پنجشنبه 4 خرداد 1391 - 23:30   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

توصيه‌هاي اخلاقي يك كارآفرين

(1219 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(670 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
87/09/24
هر كاري امكان‌پذير است. به شرط آنكه اراده كنيم و هوشيار باشيم. مي‌توانيم يك نهنگ را بخوريم. شايد اگر نخواهيم به مغزمان فشار بياوريم راهش كمي سخت باشد اما اگر كمي فكر بكنيم مي‌بينم كه شدني‌ست. نهنگ را مي‌بايست تكه تكه خورد!
كارآفرين بودن مانند خوردن يك نهنگ است. به يكباره اتفاق مي‌افتد اما زماني هم كه موفق شديم، موفقيت بزرگي نصيبمان شده است. يك نهنگ بزرگ را خورده‌ايم !!
مي‌خواهم چند راه را براي خوردن اين نهنگ بزرگ به شما آموزش بدهم كه قبلا خودم هم آنها را به كار بسته‌ام و البته از بزرگاني چون استادم، آقاي تريسي آموخته‌ام.
تعيين هدف رمز اول رسيدن به موفقيت و دستاوردهاي قابل ستايش است. هر چه هدفي كه تعيين مي‌كنيم (اهداف واقعي) بزرگتر باشد، مشكلات بزرگتري در سر راهمان سبز مي‌شود و البته هر چقدر هم اين مشكلات بزرگتر باشند، دستاوردهاي بزرگتري هم در پيش خواهيم داشت. پيشنهاد مي‌كنم هميشه مشكلات بزرگتر را براي خود بخريد. انسان‌هاي بزرگ با مشكلات بزرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند. همان مشكل‌هايي كه انسان‌هاي حقير، ما را با آنها مسخره مي‌نمايند!
شايد براي مدتي ابله، ديوانه يا غيرعادي جلوه كنيد اما اوضاع براي هميشه اينطور باقي نمي‌ماند. تاريخ زمانه ما افرادي به نام لري پيج، استيو جابز، بيل گيتس، موسين Youtube و... را به خاطر مي‌آورد. خوشبختانه تاريخ حد و سقف معيني ندارد و مي‌تواند نام ما و حتي تمامي انسان‌ها را در خود بگنجاند! در واقع تنها جاي يك سوال براي هميشه باقي‌ست: تاريخ ما را چگونه به خاطر مي‌سپارد؟!
رمز دوم،‌آموزش و تحقيق است. ياد بگيريد و هر روز خودتان را به روز نگاه داريد،‌ اگر بهتر نشويد، بدتر مي‌شويد! هر روزي كه مي‌شود براي بهتر شدن كاري انجام دهيد. بخواهيد خاص باشيد. براي بهتر شدن كاري كنيد و نه براي بهترين شدن ‌بهترين شدن،‌خودش از راه مي‌رسد.
با اطلاعاتي كه داريد،‌واقع بينانه برنامه‌ريزي كنيد. اين رمز مهم ديگري‌ست! برنامه‌ريزي در حكم نقشه راه است. اصولي هم براي خود تعيين كنيد. اصول حكم قطب نما را دارند و اگر نقشه هم غلط از آب درآيد، به تنهايي مي‌تواند شما را به مقصد برساند! يادتان باشد، 75% آنچه برنامه‌ريزي مي‌كنيد غلط محاسبه شده است و اگر اصول و قطب نما همراهتان نباشد، سقوط مي‌كنيد.
رمز بعدي ايمان به خود و شهامت دفاع از باورها و دانسته‌هايتان است. هرگز به خاطر سكوت و آرامش باورها و دانسته‌هايتان را منكر نشويد و البته كه بيچاره‌ترين مردم كساني هستند كه درباره چيزهايي كه از آنها آگاهي ندارند ابراز نظر مي‌كنند.
آنچه را كه از آن آگاهي نداريد را بياموزيد و قاعدتا رمز آموختن حرف زدن نيست، بلكه گوش كردن است. به همين خاطر است كه ما دو گوش داريم و يك دهان،‌قرار است بيشتر بشنويم و كمتر سخن بگوئيم! كساني كه بيهوده سخن مي‌گويند و از آنچه اطلاعات دقيقي در اختيار ندارند به تفصيل سخن به ميان مي‌برند، احمق تلقي مي‌شوند و يك كارآفرين به هوشمندي معرف است نه كودني!
يكي از رموز مهم اين است كه با تمام وجود مشغول شويد!همه ما مي‌توانيم تاريخ ساز باشيم. مردم عادي تنها از 3% هوش خود استفاده مي‌كنند. ثابت شده است، انيشتين در بهترين موقعيت‌ها تنها 10% مغز خود را به خدمت گرفته است. حالا اگر ما از 10% اين سرمايه خدادادي استفاده كنيم چه مي‌شود؟!
