر فرصتي استفاده ميكرديم تا كلاس تعطيل شود. بعد از آن اين روحيه حتي در دانشگاه نيز همراه ما بود و از سرمان نيفتاد! بنابراين چندان بعيد هم نيست كه چنين روحيهاي در مراحل بعدي زندگي و از جمله كار در بخش توليد و صنعت نيز همراه ما باشد. پس خيلي ساده است. شايد اگر حتي دقيقترين برنامهريزي نيز در يك شركت توليدي و صنعتي انجام شود، باز هم به دليل مشكلات عميق فرهنگي و عادات رفتاري غلط ، نيروهاي كار علاقه چنداني به كار در روزهاي تعطيل ندارد. روحيه تعطيلاتپسند حتي به چالشي جدي براي ايجاد روحيه كار تيمي در بين نيروهاي كار در كشور تبديل شده است. به طوري كه پس از مدتي حتي به دليل طولاني شدن مدت تعطيلات نيروهاي كار بعضا اسم كوچك هم را نيز فراموش ميكنند، چه برسد به اينكه نيروهاي كار بخواهند روحيه كار تيمي را در بين خود تقويت كنند. پس در چنين بستر فرهنگي چطور ميتوان انتظار داشت كه بهرهوري نيروي كار در كشورمان افزايش يافته و سطح سودآوري بنگاهها نيز ارتقا يابد؟
سه ضلع يك مثلث چارهساز در يك نگاه ميتوان سه ضلع مثلث حل مشكل پايين بودن بهرهوري نيروي كار در ايران را دولت، نيروي كار و كارفرما دانست. دولت با سياستگزاريهاي مناسب ميتواند با كمك مجلس از تعطيلات موجود در تقويم كشور كاسته و در به وجود آمدن فرهنگ كار در كشور كمك كند. همچنين دولت ميتواند قانون كار را در ارتقاي افزايش بهرهوري نيروي كار حتي در روزهاي تعطيل تغيير دهد. از سوي ديگر نيروي كار نيز بايد روحيه كار را در خود تقويت كرده و روحيه تعطيلات پسندش را كنار بگذارد و كمي هم به آينده فكر كند. همچنين كارفرما ميتواند با فراهم كردن شرايط مناسب، نيروي كار را به جلو هدايت كند و باعث اثردهي مثبت تصميمات دولت شود. در اين بين به نظر ميرسد كه هنوز فاصله زيادي بين سه ضلع ياد شده وجود داشته باشد. در چنين فضايي است كه هر ضلع راه خود را رفته و نميتوان انتظار داشت كه بهرهوري نيروي كار در كشور به سطح استاندارد جهاني برسد.
ضلعهاي ديگري هم هستند اما به غير از سه ضلع يادشده، به نظر ميرسد افراد ديگري نيز در ايجاد روحيه كار در كشور سهم زيادي داشته باشند. رضا خاكي - دبير كل كنفدراسيون صنعت ايران - در اين باره توضيح ميدهد: "در قرآن و همچنين بسياري از احاديث ديني به ارزش والاي كار، كارگر و توليد اشاره و تاكيد شده كه كار كردن مانند عبادت است. مذهب ما هرگز اجازه تعطيل كردن كار و كار كردن را به ما نداده است و علما نيز بايد كمك كنند كه تعطيلات را تعديل كنيم." به اين ترتيب به نظر ميرسد با توجه به اينكه اغلب تعطيلات رسمي موجود در كشور ما مربوط به ايام مذهبي است، نقش علما و روحانيون در كاهش اين تعطيلات و تقويت روحيه كار در كشور اساسي باشد. وي همچنين عنوان ميكند: "در عين حال ايامي نيز به صورت تعطيلات غيررسمي در كشور وجود دارند كه ميتوان به ماه رمضان و ايام محرم و صفر اشاره كرد كه در اين روزها بهرهوري نيروي كار به شدت كاهش مييابد."
افزايش دستمزد كافيست؟ يكي ديگر از مواردي كه ميتوان در بالا رفتن بهرهوري نيروي كار به ويژه در ايام تعطيل به آن اشاره كرد، ارايه مشوق به نيروي كار است. رضا ابنقاسم ـ كارشناس صنايع كوچك و متوسط ـ در اين باره معتقد است: "وجود تعطيلات بيش از حد در تقويم كاري كشور به بخش توليد آسيب جدي زده و بايد با ارايه راهكارهاي تشويقي، نيروي كار را به كار در روزهاي تعطيل تشويق كرد." با اين وجود دبيركل كنفدراسيون صنعت ايران در اين زمينه نظر ديگري دارد. خاكي توضيح ميدهد: " تا زماني كه ساختار اقتصادي كشور عوض نشود و افزايش دستمزد همراه با افزايش بهرهوري نيروي كار نباشد، بالا بردن حقوق نيروي كار به منظور تشويق آنها به انجام كار بيشتر بياثر خواهد بود و حتي ممكن است اثر معكوس داشته باشد."
استخدام بر مبناي شايستهسالاري به غير از افزايش دستمزد به عنوان راهكاري براي تشويق نيروي كار كه البته نظرات موافق و مخالف زيادي نيز دارد، استخدام نيروي كار بر مبناي نظام شايستهسالاري، آموزش به نيروي كار، ايجاد تيمهاي كاري رسمي و غيررسمي و ايجاد ارتباط نزديك بين كارگر و كارفرما از جمله ديگر مواردي است كه كارشناسان آنها را به عنوان راهكارهاي افزايش بهرهوري نيروي كار در كشور ذكر كردهاند.
آيا آن روز نزديك است؟ در هر صورت پايين بودن بهرهوري نيروي كار در كشور واقعيت تلخي است كه بايد آنرا بپذيريم. تعطيلات بيش از اندازه در كشور نيز واقعيت تاسفبار ديگري است كه مجبور به پذيرش آن هستيم. در اين بين شايد تنها يك بازنگري جدي در فرهنگ كاري كشور ضروري باشد. بازنگري كه قطعا بايد همراه با ايجاد تغيير و تحولات اساسي در سه ضلع دولت، كارگر و كارفرما باشد. اگر روزي به اين نتيجه رسيديم كه حتي انجام يك دقيقه كار مفيد حتي در يك روز تعطيل ميتواند چقدر در توسعه اقتصادي و صنعتي كشور مفيد باشد، آن روز است كه به فرهنگ اصيل كار پي بردهايم. آيا آن روز نزديك است؟