هديهاي متفاوت
(526 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(778 بار خوانده شده است)
[1]هديهاي متفاوت
تاریخ افزودن 29/04/1385
به تازگي مجاني سخنراني كردم. من به مجاني سخنراني كردن معتقدم اما بيشتر از آن به سخنرانياي معتقدم كه به خاطرش پول بگيرم. در هر حال، دلايل خوبي دارم براي اين كه چرا گاهي اوقات به رايگان سخنراني ميكنم. مثلا ممكن است به خاطر حمايت از يك موسسه خيريه باشد يا به خاطر اين كه در ميان جمعيت، افرادي هستند كه سخنران استخدام ميكنند. اگر تا به حال، در يك ضيافت شام سخنراني كرده باشيد يا در يك كنفرانس كارگاه آموزشي برگزار كرده باشيد، وقتي از هديهاي كه به سخنران ميدهند، صحبت ميكنم، اخمهايتان درهم ميرود. فكر ميكنيد كه حتما تيشرت هديه خواهيد گرفت. ميدانم مجموعهاي از تيشرت، پيراهن گلف، چاقوي باز كردن نامه و كتابهايي كه علاقهاي به آنها نداريد، جمع كردهايد. من هم به اين چيزها نيازي ندارم. يك بار هنگامي كه آماده بودم تا هديه وحشتناكي كه به سخنران ميدهند، دريافت كنم، با هديه زيبايي روبرو شدم كه با كاغد رنگارنگي بستهبندي شده بود. خوشبختانه رئيس شركت مجبورم نكرد كه هديه را در ميان جمع باز كنم. وقتي داشتم ميرفتم، كمي كاغذ بسته را باز كردم و نگاهي به آن انداختم. در كمال تعجب ديدم كه يك بسته شكلات است كه اسم من روي آن حك شده است! رئيس شركت وقت گذاشته بود و يك هديه اختصاصي براي من تهيه كرده بود. اگر تا به حال پدر يا مادر بودهايد، براي كارت پستال دستسازي كه دختر يا پسر كوچكتان به شما هديه مي كند، بيش از هر هديه ديگري، ارزش قائل باشيد. شما نميدانيد وقتي كه آن بسته شكلات را ديدم، چقدر خوشحال شدم. در زندگي چيزهاي خيلي كوچك هم اهميت دارند. ممكن است شما بخواهيد نسبت به آنها بي تفاوت باشيد اما اينها بذرهايي هستند كه باغ زندگي شما را شكوفا ميكنند. همه چيزهاي ساده هم با اهميت نيستند اما كمي سعي كنيد، اين چيزها ميتوانند مفيد و جالب باشند. رئيس شركت ميتوانست يك تيشرت، كلاه يا كيك ميوهاي را كه از كريسمس مانده بود، به من بدهد. اما او كمي وقت و حوصله به خرج داد؛ هديهاي به من داد كه من بتوانم امروز دربارهاش بنويسم. شما هم ميتوانيد روز يك نفر را فقط با صرف وقت و حوصله پر از شادماني كنيد. من امروز براي تقويت روحيه يك دوست برايش ايميلي فرستادم، موثر بود. آن كلماتي كه من با دقت گلچين كرده بودم، كار خودشان را كردند. ميدانم كه ميتوانيد ميزان خوشحالي مرا حدس بزنيد. وقتي يك نويسنده معروف به من پيشنهاد داد كه براي سايت من مطلب بنويسد، من از خوشحالي بال درآوردم. سپس او به سايت Amazon.com و BarnesAndnobel.com هم سر زد و به صاحبان آنها هم پيشنهاد مشابهي كرد. لازم نيست به شما بگويم كه من چقدر از تلاش خانم Carolyn Howard خوشحال بودم. من خيلي خوشحالم كه اطرافم پر از انسانهاي فكور است. آدمي همان كه بكارد، درو خواهد كرد. شما چه ميكاريد؟ آيا براي افرادي كه دوروبرتان هستند، وقت ميگذاريد؟ آيا در باغ زندگيتان بذرهاي شادي ميكاريد؟ با بذرهاي مناسب و كمي تلاش، هديههايي بس ارزشمند در زندگي دريافت خواهيد كرد و يادمان باشد كه هميشه هنگام دريافت هديهها تشكر كنيم تا باز هم ا دامه داشته باشند.
By: David Leonhardt
مترجم: آذين صحابي
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]