به كم راضي نباشيد. در واقع قناعت نكنيد. منظورم اين نيست كه شكرگزار نباشيد، فقط مي‌خواهم كه كمي بيشتر بخواهيد. شايد بعضي‌ها نام آن را طمع بگذارند اما مهم نيست. چون اگر بيل گيتس طمع نمي‌كرد امروز اين نبود، اگر هنري فورد طمع نمي‌كرد امروز اتومبيل سواري با سوخت بنزيني اختراع نشده بود، اگر گاليله رضايت مي‌داد و نيوتن پس مي‌كشيد هنوز كه هنوز هم فكر مي‌كرديم خورشيد به دور زمين مي‌چرخد، زمين يك نهنگ بزرگ در دريا است و ما به روي آن قرار داريم يا زمين به شكل مربع است!! اگر اين طمع مقدس نبود امروز تنها يك سرماخوردگي ساده و آنفولانزا ما را مي‌كشت چون كاشف پني‌سيلين قناعت كرده بود و همه چيز را كافي دانست.
حركت كنيد، مكث نكنيد، شتابزده عمل كنيد و خود را يك اثر برجسته خلقت و پروردگار بدانيد. تنها غيرممكن‌ها، غيرممكن‌اند و چيزي به نام دست نيافتني،‌اساسا در اين جهان هستي وجود خارجي ندارد. دست نيافتني‌ها تنها درذهن و باورهاي ما هستند. پس مي‌بايست باورهايمان را مجددا مرور كنيم و ذهنمان را از هر گونه محدوديتي عاري نگاه داريم!
من براي بيماران خاص و حتي معلولين سخنراني مي‌كنم. شايد ابتدا گمان كنند كه به واسطه يك بيماري شديد يا عدم توانايي در حركت محدودند اما با صحبت‌ها و مثال‌هايي كه مي‌آورم به زودي معتقد مي‌شوند كه محدوديت تنها ساخته و پرداخته ذهن آنهاست. اين در شرايطي‌ست كه بسياري از ما نه بيماري خاصي داريم، نه معلول حركتي هستيم اما دائما با بهانه‌هايي كه مي‌آوريم خودمان را محدود مي‌ كنيم و فرصت‌ها را از دست مي‌دهيم.
اين محدوديت‌ها را كنار بگذاريد. بگذاريد. ذهنتان نفسي تازه كند و اجازه دهيد تا ذهن‌تان شما را به سفر ناشناخته‌اي ببرد كه ميليون‌ها زن و مرد موثر و تاريخ ساز ديگر را با خود برده است.
و رمز‌ نهايي هر كارآفرين موفق سخاوت است! به وفور نعمت اعتقاد داشته باشيد. همانطور كه تاريخ مي‌تواند همه را در خود جاي دهد به اندازه كافي ايده و پول و موقعيت وجود ندارد تا بدست بياوريد و ببخشيد براي همه چيز ببخشيد براي خودتان! افتخار نصيب كساني مي‌شود كه چيزي را بدون چشم داشت مي‌بخشند و نه كساني كه چيزي دريافت مي‌كنند! خودتان را موظف كنيد، آنقدر پول داشته باشيد كه بتوانيد تنها با يك درصد آن، دنيا را جاي بهترين براي زندگي كردن كنيد. خودتان را موظف كنيد تا سرپرست مخارج كودكان بي‌سرپرست يا كار شويد. اينگونه چيزي به نام وجدان و حس مسئوليت رهايتان نمي‌كند. مجبوريد پول بيشتري بسازيد تا از پس وظايف خود برآئيد و دنيا چه سخاوتمندانه پاداش مي‌دهد. شايد بايد حتما كاري كنيد تا منظورم را عميقا بفهميد!
با ديدگاه وفور نعمت، آموخته‌ها، اطلاعات و دانسته‌هايتان را هر گونه كه مي‌دانيد، رايگان، در ازاي بهاي آموزش، به صورت يك كتاب، هر چه كه هست در اختيار ديگران قرار دهيد و در موفقيت آنها شريك باشيد. دانسته‌ هاي خود را سخاوتمندانه به ديگران واگذار كنيد تا جدا از آنكه خودتان را سخاوتمند مي‌يابد، از صحت و اعتبار و درجه اهميت آنها نيز مطلع باشيد.
چارلي
چاپلين روزي گفت: زماني كه فيلم‌هايم پخش مي‌شود به چهره تماشاچيان دقت مي‌ كنم تا ببينم كجا مي‌خندند و كجا نه، از آن پس كه نقاط قوت و ضعفم را متوجه شدم با تمام تلاش آنها را بهتر و اصلاح مي‌كنم. شما هم مانند او باشيد. ببينيد كجا دانسته‌هايتان ديگران را به وجد مي‌آورد، ببينيد در كجا ديگران شما را تحسين مي‌كنند و شما را آگاه، اعجوبه، مطلع و بزرگ مي‌دانند و كجا از آنچه داريد به وجد نمي‌آيند و تنها از آن رو كه دلتان را نشكسته باشند لبخند سردي مي‌زنند.
كارآفرين را از واژه به دو گونه مي‌توان تعبير كرد. يكي آن كسي كه كاري را مي‌آفريند و خلق مي‌كند و يكي آن كسي كه كاري را در حد كارآفرين و تحسين ارائه مي‌كند. شما بايد نمونه بارز هر دوي اين تعابير باشيد. چرخ را از اول اختراع نكنيد. بگذاريد افتخار اختراعش براي همان انسان‌هاي اوليه باقي بماند. كافي‌ست فقط براي بهتر كار كردن چرخ كاري بكنيم و صد البته از اين چرخ مي‌توان جايي در اختراعات خودمان هم استفاده كنيم!
نويسنده: توماج فريدوني
وب سايت: www.Toomaj.com
وبلاگ: www.Blog.Toomaj.com

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.